هارمونیکای شیشه‌ای؛ علت اختلالات روانی بتهوون؟

melodymag

موسیقی معمولاً به عنوان مایه آرامش انسان شناخته می‌شود اما اگر آلت موسیقایی خاصی پیدا شود که در انسان موجبات ابتلا به اختلالات روانی را فراهم کند چه خواهد شد؟

هارمونیکای شیشه ای آلتی موسیقیایی است که بسیاری علت مجنون شدن بتهوون و حتی مرگ آن را به استفاده این موسیقیدان از این آلت نسبت می دهند.

هارمونیکای شیشه ای اکنون به هیچ وجه توسط ارکسترهای سمفونی استفاده نمی شود و حتی در بسیاری از کشورهای اروپایی استفاده از آن ممنوع اعلام شده است.
melodymag

علت ممنوع شدن استفاده از هارمونیکای شیشه ای آن است که این وسیله موسیقی اصواتی را از خود منتشر می‌کند که  شدتی کمتر از ۴۰ هزار هرتز تولید می کنند. این میزان می تواند توازن بین دو گوش انسان را به هم ریخته و در بدن اختلالات روانی ایجاد کند.

بسیاری معتقدند که علت مجنون شدن بتهوون در سنین پایانی عمرش نیز به خاطر نگارش قطعه های موسیقیایی برای این آلت موسیقایی خطرناک بوده است.

هم اکنون هارمونیکای شیشه ای را تنها می توانید در موزه ها پیدا کنید.

بتهوون، یکی از تاثیرگذارترین موسیقی‌دانان کلاسیک

beethoven

لودویگ فان بتهوون یکی از موسیقی‌دانان برجسته آلمانی بود که بیشتر زندگی خود را در وین سپری کرد.

او یکی از بزرگترین و تأثیرگذارترین شخصیت‌های موسیقی در دوران کلاسیک و آغاز دوره رمانتیک بود. بتهوون، به‌عنوان بزرگترین موسیقی‌دان تاریخ، همیشه مورد ستایش قرار گرفته و آوازه او موسیقیدانان، آهنگ‌سازان، و شنوندگانش را در تمام دوران تحت تأثیر عمیق قرار داده‌است. در میان آثار شناخته‌شده وی می‌توان از سمفونی نهم، سمفونی پنجم، سمفونی سوم، سونات پیانو پاتتیک، سونات مهتاب، و هامرکلاویِر، اپرای فیدِلیو و میسا سولِمنیس نام برد.

بتهوون در شهر بن آلمان متولد شد. پدرش یوهان فان بتهوون، اهل هلند (فلاندر آن زمان) بود و مادرش ماگدالنا کوریچ وان بتهوون تبار اسلاو داشت. این خانواده صاحب هفت فرزند شد که چهار تن از آنان در کودکی درگذشتند. آنان که باقی ماندند عبارت بودند از سه برادر به نام‌های لودویگ، کاسپارکارل (۱۷۷۴-۱۸۱۵) و نیکولائوس یوهان (۱۷۷۶-۱۸۴۸).

اولین معلم موسیقی بتهوون پدرش بود. پدرش یکی از موسیقیدانان دربار بن بود. استعداد بتهوون به ‌زودی بر همگان آشکار شد. بتهوون تحت آموزش کریستین گوت‌لوب نیفه و همچنین تحت حمایت مالیِ شاهزاده الکتور (همان درباری که پدرش در آن کار می‌کرد) قرار گرفت. بتهوون در ۱۷سالگی مادر خود را از دست داد و با درآمد اندکی که از دربار می‌گرفت، مسئولیت دو برادر کوچک‌ترش را بر عهده داشت.

بتهوون در سال ۱۷۹۲ به وین نقل مکان کرد و تحت آموزش ژوزف هایدن قرار گرفت؛ ولی هایدن پیر در آن زمان در اوج شهرت بود و به قدری گرفتار، که زمان بسیار کمی را می‌توانست صرف بتهوون بکند. به همین دلیل بتهوون را به دوستش یوهان آلبرشتس‌برگر معرفی کرد. از سال ۱۷۹۴ بتهوون به صورت جدی و با علاقه شدید نوازندگی پیانو و آهنگسازی را شروع کرد و به سرعت به عنوان نوازنده چیره‌دست پیانو و نیز کم‌کم به عنوان آهنگسازی توانا، سرشناس شد.

beethoven-01

بتهوون بالاخره شیوه زندگی خود را انتخاب کرد و تا پایان عمر به همین شیوه ادامه داد: به جای کار برای کلیسا یا دربار (کاری که اکثر موسیقیدانان پیش از او می‌کردند) به کار آزاد پرداخت و خرج زندگی خود را از برگزاری اجراهای عمومی و فروش آثارش و نیز دستمزدی که عدّه‌ای از اشراف که به توانایی او پی برده‌بودند و به او می‌دادند، تأمین می‌کرد.

بتهوون از ضعف جسمی داشت. او از سال ۱۷۹۶ کم کم شنوایی خود را از دست داد و در سال ۱۸۱۴ کاملا ناشنوا بود، اما علاوه بر این مشکل جسمی، او درگیر چندین مشکل روحی نیز بود که ناکامی در رابطه عاطفی از جمله آن‌ها بود.

در سال ۱۸۲۶ سلامت وی به شدت وخیم شده بود، تا اینکه یک سال بعد در ۲۶ مارس ۱۸۲۷ از دنیا رفت. در آن زمان تصور می‌شد مرگش به دلیل مرض کبد بوده‌، اما تحقیقات براساس رشته‌ای از موهای بتهوون که پس از مرگش باقی مانده نشان می‌دهد مسمومیت سرب باعث بیماری و مرگ نابهنگام وی شده ‌بوده (مقدار سرب خون بتهوون ۱۰۰ برابر بیشتر از مقدار سرب در خون یک فرد سالم بود).

احتمالاً منبع این سرب از ماهی‌های رودخانه آلوده دانوب بوده ‌است. بعید است ناشنوایی بتهوون به خاطر مسمومیت از سرب بوده ‌باشد. برخی از تحقیقات نشان می‌دهد اختلال در پادتن سیستم دفاعی بدن و دچار شدن به بیماری لوپوس عامل آن بوده ‌است.

  • خبرآنلاین

آغاز بزرگترین جشنواره‌ی موسیقی کلاسیک آلمان

شهر بن به مدت یک ماه میزبان جشنواره‌ی بتهوون است. بیش از۲۰۰۰ هنرمند از کشورهای گوناگون بیش از ۱۶۰ کنسرت کلاسیک و برنامه‌های جانبی اجرا خواهند کرد. در این جشنواره “ارکستر ملی جوانان عراق” هم شرکت می‌کند.

به گزارش مجله موسیقی ملودی از رادیو آلمان هر سال در ماه سپتامبر و اکتبر شهر بن آلمان شاهد جشنواره‌ی بتهوون”، بزرگتر‌ین جشنواره‌ی موسیقی کلاسیک این کشور است. در جشنواره‌ی امسال که عنوان “موسیقی آینده” را یدک می‌کشد، تعداد کنسرت‌ها و برنامه‌های جانبی افزایش چشمگیری یافته است. از روز نهم سپتامبر تا نهم اکتبر، با همکاری دویچه وله، بیش از ۱۶۰ کنسرت کلاسیک و پاپ، برنامه‌های هنری گوناگون، میزگرد و سخنرانی برگزار می‌شود.

یکی از نطقه‌اوج‌های جشنواره، کنسرت ارکستر فستیوال بوداپست است که در روز ۱۷ سپتامبر به رهبری آهنگساز پرآوازه‌ ایوان فیشر اجرا می‌شود.

نخستین جشنواره‌ی بتهوون را آهنگساز نامدار فرانتس لیست در سال ۱۸۴۵ به مناسبت هفتادوپنجمین سالروز تولد بتهوون برگزار کرده بود. به همین دلیل امسال، در دویستمین سالگرد تولد لیست، شب ۲۴ سپتامبر به کارهای او تعلق گرفته است.

  • جشنواره بتهوون و عراق

یکی از سنت‌های “جشنواره‌ی بتهوون” همکاری با ارکسترهای خارجی و جوان است. در سال‌های اخیر ارکستر‌هایی از ویتنام، ونزوئلا، برزیل و اروپای شرقی شرکت داشتند و امسال “ارکستر ملی جوانان عراق” دعوت شده است.
این گروه که نوازندگان آن کرد و عرب هستند، در روز اول اکتبر در سالن بتهوون شهر بن برنامه اجرا می‌کنند. از آنجا که انتظار می‌رود، شمار تماشاچیان به مراتب بیشتر از تعداد صندلی‌های سالن باشد، این کنسرت در میدان مرکزی شهر بر پرده‌های بزرگ نشان داده می‌شود.

ایلونا شمیل، مدیر جشنواره می‌گوید: «این گروه نه تنها به خاطر موسیقی‌ای که ارائه می‌کند، بلکه به دلیل ترکیب نوازندگان آن، یکی از اتفاقات مهم جشنواره محسوب می‌شود. موسیقی کلاسیک غربی در عراق سنت چندانی ندارد، اما جالب اینجاست که این نوع موسیقی توانسته است، جوانان عراقی را از مناطق گوناگون این کشور به هم پیوند دهد.»

  • زندگی و آثار بتهوون

خانه‌ی بتهوون، یکی از مهم‌ترین مکان‌های توریستی شهر بن است.لودویگ فان بتهون در روز ۱۷ دسامبر ۱۷۷۰ در شهر بن به دنیا آمد و بزرگ شد. خانواده‌ی پدری او از مهاجران هلندی بود و مادرش ریشه‌ی اسلاو داشت. پدر بتهوون که خود در کار موسیقی بود، خیلی زود به استعداد پسرش پی برد و برای او امکانات آموزش موسیقی را در سطح عالی فراهم کرد. لودویگ نخستین بار در سن هفت‌سالگی به نواختن پیانو در معرض عموم پرداخت و مورد تشویق قرار گرفت. در سال ۱۷۸۴ او به عنوان نوازنده‌ی پیانو و ارگ در دربار استخدام شد.

زندگی بتهون را از نظر موسیقایی به سه دوره تقسیم می‌کنند: دوره‌ی اول که تا ۲۷ سالگی هنرمند را در بر می‌گیرد، زمان خلق آثار برون‌گرا و پرشور است. در دوره‌ی دوم که تا ۴۴ سالگی هنرمند، یعنی تا سال ۱۸۱۴ ادامه دارد، با بتهوونی روبه‌رو هستیم که آثارش را به همان سبک نخست می‌آفریند، ولی از نظر فرم و محتوا تا سرحد کمال گسترش می‌دهد.

در دوره‌ی سوم که ۱۳ سال آخر زندگی او است، بتهوون که دیگر کاملا ناشنوا شده، به جهان درون پناه می‌برد و این حالت را در آثارش هم بازتاب می‌دهد، پنداری که در جهان فلسفه قدم برمی‌دارد. اما در همین دوره است که سمفونی آخر یعنی شماره‌ی ۹ را می‌سازد که قطعه‌ی پایانی آن آهنگی است بر سروده‌ی شیلر به نام سرود شادی. در این سرود نیز بتهوون با موسیقی خود به جهان و جهانیان پیام می‌دهد که با یکدیگر یار و مهربان باشند.

بتهوون کار خود را به آثار به اصطلاح جدی محدود نکرده، بلکه گاه با خلق و اجرای یک قطعه‌ی تفننی، شنوندگانش را به تفریح و سرگرمی فرامی‌خوانده است.. نمونه‌ی آن سلسله قطعاتی برای پیانو است که او خود آنها را زیر عنوان «خرده‌ریز» ساخته و منتشر کرده است.

تغییرنام سالن بتهوون خانه هنرمندان به سالن استاد شهناز

jalil-shahnaz-01

در ضیافتی که با حضور شهردار تهران و جمعی از اهالی هنر برگزار شد،سالن بتهوون خانه هنرمندان به سالن استاد جلیل شهناز تغییر نام یافت.

به گزارش مجله‌ موسیقی ملودی از خبرآنلاین، مجید سرسنگی در ویژه برنامه «ملکوت کلمات» دلیل این تغییر نام را تذکر محمدباقر قالیباف در یکی از جلساتی که با او داشته عنوان کرد و یادآور شد:«بعد از دیدار با شهردار تهران و تذکر درباره تغییر نام این سالن تصمیم گرفته شد که این سالن تغییر نام یابد.»

سپس حمیدرضا نوربخش مدیرعامل خانه موسیقی خبر از تغییر نام سالن بتهوون به نام جلیل شهناز داد و گفت:«هفته گذشته به همراه آقای پیرنیاکان، طلوعی و سرسنگی به عیادت استاد شهناز  رفته بودیم که در آن‌جا آقای سرسنگی متذکر شد که در خانه هنرمندان ایران، همه سالن‌ها به نام مفاخر معاصر ایران است به‌جز سالن بتهوون که ظاهرن قرار بوده نام دیگری داشته باشد اما به خاطر تعجیل در این امر، نام بتهوون بر آن گذاشته شد. گر چه این موسیقیدان، یکی از نوابغ تاریخ موسیقی جهان است اما در خانه هنرمندان یک وصله ناجور به شمار می‌آمد.»

مدیرعامل خانه موسیقی افزود: «روز ۱۶مردادماه در جلسه شورای عالی خانه هنرمندان تغییر نام سالن بتهوون به سالن استاد جلیل شهناز تصویب شد که البته در مراسم ویژه‌ای با حضور هنرمندان این نامگذاری را تکمیل خواهیم کرد.»

کنسرت دو نوازی ویولن و پیانو برگزار می‌شود

piano_keys

کنسرت «دونوازی ویولن و پیانو» به سرپرستی «سعید همایونی» دوم تیر در تالار رودکی اجرا می‌شود.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی این دونوازی از سوی «سعید همایونی» و «هامیک الکساندریان» در این تالار اجرا می‌شود.

این در حالی است که گروه مذکور پیش از این در اصفهان و آبادان به اجرای برنامه پرداخته بودند.

اجرای قطعاتی از بتهوون، کرایسلر، برامس، شوپن، شوبرت، مونتی، سارازات، کمیتاس و … از جمله قطعاتی است که توسط این گروه در این کنسرت به اجرا در خواهد آمد.

کنسرت «دونوازی ویولن و پیانو» دوم تیر- ساعت ۲۰ – در تالار رودکی برگزار می‌شود.

درباره روبرت شومان، از نبوغ تا جنون

rober-schumann-01

«روبرت شومان» یکی از آهنگ‌سازان بزرگ دوره رومانتیک در موسیقی کلاسیک آلمان است. او در زندگی کوتاه و پررنج خود آهنگ‌هایی بسیار زیبا در قالب‌های گوناگون به یادگار گذاشته است. این آهنگ‌ساز ۲۰۰ سال پیش به دنیا آمد.

شومان تا دیرزمانی میان ادبیات و موسیقی مردد بود. مادرش پیانو می‌نواخت و به فرزند خود از هفت سالگی درس پیانو داد. پدر او ناشر و کتاب‌فروش بود و در خانه کتابخانه‌ای شایسته داشت. روبرت با عشق به ادبیات بزرگ شد. او خواننده‌ پرشور آثار ادبی بود، و خود نیز شعر می‌سرود و رمان می‌نوشت.

پس از مرگ پدر، روبرت شومان که در فکر تأمین زندگی خانواده بود، شهر زادگاه خود، تسویکاو را ترک کرد و برای تحصیل حقوق به لایپزیگ رفت.

در لایپزیگ موسیقی در همه جا حضور داشت و «فلیکس مندلسون»، آهنگ‌ساز نامی، مدیر امور موسیقی شهر بود. شومان در این شهر در برابر کشش موسیقی تاب و توان از دست داد. قریحه و استعداد هنری او بر عقل معاش چیره شد و او را یک‌سره به مسیر موسیقی انداخت. نخست به آموزش نوازندگی پیانو پرداخت و با این که دیر شروع کرده بود، پیشرفتی سریع داشت. رفته رفته به تصنیف قطعات کوچک دست زد، هرچند هنوز از موفقیت مطمئن نبود.

شومان به مباحث نظری نیز علاقه‌مند بود. به همراه معلم پیانوی خود، «فریدریش ویک» نشریه‌ای پایه‌گذاری کرد به نام «مجله جدید موسیقی»، که تا امروز در آلمان منتشر می‌شود. ویک استعداد و پشتکار شومان را سخت می‌ستود، اما وقتی باخبر شد که او به دخترش کلارا دل بسته است، به شدت خشمگین شد. او به هر ترفندی دست زد تا دلدادگان جوان را از هم دور کند. آنها دوران دلدادگی را با رنج فراق و دوری سپری کردند.

clara-schumann

  • دلباختگان شیدایی

کلارا در ذکاوت و زیبایی سرآمد دختران شهر بود و پدرش عقیده داشت که روبرت شومان برای همسری او به اندازه کافی شایسته نیست. اما دو جوان از راه خود برنگشتند و به عشق خود وفادار ماندند. سرانجام هنگامی که کلارا به سن قانونی رسید، آنها موفق شدند با هم پیوند زناشویی ببندند.

آنها در سال‌های نخست زوجی بسیار خوشبخت بودند. کلارا در نقش کدبانوی خانه چند بچه به دنیا آورد و خانه را به خوبی اداره می‌کرد. او در عین حال تلاش می‌کرد کار موسیقی را در نوازندگی و آهنگ‌سازی دنبال کند.

آثاری که روبرت شومان در نخستین سال‌های زناشویی با کلارا خلق کرده سرشار از عشقی نیرومند و آفریننده است. ترانه‌های آوازی، آثار مجلسی، کارهای پیانویی و سمفونی‌ها از عشق پرشور او حکایت دارند. روبرت شومان، پس از ناکامی‌های اولیه، سرانجام موفق شد به عنوان آهنگ‌ساز جایگاهی معتبر پیدا کند.

فلیکس مندلسون که مدیریت کنسرواتوار لایپزیگ را به عهده داشت، با شومان دوست بود و از او حمایت می‌کرد. اما موسیقی شومان در لایپزیگ خریدار زیادی نداشت. در این شهر مردم به آثار لودویگ فان بتهوون، فلیکس مندلسون و فریدریک شوپن علاقه داشتند. کلارا در هر فرصتی با اجراهای استادانه و ظریف یادآوری می‌کرد که همسر او نیز آهنگ‌سازی بزرگ است.

clara-robert

  • در کرانه‌ راین

در سال ۱۸۵۰ شومان در چهل سالگی همسر و فرزندان خود را به دوسلدورف آورد و مدیریت ارکستر این شهر را به عهده گرفت. در نخستین آثار این دوره شور و نشاط او از موفقیت هنری در محیط تازه، شادابی از طبیعت سرشار حوزه‌ راین نمایان است و گواه آن سمفونی سوم اوست: سمفونی راینی.

اما دوران شادمانی شومان در کرانه‌ راین زودگذر بود. او به زودی به بحران روحی سنگینی دچار شد که انگیزه‌ واقعی آن تا امروز ناشناخته مانده است. در تمام اوقات با اندوه و افسردگی دست به گریبان بود. با وجود این بخشی از مهم‌ترین کارهای شومان در این مرحله پایانی شکل گرفته است: کنسرتوی ویولونسل، کنسرتوی ویولون، قطعه مس و قطعه عزای رکوئیم.

کلارا که هشت فرزند برای روبرت شومان به دنیا آورده بود، با پیکری ظریف و روحیه‌ای حساس، از قدرت روحی بالایی برخوردار بود، به گونه‌ای که توانست هم خانواده پرجمعیت را اداره کند و هم قریحه و استعداد هنری خود را پرورش دهد.

نشانه‌های پریشانی و جنون هرچه بیشتر در شومان آشکار می‌شد. یک بار به قصد خودکشی خود را به راین انداخت. او را از غرق شدن در رودخانه نجات دادند، اما جنون او درمانی نداشت. شومان دو سال آخر زندگی را در آسایشگاهی در بن گذراند.

روبرت شومان که در ۸ ژوئن ۱۸۱۰ به دنیا آمده بود، در ۲۹ ژوئیه ۱۸۵۶ در شهر بن درگذشت.

  • همشهری آنلاین