آلبوم موسیقی «دست کلا» در گیلان منتشر شد

melodymag

آلبوم موسیقی محلی «دست کلا»(به معنای کف زدن و دست زدن) از سوی حوزه هنری گیلان در بازار موسیقی کشور منتشر شد.

به گزارش مجله موسیقی ملودی معاون فرهنگی حوزه هنری گیلان به ایرنا گفت: آلبوم یادشده با شعر، ملودی و خوانندگی «مصطفی رحیم پور سیاهکلی» و تنظیم «آرش عشقی» انتشار یافته است.

محمد پورحلم اظهار کرد: توجه به فرهنگ بومی و محلی یکی از اولویت های انجام کارهای هنری در حوزه هنری گیلان بوده و با این رویکرد آلبوم یاد شده نیز تولید شده است.

وی تصریح کرد: آلبوم موسیقی دست کلا شامل هشت قطعه موسیقی است؛ که دست کلا، عروسی، گداعلی و عموابراهیم نام برخی از قطعات یادشده است.

پورحلم افزود: پیش تر از رحیم پور سیاهکلی آثار متعددی با عناوین کله شریف، شومار و عروس، گالشه و غول حیدر منتشر شده است.

اجرای کنسرت گروه رستاک در بیست‌وهشتمین جشنواره موسیقی فجر

0009

گروه «رستاک» در بیست و هشتمین جشنواره بین المللی موسیقی فجر در بخش موسیقی نواحی به روی صحنه رفت.

به گزارش مجله موسیقی ملودی این اجرا امشب در ساعت ۱۸:۳۰ در تالار وحدت تهران به روی صحنه رفت و با استقبال پرشور مخاطبان روبرو شد.

گروه رستاک به سرپرستی «سیامک سپهری» با قطعات جدید، اعضای جدید و تنظیم به روزتر آهنگ‌های آلبوم قبلی خود این کنسرت را اجرا کردند. بهزاد و فرزاد مرادی خوانندگی قطعات را برعهده داشتند و در بخش موسیقی فولکلور گیلکی، «صفر رمضانی» این گروه را یاری می‌کرد. [دیدن عکس‌های این کنسرت]

موسیقی و ترانه عید نوروز، قطعاتی از موسیقی فولکلور مازندران و بندر، یک ترانه گیلکی به اسم «ایشاله» و ترانه شیرازی «جنگه جنگه»  از جمله کارهای جدید گروه رستاک بودند که در این کنسرت برای اولین بار اجرا شدند.

بهزاد مرادی به علاقمندان و هواداران گروه رستاک گفت که آلبوم جدید این گروه بالاخره بعد از مدت‌ها قرار است که در آینده‌ای بسیار نزدیک و پیش از عید نوروز به بازارهای موسیقی کشور وارد شود.

این بار ترانه زیبای گیلانی «رعنا» که گروه رستاک در آلبوم «همه اقوام من» آن‌را اجرا کرده بودند با خوانندگی و نوازندگی کمانچه «صفر رمضانی» از هنرمندان گیلان با لهجه و اصالت گیلکی اجرا شد اما در سایر قطعات فولکلور که به زبان‌های مختلف اقوام ایرانی اجرا شدند کماکان فرزاد و بهزاد مرادی، خوانندگی قطعات را برعهده داشتند.

به گزارش مجله موسیقی ملودی گروه رستاک پس از عرضه آلبوم تصویری «همه اقوام من» با استقبالی کم نظیر از طرف قومیت‌های مختلف ایران روبرو شد.

کنسرت گروه رستاک در بخش موسیقی نواحی بیست و هشتمین جشنواره موسیقی فجر که از ۲۵ بهمن تا اول اسفند ۱۳۹۱ در تهران و چهار استان دیگر برگزار می‌شود به روی صحنه رفت. این کنسرت در روز ۲۸ بهمن ۱۳۹۱ در ساعت ۱۸:۳۰ در تالار وحدت تهران اجرا شد.

عکس‌های کنسرت گروه رستاک در تالار وحدت – بهمن ۱۳۹۱

[imagebrowser id=175]

گروه رستاک در بخش موسیقی نواحی بیست و هشتمین جشنواره موسیقی فجر که از ۲۵ بهمن تا اول اسفند ۱۳۹۱ در تهران و چهار استان دیگر برگزار می‌شود به روی صحنه رفت. این کنسرت در روز ۲۸ بهمن ۱۳۹۱ در ساعت ۱۸:۳۰ در تالار وحدت تهران اجرا شد. گروه رستاک به سرپرستی «سیامک سپهری» با قطعات جدید، اعضای جدید و تنظیم به روزتر آهنگ‌های آلبوم قبلی خود این کنسرت را اجرا کردند. بهزاد و فرزاد مرادی نیز خوانندگی قطعات را برعهده داشتند.

[nggallery id=175]

ناصر مسعودی خواننده فولکلور گیلانی در بیمارستان بستری شد

naser-masoudi

وضعیت ناصر مسعودی خواننده گیلک که به علت یک عارضه قلبی خفیف در بیمارستان بستری شده بود، خوب است.

به گزارش مجله موسیقی ملودی  علی مسعودی‌نیا شاعر و فرزند این خواننده سرشناس گیلکی با اشاره به اخبار منتشر شده مبنی بر بستر بودن استاد مسعودی در بخش مراقبت‌های ویژه و وخامت حال ایشان، به خبر آنلاین گفت:«حال عمومی این خواننده خوب است و امروز از بیمارستان مرخص خواهد شد.»
ناصر مسعودی، مشهور به بلبل گیلان، قدیمی‌ترین خواننده اشعار گیلکی معاصر است که از او آثار ماندگاری چون: میرزا کوچک‌خان (چقدر جنگلا خوسی)، کوراشیم، بنفشه گل و… تا کنون منتشر شده‌است.
او در سال ۱۳۱۴ در محله صیقلان رشت متولد شد. او کوچکترین فرزند خانواده‌است. در ۳ سالگی پدر خود را از دست داد و همراه خانواده و سه خواهر و سه برادر خود به گذر سوخته تکیه کوچه مستوفی نقل مکان کردند. در این ایام خواهر بزرگتر با خیاطی مخارج خانه را تهیه می‌کرد.

او در سال ۱۳۲۸ همراه خانواده به تهران آمد و توانست در خدمت استاد علی اکبر خان شهنازی به عنوان شاگرد پذیرفته شود. او سپس در سال ۱۳۳۴ به گیلان بازگشت و در رشته تئاتر به فعالیت پرداخت و همزمان با آغاز بکار رادیو گیلان در سال ۱۳۳۶ به رادیو آمد به عنوان یکی از نخستین خوانندگان در این رادیو به اجرای برنامه پرداخت.

در سال ۱۳۳۹ او توسط یکی از دوستان خانوادگی به استاد احمد عبادی و خانم ملوک ضرابی معرفی شد و این آشنایی به عنوان یکی از مهمترین اتفاقات زندگی او بشمار می‌رود و تاثیر بسیاری در زندگی او گذاشت.

او در سال ۱۳۴۲ با دختری گیلکی ازدواج کرد که حاصل آن دو دختر به نامهای بنفشه و بیتا و یک پسر به نام علی است.

از او در ۵۰ سال فعالیت هنری بیش از ۵۰۰ ترانه بجا مانده که بیش از ۲۰۰ آهنگ فارسی و سنتی ۱۵ برگ سبز و ۱۰ شاخه گل و بیش از ۲۵۰ ترانه محلی گیلک می‌باشد.

خاموشی آوای گیلان؛ به یاد فریدون پوررضا

melodymag

فریدون پوررضا، زاده‌ی «لشت نشا» در استان گیلان است. اما او را صدای گیلان و آوازش را به زلالی باران می‌دانند. اهمیت او نه تنها در صدایش، که در پژوهش‌های موسیقایی او در خطه‌ی شمالی ایران است.

درگذشت فریدون پوررضا برای مردم ایران، از دست دادن آوای گیلان بود. پوررضا هم مانند بسیاری دیگر از موسیقی‌دانان ایرانی به اهمیت موسیقی بومی پی برده و سال ها در کار جمع‌آوری و بازخوانی تکه‌های ناب ناشناخته از موسیقی گیلان بود. از فریدون پوررضا ۴۶۹ ترانه با گویش‌های متفاوت گیلکی و کتابی با عنوان «آوازی به زلالی باران» و یک مجموعه که در دست انتشار است به یادگار مانده است.
موسیقی بومی در ایران، با وجود آن که پیشینه‌اش به قدمت نخستین مردمان روستایی در این مرز و بوم می‌رسد، اما خیلی دیر به اهمیت و ارزش موسیقایی آن پی برده شد. نخستین بار «روبیک گریگوریان» بود که با تحصیلات آکادمیک در موسیقی، پژوهشی علمی در این زمینه را در اواخر دهه بیست خورشیدی آغاز کرد. رادیو، تنها رسانه‌ی شنیداری و محبوب در آن زمان، سال‌ها پس از تاسیس، به فکر پخش موسیقی محلی افتاد. «روحبخش» و «دلکش» نخستین مفسران ترانه‌های روستایی بودند که صدایشان از رادیو شنیده می شد. پژوهش‌های گریگوریان سبب شد، دست اندرکاران موسیقی علمی همچون «ثمین باغچه‌بان»، «منیر وکیلی» و «پری زنگنه» به سراغ ترانه‌های محلی بروند و در اشاعه آن در میان مردم بکوشند.
موسیقی بومی با ساده‌ترین کلمات همراه با سازهای محلی از درد و رنج روستائیان می‌گوید، از شادی و زندگی می‌گوید و با ضرباهنگ‌های ویژه، روستاییان را در شالیزارها و مزارع همراهی می‌کند. ترانه‌هایی که از دل مردم برخاسته بود، بر دل‌ها نشست و جای خود را در میان مردم غیربومی نیز باز کرد. ترانه‌های بومی با صدای خوانندگانی که از همان محل برخاسته و همه با موسیقی سنتی ایران نیز آشنایی داشتند، از رادیو پخش می‌شد. کسی به اصالت و درستی بیان آن توجه نداشت. «سیما بینا» و فریدون پوررضا، دو پژوهنده‌ای بودند که برای یافتن ترانه‌های اصیل به روستاها رفتند و آن را از زبان چوپان و دهقان و شالیکار، در عزا و در شادی شنیدند و ثبت کردند.

  • همکاری با رادیو

فریدون پوررضا که پدر را در کودکی از دست داده و مادر نیز از او جدا شده بود، خود می‌گوید: «صدایم از ده سالگی در کشاکش دنیای رذلی که داشتم، مرثیه‌خوان عزای زنده مرگیم شد». او برای یادگیری گوشه‌ها و دستگاه‌های موسیقی سنتی در سال ۱۳۲۹ به تهران می‌رود و نزد استادانی چون دردشتی، سعادتمند قمی و غلامحسین بنان راه و رمز آواز خوانی را فرامی گیرد. پوررضا از سال ۱۳۴۰ به همکاران رادیو می پیوندد و نخستین ترانه‌ی محلی‌اش در همان سال از این رسانه پخش می شود. دوستانش از همان آغاز کار به او گفته بودند که تو بوی شالیزار می‌دهی، برو به شالی. توصیه یکی از همین دوستان که صدای او را مه گرفته و به غربت نشسته و مبین احوال روستایی می‌دانست، عزم پوررضا را برای گردآوری ترانه‌های فولکلوریک جزم می‌کند.

«اسماعیل نواب صفا»، ترانه سرا که در آن زمان مسئول رادیو رشت بوده، او را در برداشتن نخستین گام‌ها یاری داده است. تحقیقات پور‌رضا از سال ۱۳۴۵ تا آغاز انقلاب ادامه یافت. او معتقد بود که: «آهنگ‌های مردمی بیشترین کار برد عاطفی را دارند و سال‌های سال که بگذرد، کهنه نمی‌شوند.»
«فردین» پنجمین فرزند از هشت فرزند فریدون پوررضا را چند روزی پس از درگذشت پدر در کلن آلمان یافتیم. او که هم در موسیقی بومی و هم در زمینه پاپ کار می کند از آشنایی خود با ترانه‌های پدر و همکاری و همیاری با او می گوید: «زمانی که من فقط هشت ـ نه سالم بود، با کارهای پدر آشنا شدم و خوشبختانه دقیقاً در همین سن توانستم همراه پدر باشم، یار و یاوری برایش باشم و کارهای ایشان را سعی می‌کردم بخوانم. صدای من صدای چپ کوک بود. یعنی هنوز چون به سن بلوغ نرسیده بودم، ترانه‌های پدرم را دقیقاً با صدای چپ کوکی که داشتم می‌خواندم و در کنارش در همان سن و سال با دستگاه‌ها و با قدری از گوشه‌های موسیقی ایرانی توسط پدر آشنا شدم. می‌توانم بگویم من با ایشان بودم تا زمانی که فعالیت‌های هنری داشتند.»

  • در کوه کمر در جست و جوی ترانه

پوررضا اما تنها خواننده‌ی ترانه‌های گیلکی نبود. «عاشورپور» و «ناصر مسعودی» نیز شهرتی داشتند و از محبوبیتی در میان مردم برخوردار بودند. اما آن چه پوررضا را برجسته می‌سازد، یافتن لهجه‌های گوناگون روستایی از شرق و غرب گیلان است که او عینا آن را ادا می‌کرده است. ترانه‌ی «سیا ابران» (ابرهای سیاه) که غمی نیز در آن نهفته است، در یکی از روستاهای دور افتاده گیلان، در برخورد با چوپانی گیلکی ساخته می‌شود. فردین می‌گوید روستاییان این ترانه‌ها را به راحتی برای هر کسی نمی خوانند:

«ایشان تا جایی که ذهنم به من کمک می‌کند، مدت‌های مدیدی را در دیلمان، در شرق گیلان، در غرب گیلان، در دشت‌ها و کوه‌ها با کسانی که در مزارع کار می‌کردند و با چوپان‌ها همدم می‌شدند. حتی ترانه‌ی به‌یادماندنی «رعنا». زمانی که پدر این کار را از زبان چوپانی شنید، از او خواست که یک بار دیگر آن را بخواند. چوپان با حجب و حیای روستایی گفت: من این کار را به هیچ کسی غیر از پوررضا نمی‌دهم، چون فقط پوررضاست که می‌تواند با تلفظ درست ادا کند. بعد پدر من می‌گوید پوررضا من هستم. اول روستایی باور نمی‌کند. پدر مجبور می‌شود تکه‌ای برایش بخواند. بعد که پدرم خواند، روستایی با همان اصالت و صداقت خاص خودش می‌گوید تو با همین لب و لوچه ترانه‌ی «پرچین» یا «پرجان» را می‌خواندی؟ خیلی خاطره‌ی جالبی بود که پدر همیشه ازش یاد می‌کرد.»

  • میرزا قاسمی اصیل

فریدون پوررضا، با به کارگیری سازهای غربی در ترانه‌های محلی موافقتی نداشت و معتقد بود که آمیختن این دو با هم از اصالت ترانه‌ها می‌کاهد. فردین می‌گوید: «اعتقاد داشتند که اصلاً نباید در اجرای ترانه‌های فولکلوریک سازهای غربی به آنها اضافه شود. حتی من خودم که در زمینه‌ی موسیقی پاپ فعالیت دارم، بارها در این زمینه با او صحبت کردم و می‌گفتم پدر چرا نه؟ چرا نباید یک ایتالیایی یک ترانه‌ی فولک شمالی را بشنود؟ شاید لذت ببرد! پدر جوابی که به من داد، همان جوابی بود که حدودا سی سال پیش به آقای محمد نوری، خواننده‌ی پرآوازه داده بود. به او گفته بود آقای نوری ما در گیلان غذایی داریم به اسم میرزاقاسمی که ترکیبی‌ست از سیر، تخم‌مرغ و بادمجان. اگر به آن گوشت هم اضافه کنیم، شاید چیز بسیار لذیذی از آب دربیاید. اما دیگر هیچ وقت میرزاقاسمی نیست.»

موسیقی و شعر، رشته‌ای بود که پوررضا را با دیگر هنرمندان و فرهیختگان پیوند می‌داد. خانه‌اش در گیلان محل تجمع یاران هنر دوست بود. فردین خاطره‌ای هم از این گردهمایی‌ها دارد: «من تجربه کردم که در کنار بزرگوارانی باشم که واقعاً برای فرهنگ و ادب ایران خیلی زحمت کشیده‌‌اند. در رأس همه‌ی این عزیزان زنده ‌یادش باد، احمد شاملو بود. افتخار می‌کنم که این سعاد ت نصیب من شد که بتوانم در کنار ایشان، در کنار آقای اسپهبد، در کنار آقای دولت‌‌آبادی و کسان دیگر که در منزل تشریف داشتند، کارهای پاپ خودم را بخوانم و جالب این بود که این نشست دقیقاً همزمان شده بود با انتقادی که زنده ‌یادش باد شاملو از موسیقی ملی کرده بود. از محدود بودن موسیقی ملی و این که خیلی غم‌انگیز است. پدر خیلی با او صحبت کرد که ما در موسیقی ملی نغمه‌های شاد هم داریم و به صورت زنده برایش اجراء کرد. به خاطر همان این جمله را استاد شاملو گفت که “اگر دنیا اینقدر سیاه نبود چه راحت می‌شد در این جمع به عمق سعادت دست پیدا کرد. و مصداق این کلمه را به چشم خود دید، اما آنچه پوررضا برای ما خواند، روایت فاجعه‌ی تلخ حیات ملتی بود که تاروپود غم و شادیش از جنس واحدی‌ست.»

  • حرف های دیگران

دکتر «محمد عاصمی»، روزنامه نگار و نویسنده و شاعر مازندرانی نیز درباره‌ی او گفته است: «آوای دلپذیر تنها صدای خوش نیست. جوشش احساس صمیمانه‌ای است که از دل بر می‌آید و لاجرم بر دل می‌نشیند. وقتی از گیلان می‌خوانی، در صدایت چنان نوازش مهربانانه‌ای طنین دارد که شور و شوق فرزندی را نسبت به مادر می‌نمایاند. به کلمات جان تازه می بخشی، جانت تازه باد!»

«رضا مقصدی» شاعر مقیم آلمان نیز همچنان در پوررضا عاطفه‌ای سبز می‌جوید: «آن جا که عاطفه‌ای سبز در ما جوانه می‌زند، چون درختی تناور با سایه‌ساری بلند در کنار ما می‌ایستد. یا جایی که اندوهی سیاه بر جان ما می‌نشیند، غم آوای آرام بخشی را بر ما فرومی‌خواند. آی…..ای حنجره‌ی آبی! این چنین است غزل‌خوان و صراحی در دست، روی آواز تو می آیم.»

و کلام آخر را درباره‌ی پوررضا از زبان «داریوش علیزاده»، نوازنده و آهنگساز بشنویم که می گوید: «شناخت فریدون پور رضا نسبت به موسیقی سنتی و فولک، درست بمثابه نگاه به شیئی عتیقه‌ای است که در گذر زمان به جای مانده است. در آهنگ‌های او، نجابتی به ارزش نان و نمک و قداستی هم طراز با رقص سماع و اخلاصی در مقام یک فنجان چای ملحوظ است.»

مراسم تدفین فریدون پوررضا، آن گونه که در خبرها آمده است با شکوه بسیار و با حضور هزاران تن از دوستدارانش انجام شد. فردین چگونگی برگزاری این مراسم را از برادرش شنیده است: پدرم حاصل نیم قرن فعالیت‌اش را با قدرشناسی مردم گرفته. کاری که مردم گیلان در تاریخ ۲۴ فروردین در مراسم تدفین‌اش انجام دادند در شهر رشت باورنکردنی‌ست. یکی از برادران من به من گفت که وقتی از مردم خواهش کردیم که یک‌مقدار به ما فضای بیشتری دهند که به تابوت پدرمان نزدیک باشیم و سریع‌تر این مسئله را انجام دهیم، مردم حتی با حالت تعرض گفتند که این متعلق به شما نیست، این مرد این انسان متعلق به این خاک و به این استان و شمال ایران است. و این حق ماست که ایشان را تا آن لحظه‌ی آخر پیاده در قطعه‌ی هنرمندان در شهر رشت همراهی کنیم.»

  • رادیو آلمان/الهه خوشنام /تحریریه: بهمن مهرداد

فریدون پوررضا استاد موسیقی فولکلور گیلان درگذشت

pourreza

«فریدون پوررضا» خواننده پیشکسوت و پرآوازه ایرانی عصر روز چهارشنبه به دلیل کهولت سن و بیماری تنگی نفس در سن ۸۰ سالگی دارفانی را وداع گفت.

به گزارش مجله موسیقی ملودی فریدون پوررضا هنرمندی که بیش از پنج دهه صدای آواز خواندنش در گوش چند نسل از گیلانی‌ها و سایر علاقمندان به موسیقی فولکلور گیلان پیچیده بود در سوم مهر۱۳۱۱ در« لشت نشاء» از توابع شهرستان رشت متولد شد. او آواز ایرانی را از استادان آواز، یونس دردشتی، سعادتمند قمی و غلامحسین بنان آموخت و در سال۱۳۳۳ کار تعزیه را آغاز کرد و در همان سال نمایشنامه‌ای برای تئاتر و اجرای آن در سالن سینمای لشت نشاء نگاشت.

شش سال بعد در آزمون خوانندگی رادیو گیلان رتبه اول را کسب کرد و به طور رسمی به عنوان خواننده شروع به کار نمود.

وی در سال ۱۳۶۷ همکاری اش را با اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان کارشناس موسیقی آغاز کرد و در همان سال کنسرتی را در رشت برگزار نمود.

در سال ۱۳۷۸ تیتراژ و متن سریال پس از باران را اجرا و یک سال بعد مقام اول موسیقی در فیلم و سریال‌های کشور را از آن خود کرد.

به نقل از ایرنا، پوررضا با تحقیق در زمینه موسیقی، بسیاری از ظرفیت‌های موسیقی گیلان را رشد داد و به گیلان و ایران معرفی نمود.

آلبوم موسیقی گیلکی « پیله پالوان» منتشر شد

hossein-ghavami

آلبوم موسیقی گیلکی آلبوم موسيقي «پيله پالوان» به خوانندگي «حسين قوامي آبکناري» و آهنگسازي «محمدتقي رنجبر معاف» منتشر شد.
به گزارش مجله موسیقی ملودی واحد موسيقي حوزه هنري گيلان آلبوم موسيقي «پيله پالوان» با خوانندگي حسين قوامي آبکناري و آهنگسازي محمد تقي رنجبر معاف کاري از گروه « شور انگيز» را توليد و به بازار عرضه کرد.
اين آلبوم شامل ۷ قطعه (ترانه ) شامل « پيله پالوان»، «مشت‌ولق»، «گيلانه بهار»، «سل کول توسه دار»، «عمو دختر»، «وارش و آتش» و «زن خوازي» اشاره کرد.
حسن عشقي، سياوش رنجبر معاف، غلامرضا ورعي، توماج مصفا، آرش عشقي، محمد انشايي، سورنا آذر پيرا، شقايق رنجبر معاف، محمد تقي رنجبر معاف به ترتيب کار سنتور، تار، ني، تار و سه تار، بم تار، کمانچه، تنبک و دايره و نقاره، سه تار ، تارو سه تار اين آلبوم را بر عهده دارند و اباذر غلامي، مرتضي ريحاني و مظفر زارع از شاعران قطعات اين آلبوم هستند.
حسين قوامي آبکناري متولد سال ۱۳۲۵ از خوانندگان خوش صداي گيلاني است که چند سال از محضر استاد محمود کريمي بهره برده است. وي هم‌چنین کنسرت‌هاي متعددي را در فستيوال‌های موسيقي فولکلور از جمله فرانسه ، ايتاليا ، آلمان ، کشورهاي عربي اجرا کرده است.
hossein-ghavami

محمد تقي رنجبر معاف متولد سال ۱۳۲۶ شهرستان انزلي ، آهنگساز و مدرس تارو سه تار از پيشکسوتان نام آشناي موسيقي سنتي است که سال هاست به طوري جدي در اين عرصه فعاليت مي کند.
رنجبر تا کنون آثار قابل توجه اي را در زمينه موسيقي گيلان ارائه کرده ، وي عضو فعال گروه عشاق گيلان و گروه فرهنگيان بوده و با تشکيل گروه شور انگيز کنسرت هاي متعددي را به نفع امور خيريه اجرا کرده است.
اين دو هنرمند به رغم تلاش دير سال خود در عرصه موسيقي اين ديار و توليد آثاري ارزشمند در محدوده موسيقي گيلان، تا کنون موفق به ارائه مجموعه اي مستقل از خود نشده اند ، هر چند که به طور پراکنده قطعاتي از آنان دست به دست در اختيار علاقه مندان قرار گرفته است از اين رو حوزه هنري گيلان کوشيده است تا مجموعه اي مشترک و مستقل از اين دو هنرمند را در اختيار اهالي موسيقي بگذارد و پيله پالوان حاصل اين تلاش است.
قطعات اين مجموعه با برخورد داري از فضايي دلنشين، سادگي ريتم و حس و حالي آشنا با ذائقه گيلان ، حاصل تلاش آهنگسازي است که با کوله باري از تجارب موسيقايي، توانسته وجه اي ديگر از موسيقي گيلان را با توانمندي به نمايش بگذارد.

کنسرت گیلکی گروه هم‌آوایان تاسیان برگزار می‌شود

tasian

کنسرت گیلکی گروه موسیقی «هم‌آوایان تاسیان» در روزهای ۱۵ تا ۱۷ تیر ماه سال جاری در رشت برگزار می‌شود.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی این کنسرت موسیقی فولکلور گیلان در روزهای یاد شده از سوی گروه هم‌آوایان تاسیان که سرپرستی آن‌را «حسین تقی‌نژاد» بر عهده دارد در ساعت ۲۰:۰۰ و در مجتمع فرهنگی هنری خاتم‌الانبیاء برگزار می‌شود.
علاقمندان برای تهیه بلیت می‌توانند به آموزشگاه موسیقی پرنیان و شهر کتاب رشت مراجعه کنند یا با شماره تلفن‌ ۵۴۳۶۷۵۰ ۰۱۳۱ تماس بگیرند.
اعضای این گروه را «حسین تقی نژاد/سنتور/سرپرست گروه»، «کیارش عشقی/سازهای کوبه‌ای»، «اکرم فغان‌زاده/هم‌خوان»، «امیر ادراکی/کمانچه»، «سروش شجاع‌طلب/کمانچه آلتو»، «مهیار غضنفری/کمانچه»، «حمید سماعی/تار.بم‌تار»، «آرین قلی‌پور/سازهای کوبه‌ای»، «فرهاد یحیی‌پور/نی»، «مریم پوریا/سه‌تار» و «زهرا زولفا/تار» تشکیل می‌دهند.
لازم به یادآوری است که تاکنون از این گروه موسیقی محلی، دو آلبوم با نام‌های «تاسیان» و «سرزمین گیل ‌آمارد» منتشر شده است.

آلبوم موسیقی شالیزارهای ایران

shalizar

آلبوم «موسیقی شالیزارهای ایران» در حیطه‌ی موسیقی نواحی توسط موسسه فرهنگی ماهور منتشر شد.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی به نقل از مهر، آلبوم «موسیقی شالیزارهای ایران» شامل ۲۴ قطعه با گویش محلی تالشی است که به عنوان موسیقی کار با «دعای آغازین کار نشا» آغاز می‌شود و بخش نخست این آلبوم با قطعاتی چون «یا محمد، یا علی»، «گلیله وا»،«اقه بویلیم»،«یا لیلم»، «لکه لم برش»،«مسته لیلی»،«جان دده جانم،«آمان هالیله»،«شبنم ویرمه ننه»، «امانه لیله لیله جان» ادامه پیدا می کند.

بخش دوم این آلبوم با قطعه‌ی «امه یندینه خشیمون» شروع می شود و با قطعات «آمان آمان»، «هی امر»، «آواز تالشی و دمویر نازنین»، «کوکو برسر داره»،«شو درومه»،«امانم لیله یار»،«من حاجی‌ام ، لیلی‌ام»،«امانه لیله کاره»،«پاچه لیله»،«کار یشیمون ننه» ادامه پیدا می کند؛ قطعه ‌ی پایانی این آلبوم موسیقی به اجرای آهنگ «دعای انتهای کار مزرعه» اختصاص دارد.

در دفترچه‌ی معرفی آلبوم موسیقی شالیزارهای ایران شرح کامل موسیقی به گویش تالشی به تفصیل مطرح شده است. در بخشی از معرفی این آلبوم به توضیح موسیقی مزارع شمال اشاره شده است : «موسیقی مزارع شمال، به طور اخص منطقه تالش ، شامل مجموعه قطعات آوازی است که توسط زنان خوانده می شود. این آوازها غالبا در مرحله نشاء که مرحله اول از مراحل سه گانه نشاء، وجین و درو است در گرمای شرجی جلگه ، در اواسط خردادماه و در آستانه تابستان ، از صبح شروع و تا هنگام غروب آفتاب ادامه می یابد. به اعتقاد زنان تالش خواندن این آوازها به راحت شدن کار مزرعه و سپری شدن زمان کار و لذت بخش شدن کار گروهی کمک می کند این آوازها موزون و بعضا با وزن آزاد اجرا می شود. این قطعات آوازی در تالش جنوبی (شفت،فومن) تحت عنوان کلی«بجارکارساز» (بجار = شالی‌زار) و در منطقه‌ی مرکزی با عنوان «بجار دستون» شناخته شده است .»

در بخش دیگری از دفترچه‌ی معرفی این آلبوم درباره سبک و آداب اجرای این نوع موسیقی چنین آمده است : «این آوازها به صورت سوال – جوابی خوانده می شود. به این شکل که خواننده اصلی دوبیتی ها و اشعار را می خوانند و جمع بیت ترجیع را هم‌خوانی می کنند. به اشعار خوانده شده توسط خواننده اصلی سر و به خواننده اصلی سره واج یا سره خون و به ابیات ترجیع ترانه واگیر با جیگیر می گویند، معمولا در انتهای هرقطعه ابیات ترجیع چندبار با همراهی سرخوان و هم‌خوانان تکرار می شود.»