مقاله: ناگفته‌های زبان موسیقایی فریدریک شوپن

melodymag

شوپن آن بزرگ مردی‌ست که به نسبت بی انتها و شگرف بودن آثارش، زندگی طولانی ای نداشت. ما از دهلیزهای پرپیچ و خم زندگی او تصویر شفافی -به عنوان سند و دست نوشته- در دست نداریم.

محیا حسنلو/ مجله موسیقی ملودی: فردریک شوپن پیانیست لهستانی مانند بتهوون بزرگ، زندگی به نسبت طولانی و پر سندی نداشت که بتوانیم با مدرک درمود وقایع روی داده سخن بگوییم اما .. بروید به سالهایی از تاریخ بشر که زندگی در سطح اولیه خود بود و مردمان افسانه ها را شکل می دادند. سحر و جادو بین مردم رواج داشت و هرکس خدایی داشت برای پرستیدن. مردی را در نظر بیاورید که در این هیاهوی کر کننده ، هنوز صدای درونی اش را می شنود ، متفکر است و ساعت ها در خود غرق می شود . او در این سفرهای درونی به مرزهایی می رسد و دیدنی ها را آنطور که شایسته ی خلقت یک انسان است ، می بیند. از این حس رهایی خدامانند به وجد می آید و میخواهد آسمان و زمین را با فریاد خود به وحدت و یکپارچگی دعوت کند . میخواهد سیر پرواز را بدون ترس و تردید تا آخرین قدم طی کند و بعد خداوند را در ورای تمام اشیاء ببیند. عاشق شود و با عشق خود دنیا را سیراب کند .. او میخواهد همه ی این کار ها را انجام دهد اما .. امان از انسان ها که محدودند. امان از زمان و مکانی که در آن متولد شده است . امان از مردمی که صدای حقیقت را به گور سکوت و خاک و خون میفرستند. چاره چیست .. او باید در آن زمانی که مردم را به جرم بازگو کردن حقایق می کشند ، زنده بماند نه برای زندگی کردن. بلکه برای پایان رسالت آفرینش خود و زنده نگه داشتن آن حس خدامانند که به اش نائل شده بود. و آن مرد هیچ چاره ای ندارد مگر اینکه تن به جبر جغرافیا و فرهنگ و زمان دهد چون تن از خاک است و محدود. اما این پایان رسالت اش نیست . روح بلند او در هیچ قالبی محدود نمیشود ؛ هر شب ، پس از رفت و آمد از سلوک و مکاشفه ، مرد یافته هایش را با یک زبان رمز دار در جایی می نویسد. او نمیداند آیا مردمان قادر خواهند بود روزی این رمز ها را به درستی دریافت و درک کنند یا نه. با اندک امیدی که قلبش را زنده نگه داشته است هر شب می نویسد و می نویسد..

ما از شوپن دست نوشته و طرح چهارچوب بندی شده ای نداریم. ما اسناد شگرف تری داریم ؛ قطعه های او! شوپن همان مردیست که در دیاری زندگی میکند که حرف هایش را به طرز ناراحت کننده ای نمیفهمند. بتین در نامه ای به بتهوون زیبا سخنی می گوید : « نابغه همیشه تنهاست و ناشناخته. خود او راهش را پیدا می کند، و این راه نه در روشنایی، بلکه در ناخودآگاهی و بی خبری جلوی پای او گذاشته می شود، راهی که حتی در جستجوی آن هم نبوده است.»
melodymag

و شوپن هم تنهاست. با وجود اینکه در سده ی ۱۸۰۰ و بخصوص در دوره ای که شوپن زندگی میکرد ، نگرش به موسیقی جنبه مثبت تری پیدا کرده بود و اشرافیان احترام و ارزش بسیاری برای موسیقی دان ها قائل بودند، او مرد تنهایی بود و شگرف تر آنکه تنهایی برای او هدیه ای بود از طرف خداوند. زندگی در اقیانوس وجودی آن بهشت موعود است .. شاید اگر او حرف هایش را روی کاغذ می آورد یکی از بزرگترین و بهترین نویسندگان قرن میشد .

برای همین است که همیشه گفته ام موسیقی شوپن روایتگر داستان و حکایت های معمول نیست. شوپن همان مردیست که هر شب می نویسد. زبان رمز دار او موسیقی ست.

و او این‌چنین گنج های پنهانی را برای ما فرستاده است. دستیابی به این گنج ها بسیار دشوار است چون حقیقتِ آن، درحالی که تجلی ظاهر -آوای موسیقی- رو به روی ماست و می‌شنویم‌اش، در اعماق پنهان است. و هنر دقیقا همین جاست که آنچنان آوای زیبایی از پیانو بیرون بیاوری که مردم عامی هم از شنیدن آن به وجد بیایند ولی در عملِ نواختن، سخت ترین تکنیک ها را داشته باشد!

موسیقی شوپن سهل الممتنع است همچون شعر های سعدی . آنقدر روان و گویا در بستر زندگی جاری ات میکند که دیگر هیچ نمیفهمی . شوپن در موسیقی اش طرحی از یک نقاشی مجلل و پرشکوه را مجسم نمی‌کند. او از قوی ترین سلاح انسانی استفاده میکند؛ حرف زدن! به آرامی، از اولین نت نواخته شده در یک قطعه، حرف هایش را آغاز می‌کند.

بعضی اوقات درحین گوش دادن به قطعه هایش، حس می‌کنم درحال خواندن دفتر یادداشت های او هستم. حرف هایی که در ژرفای وجودش باقی مانده و ترجیح داده با زبان بی زبانی آنها را کلمه کند.

  • محیا حسنلو/ مجله موسیقی ملودی

شوپن در اوج؛ درباره نوکتورن پیانوی شوپن

melodymag

نت ها پشت سر هم ردیف میشوند درحالی که صدای یک آکورد ملایم و غمگین مثل یک نجوای شبانه به گوش میرسد . یک میزان چند بار تکرار میشود ..

محیا حسنلو/ مجله موسیقی ملودی: اما با اینکه نت ها در هر بار نواختن همان نت هاست با همان هارمونی ، هربار حرف تازه ای دارد برای گفتن ؛ «تو همان جا بودی همان روز که چهره ی روشنت همچون خورشید بر من میتابید » .. در تکرار بعدی « چرا امشب دوباره یادت افتادم ؟ یاد آن چهره ی بی مانند ؟ .. آه محبوب ِمن سرنوشت از کدام سو تو را از من گرفت ؟ .. » این حرف ها را دارد در آن آکورد ملایم غمگین میگوید . اما شگفت انگیز است . در عبور از این خاطرات بیم و امید ، شوپن در درون خود ، بعد از یک جنگ بین هر آنچه از آن فرار کرده بود – که امشب بنا به دلایل نامعلومی دوباره به سراغش آمده بودند – به نقطه ای میرسد . با صدایی غمیده و چهره ای آشفته تاریکی را پشت سر میگذارد .. « دیگر چه چیز اهمیت دارد ؟ » .. او تنها به این جمله فکر میکند که ناگهان از نقطه ای – همان نقطه ای که از درون به آن سلوک کرده بود – نوری پخش میشود روی صورت غمیده او . لبخند میزند .. این نور ، نور امید است .. امید ِترس های او .. نوری که از درد به جان آدمی تابیده باشد . نور میتابد و شوپن با لبخندی محو و مسخ شده قطعه را پایان میدهد .
من حس میکنم اگر این قطعه ادامه پیدا میکرد ، بدون شک ، شوپن را میدیدیم درحالی که نور تمام او را احاطه کرده است . او آرام است چون اکنون میداند از زندگی چه میخواهد و این خود ِخوشبختی ست . اما او قطعه را درست در جایی که حکایت دیگری آغاز میشود رها میکند . انگار که به عمد خاموشی را انتخاب میکند . نمیخواهد آن حال ِخوش درونی را برای کسی فاش کند ؛ « نوری که مرا فرا گرفت تنها در قلبم خواهد ماند ، با این نور دنیا را روشن خواهم کرد بدون اینکه درباره ی آن اندک سخنی با کسی بگویم .. »

اگر بخواهم از اول قطعه شروع کنم باید راوی داستان زندگی مردی باشم که در هر میزان ، زندگی اش را به اوج میرساند . برای او هیچ ” متوسطی” وجود ندارد . اگر غمگین است در اوج خود است و اگر خوشحال است آن را با ساده ترین و زیباترین لبخند به نشان شما میدهد . اما آن چیزی که در این مرد هست که زبان آدم را ناتوان میکند در تفسیر و توضیح قطعه هایش ، این است که او گویی بر زمین زندگی نمیکند . سیاره ای که تنها مخصوص خود اوست ، جای گاه قدم های خیال اوست .
برای اینکه منظورم را متوجه شوید یک مثال میزنم . اگر قطعه ی Ave Maria را گوش کنید بدون شک متوجه میشوید که در آن شوبرت چه حال آشفته ای داشته است . او درحالی که از زندگی گریزان شده است ، دارد با آغوش باز به سمت آن میدود . در این قطعه درد هست و یک حس قوی از شکنجه ی یک انسان . نه شکنجه ی فیزیکی . حسی مثل آنکه بدانی معشوقه ات سخت بیمار است و تا یک روز دیگر بیشتر زنده نخواهد ماند . اشک میریزی ، درد میکشی اما برای اینکه لبخند او را ببینی ، حتی برای یک روز ، حاضری هرکاری انجام دهی تا تمام لحظه ها را کنارش باشی .. این همان حس مرگ و رنج در عین دویدن به سمت زندگی ست که شوبرت به زیباترین شکل در این قطعه نمایان میکند . ..
melodymag

یادمان باشد که این حرف ها چیزی از ارج آن کم نمیکند . شوبرت یک موسیقیدان گرانقدر است که به عنوان یکی از سرشناسان موسیقی قرن رمانتیک از آن یاد میکنیم اما سخن من ، سخن از یک تفاوت است . تفاوتی که شوپن را شوپن میکند و شوبرت را شوبرت ! .. شما در هیچ کدام از قطعه های شوپن ، هیچ وقت یک همچین روایتی – مثل Ave maria – را از او نخواهید شنید . موسیقی او موسیقی حس های زمینی نیست . شاید فکر کنید مبالغه میکنم اما برای دانستن این موضوع لازم است با کلیتی به نام « فردریک شوپن » آشنا باشید .

این نوکتورن شوپن بی نظیر است . بروید به سال ۱۸۳۰ .. زمانی که شوپن جوان بیست ساله ، در اوج شور و شعف خود بود . در این روزهای گرما و دغدغه ، تنها چیزی که کمی مرا آرام میکند نوشتن از موسیقی ست..
توضیح: نوکتورن (گرفته شده از واژه فرانسوی noturnal) قطعه‌ای موسیقی است که بر پایه سنت اروپایی برای نواختن در شب ساخته شده است یا حال و هوای شبانه دارد. نخستین مجموعه نوکتورن‌ها برای پیانو در سال ۱۸۱۳ توسط آهنگساز ایرلندی، جان فیلد منتشر شد. نوکتورن توسط فردریک شوپن به کمال رسید.
فرم نوکتورن عامیانه‌تر از قطعات تک موومانی است که اغلب برای پیانو سلو نوشته می‌شد. این فرم در قرن نوزدهم گسترده‌تر شد. اولین کسی که قطعاتی با عنوان نوکتورن نوشت، جان فیلد آهنگساز ایرلندی بود که پدر نوکتورن رمانتیک خوانده می‌شود اما با این حال فردریک شوپن مشهورترین آهنگساز در زمینه تصنیف نوکتورن است که ۲۱ نوکتورن برای پیانو نوشته است. از آهنگسازان پس از شوپن که نوکتورن‌هایی نوشته‌اند می‌توان به گابریل فوره، الکساندر اسکریابین و اریک ساتی اشاره کرد.

کنسرت دو نوازی ویولن و پیانو برگزار می‌شود

piano_keys

کنسرت «دونوازی ویولن و پیانو» به سرپرستی «سعید همایونی» دوم تیر در تالار رودکی اجرا می‌شود.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی این دونوازی از سوی «سعید همایونی» و «هامیک الکساندریان» در این تالار اجرا می‌شود.

این در حالی است که گروه مذکور پیش از این در اصفهان و آبادان به اجرای برنامه پرداخته بودند.

اجرای قطعاتی از بتهوون، کرایسلر، برامس، شوپن، شوبرت، مونتی، سارازات، کمیتاس و … از جمله قطعاتی است که توسط این گروه در این کنسرت به اجرا در خواهد آمد.

کنسرت «دونوازی ویولن و پیانو» دوم تیر- ساعت ۲۰ – در تالار رودکی برگزار می‌شود.

عکس جدیدی از فردریک شوپن کشف شد

chopin

متخصصان زندگی و آثار شوپن در تلاش هستند صحت و اعتبار عکسی که در لهستان منتشر شده و گفته می‌شود متعلق به آهنگساز مطرح قرن نوزدهم است مشخص کنند.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی به نقل از خبرآنلاین، اگر صحت عکس منتشر شده تائید شود، آن وقت یکی از سه عکس باقی‌مانده از شوپن خواهد بود که بین سال‌های ۱۸۱۰ تا ۱۸۴۹ می‌زیست.

ولادیسلاو زوچوفسکی، عکاس و صاحب گالری در گدانسک روز پنجشنبه گفت این داگرئوتیپ یا عکس لوحی (نوع اولیه عکس) را ماه دسامبر از شخصی در اسکاتلند خریده است.

زیر این عکس که قاب گرفته شده کاغذی قرار دارد که رویش نوشته شده: «فردریک شوپن ۱۸۴۹»، همچنین نام لوئیس آگوستین بیسن، به عنوان عکاس روی عکس دیده می‌شود. سال ۱۸۴۹ سال مرگ شوپن و بیسن نیز عکاس یکی از عکس‌های باقیمانده از این پیانیست بزرگ است.

chopin

زوچوفسکی اظهار داشت احتمال دارد این عکس جزو مجموعه‌ای باشد که توسط جین استرلینگ جمع‌آوری شده است. استرلینگ دانشجویی اسکاتلندی و از طرفداران شوپن بود. زوچوفسکی نام صاحب قبلی عکس و همچنین مبلغی را که برای خرید آن پرداخت کرده عنوان نکرد.

وی افزود قصد دارد این عکس را در سراسر دنیا به نمایش بگذارد. این در حالی است که چندین متخصص درمورد صحت عکس شک و تردید دارند.

آلبا ناست، مدیر موزه فردریک شوپن در ورشو گفت هیچ کجا ثبت نشده چنین عکس لوحی از شوپن برداشته شده و اشاره کرد بازار عکس‌های تقلبی این هنرمند بسیار داغ است.
مالگورزاتا گرابچوسکا، متخصص عکاسی در کتابخانه لهستان در پاریس گفت به صحت عکس شک دارد، زیرا بیسن هرگز روی عکس‌های لوحی خود نام و تاریخ نمی‌نوشت و چون چنین چیزی روی عکس موجود دیده می‌شود پس عکس تقلبی است.

به گفته این بانوی متخصص تصویر شوپن در عکس کمترین شباهتی با نقابی که پس از مرگ از چهره آهنگساز ساخته شد ندارد و علاوه بر این ترکیب عکس یادآور کمپوزیسیون عکس‌های دهه ۱۸۵۰ یعنی چند سال پس از مرگ آهنگساز است.

گرابچوسکا گفت: «هیچ شکی ندارم این عکس متعلق به آن دوران است، اما آیا این واقعا شوپن مرده در بستر است و عکاس هم بیسن؟»

استیون لگربرگ، متخصص زندگی و آثار شوپن نیز معتقد است «عکس تقلبی است و کار تقلبی بسیار ضعیفی هم است» زیرا چهره فرد اصلا شبیه شوپن نیست و همچنین افرادی که سه روز پس از مرگ شوپن کنار جسد او نشستند هرگز اشاره نکردند عکسی از او گرفته شد. آن هم در آن دوران که عکس گرفتن وقت بسیار می‌برد.

لگربرگ در خاتمه گفت: «نبودن عکسی خوب از شوپن اجازه می‌دهد این شکل تقلب‌ها جدی گرفته شوند.» این متخصص نویسنده کتاب «قلب شوپن: جستجویی برای کشف بیماری رازآمیز محبوب‌ترین آهنگساز دنیا» است که به تازگی به چاپ رسیده.

فردریک فرانسوا شوپن در روستای زلازولا در نزدیکی ورشو از مادری لهستانی و پدری فرانسوی به دنیا آمد. پس از آنکه به عنوان یک کودک نابغه در سرزمین مادری‌اش شناخته شد در ۲۰ سالگی لهستان را به مقصد پاریس ترک کرد و در آنجا به عنوان نوازنده، معلم موسیقی و آهنگساز شروع به فعالیت کرد.

شوپن در تمام طول عمر خود از ضعف جسمانی رنج می‌برد تا آنکه درسال ۱۸۴۹ در ۳۹ سالگی بر اثر سل ریوی درگذشت. قطعات این آهنگساز برای پیانو از شهرت جهانی برخوردار هستند.

آسوشیتدپرس / ترجمه: حسین عیدی‌زاده

فردریک شوپن احتمالا به بیماری صرع مبتلا بود

chopin

پژوهشگران اسپانیایی می گویند که «فردریک شوپن»، آهنگساز معروف موسیقی کلاسیک که در تمام دوران کوتاه عمر خود با مشکل وهم و نوعی حس وحشت دست و پنجه نرم می کرد احتمالا به بیماری صرع مبتلا بوده است.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی به نقل از بی‌بی‌سی این پیانیست و آهنگساز لهستانی در سال ۱۸۴۹ و در سن ۳۹ سالگی پس از یک دوره طولانی ابتلا به یک نوع بیماری ریوی درگذشت. اخیرا اینطور گفته می شد که دلیل بیماری و مرگ وی سیستیک فیبروز (بیماری سیستماتیک مادرزادی که دستگاه های تنفسی و گوارش را درگیر می کند) بوده است.

ولی اکنون گروهی از پزشکان اسپانیایی می گویند که شوپن احتمالا دچار بیماری صرع گیجگاهی نیز بوده است. یکی از دلایلی که آنها برای این نتیجه گیری خود مطرح می کنند دچار شدن این آهنگساز به خیالات و توهمات ترسناک است.

  • ارواح و وحشت

شوپن در نامه ای از لحظات اجرای یکی از آثار خود در یک سالن خصوصی در شهر لندن در سال ۱۸۴۸ می گوید. در آن لحظات او موجودات ترسناکی را می بیند که از پیانوی او خارج شده و چنان او را دچار وحشت می کنند که مجبور است سالن را ترک کرده تا کنترل احساس خود را بازیابد

«ژرژ ساد» (نام مستعار آمانتی لوسیل دوپان) معشوقه شوپن در خاطرات خود به موارد متعددی اشاره می کند که در آن شوپن از دیدن اوهام و تصاویر ترسناک شکایت می کرده است. در یکی از این موارد شوپن به هنگام دیدار از یک صومعه می گوید: «این فضا برای او پر از ارواح و وحشت بود.»

شوپن در نامه ای که برای دختر ژرژ ساد نوشته از لحظات اجرای یکی از آثار خود در یک سالن خصوصی در شهر لندن در سال ۱۸۴۸ می گوید. در آن لحظات او موجودات ترسناکی را می بیند که از پیانوی او خارج شده و چنان او را دچار وحشت می کنند که مجبور است سالن را ترک کرده تا کنترل احساس خود را بازیابد.

دچار شدن به کابوس یا وهم همراه با وحشت معمولا با چند نوع بیماری جسمی و یا نارسایی روحی – روانی همراه است، از جمله اسکیزوفرنی. ولی در اکثر موارد این اوهام وحشت آفرین به شکل صدا و نه تصویر به فرد بیمار منتقل می شوند.

  • بیماری فردریک شوپن

پزشکان اسپانیایی می گویند به احتمال زیاد دلیل هجوم این اوهام تصویری یک نوع خاص از ابتلا به بیماری صرع است. تحت تاثیر ابتلا به این بیماری دیدن اوهام و یا ابتلا به حالت روحی عجیب و بسیار شدیدی که شوپن آنرا توصیف کرده معمولا اتفاق می افتد.

این پزشکان به این نکته نیز واقف اند که شوپن برای کاهش درد ناشی از مشکلات جسمی متعدد خود از نوعی داروی مسکن با ترکیب تریاک استفاده می کرده است. ولی آنها استفاده از این دارو را دلیل هجوم اوهام و کابوس نمی دانند. چون کیفیت و جزییات کابوسهای شوپن به گونه دیگری بوده و علاوه بر این او مدتها قبل از استفاده از این دارو دچار این حالت وهم و کابوس می شده است.

شوپن در ۱۷ اکتبر سال ۱۸۴۹ پس از سالها بیماری در پاریس درگذشت. این پزشکان معتقدند که بیماری میگرن نیز نمی توانسته دلیل بروز این حالت در شوپن بوده باشد چون معمولا این حالات در وی برای لحظات یا مدت کوتاهی بروز می کرده است.

دکتر «مانوئل وارگز کارونچو» و تیم تحقیقاتی او به این نکته اذعان دارند که بدون کمک آزمایشهای پزشکی مدرن نمی توان یک تشخیص و نظر قطعی را اعلام کرد. ولی آنها معتقدند که پزشکان شوپن ممکن است دلیل بیماری وی را به درستی تشخیص نداده باشند چون در آن زمان جامعه پزشکی در مورد بیماری صرع اطلاعات اندکی داشت.

  • تشخیص پزشکان امروزی

گروه پزشکی اسپانیایی در گزارش خود که در مجله «پزشکی انسانی» به چاپ رسیده می نویسند: «بعید است که افزودن یک تشخیص پزشکی دیگر به فهرست بیماریهایی که برای شوپن منظور شده به درک جهان هنری این آهنگساز کمکی کند. ولی ما معتقدیم که این مشکل پزشکی وی می تواند از افسانه سازی در مورد شوپن جلوگیری کرده و به درک بهتری از این مرد و زندگی واقعی او کمک خواهد کرد.»

شوپن اول مارس ۱۸۱۰ از پدری فرانسوی و مادری لهستانی در نزدیکی ورشو به دنیا آمد. او تنها نیمی از زندگی خود را در لهستان سپری کرده بود که در سال ۱۸۳۱ برای همیشه به پایتخت فرانسه کوچ کرد. برخی عقیده دارند که مهاجرت شوپن به فرانسه، به خاطر عقاید آزادی‌خواهانه و گریز از سرکوب روس‌ها بوده است.

شوپن در ۱۷ اکتبر سال ۱۸۴۹ پس از سالها بیماری در پاریس درگذشت. پیکر او در گورستان پرلاشز به خاک سپرده شد، اما به وصیت او و به ابتکار خواهرش، قلب او به میهن اصلی او لهستان برده شد و امروز در کلیسایی در ورشو نگه‌داری می‌شود.

یک پیانیست ژاپنی کنسرتی۱۸ساعته را اجرا می‌کند

pianist_0

یک نوازنده پیانو ژاپنی اعلام کرد قصد دارد رکورد خودش را بشکند و در کنسرتی ۱۸ ساعته در توکیو تمام ۲۱۲ قطعه شوپن برای تکنوازی پیانو را بنوازد.

یوکیو یوکویاما در نشستی مطبوعاتی گفت: «می‌خواهم شوپن را بیشتر درک و افراد بیشتری را با او آشنا کنم.»

او گفت می‌خواهد تمام ۲۱۲ قطعه شوپن را بدون استفاده از نُت در کنسرت سوم ماه مه در سالن «اپرا سیتی» شهر توکیو از ساعت ۸ صبح به وقت محلی تا ۲ صبح روز بعد با چند استراحت کوتاه اجرا کند.

یوکویاما ماه مه سال گذشته در اجرایی که بیش از ۱۶ ساعت طول کشید ۱۶۶ قطعه از شوپن را به ترتیب تاریخ ساخت و بدون استفاده از نت موسیقی اجرا کرد. این حرکت که رکورد گینس را برای او به همراه داشت همزمان با سالگرد ۲۰۰ سالگی آهنگساز بزرگ صورت گرفت. عنوان رکورد او «اجرای بیشترین قطعات موسیقی توسط یک هنرمند در ۲۴ ساعت» است.

این نوازنده اعلام کرد علاوه بر ۱۶۶ قطعه سال پیش ۴۶ قطعه دیگر از این هنرمند زاده لهستان را نیز اجرا می‌کند. این ۴۶ قطعه به خواست شوپن چاپ نشده‌اند و شامل یک قطعه است که شوپن در هفت سالگی آن را ساخته.

یوکویاما متولد ۱۹۷۱ و از ۱۶ سالگی در کنسرواتور پاریس به تحصیل موسیقی پرداخته است. او سال ۱۹۹۰ فارغ‌التحصیل شد و در همان سال برنده جایزه سوم رقابت بین‌المللی دوازدهمین دوره نواختن شوپن با پیانو شد.

او گفت: «از همان ابتدا نواختن آثار شوپن را آغاز کردم و همیشه سعی کردم ببینم تا کجا می‌توانم به این آهنگساز نزدیک شوم. می‌خواهم زیبایی برخی از آثار شوپن را که خودش هم متوجه آن نبود به گوش همه برسانم.»

  • خبرآنلاین/خبرگزاری فرانسه

سال‌گرد ۲۰۰ سالگی فردریک شوپن و مسابقات جهانی پیانو

the-piano

مسابقات جهانی شوپن آغاز شد. در این مسابقات ۸۱ نوازنده پیانو از ۲۳ کشور از ۳۰ سپتامبر در مسابقه جهانی پیانونوازی فردریک شوپن به رقابت می‌پردازند.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی از خبرآنلاین، مسابقه امسال همزمان با سالگرد ۲۰۰ سالگی شوپن است. این رقابت هر پنج سال به یاد شوپن، آهنگساز و نوازنده پیانو قرن نوزدهم که در زلازوواولا، در نزدیکی پایتخت لهستان متولد شد برگزار می‌شود و تا ۲۰ اکتبر در ورشو ادامه دارد.

شرکت‌کنندگان در این مسابقه باید چند قطعه از آثار شوپن را اجرا کنند و به برنده یک مدال طلا و ۳۰ هزار یورو اهدا می‌شود. برنده همچنین به افتخار همکاری با ارکستر فلارمونیک نیویورک و ارکستر سمفونی NHK توکیو نایل می‌شود.

در میان برندگان سال‌های گذشته نام نوازندگان مطرح پیانو چون بلا داویدوویچ و هالینا ژرنی-استفانسکا در سال ۱۹۵۰، مائوریتزو پولینی در سال ۱۹۶۰، مارتا آرگریش در سال ۱۹۶۵، گریک اولسن در سال ۱۹۷۰، کریستینا زیمرمان در سال ۱۹۷۵، دانگ تای سان در سال ۱۹۸۰، استانیسلاو بونین در سال ۱۹۸۵، الکسی سلطانف و فیلیپه جوسیانو در سال ۱۹۹۵، یوندی لی در سال ۲۰۰۰ و رافال بلاچاژ در سال ۲۰۰۵ به چشم می‌خورد.

شوپن پس از ۲۰ سال زندگی در لهستان در نوامبر سال ۱۸۳۰، درست پیش از قیام لهستان علیه حکومت تزار روسیه کشورش را ترک کرد.

او ابتدا در وین و سپس در پاریس زندگی کرد. او در ۱۷ اکتبر سال ۱۸۴۹ در پاریس در سن ۳۹ سالگی درگذشت. علت مرگ او را سل می‌دانند.

  • خبرگزاری فرانسه