مقاله‌ای در مورد اصوات ملایم یا متنافر از بابک رجبی

music-01_0

مجله‌ی موسیقی ملودی: «بابک رجبی» سرپرست گروه موسیقی نوژان طی مقاله‌ای که برای مجله‌ی موسیقی ملودی نگاشته به بررسی موسیقی و لحن در متون قدیم تاریخ موسیقی ایران پرداخته است که با هم آن‌را می‌خوانیم:

«ابو نصر فارابی» در موسیقی الکبیر می‌فرماید: بدان که موسیقی لفظی است یونانی و معنی آن الحان است.
لحن، گاه بر جماعت نغمه های مختلف که به ترتیب معینی مرتب شده باشند اطلاق می‌شود وگاه بر گروهی ازنغمه ها که به وجهی معین تألیف شده باشند.گاه نیز لحن به معنای دیگریست که دراین مقام به آن نیازی نیست.
«عبد القادر مراغی» معتقد است که در تعریف فارابی از موسیقی اصوات متنافر داخل می‌شوند. و هم‌چنین «صفی‌الدین ارموی» تخصیص کرده است لحن را به جماعت نغمات ملایمه.
عبدالقادر در «جامع الالحان» میفرماید: بعضی از حکما گفته اند علم موسیقی عبارت است از علم ریاضی که بحث کنند و در آن از احوال نغمات از آن حثیت که ملایم است یا متنافر واحوال ازمنه ای که متخلل اند میان آنها؛ تامعلوم شود که چکونه تألیف کرده شود. وبعضی دگر گفته اند که موسیقی عبارت است از صناعتی که مشتمل باشد بر الحان وآنچه التیام الحان بدان باشد و بدان کامل شود، به تصویت انسانی یا به آلات.پس گوییم:موسیقی عبارت است از جمع نغمات ملایمه که بر شعری ترتیب کنند، در دوری از ادوار ایقاعی.
از منابعی که در دست است اینچنین بر می آید که قدما ملایم بودن اصوات را شرط اصلی تعریف لحن می‌دانستند.
تنها در موردی که عبد القادرهم به آن اشاره کرده است در تعریف فارابی از لحن ،اصوات متنافر یا(غیر مطبوع)وارد میشوند.ملایمت اصوات از جهت مطبوع بودن به جنس،رنگ وشدت تولید صوت باز میگردد.
اما در مورد نسبت زیر و بمی اصوات «صفی الدین ارموی» معتقد است؛ هیچ صوتی فارق از زیر وبمی نیست.صوت اصل است وزیرو بمی صورت اند.واینها بدون یکدیگریافت نمیشوند، ونیز زیر وبمی علاوه بر اینکه از خواص صوت هستند میتوانند تداوم محسوس داشته باشند مثل صدایی که از کشیدن اجسام روی زمین به گوش میرسد، و زیر وبمی به سختی و متخلل بودن آن بستگی دارد، وبا اینکه دراین صوت تداوم محسوسی از زیر و بمی وجود دارد، نمی توان آن را نغمه به شمار آورد، پس باید در جستجوی یک ویژگی دیگر بود که نغمه را از صوت متمایز کند و آن ویژگی را نمی توان در عبارت «طبع آدمی از آن محظوظ شود»یافت زیرا نغمه هایی از حنجره های نابهنجار شنیده می شود ،که شنونده آن را نازیبا می یابد با این حال این صداها در شمار نغمه هستند.*
آن‌چه موسیقی را تشکیل می دهد صوت است و سکوت .حال ا گر کسی با استفاده از اصوات نازیبا فضائی بیامیزد که در تعریف و شاکله ی نهایی خود بیانگر مفهومی باشد که در آن استفاده از آن صوت ضرورت بیابد چه اتفاقی می افتد؟.آیا نویسنده ای که با استفاده از کلمات نازیبا متنی مینویسد یا نقاشی که با استفاده از خطوط و زوایای مزاحم، اثری تولید می کند که بیانگر فرمی خاص یا گویای مفهومی جدید است ،خارج از تعریف ادبیات و نقاشی عمل کرده است؟
زیبائی شناسی انسان گرچه به ریشه های فرهنگی،تاریخی وجغرافیائی وصل است ولی در هر برهه از زمان دستخوش تغییرات است حال این سوال مطرح میشود که آیا یک پدیده میتواند به همراه خود زیبائی شناسی جدیدی بیافریند یا زیبائی منحصر به یک ارتباط یک‌طرفه توسط مخاطب با اثر هنری است؟
بحث راجع به اینکه معنا و مفهوم چیزی به اسم موسیقی کجا ودرکدام لایه ی اثر موسیقی هویداست،از حوصله ی این مقال خارج است،ولی اگر معنای جنگ در مارش ،مفهوم صبح در ماهور واحساس غم در دشتی اتفاق بیفتد ،یعنی ریتم ومد در موسیقی دارد معنا میسازد .
حال اینکه بخش عمده ای از معنای موسیقی به جنس ابزار مولد صوت بستگی دارد. استفاده از ابزاری که جنس،ریتم وفواصل خود را می طلبد ،ابزاری که به فراخور انتخاب و استفاده آهنگساز به کار میاید،خارج از این که بخواهیم با یک ساز حالتی مجازی ایجاد کنیم تا معنا را تولید کند، استفاده ی مستقیم از ابزار واقعی است که میتواند بدون مستعار کردن صوت به آن چیز دیگر، قابلیت استعاره در لایه های دیگر موسیقی را بوجود آورد که شاید با حقیقت موسیقی نسبت نزدیکتری دارد.
استفاده ی ابزاری خارج از حوزه ی اینسترومنتال موسیقی در کار های کیتارو ،تئودوراکیس و یا گروه استامپ به عنوان عناصر مولد موسیقی از مصادیق این موضوع است.
قاعده مندی اصوات در فواصل تمام،نیم و ربع پرده ای همچنان که ریتم آنها به هر بازه ی زمانی قابل تغییر است میتواند دستخوش تغییر و تعریف جدیدی منحصر به خودش باشد.
برخی آثار شوئنبرگ کیج و اشتوکهاوزن در غرب و تجاربی مثل تمرینات تونال و کارگاه پست مدال در کشور خودمان مصداق تعریف جدیدی از قاعده مندی اصوات به جهات تونالیته،تغیرات گام وتغیرات اینسترومنتال میباشد.
ملایمت را اگر به عنوان یکی از صفات صوت در نظر بگیریم میتوانیم موسیقی را بعنوان دست ورزی با اصوات به شکل گسترده تری ببینیم.
با نگرش به موسیقی از این منظر می‌توان آوازهای «لویی آرمسترانگ»، «تام ویتس»، «جنیس جاپلین» و برخی از خوانندگان راک و هوی متال را از جمله آثار هنری شاخص قرار داد. حضور سینتی سایزر و گیتار الکتریک با افکت‌های خاص و عجیب ورود صدا هایی را در حوزه ی موسیقی مهر تایید زده است که در تعریف ملایمت صوت نمی‌گنجد.
شیوه‌ی آواز خواندن «فرهاد مهراد» و «فریدون فروغی»، چنان که به‌قول «اسفندیار منفرد زاده» به‌گوش برخی دل‌خراش می‌آمد اما در آن دوران بیانگر مفهوم درون خود بود که شاید اعتراض به وضعیت زمان خود را رقم می زد. جنس و رنگ صدای افرادی مثل «محسن چاووشی»، «شاهین نجفی»، «سروش لشکری» و «بابک میرزاخانی» تعریف جدیدی از تولید صوت را بوجود میاورد که در ساختار و فرم خود جای تأمل دارد.
مثلا خاصیت صدای «محسن نامجو» بدون این‌که ساز کوکی داشته باشد یا تکنیک برجسته‌ای در حوزه نوازندگی ارائه دهد و حتی در خواندن از فالشی نپرهیزد همه و همه گویی جز بیانمندی اجراییش هستند که شنوندگان خودش را هم دارد.
روحیه و زیبایی شناسی ایرانی بیشتر تکیه بر ظرائف و لطافت و ملایمت پدیده‌ها دارد، ازین رو آثار «استاد فرشچیان»، مینیاتور «رضا عباسی»، موسیقی دستگاهی،خط میرداماد معرق کاری کاشی کاری مینا کاری و کلاً فرمهای متقارن مملو از ظرایف و زیباییهای کشنده را می پسندد. اما انگار گریزی نیست از اینکه؛ هنر را با انیمیشن های تخیلی، فضاهای رمانتیک زندگی را با ابزار و افکتهای تکنولوژیک ونشستن در کنار رود بر بستری از سبزه را در بالکن بالای خیابان در صدا و تصاویر آهنی باز یافت.

  • بابک رجبی / مجله‌ی موسیقی ملودی

گزارشی از اجرای در امتداد اصوات از گروه نوژان

nojan-01

کنسرت «در امتداد اصوات» اولین کنسرت رسمی گروه موسیقی «نوژان» به‌همت حوزه‌ی هنری اصفهان از ۱۸ تا ۲۰ تیرماه ۱۳۸۹ در سالن سعدی این شهر برگزار شد.
گروه نوژان نزدیک به ۳سال سابقه فعالیت دارد. سرپرست این گروه بابک رجبی، آهنگ‌سازان آن سینا فرزادی پور وبابک رجبی و مدیر اجرایی آن جواد قبادی است. بیشتر اعضای این گروه دانشجوی موسیقی هستند، میثاق مهرپور وحمید لالی در تنظیم آهنگ‌ها کمک می‌کنند.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی بنای کار گروه نوژان برپایه‌ی توجه به نو آوری ودیگر بودن فضای اصوات وفرم موسیقی شکل گرفته است.
از تجربه‌های گروه نوژان در اجرا می‌توان به مرغ سکوت، صمیمیت گام و زبان، واگویه‌تر از ما، مینیمالیسم کهن، عدم یا محوریت تکنیک، لباس‌خوانی و درامتداد اصوات اشاره کرد.

نوازندگان این گروه میثاق مهرپور، مهدی زیدی، رسول عشوری، حمید لالی، امیر مختاری، مهدی افریچه ورضا نامدار هستند نزدیک به یک سال برای این اجرا تمرین کرده بودند.
امیرمسعود امیری خواننده ی قدرتمند و جوان اصفهانی که از محضر استاد شاهزیدی در اصفهان پا گرفته و سا‌ل‌هاست که در تهران فعالیت می‌کند در این کنسرت همراه گروه نوژان بود، امیر مسعود با وجود اینکه دیر به گروه پیوست ظرف مدت سه ماه با گروه هماهنگ شد و سکان کار را به دست گرفت.
کنسرت در امتداد اصوات از چهار بخش به‌شکل صدای ۱(همایون) صدای۲ (شور) صدای۳ (چهارگاه) و صدای۴ (ماهور) تشکیل شده که به‌وسیله ی۴پاساژ به هم وصل می‌شوند.
این پاساژها که با اصوات افکتیو مثل صدای آب ، باران ،رعد، صدای پرندگان وحیوانات، صدای آمبیانس شهری و صدای الکتریکی و نویز ساخته شده‌اند با همراهی ساز ها در سالن پخش می‌شوند.

به همراه این اصوات تصاویری در پس زمینه ی نوازندگان به نمایش در می‌آید. نور در هر قسمت از برنامه متغیر است.
جلوه‌های بصری و پخش تصاویر این اجرا را به هنر چندرسانه ای (performance) نزدیک می‌کند.
تصاویر در بخش اول از نقاشی‌های بدوی انسان در غار ها تشکیل شده در بخش دوم نقاشی روی فضاهای شعری از احمدرضا احمدی پخش می‌شود.در بخش سوم از مینیاتو‌ر‌های بهزاد و شعرهایی از بهرام اردبیلی استفاده شده ودر بخش چهارم از حرکات موزون فیلمبرداری شده که شعر شهرام شاهرختاش همراه آن است.
کلام در این کنسرت به‌شکل دکلماسیون و تصنیف به‌کار گرفته شد که از خیام و خاقانی تا احمدرضا احمدی و بهرام اردبیلی ادامه دارد.
کارگردانی تجسمی و نقاشی در متداد اصوات توسط مرتضا بصراوی، اجرا و ساخت تصاویر به‌وسیله‌ی احسان تحویلیان انجام شد.

nojan-03

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی، بابک رجبی سرپرست گروه نوژان در رابطه با کنسرت در امتداد اصوات می‌نویسد: «این اثر مخاطب رابین صداهای پیرامون (صداهای واقعی زندگی) وشکل موسیقی که به او عرضه می‌شود قرار می‌دهد.
اگر بپذیریم که موسیقی به عنوان یک فرایند زاینده وترجمه‌ی اصوات پیرامون به‌وسیله‌ی انسان است اصواتی که با بی نظمی ریتمیک خود درهر فرکانسی در طبیعت اتفاق می‌افتند ،به‌وسیله‌ی انسان در فرکانس‌های مرتب قاعده‌مند می‌شوند و در زمان‌های تعیین شده به صدا درمی‌آیند. اصوات از هوش و شعور انسان عبور می‌کنند و درفضای هنری قرار می‌گیرند.
اجرای کنسرت «در امتداد اصوات» دقیقن راه درمان وضعیت سمعی اجتماع نسبت به موسیقی نیست بلکه به اعتباری عین وضعیت موجود بین نیاز سمعی اجتماع و عرضه‌ی موسیقی است.
از بارزترین دغدغه های ایجاد این فرم عدم هماهنگی وضعیت موسیقی ایران با روند طبیعی زیست انسان است.

هم‌چنان که هر فرآیند در زندگی بشر بسته به شرایط زیستی و نیازهای او تغییر شکل می‌یابد موسیقی و ساحت صوت نیز از این تغییر و تبدیل ناگزیر است. دلزدگی و وازدگی جوانان از موسیقی سنتی از جمله اثرات این وضعیت به‌شمار می‌رود.
موسیقی پیش از آن که زاده‌ی نبوغ انسان باشد، جبر پیرامون اوست. عبور پنهان باد از شکاف صخر‌ه‌ها و انبوه­ی شاخه‌ها، غرش دهشتناک رعد در آسمان تیره، پژواک چکیدن قندیل­‌ها در غارهای بهاری و صدای پرنده‌ها، قرن‌های قرن، برای انسان نخستین تجسم موسیقی بود و سازهای آغازین، به سودای تکرار نوای آن­ها کوک می‌شد. اما تاریخ، ماجرای تغییر این جمله است؛ موسیقی، برای انسانی که با صدای پرندگان دیده می‌­گشاید و آسمان آبی را گنبد مینا می‌­پندارد، با سرگشته‌­ای که در آهن و سیمان محبوس است و آسمان را خراشیده می‌­بیند، تفاوتی بنیادین دارد. هر چه بر انسان گذشت، موسیقی او را نیز دگرگون ساخت. موسیقی، آینه‌­ی تمام­‌نمای زندگی انسان است؛ انسان و تنیدگی­‌اش با محیط، موسیقی را در درازنای تاریخ به فراخور تغییرات خویش، زیر و زبر کرده است.
اثر پیش رو با تکیه به این مهم که موسیقی در تنیدگی رابطه‌­ی انسان با محیط زاده می­شود، مروری است بر تاریخ تغییر و دگرگونی موسیقی. موسیقی فراتر از چارچوب­‌ها، دستگاه­‌ها، نت­‌ها و سازها، مجموعه­‌ی «آوا»هایی­‌ست که تجلی روح زمانه­‌اند. این اثر سعی در «اجرا»ی این پیوستگی دارد.»