شادباش اول مهر توسط جمعی از هنردوستان هنرمند به استاد شجریان

جمعی از هنرمندان و هنردوستان کشورمان با ارسال چند پوستر روز تولد استاد شجریان (اول مهر) را تبریک گفتند.

به گزارش مجله موسیقی ملودی متن این نامه که از سوی روابط عمومی شرکت دل آواز منتشر شده به شرح زیر است:

  • آواز عشق

موسیقی و آواز ایرانی، تناور از فرهنگ و باور،آرمان و ایده آل ملت ماست.قوام یافته از پرتو سرسلسله های افتخار و حماسه های غرور آفرین و غمزده ی جلوه های برباد رفته شکوه و استیلای رنگ باخته و یلان تاریخ ساز برخاک اوفتاده.
آواز ایرانی به نشان مروارید صدف موسیقی ما- و بدان سان که در هرگوشه ی گیتی- به زبان و نشان بومی ،آن گونه که بی هیچ واسطه به گوش ایرانی آشنا باشد و بر جانش نشیند ،معجون واگویه ی نهاد آگاه ایرانی را به کام دل و روان او جاری می سازد، مزین به اندرز و هشدار و اخلاق و دل انگیز به گوشه های نغز ادبیات پارسی ،حریر پوش موسیقی این کهن بوم و بر.
“آواز عشق” ، طرح نو در انداخته ی جمعی از گرافیستهای ایران است برای نکوداشت زادروز محمدرضا شجریان ، استاد چیره دست آواز ایران در آستانه ی هفتاد و دوسالگی.مردی که در نغمه پردازی و صنعت گری این عرصه نیز کوشیده است.
داریوش مختاری ، فرزاد ادیبی ، مهدی محمدی ، اشکان قازانچایی ، امیر حسین رستگاری ، مازیار زند ، صالح زنگانه ، تورج صابری وند ، پوریا عریانی با همکاری تارنمای دل آواز، رسم ، گرته و نمادینه، نگاره های نکوداشت خود را بدینسان تقدیم می دارند تا دست مریزادی باشد بر آستان موسیقی و آواز ایران، در حد توش وتوان . باشد که تا سالیان سال ،آواز خوشش، زندگی بخش گلوگاه بغض اندود وطن باشد.

اجرای قطعات جدید در تور اروپایی استاد شجریان

shajarian-shahnaz-small

تور اروپایی محمدرضا شجریان و گروه شهناز به سرپرستی مجید درخشانی از ۲۵ شهریور با اجرای قطعات جدید آغاز و در دو بخش اجرا می شود. اجرای بخش اول در دستگاه سه گاه و بخش دوم در آواز بیات اصفهان خواهد بود.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی یه نقل از سایت دل‌آواز، آغازگر بخش اول، قطعه آرام پيش در‌آمد از ساخته‌هاي مجيد درخشاني است که با اجراي درآمد و زابل، با كمي تندتر شدن ریتم به تصنيف «ساقي نامه» از ساخته‌هاي محمدرضا شجريان با تنظیم مجيد درخشاني می‌رسد. «ساقي نامه» فرمی بسيار قديمي است که در رديف موسيقي ايراني که در برخي دستگاه‌ها اجرا مي‌شود. محمدرضا شجريان با استفاده از اين فرم براي اولين بار در دستگاه سه گاه، این تصنیف را ساخته‌‌است.
در قسمت بعدي ساز و آواز به صورت بداهه در در‌آمد زابل و مويه و… اجرا می‌گردد. در قسمت سوم، چهارمضراب در دستگاه سه گاه ساخته مجيد درخشاني در گوشه‌هاي در‌آمد، زابل، مويه، مخالف و… توسط گروه اجرا مي‌شود. (چهار مضراب فرمی بسيار قديمي است كه ریتم آن سريع و تند است.)
قسمت چهارم، ساز و آواز بداهه در مخالف و مغلوب و…. كه اوج سه‌گاه است اجرامی‌شود. در قسمت پنجم مقدمه‌اي در وزن دو چهارم ساخته مجيد درخشاني اجرا مي‌گردد كه پيش درآمدي است براي تصنيف «ساكن جان» اثر شجريان، ریتم این تصنيف که شش هشتم كنداست و برروی شعر زیبای مولانا ساخته شده، پایان بخش قسمت اول برنامه خواهد بود.

shajarian-shahnaz-small

بخش دوم با پيش درآمد شوشتري در آواز بیات اصفهان اثر استاد جليل شهناز (که نام گروه به پاس احترام به هنر ماندگار ایشان انتخاب شده است) در شش هشتم كند آغاز مي‌شود. این پيش درآمد براي گروه توسط مجید درخشانی تنظيم شده است. سپس ساز و آواز به صورت بداهه اجرا مي‌شود. در ادامه چهار مضراب اصفهان از ساخته‌هاي محمدرضا شجريان در ميزان شش شانزدهم با تنظيم مجيد درخشاني اجرا مي‌گردد. سپس ساز و آواز به صورت بداهه خواني و بداهه نوازي اجرا شده و پس از آن تصنيف «فكر عشق» ساخته محمدرضا شجريان روي شعر حافظ با ضرب‌ آهنگ و حال و هواي تصانیف قديمي موسيقي ايران با تنظيم مجيد درخشاني توسط گروه اجرا مي‌شود.
در دو بخش آخر ابتدا قطعه «خروش عشاق» در عشاق اصفهان است که با ميزان بندي بيست تایی گاهي به صورت ده تایی به همراه ساز و آواز بداهه اجرا می‌شود. سپس تصنيف اصفهان با شعر مولوي ساخته مجيد درخشاني با ريتم لنگ ۷ ضربي به کنسرت پایان می بخشد .
در تور اروپايي ۲۰۱۱، محمدرضا شجريان و گروه شهناز به سرپرستي مجيد درخشاني در شهرهای استانبول- تركيه(۱۶ سپتامبر ۲۰۱۱)، آمستردام – هلند(۳۰ سپتامبر ۲۰۱۱ )، بروکسل – بلژیک(۱ اکتبر ۲۰۱۱)، ماینز – آلمان(۳ اکتبر ۲۰۱۱)، برلین – آلمان(۱۴ اکتبر ۲۰۱۱)، هامبورگ – آلمان(۱۵ اکتبر ۲۰۱۱)، لندن – انگلستان(۱۸ اکتبر ۲۰۱۱)، ادینبورگ – انگلستان(۱۹ اکتبر ۲۰۱۱)، مونیخ – آلمان(۲۱ اکتبر ۲۰۱۱)، وین – اتریش(۲۲ اکتبر ۲۰۱۱)، گوتبرگ – سوئد(۲۷ اکتبر ۲۰۱۱)،استکهلم – سوئد(۲۹ اکتبر ۲۰۱۱)، کلن – آلمان(۳۰ اکتبر ۲۰۱۱) اجراي برنامه خواهند داشت.

تور اروپایی استاد شجریان از ترکیه آغاز می‌شود

shajarian-shahnaz-small

استاد آواز ایران و گروه شهناز تور اروپایی خود را با اجرای کنسرت در شهر استانبول آغاز می‌کنند.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی اجرای آثار جدید در تور اروپایی محمدرضا شجریان و گروه شهناز به سرپرستی مجید درخشانی از کشور ترکیه آغاز می‌شود و تهیه‌ی بلیت کنسرت استانبول استاد شجریان نیز از طریق سایت دل‌آواز امکان‌پذیر است.
بر اساس این گزارش کنسرت استانبول در تاریخ ۱۶ سپتامبر هم‌زمان با ۲۶ شهریور سال ۹۰ و در سالن‌ «مرکز کنگره‌ی استانبول» به روی صحنه می رود.
در این کنسرت ها آثاری از استاد جلیل شهناز، محمدرضا شجریان و مجید درخشانی در دو بخش سه گاه و بیات اصفهان برای اولین بار نواخته خواهد شد.
گفتنی است که فروش بلیت این کنسرت از سوی شرکت فرهنگی هنری دل‌آواز انجام می‌شود و علا‌قمندان برای تهیه بلیت به‌صورت تلفنی، می‌توانند با شماره تلفن ۸۸۷۱۷۳۵۰ (دل پخش) تماس بگیرند و برای خرید به صورت اینترنتی نیز به نشانی ticket.delawaz.com مراجعه کنند.
لازم به یادآوری است که استاد شجریان و گروه شهناز در ادامه تور اروپایی خود به شهرهای آمستردام – هلند(۳۰ سپتامبر ۲۰۱۱ )، بروکسل – بلژیک(۱ اکتبر ۲۰۱۱)، ماینز – آلمان(۳ اکتبر ۲۰۱۱)، برلین – آلمان(۱۴ اکتبر ۲۰۱۱)، هامبورگ – آلمان(۱۵ اکتبر ۲۰۱۱)، لندن – انگلستان(۱۸ اکتبر ۲۰۱۱)، ادینبورگ – انگلستان(۱۹ اکتبر ۲۰۱۱)، مونیخ – آلمان(۲۱ اکتبر ۲۰۱۱)، وین – اتریش(۲۲ اکتبر ۲۰۱۱)، گوتبرگ – سوئد(۲۷ اکتبر ۲۰۱۱)، استکهلم – سوئد(۲۹ اکتبر ۲۰۱۱)، کلن – آلمان(۳۰ اکتبر ۲۰۱۱) خواهند رفت.

گفت‌وگو با محمدرضا شجریان در مورد دعای ربنا

shajarian

تابستان سال ۱۳۵۸ محمدرضا شجریان در استودیو ربنا را بدون تکرار در ضبط خواند تا مشقی برای هنرمندان شود. اما این اثر بدون اجازه استاد آواز ایران به پخش رسید. اثری که در ۳۲ سال اخیر به راحتی جای خود در دل های مردم پیدا کرد و امروز به عنوان اثری ماندگار شناخته می شود. به همین مناسبت «ندا انتظامی» گفت‌وگویی را با استاد آواز ایران از سوی روزنامه‌ی شرق انجام داده است که با هم آن‌را در مجله‌ی موسیقی ملودی می‌خوانیم.

  • ۳۲ سال از ساخت ربنا می گذرد، بعد از گذشت این مدت، هنوز این آواز شنیدنی و خاطره برانگیز است، ایده اول ساخت این کار چگونه شکل گرفت؟

سال ۵۸ تغییرات و تحولاتی در رادیو مخصوصا در بخش موسیقی در حال شکل گیری بود. در آن سالها مدیران رادیو تصمیم داشتند تولید موسیقی در رادیو را تعطیل کنند و تولید شده های بیرون را بخرند. جلساتی با مدیران رادیو گذاشتیم و در این جلسات خیلی تلاش کردیم مدیران را راضی کنیم که نیروهای خوب را نگه دارند و عده دیگر را بازنشسته کنند. در این جریان‌ها بود که رئیس وقت رادیو آقای وجیه‌اللهی که فردی تحصیلکرده و روشنفکر بود از من موکدا و مرتبا می خواست با توجه به تغییرات و تحولات سیاسی و مذهبی ایران برای پخش آثار جدید قبل از افطار طرحی انجام بدهم. آنها نمی‌خواستند آثار دوره قبلی را پخش کنند. به ایشان گفتم سالهاست من از آن فضا دور شدم و راه من با موسیقی و ارکستر تعریف شده است و این کار الان من نیست. اما ایشان گفت که فقط شما می‌توانید و ما تنها شما را داریم و از من خواست برای دم افطار، مناجات‌ها و اذان کاری انجام بدهم. من خودم را از وزارت کشاورزی آن دوران به رادیو منتقل کرده بودم و کارمند رادیو محسوب می‌شدم. پذیرفتم اینکار را انجام بدهم. کلاسی برای افرادی که قرار بود دعای سحر و مناجات بخوانند گذاشتم که با این افراد نحوه درست خواندن را کار کنم. تابستان سال ۵۸ بود که آموزش این عده را شروع و پس از مدتی هم ضبط این آثار را آغاز کردم. قرار شد برای دم افطار هم برنامه ضبط كنیم و از من خواستند که برای برنامه های دم افطار هم فکری بکنم. برنامه‌های دم افطار دوران قبل از انقلاب را مرحوم ذبیحی بسیار عالی خوانده بود و من تمام کارهای او را از نوجوانی شنیده بودم و مناجات حضرت امیر را با صدای او از حفظ بودم. با این حال پذیرفتم که این کار را بکنم.

  • کار دشواری را پذیرفتید، چرا که تغییر ذائقه مخاطب بسیار دشوار است.

باید بدانیم عادت را از مردم نمی‌توان گرفت. مردم به ربنا و دعای سحر مرحوم ذبیحی و اذان مرحوم موذن زاده اردبیلی عادت کرده بودند. نمی شد به این راحتی این عادت را در مردم تغییر داد. پس باید براساس آن حال و هوا حرکت می کردم، اما در عین حال می‌خواستم اثر ویژگی های خاصی نیز برای خودش داشته باشد تا بتوان این را نیز به مردم بقبولانیم و کار جدید را جایگزین کرد. ظهر آن روز همان آیاتی را که مرحوم ذبیحی خوانده بود پیدا کردم و دو آیه دیگر نیز از سوره آل عمران و بقره پیدا کردم و یک مطالعه ذهنی کردم که چگونه آن را بخوانم تا علاوه بر نزدیک بودن به کار مرحوم ذبیحی کار جدیدی باشد. به این فکر کردم باید آوازی باشد که علاوه بر اینکه تقلید نباشد، از اصل اثر هم خیلی دور نباشد. مجددا به مسئولان گفتم که سالهاست مخاطب من را به عنوان خواننده آواز می‌شناسد، اگر بخواهم ربنا بخوانم، اذان بگویم ممکن است مخاطب من را نپذیرد و این کار زیبا نیست. چون مردم فکر می کنند حالا که جمهوری اسلامی سركار آمده، شجریان که تا دیروز آواز می خواند، امروز دعا می‌خواند و اذان می‌گوید و ممکن است نپذیرند و از سوی دیگر افراد دیگری که به صدای من عادت کردند هم ممکن است بپرسند که چرا شجریان آواز را رها کرده است و دعا می‌خواند. برای من این کار بسیار سخت بود. به همین دلیل به آنها گفتم که من به شما کمک می کنم و به دیگران آموزش می دهم تا آنها بتوانند ربنا و دعا بخوانند اما خودم این کار را نمی کنم. قبول کردند. رفتم استودیو و «ربنا» و «مثنوی افشاری» را بدون هیچ تکرار و تصحیحی خواندم. اثر ضبط شده را به ۴ نفر از هنرمندان مورد نظر دادم و از آنها خواستم که تمرین کنند تا برای ضبط آماده بشوند. آقای قاسم رفعتی «مثنوی افشاری» را زیبا خواندند. اما با اینکه روانشاد صالحی قرآن خوان حرفه‌ای بودند و صدای خوبی هم داشتند، هرچه تلاش کردند نتوانستند آن طوری كه مد نظر من بود، ربنا را بخوانند. بالاخره با کمک و راهنمایی‌های من بعد از ۲۰ روز تمرین برای ضبط آماده شدیم و به استودیو رفتیم. در استودیو هم سه نفری که بنا بود ربنا را بخوانند بارها خواندند و نشد تا اینکه من بخشی از ربنا را می خواندم، این بخش را تکرار می کردند تا توانستیم این ربنا را ضبط کنیم. شروع به ویرایش و تصحیح این آثار کردم . از ۴ بعد از ظهر تا ۳ صبح کارها را تک و تنها در رادیو تصحیح می کردم تا اثر مناسبی برای پخش در ماه رمضان آماده شود. کارها را ۲ روز مانده به ماه رمضان آماده کردم و به رئیس رادیو ارائه كردم. اما از همان موقع و حتی قبل‌تر آن فریدون شهبازیان که کار من را شنیده بودند، اصرار می‌کردند که با صدای خودم پخش شود. و من هم مصرانه می‌گفتم که صدای من نباید اینگونه پخش بشود، هیچ اجازه ای به آنها برای پخش ندادم. از همان زمان هم تصمیم گرفته بودم که دیگر در رادیو کار نکنم به آقای وجیهی الهی اعلام کردم که دیگر به رادیو نمی‌آیم. اما روز اول ماه رمضان دیدم ربنایی را که خودم خوانده ام از رادیو پخش شد.

shajarian

  • یعنی بدون اجازه شما؟

بله. زنگ زدم به آقای وجیهی الهی. دیدم ایشان خیلی خوشحال هستند و می خندند. گفت که این تیر از کمان رها شده و من این را کپی کردم و به همه رادیوها و شهرستان‌ها دادم و همه اینکار را پخش کردند. اعتراض کردم اما او خندید و گفت که ما برنامه به این خوبی را از دست نمی دهیم و اینکار را باید همه مردم بشوند. آن موقع به هیچ کس هم گفته نشد که این اثر را چه کسی خوانده است. به آنها گفتم که هیچ حق ندارید که بگوئید این اثر را من خوانده ام. آن زمان مردم فکر می کردند که این اثر را یکی از قاریان حرفه ای خوانده و من طوری این اثر را خوانده بود که صدای من مشخص نبود. اما هربار که این اثرها پخش می شد من عصبی می شدم، چرا که من این کارها را برای پخش نخوانده بودم و به عنوان درس و آموزش ضبط کرده بودم تا بقیه تمرین کنند. بعد از این هم دیگر رادیو تلویزیون نرفتم و بعدها کلاس های آموزشی ام را در رادیو و تلویزیون تعطیل کردم و تا سال ۶۱ که هیج جا ظاهر نمی شدم، فقط در خانه بودم و به پرورش گل و گیاه می پرداختم.

  • به خاطر دلزدگی از پخش این کارها بود که خانه نشین شدید؟

خیر، فضای موسیقی آن دوران، فضایی نبود که ما به آن دل خوش کنیم. ارتباطم را با کانون چاووش هم قطع کرده بودم چرا که در آنجا بعضی ها دیدگاه های سیاسی شان را اعمال می کردند که مورد تائید من نبود. پس از سالها اولین کنسرتمان «آستان جانان» را با پرویز مشکاتیان و ناصر فرهنگفر در سفارت ایتالیا برگزار کردیم که اولین کار من بعد از انقلاب بود.

  • و در این مدت ربنا هم همچنان پخش می شد؟

بله همچنان ربنا با صدای من پخش می شد.

  • کی اعلام کردید که خواننده این اثر شما هستید؟

زمانی که دیدم مردم این کار را خیلی دوست دارند و هی می پرسند که این اثر را چه کسی خوانده است. وقتی به اطرافیان و به شکل خصوصی می گفتم که این اثر را من خوانده ام و بدون اجازه من پخش شده، همه تعجب می کردند که چطور من این کار را خوانده ام. اما زمانی که دیدم مردم متوجه می شوند که من اینکار را به این دلیل نخواندم که با شرایط روز خودم را هماهنگ کنم، اعلام کردم که این اثر را من خوانده ام.
shajarian

  • بازتاب ها چطور بود؟

مردم هرگز از من ایراد نگرفتند که چرا این اثر را خواندی، همه می‌گفتند که چه کار زیبا و دلنشینی است. یکی از دوستان تعریف می کرد که یکی از قاری های بزرگ مصر به اسم غَلوَش در ایران بوده که ربنا را می شنوند. از این کار یک کپی می خواهد تا ببیند می تواند این را بخواند یا نه؟ بعد از دوسال دوستم او را مجددا می بیند و این قاری به او می گوید «کار من نیست.» چرا كه خواندن اوجی که در خواندن ربنا هست کار هر خواننده ای نیست.

  • در آلبوم «به یاد پدر» ربنا هم هست، آیا این اثر را باز خوانی کردید یا همان ربنا اولیه را حفظ کردید؟

نه همان ربنا را گذاشتم. من هرگز این اثر را بازخوانی نمی کنم. چرا که مردم با آن کار ارتباط گرفته اند و نت به نت زمان بندی آن را می شناسند.

  • لحن ربنا را چگونه انتخاب کردید؟

لحنی که من برای این اثر انتخاب کردم چیزی بین قرائت قرآن و آواز خواندن است. چون کلمات عربی خوانده می شود باید موسیقی متناسب خودش انتخاب بشود، با اینکه من این لحن را به خوبی بلدم اما نمی خواستم که صرفا لحن ربنا قرائت قرآن باشد. من این لحن را به خوبی بلدم ومی خواستم که ربنا ایرانی پسند باشد. به عنوان مثال اذان موذن زاده اردبیلی بیات ترک است و به همین دلیل مردم این اذان را دوست دارند. من هم مرکب خوانی و سه گاه را برای ربنا انتخاب کردم که هم در قرائت قرآن از آن استفاده می کنیم هم در آواز. تا هم کسی كه به عربی و قرآن آشنا است لذت ببرد و هم کسی که از آواز ایرانی شناخت دارد.

  • سالها ربنا پخش می شد بدون اینکه نامی از شما برده شود و طبیعتا در این مدت با شنیدن ربنا احساس کرده‌اید که می شد این قسمت را بهتر خواند، می خواهم بدانم که چه زمانی دلتان با پخش این اثر صاف شد؟

۵ یا ۶ سال که از پخش ربنا گذشت، به این حس رسیدم که ای کاش آن زمان ضبط بعضی از قسمت ها را تکرار می کردم تا کیفیت کار بهتر می شود. به این فکر رسیدم حالا که مردم با ربنا ارتباط برقرار کرده اند، مجدد ربنا را ضبط کنم و اشکالات ریز آن را برطرف کنم. اما فکر کردم که در این ۵ سال مردم به این ربنا عادت کرده اند و نت به نت آن را حفظ هستند. اگر بخواهم آن را مجدد بخوانم، هرچند بهتر و پخته‌تر خواهم خواند، اما مردم آن ربنا را پذیرفته و دوستش دارند و من هر کاری بکنم نمی توانم ربنای جدید را جایگزین ربنای قدیم بکنم. بنابراین فکر کردم بهتر است من به عادت مردم احترام بگذارم، و به دنبال این نروم که ربنا را دوباره بخوانم، من که از اول دوست نداشتم صدای من اینطوری پخش بشود. اما زمانی که دیدم مردم با آن ارتباط گرفته اند و حال و هوایی با ربنا دارند فکر کردم، بهتر است ربنا به همان شکل اول خود باقی بماند. اما سوال من اینست که کسانی که در رادیو و تلویزیون تصمیم گیرنده هستند و اغلب هم تصمیمات بسیار ناآگاهانه و ناشیانه می‌گیرند چرا به این نکته توجه ندارند که نمی‌توانند عادت مردم را از آنها بگیرند. من به احترام سیلقه مردم به خودم اجازه ندادم که بیایم ربنای بهتری بعد از ۶ سال بخوانم اما این افراد چطور می توانند ربنای دیگری به جای آن بگذارند. بهتر است آنها کار دیگری تولید کنند تا بتوانند جایگزین ربنای فعلی بشود. می دانم که در رادیو و تلویزیون بسیار هزینه کردند تا ربنای شجریان را کس دیگری بخواند. اما باید بگویم که ربنایی که من خواندم و مردم آن را قبول کرده اند به این راحتی جایگزین نمی شود، مگر یک نفر دیگر بیاید چیزی دیگری بخواند.

ostad-shajarian-jashn-khaneh-moosighi

  • عادت مردم را به این سرعت نمی توان تغییر داد، خصوصا اینکه نزدیک به ۳۰ سال است که ربنای شما با ماه رمضان عجین شده است.

مردم ۳۰ سال است با این ربنا پای سفره افطار می نشیندند و با آن خاطره دارند. من هرگز به خودم اجازه ندادم که این ربنا را از مردم بگیرم و آن را از آنها دریغ کنم. سال ۷۴ در نامه ای به آقای لاریجانی، رئیس وقت تلویزیون نوشتم که تنها موردی که اجازه می دهم صدای من از تلویزیون پخش شود، ربنا است که من آن را به مردم هدیه داده ام. من از این ربنا نه بهره ای می برم و نه شهرتم را زیادتر می کند، من کارم را ۳۲ سال پیش انجام داده ام و آن را به مردم هدیه داده ام. حالا برای ثواب یا وجدانم باشد این ربنا مال مردم است و من هم اجازه ندارم این را از مردم دریغ کنم. به همین دلیل رادیو و تلویزیون هم نمی تواند ربنا را از مردم دریغ کنند یا ربنای دیگری را جایگزین آن کند.

  • قبل از انقلاب، مرحوم ذبیحی ربنا و دعای مناجات قبل از افطار را خوانده بود و طبیعتا هم مردم به آن صدا عادت کرده بودند، اما امروز مخاطبان ربنای مرحوم ذبیحی نیز به ربنای شما عادت کرده اند. چه کردید که بتوانید این روند را تغییر بدهید.

هنرمند باید کارش را خوب بلد باشد. من از کودکی خواندن قرآن را آموخته بودم و با آن زندگی کرده بودم و تمام وجودم خوانندگی در آن زمینه بود. از ۱۸ سالگی به بعد که از خانه پدر بیرون آمدم، راه موسیقی پیش گرفتم در حالی‌که پیش از آن خواندن قرآن مثل زبان مادری‌ام بود. از سوی دیگر کارهای مرحوم ذبیحی را شنیده بودم و کارهای قاری‌های بزرگ عرب را شنیده و تمرین کرده بودم و این کار را خوب بلد بودم. در کار ما همه چیز در تکنیک خلاصه نمی‌شود. اگر کارتان را خوب بلد باشید و از روی صداقت کار کنید روی مردم تاثیر خیلی خوبی خواهد گذاشت. احتمالا این موارد روی مردم تاثیر گذاشته است و باعث شده که ربنا جاودانه بشود. زمانی که ربنا را خواندم برایم حالت مناجات داشت.

  • یعنی ارتباط درونی برایتان شکل گرفته بود؟

ارتباطی از ته دل بود. مثل فردی که دم افطار با خدای خودش نجوایی دارد. زمانی که آدم می خواهد با خدای خودش حرف بزند با خلوص کامل حرف می زند. زمانی که این حال و هوا درست در درون انسان باشد، حتی اگر صحبت هم بکند، قطعا تاثیر خودش را می گذارد. سوای آن من تکنیک‌هایی بلد بودم و تجربیاتی داشتم که قطعا در کار تاثیر می گذاشت. صرف نظر از ربنا، من در دیگر برنامه های موسیقی نیز مردم و هوش آنها را باور دارم و می‌دانم که مردم هوشمند هستند. زمانی که به این موارد اعتقاد دارید دیگر نمی‌شود به مردم دروغ گفت و به همین دلیل مردم شما را باور می‌کنند. من کار سیاسی نمی‌کنم اما به عنوان هنرمندی که در جامعه زندگی می‌کند حق دارم که شرایطی را که در جامعه پیش می‌آید قضاوت کنم. قاضی که نباید قوم و خویش یکی از طرفین باشد؛ قاضی در هر صورت قضاوتش را می‌کند. من به عنوان یک داور درباره اینكه مردم چه می خواستند و چگونه جواب شنیدند اظهار نظر كردم. حالا اگر مسئولان عصبانی هستند، باشند. حقیقت را كه نمی‌شود کتمان کرد. وقتی راه درست را می‌رویم تحت هیچ شرایطی نمی توانیم آن راه را عوض كینم. این اعتمادی که مردم به من و صدای من دارند، باعث شده که جایگزین کردن ربنا دشوار و حتی غیرممکن شود. من ربنا را به مردم هدیه کردم و مال مردم هم هست، اگر ربنا را تلویزیون و رادیو پخش نکند، مردم خودشان آن را پخش می‌کنند.

ostad-shajarian

  • این دومین بار است که شما پخش آثارتان را از رسانه تلویزیون و رادیو ممنوع کردید، اولی مربوط به سال ۷۴ بود اما قبل‌تر از آن نوروز ۷۳ شما به تلویزیون آمدید وحتی دعای تحویل سال را خواندید. در این فاصله یکساله چه پیش آمد که این عکس‌العمل شما را در پی داشت؟

من از روز اول دوست نداشتم که صدای من از رادیو و تلویزیون پخش شود. می دانم تصنیف سپیده یا ایران ای سرای امید را خود آقای لطفی به تلویزیون داد که پخش بشود. چرا که این یک کنسرت بود و نوار ضبط شده آن را فقط من، آقای لطفی و کانون چاووش داشتیم. تا یک روز از لطفی پرسیدم که تلویزیون این تصنیف را چطوری به دست آورده؟ گفت که من دادم. یادم هست به لطفی گفتم که اشتباه کردی و من دوست ندارم صدای من از رادیو و تلویزیون پخش بشود. اواخر سال ۵۷ و اوایل سال ۵۸ خیلی از افراد اصرار می کردند که من در رادیو بخوانم اما من قبول نمی کردم. اما صدای من و کارهای من را پخش می کردند. یادم هست سال ۵۹ یا ۶۰ بود که محمد هاشمی رییس وقت صدا و سیما به اطرافیان من پیغام می داد تا من در رادیو و تلویزیون کار کنم. من کاری با تلویزیون نداشتم، فقط می رفتم در رادیو تدریس می کردم. چرا که من به رادیو و تلویزیون برای تدریس و تحقیق در آرشیو منتقل شده بودم. هرچند که رئیس موسیقی رادیو از من خواهش می کرد که من در شوراها شرکت کنم اما من نمی رفتم. حتی برای من ابلاغیه فرستاد باز من نرفتم. و گفتم که من فقط تدریس می‌کنم، شاگرد و زمان كلاس‌ها را هم خودم انتخاب می کنم. پیام های زیادی برای رفتن به رادیو به من داده شد. حتی مدیر وقت رادیو برای من اخطاریه فرستاد که پرداخت حقوق شما بستگی به شرکت شما در جلسه ها دارد. حقوق من مگر چقدر بود؟ چیزی حدود ۳۰ هزار تومان بود. خنده ام گرفت. یک روز که رفتم رادیو، به او زنگ زدم که به دفتر من بیاید. به او گفتم درست است که شما مدیر هستید اما مدیر خوب کسی است که تک تک آدم ها را بشناسد و از توانایی های آنان خبر داشته باشد تا بتواند با آنها کار کند. گویا من را نمی شناسید که این نامه را به من نوشتید. در پاسخ به من گفت که این نامه اشتباه شده است. به او گفتم حواست باشد دیگر این اشتباهات را مرتكب نشوی. شما در جایگاهی نیستی که برای من اخطاریه بنویسی. همین تدریس را هم از فردا تعطیل می کنم. از فردای آن روز به رغم مخالفت آنها دیگر به رادیو هم نرفتم و به وزارت کشاورزی برگشتم و آن جا هم خودم را بازنشسته کردم. همان موقع ها محمد هاشمی از من می خواست به رادیو بروم که من نمی رفتم. می گفت که در رادیو تدریس می‌کنید اما پیش ما نمی آیید؟ تا اینکه یک روز آقای صادق طباطبایی که از دوستان نزدیک من بود به من تلفن زد و گفت که من دفتر محمد هاشمی هستم و گفت ایشان اصرار دارند که شما راببیند و من را واسطه کردند که بگویم یا شما بیاید پیش ایشان یا ایشان بیایند پیش شما. قرار گذاشته شد که به خانه آقای طباطبایی برویم. خودشان بودند و رییس شبکه دو و من هم با محمد موسوی رفتیم سر قرار. آقای هاشمی خیلی صحبت کردند و از من خواستند که همکاری کنم بعد از كلی مذاكره در نهایت من گفتم که شما در جایگاه مدیر تلویزیون هرکاری که بخواهید می توانید انجام بدهید اما من در کارم جایگاهی دارم که حاضر نیستم با هیچ چیز دیگری عوض کنم. من می خواهم همان شجریانی که هستم باقی بمانم. خیلی اصرار کردند. آخر گفتم که باشد اگر شما این ۴ هنرمندی را که من نیاز دارم به رادیو بیاورید، من هم می‌آیم. بعد هم گفتم اگر من برنامه تهیه کنم، خودم زمان پخش آن را تعیین می کنم.

  • سنگ بزرگ انداختید جلوی پایشان.

بله چون می دانستم افراد دیگری برای پخش برنامه ها در تلویزیون تصمیم می گیرند و به من چنین اجازه ای نمی دهند. در آخر هم آقای هاشمی گفت که در شرایط تجدید نظر کنید، ما همیشه منتظر آمدن شما هستیم. که من گفتم نه من هیچ وقت به تلویزیون و رادیو نمی آیم. هیچ وقت دوست نداشتم که در تلویزیون کار کنم اما آثار من مدام از تلویزیون پخش می شد. من هم مدام با ارسال پیام هایی اعتراض می کردم اما فایده ای نداشت. تا اینکه دیدم کلیپ ساخته اند. کلیپی که هیچ ربطی هم به آواز من نداشت. آن زمان آقای لاریجانی مدیر رادیو و تلویزیون بودند. اعلام کردند که اساتید بیایند و هرچه که آنها بگویند من انجام می دهم. من چند باری در جلسات شرکت کردم و ایشان هم حرف‌های قشنگی زدند و من هم حرف‌های قشنگ‌تری زدم. در این جلسات استاد پایور واستاد تجویدی و اساتید دیگری هم بودند تا سیاست های تلویزیون در پخش آثار موسیقی را تعیین كنند. بعد از جلسات ایشان به من گفتند که آقای شجریان اگر شما آستین هایتان را بالا بزنید و بیاید اینجا همه مشکلات ما حل می شود. من دیدم الان بهترین موقعی بود که من به مردم بگویم من ۱۷ سال است پایم را در تلویزیون نگذاشته‌ام و در مصاحبه تلویزیونی مردم این نکته را از زبان خودم بشنوند. همان زمان دعای تحویل سال و یک بهاریه را خواندم. و بعد از گفتن این نکته دیگر تلویزیون نرفتم. هرچه آقای لاریجانی تماس گرفتند دیگر نرفتم.

  • تا سال ۷۴ که پخش آثارتان را از تلویزیون ممنوع کردید؟

بله. اما روند پخش آثار من از تلویزیون ادامه داشت، کلیپ هم که می ساختند. دیگر من وارد عمل شدم و نامه ای خطاب به مدیر رادیو و تلویزیون نوشتم و رونوشت آن را به روزنامه ها ارسال کردم و فقط اجازه دادم که ربنا پخش بشود و اعلام کردم که ربنا از آن مردم است.

  • اما بعد از مدتی فضا آرام شد، و تلویزیون مجددا پخش کارهای شما را شروع کرد، اما عکس العملی از سوی شما دیده نشد؟

چه کاری باید می‌کردم. تنها راه حلش این بود که به دادگستری شکایت می کردم که روندی طی می شد که خیلی اداری بود. من نمی خواستم کسی را زندانی و جریمه کنم. فقط می خواستم به آنها بقبولانم که اشتباه کردند و اجازه ندارند که این کارها را پخش کنند. تلویزیون بابت هیچ کدام از برنامه ها نه هزینه و نه زمانی صرف کرده بود. این برنامه ها به هزینه شخصی من تولید و پخش شده و برای مجوز آن هم یکسال در نوبت بودیم.

  • یعنی در دورانی که اعتراضی از سوی شما شنیده نشد، بازهم از پخش آثارتان ناراضی بودید؟

بله بازهم پیام می دادم که حق ندارید کارهای من را پخش کنید. من نمی توانستم و نمی خواستم از آنها جریمه بگیرم اما دوست هم نداشتم که کارهای من را پخش بکنند. من این سازمان را قبول ندارم و زمانی که آثار من از این سازمان پخش می شود پیش وجدان خودم احساس شرم می کنم. من هیچ وقت رضایت نداشتم تا جریان انتخابات پیش آمد و من وکیل گرفتم که جنبه قانونی به اینکار بدهم.

  • با این شرایط همچنان ربنا متعلق به مردم است؟

بله این ربنا همچنان متعلق به مردم است.

  • گفت‌وگو: ندا انتظامی

مرغ خوشخوان از استاد شجریان به زودی منتشر می‌شود

shajarian

آلبوم «مرغ خوشخوان» به  آهنگسازی و خوانندگی محمدرضا شجریان به زودی از سوی دل آواز منتشر می شود.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی روابط عمومی شرکت فرهنگی هنری دل آواز اعلام کرد  این آلبوم پس از انجام مراحل لازم  در دسترس علاقمندان قرار خواهد گرفت.
آلبوم «مرغ خوشخوان» در دستگاه شور  به آهنگسازی محمدرضا شجریان و تنظیم مجید درخشانی بخش دوم کنسرت گروه شهناز است که  پاییز ۱۳۸۷ در  وزارت کشور برگزار شد. قسمت اول این کنسرت در آلبوم «رندان مست» منتشر شده است.
این اثر شامل، پیش در آمد، دونوازی تار، ساز و آواز، تصنیف پیام نسیم، ساز و آواز(حجاز)، چهار مضراب، تکنوازی سه تار، ساز و آواز(مثنوی ابوعطا)، ساز و آواز(دشتستانی)، تصنیف مرغ خوشخوان است.
همچنین اعلام می شود استاد آواز ایران  در حال حاضر قصد برگزاری کنسرت در ایران را ندارند.

استاد شجریان رییس شورای عالی خانه موسیقی شد

shajarian

محمدرضا شجریان استاد آواز ایران به ریاست شوای عالی خانه‌ی موسیقی برگزیده شد و حسین علیزاده نیز به‌عنوان دبیر و سخنگوی این شورا برگزیده شد.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی نخستین جلسه شورای عالی خانه موسیقی پس از انتخابات این شورا با حضور مصطفی کمال پورتراب، همایون خرم، داود گنجه ای، محمدرضا شجریان، فرهاد فخرالدینی، حسین علیزاده و هوشنگ کامکار از اعضای شورای عالی، هوشنگ ظریف (مشاور شورا) بعد از ظهر دیروز در ساختمان فاطمی تشکیل شد.
در اولین جلسه شورای عالی خانه موسیقی، محمدرضا شجریان به عنوان رئیس ، مصطفی کمال پورتراب نایب رئیس و حسین علیزاده به عنوان دبیر و سخنگوی شورای عالی انتخاب شدند.

سایت خانه موسیقی گزارش داد: نخستین جلسه شورای عالی خانه موسیقی پس از انتخابات این شورا با حضور مصطفی کمال پورتراب، همایون خرم، داود گنجه ای، محمدرضا شجریان، فرهاد فخرالدینی، حسین علیزاده و هوشنگ کامکار از اعضای شورای عالی، هوشنگ ظریف (مشاور شورا) بعد از ظهر دیروز در ساختمان فاطمی تشکیل شد.

در این جلسه محمدرضا شجریان و مصطفی کمال پورتراب بار دیگر به عنوان رئیس و نایب رئیس و حسین علیزاده به عنوان دبیر و سخنگوی شورای عالی برگزیده شدند.

در جلسه روز گذشته، شورای عالی خانه موسیقی درباره مسائل مختلف از جمله موضوع یادمان پایور، ارکستر موسیقی ملی و… بحث و تبادل نظر کردند و مقرر شد اعضای شورا ضمن نظارت بر فعالیتهای و سیاستگذاری های خانه ، مشکلات کلان و عمده موسیقی کشور را رصد و در باره آنها موضع گیری نمایند.

لازم به یادآوری است جلسه بعدی شورای عالی پس از تعطیلات تابستانی خانه، در نیمه اول شهریور ماه برگزار خواهد شد.

پوستر تور اروپایی استاد شجریان طراحی شد

shajarian-concert-poster

پوستر تور اروپايي استاد محمدرضا شجريان و گروه شهناز به سرپرستي مجيد درخشاني توسط مژگان شجريان طراحي و اجرا شده و قرار است این پوستر به زبان ‌های گوناگون و در كشورهاي مختلف ارائه شود.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی، مژگان شجريان در گفت و گو با روابط عمومي شركت دل آواز درباره طراحی پوستر اين تور اعلام كرد: «در طراحي پوسترها ترجيح مي‌دهم از رنگ‌هاي سنگین تری استفاده كنم، به اين دليل كه اين ويژگي به نوع موسیقی که ارائه می‌شود نزديك‌تر است. علت استفاده از رنگ قرمز به جای رنگ آبي که با موسيقي ايراني هماهنگ‌تراست این است که رنگ قرمز در زمينه مشكي تضاد بيشتري نسبت به آبی داشته و نظر مخاطب را در کشورهایی که همه جا رنگ است، بیشتر به پوستر جلب می‌کند.» [پوستر کامل را ببینید]
مژگان شجريان درباره استفاده از عكس استاد شجريان در پوستر گفت: «استفاده از عكس افرادي كه در زمينه هنر شناخته شده نيستند چندان الزامي نيست، اما چون استاد شجريان چهره‌ شناخته شده‌اي در ميان مردم دارند، حضور عكس به جذب بيشتر مردم كمك مي‌كند.»
البته اين تنها دليل استفاده عكس چهره استاد محمدرضا شجريان از سوي طراح پوستر نيست، از آنجايي كه در پوستر سال‌هاي گذشته از عكس گروه شهناز نیز در کنار عکس استاد، استفاده شده‌ بود، این بار برای ایجاد تفاوت از عکس استاد شجريان به تنهایی استفاده شده است.»
مژگان شجريان كه همواره طراحي پوسترهاي آثار و كنسرت هاي محمدرضا شجريان را برعهده دارد، به استفاده از فونت‌ها و نوشتار پوستر اشاره كرد و گفت:«از طرف برگزاركنندگان اروپايي تاكيد شد كه در پوستر تنها از يك فونت استفاده كنيم. آنان دليل اين امر را عدم استقبال مردم از پوسترهاي شلوغ با فونت‌هاي متعدد اعلام كردند. به همين دليل تنها از دو فونت در اين پوستر استفاده كردم. گرچه ترجيح مي‌دهم از فونت‌هاي مختلف استفاده كنم تا به اين طريق پوستر متنوع‌تر شود.»
مژگان شجريان افزود: «استفاده از خط زیبای استاد يدالله کابلی با عنوان « کنسرت محمدرضا شجريان و گروه شهناز» ، يكي ديگر از ترفند‌هایست كه مخاطبان را به ديدن پوستر كنسرت تشويق کرده و آنان را از اجرای موسیقی توسط کشوری دیگر آگاه می کند.»
تور استاد محمدرضا شجريان و گروه شهناز از استانبول تركيه آغاز و در كلن آلمان پايان مي‌يابد، در این سری از کنسرت‌ها آثاری از استاد جلیل شهناز، محمدرضا شجریان و مجید درخشانی در دو بخش سه گاه و بیات اصفهان برای اولین بار به اجرا در خواهد آمد.
اين تور در شهرهای استانبول- تركيه(۱۶ سپتامبر ۲۰۰۱۱)، آمستردام – هلند(۳۰ سپتامبر ۲۰۱۱ )، بروکسل – بلژیک(۱ اکتبر ۲۰۱۱)، ماینز – آلمان(۳ اکتبر ۲۰۱۱)، برلین – آلمان(۱۴ اکتبر ۲۰۱۱)، هامبورگ – آلمان(۱۵ اکتبر ۲۰۱۱)، لندن – انگلستان(۱۸ اکتبر ۲۰۱۱)، ادینبورگ – انگلستان(۱۹ اکتبر ۲۰۱۱)، مونیخ – آلمان(۲۱ اکتبر ۲۰۱۱)، وین – اتریش(۲۲ اکتبر ۲۰۱۱)، گوتبرگ – سوئد(۲۷ اکتبر ۲۰۱۱)،استکهلم – سوئد(۲۹ اکتبر ۲۰۱۱)، کلن – آلمان(۳۰ اکتبر ۲۰۱۱) اجراي برنامه خواهند داشت.

گفت‌‌و‌گو با محمد اصفهانی: شجریان استاد تکرارناپذیر ماست

esfehani

محمد اصفهانی در موسیقی پاپ فعالیت می‌كند ولی خواننده و آهنگساز موردعلاقه‌اش «محمدرضا شجریان» و «پرویز مشكاتیان» هستند. اصفهانی قبل از خوانندگی، تحصیل در رشته پزشكی را شروع كرده بود. در سال ۱۳۷۶در رشته دكترای پزشكی (طب عمومی) فارغ‌التحصیل شد و تصمیم به طبابت گرفت اما به گفته خودش از آنجا كه خوانندگی را هم شروع كرده بود، مردم بیشتر برای دیدن محمد اصفهانی خواننده به او مراجعه می‌كردند تا محمد اصفهانی پزشك. صدای او را در این سال‌ها روی تیتراژ برخی مجموعه‌های تلویزیونی شنیده‌ایم؛ «آوای فاخته»، «ولایت عشق»، «معصومیت از دست رفته» و… آلبوم‌های «حسرت»، «فاصله»، «تنها ماندم»، «ماه غریبستان»، «نون و دلقك»، «هفت‌سین» و «بركت» نیز از محبوب‌ترین آثار او بوده‌اند. به تازگی و بعد از پنج سال، آلبوم جدیدی از وی با نام «بی‌واژه» منتشر شده كه مورد استقبال قرار گرفته و اصفهانی از اقبال مردم خوشنود است. او در این اثر از روش‌ها و نوازندگان جدیدی استفاده كرده كه لحن‌ ترانه‌هایش را از كارهای پیشین متمایز می‌كند. «جواد ماه‌زاده» از هفته‌نامه‌ی سلامت با این پزشک خواننده، گفت‌وگویی را انجام داده که با هم آن‌را در مجله‌ی موسیقی ملودی می‌خوانیم.

  • اول خوانندگی را شروع كردید یا پزشكی را؟

پزشكی، در سال ۶۶.

  • ولی قبلش كار صدا می‌كردید.

من از پنج سالگی می‌خواندم. در دبستان و دبیرستان هم قرائت قرآن می‌كردم. یك سری برنامه تلاوت نیز برای صدا و سیمای آن زمان خواندم كه قرار بود از شبكه‌ای عربی زبان در تلویزیون پخش شود. بعدها مشغول تحصیل شدم و به دانشكده پزشكی رفتم و با توجه به قابلیت‌هایی كه در حنجره‌ام احساس می‌كردم، نگرشم نسبت به مقوله خوانندگی تغییر كرد. كم‌كم باوجود علاقه‌ای كه به موسیقی پاپ داشتم، شروع به تمرین آواز و ردیف‌ها كردم. به تدریج این سبك در صدایم شكل گرفت تا اینكه آقای فریدون شهبازیان امكانی فراهم كردند تا به همراهی یكی از اركستراسیون‌هایشان آهنگی را كه خودم ساخته بودم، اجرا كنم. این قضیه شروع ماجرا و یك دلمشغولی ذوقی بود ولی به تدریج‌ شد كار اصلی‌ام.

  • بیشتر به پزشكی علاقه‌ دارید یا خوانندگی؟

خوانندگی، با وجود اینكه خیلی سخت است.

  • اولین اجرای زنده‌تان یادتان است؟

اصفهان بود، اگر اشتباه نكنم برای انجمن هموفیلی.

  • موقع اجرا استرس نداشتید؟

خیر. چون قبلا تجربه قرائت قرآن را در حضور جمعیت چندهزار نفری داشتم و با صحنه بیگانه نبودم.

  • اولین‌كار پزشكی‌تان چطور؟

بیشتر كارهای پزشكی‌ام كه به صورت متمركز انجام دادم، مربوط به دوران انترنی می‌شود. بعد از آن فعالیت محدودی داشتم كه چون اوایل كار خوانندگی‌ام بود، بیشتر مراجعات مردم برای دیدن محمد اصفهانی خواننده بود تا محمد اصفهانی پزشك. همین موضوع نظم كار را به هم می‌ریخت و دیدم امكانش وجود ندارد و همان جا تعطیلش كردم.

  • آیا وجوه مشتركی بین این دو رشته می‌بینید؟

این دو رشته نمی‌توانند نقاط مشترك نداشته باشند. هر دو درمانگری می‌كنند ولی یكی متمركز بر درمان جسم است و دیگری با روح و روان فرد سروكار دارد. كسی كه موسیقی كار می‌كند و صاحب نفوذ و‌ تریبون است، اگر صالح نباشد، همان قدر می‌تواند ایجاد خطر كند كه یك پزشك ناصالح در حرفه خودش. من پزشكی را یك جور هنر می‌دانم. اصلا اگر هر حرفه‌ای را با هنر بیامیزید، رنگ و بوی دیگری می‌گیرد. مثلا اگر یك پزشك با‌ تركیبی خلاقانه از داروهای معمول و روان درمانی و گیاه درمانی و… بتواند یك بیماری صعب‌العلاج را درمان كند یا بهبودی بخشد، هنر كرده است در حالی كه فقط با یك نگرش علمی تخصصی مبتنی بر تجویز داروهای شیمیایی شاید هرگز چنین نتیجه‌ای حاصل نشود. هنر، صرفا «آرشه» و «مضراب» دست گرفتن نیست. هر كس بتواند از خلاقیتش استفاده كند و ابداع‌گر باشد، كار هنری كرده است؛ پزشك در شفای بیمار، مهندس در برافراشتن قامت یك ساختمان و موسیقیدان در خلق اثر موسیقی. مهم این است كه خلاقیتی نشات گرفته از مقولاتی همچون زیبایی و استحكام و ظرافت و … به مدد آن كار بیاید.

  • شما با درنظر گرفتن این وجه درمانی به سمت موسیقی رفتید؟

خیر. ناخودآگاه بود، ولی همیشه اعتقاد دارم كه موسیقی باید حال شنونده‌اش را بهتر كند. موسیقی باید تاثیر خوبی روی انسان بگذارد. اجازه دهید كمی بیشتر توضیح بدهم، ما در زندگی غم و شادی داریم، برخی شادی‌ها و غم‌ها مخرب هستند ولی انواع‌ سازنده‌اش هم وجود دارد، مثلا موسیقی غمگین داریم كه فقط ناامیدی را در ما تقویت می‌كند. این حس و عامل به وجودآورنده‌اش یعنی آن موسیقی، مخرب هستند اما اگر به هر واسطه‌ای مثلا با شنیدن یك قطعه موسیقی از كار اشتباهمان غمگین شویم، چنین غمی مثبت است، چون عملا به ما می‌آموزد كه دیگر نباید آن كار اشتباه را تكرار كنیم. گاهی موسیقی با شادی خودش به ما امید زندگی می‌دهد. این شادی نیز‌ سازنده است همانگونه كه شادی‌های مخرب هم داریم. به نظر من موسیقی به خودی خود یك وسیله است نه هدف.

  • شما چه موسیقی‌ای را بیشتر دوست دارید؟

هیچ تعصبی ندارم. به هر موسیقی‌ای كه بر من تاثیر خوبی بگذارد، گوش می‌‌دهم. در ایران جز صدای «ایرج» و «بنان»، كارهای استاد «شجریان» را خیلی دوست دارم. البته بیشتر شجریان «گل‌ها»، تا «بیداد» و «دستان» را. كارهای ایشان با مرحوم «مشكاتیان» بی‌نظیر است. راستش را بخواهید با آلبوم‌های اخیر ایشان زیاد ارتباط برقرار نكردم.

    esfehani_slideshow

  • با آهنگسازی‌اش یا صدایش؟

ایشان استاد منحصر به فرد و تكرارناپذیر ماست، ولی شخصا به عنوان یك مخاطب با شجریان در قالب «سیاوش» تا انتهای آلبوم «دستان» رفیق‌ترم. اوج كار استاد شجریان به نظر من «نوا مركب خوانی» است كه قله‌ای است سر به فلك كشیده در آواز ایرانی. استاد «جلیل شهناز» یكبار درباره آواز دشتی ایشان كه در شهر اصفهان با همراهی تار استاد و ‌ساز تعداد دیگری از هنرمندان خوانده بودند، گفتند: «حد آواز همین است.» هنر استاد «محمدرضا لطفی» را هم خیلی دوست دارم. از كارهای جناب «علیزاده» «نینوا» و «سواران دشت امید» را می‌پسندم. بیشتر كارهای مرحوم مشكاتیان را كه با استاد شجریان انجام داده دوست دارم، نوازندگی سنتور و قطعات دونوازی مرحوم مشكاتیان كه با مرحوم استاد «فرهنگ‌فر» اجرا كردند، بسیار عالی است. به نظرم پرویز مشكاتیان پدیده عجیب و غریبی بود؛ هم در آهنگسازی مقید به كلام و هم در شكستن ریتم و تلفیق و تقطیع اوزان در اشعار نو و غزل‌های كلاسیك فارسی. او واقعا مطابق با معنی، آهنگ می‌گذاشت. یعنی وقتی اجرای نهایی مثلا «دستان» را در بخش تصنیف‌هایش گوش می‌كنیم، می‌فهمیم آهنگساز چقدر حساب شده كار كرده است. استاد «لطفی» هم یك موزیسین معناگرای واقعی و رها از قیدوبندهای مادی است. من وقتی با زندگی خصوصی‌اش آشنا شدم، فهمیدم این رهایی در هنر از خلق و خوی او در زندگی‌اش نشات می‌گیرد. در كارهای خارجی هم بیشتر از ژانر موسیقی الكترونیك لذت می‌برم. «ژان میشل ژار»، «ونجلیز» و آوازهای «بوچلی» و «پاواروتی» را واقعا دوست دارم.

  • شما اصطلاح موسیقی ناهنجار را می‌پذیرید؟

خیر. چرا باید موسیقی ناهنجار داشته باشیم؟ بعضی مواقع این شعر است كه ممكن است موسیقی را ناهنجار كند. مثلا در مورد موسیقی‌هایی كه حتی می‌گویند مربوط به شیطان‌پرست‌هاست، اگر شما ندانید كه شعرشان چه معنی و عقبه‌ای دارد و فقط موسیقی‌اش را گوش كنید، شاید حكم ندهید كه این موسیقی منفی است ولی اگر با پیش‌فرض منفی سراغ موسیقی بروید، ممكن است آن را بد گوش كنید. دركل به نظرم موسیقی‌های معدودی وجود دارد كه شاید بگوییم احساس خوبی نسبت به آنها نداریم. من می‌گویم موسیقی ناهنجار نداریم یا خیلی به ندرت داریم.

  • موسیقی زیرزمینی چطور؟

موسیقی زیرزمینی متاثر از شرایط اجتماعی است و به نظر من مشكل خاصی ندارد. یك نفر روی زمین اجازه ندارد كارش را بسازد و عرضه كند، می‌رود زیرزمین كارش را تولید می‌كند (باخنده) حتی ممكن است كارش از قطعات روی زمینی هم بهتر باشد ولی چون بدون مجوز پخش شده، به آن می‌گویند زیرزمینی. البته چون این موسیقی ممیزی نمی‌شود و كارشناسان، نظارتی از نظر فنی بر آن اعمال نمی‌كنند و اصولا آهنگساز با احتمال بیشتری كارش را به آدم‌های حرفه‌ای نشان نمی‌دهد تا رفع ایراد كنند و هر چه بخواهد می‌سازد، ممكن است موسیقی‌اش پراشتباه‌تر باشد، ولی به صرف زیرزمینی بودن یك موسیقی، نباید به بد یا نازل بودن آن حكم داد ولی اگر این نوع موسیقی پارامترهای مربوط به تولید یك اثر خوب را طی كند، قطعا بهتر می‌شود.

بعضی از كسانی كه كارشان را بلدند و بااستعدادند، یا خودشان دوست دارند زیرزمینی كار كنند یا به دلیل سیاست‌های غلط فرهنگی مجبور می‌شوند كارشان را غیرمجاز شروع كنند. معمولا اینها بعد از اینكه كار زیرزمینی‌شان مورد استقبال قرار گرفت، با مجوز آلبوم منتشر می‌كنند و موفق هم می‌شوند. به هرحال برخی كسانی كه فكر می‌كنند ممكن است موسیقی‌شان مجوز نگیرد، اولین كار خود را به شكل زیرزمینی انجام می‌دهند. فكر می‌كنم مسوولان موسیقی باید در شناسایی استعدادها و برقراری ارتباط فرهنگی و عاطفی با آنها بیشتر تلاش كنند و ورود به این سن و صحنه را دست نیافتنی و سخت نكنند. باید جایی باشد و آدم‌های بی‌حب و بغضی باشند كه بی‌طرفانه با جوان‌های مستعد صحبت و كمكشان كنند. اینكه بخواهیم همه را طرد یا محدود كنیم، نمی‌شود. استعدادها از خزانه الهی مرتب در حال جوشش هستند؛ مثلا اگر از استاد شجریان به عنوان یك استعداد و پدیده تكرارناپذیر یاد می‌كنیم، می‌دانیم كه ایشان در سال ۱۳۰۰ نبوده‌اند و بعد این مراحل را طی كرده و شكوفا شده‌اند. صد سال دیگر هم استاد شجریان را نداریم ولی احتمالا كسان دیگری در ژانرهای دیگری خواهند بود. پس این چرخه بدون وقفه مرتب تكرار می‌شود و ما هم نمی‌توانیم حركت آن را متوقف یا حتی كنترل كنیم. مهم، استحصال و استخراج استعدادها از این گردش الهی است. مسوولان ما برای امكانات و بودجه‌ای كه در اختیار دارند، مسوولند. باید بیندیشیم كه اگر استعدادها را پرورش دهیم و بارورشان كنیم، بهتر است یا اینكه هرز بروند؟ این نقطه ضعف اصلی سیستم فرهنگی ماست كه در موسیقی و سایر حوزه‌ها وجود دارد.

  • آقای اصفهانی تولید یك آلبوم موسیقی چقدر طول می‌كشد؟

به‌طور معمول بین شش ماه تا یك سال، ولی كار من حساب و كتاب برنمی‌دارد. یك قطعه‌ام از زمان سروده شدن تا آماده‌سازی نهایی فقط سه روز طول كشید و یك قطعه دو سال.

  • آیا تا حالا‌ ترانه‌ای داشته‌اید كه گرفتار سانسور شود؟

داشته‌ام، ولی با صحبت رفع مشكل كرده‌ایم. اشكالاتی وارد كردند و گفتند فلان‌ ترانه قابل عرضه نیست ولی با منطق صحبت كردیم و توانستیم مشكل را حل كنیم.

  • خواننده‌ها برای حفظ صدایشان چه تمرین‌ها و مراقبت‌هایی انجام می‌دهند؟

هر حنجره‌ای رژیم خاص خودش را دارد و هر خواننده‌ای رژیمش را به صورت تجربی پیدا می‌كند بنابراین یك نسخه عمومی نمی‌توان تجویز كرد. البته دستورهای كلی وجود دارد؛ مثلا خواننده باید بیش از دیگران مراقب باشد كه سرما نخورد و دچار بیماری ریوی نشود، بی‌جهت و به دلیل اینكه فلان خواننده فلان آواز را در فلان پرده اوج می‌خواند، نباید صدایش را بیش از حد بالا ببرد و بیازارد، باید محدوده صدایش را تشخیص بدهد، صدایش را گرم كند، سعی كند بین اجراهایش كمتر صحبت كند، زیاد به حنجره‌اش فشار نیاورد. درمجموع نه زیاد به آن استراحت بدهد و نه در حقش ظلم كند. كسی كه خوب تمرین كند وسعت صدایش به تدریج یك پرده بیشتر می‌شود. شنا كردن و كوه رفتن هم خیلی خوب است؛ البته نه شنا در استخر پر از كلر و اسید كه هرچه بیشتر تنفس می‌كنی، حنجره و ریه‌ات را ملتهب‌تر خواهد كرد.

  • شما چقدر تمرین می‌كنید؟

من همیشه در حال خواندنم. هر فرصتی پیدا می‌كنم می‌خوانم. توی ماشین، یك گوشه خلوت، هرجای مناسب.

  • ساز هم می‌زنید؟

بلد نیستم. پیانو و سه تار را خیلی دوست دارم ولی متاسفانه وقتی برای یادگیری نگذاشتم.

  • شعر هم نمی‌گویید؟

فقط می‌خوانم.

آغاز تور اروپایی محمدرضا شجریان از ۲۵ شهریور

ostad-shajarian

محمدرضا شجریان این‌روزها در تدارک برگزاری کنسرت یک‌ماه و نیمه‌ی خود در شهرهای اروپایی است.

به گزارش مجله‌ موسیقی ملودی به نقل از ایلنا، محمدرضا شجریان بیشتر فعالیت‌های هنری خود را در خارج از مرزها دنبال می‌کند. این هنرمند سال گذشته در شهر دوبی به صحنه رفت و بسیاری از علاقمندان وی برای دیدن این کنسرت به دبی سفر کردند و هم‌اکنون نیز شجریان در تور اروپایی خود؛ اولین کنسرتش را در شهر استانبول برگزار خواهد کرد.

همزمان با آغاز تور کنسرت شجریان در اروپا، آلبوم این هنرمند نیز در آمریکا منتشر می‌شود.

تور اروپایی گروه موسیقی شهناز از ۲۵ شهریورماه در ترکیه آغاز می‌شود و ۸ آبان ماه در شهر کلن در آلمان به پایان می‌رسد.

گروه شهناز بعداز اجرا در شهر استانبول؛ به کشور هلند سفر می‌کند و در تاریخ ۸ مهرماه در شهر آمستردام به صحنه می‌رود.

اجرای بعدی این گروه در کشور بلژیک و در شهر بروکسل خواهد بود که تاریخ آن ۹ مهرماه است.

اجرا در سه شهر آلمان؛ از دیگر برنامه‌های تورکنسرت‌ گروه شهناز است که به ترتیب۱۱ مهرماه در شهر ماین، ۲۲ مهر در برلین، ۲۳ مهر در هامبورگ و ۸ آبان در کلن تدارک دیده شده است.

همچنین شجریان در تاریخ ۲۶ مهر در شهر لندن و روز ۲۷ مهر در ادینبرا در کشور انگلیس به صحنه می‌رود.

اجرای گروه موسیقی شهناز۳۰ مهرماه در وین در کشور اتریش و ۵ آبان در شهر گوتنبرگ و ۷ آبان در شهر استکهلم در کشور سوئد به پایان می‌رسد.

در این کنسرت‌ها آثاری از جلیل شهناز، محمدرضا شجریان و مجید درخشانی در دو بخش سه‌گاه و بیات اصفهان اجرا خواهد شد.

ترکیب نوازنده‌های گروه موسیقی شهناز برای تور اروپا همان ترکیبی است که در کنسرت دوبی بوده است.

گزارشی از نمایشگاه سازها و سنتورهای ابداعی استاد شجریان

ostad-shajarian-01

نمایشگاه سازها و سنتورهای ابداعی استاد شجریان در خانه‌ی هنرمندان تهران از تاریخ ۱۹ تا ۲۳ اردیبهشت در حال برگزاری است.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی در این نمایشگاه، ۱۰ سنتور و ۱۴ ساز ابداعی استاد محمدرضا شجریان برای عموم علاقمندان و هنردوستان به معرض نمایش گذاشته شده است.
در مراسم افتتاحيه‌ی این نمایشگاه که ۱۸ اردیبهشت با حضور محمدرضا شجریان برگزار شد، سنتورها و سازهای خانواده‌ی «شهرآشوب»، سازهای خانواده‌ی «صراحی»، «ساغر»، «کرشمه»، «سبو»، «تندر»، «باربد» و «ارغنون» با حضور جمعي از هنرمندان رونمایی شد.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی فهرست سازهای ابداعی استاد شجریان که به نمایش درآمده‌اند به شرح زیر است:
سنتور آزمایشی و تحقیقاتی (ساخته شده در سال ۶۸ – از چوب توت)، سل کوک (۱۰ خرک- چوب گردو -سال ۸۹)، فاکوک (۱۱ خرک- چوب ساج -سال ۸۷) ، می کوک (کلاف گردو- سال ۸۸)، شهرآشوب ( جایگاه صدای کمانچه – سال ۸۸) ، شهر آشوب آلتو (۵ سیمه -جایگاه صدای آلتو – یک چهارم بم تر- سال ۸۸)، شهنواز (جایگاه صدای ویلنسل -سال ۸۸) ، شهبانگ (جایگاه صدای کنترباس-سال ۸۸) ،‌سی کوک (۱۰ خرک – چوب گردو -سال ۸۷) ، کرشمه (جایگاه صدای تار-سال ۸۷) ، دو کوک سوپرانو (۱۱ خرک – چوب گردو -سال ۸۸) ، باربد (۱۱ سیمه- جایگاه صدای بربط -صفحات پوست بره- سال ۹۰)، تندر (۱۴ خرک – سل کوک بم – سال ۸۸) ، ساغر (۱۰ سیمه- جایگاه صدای تار و رباب آلتو-سال ۸۷) ، شاه صراحی (جایگاه صدای کنترباس -سال ۸۷) ، بم صراحی (جایگاه صدای ویولنسل -سال۸۷) ، صراحی آلتو (۵ سیمه – جایگاه صدای آلتو -یک چهارم بم‌تر-سال ۸۷) ، صراحی (جایگاه صدای کمانچه -سال۸۷) ، سبو (جایگاه صدای کمانچه-سال ۸۷) ، ارغنون (۲۳ خرک – سوپرانو – پوست بره و چوپ گردو- سال ۸۹) ، سل کوک (۱۰ خرک – چوب گردو -سال۸۹)
این مجموعه‌ی تمام سازهایی است که استاد آواز ایران بعد از سال‌های تحقیق و مطالعه و حتی اجرا در کنسرت‌های مختلف به نمایش گذاشته است.
بر اساس نوشته‌ای که بر روی دیوار تالار بهار به چشم می‌خورد استاد شجریان حتی سفارش کار ساخت این سازها را نیز می‌پذیرد.
در اين نمايشگاه هم‌چنین فیلم‌هایی از اجرای این سازها به نمایش درمی‌آید و  قطعه‌ی «صدای تو» ساخته‌ی استاد «مجيد درخشانی» كه به‌طور کامل با سازهاي ساخته شده‌ی استاد شجريان اجرا شده‌ است نیز پخش می‌شود.
براساس این گزارش، اين  نمايشگاه در دو بخش سنتورها و سازهاي ابداعی دیگر، توسط شرکت فرهنگی و هنری دل آواز از تاریخ ۱۹تا ۲۲ اردیبهشت ماه سال جاری در خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود.
علاقمندان می‌توانند برای بازدید از این نمایشگاه صبح‌ها از ساعت ۱۰ تا ۱۳ و بعد از ظهرها از ساعت ۱۴ تا ۲۰ جهت بازدید به «تالار بهار» در خانه‌ی هنرمندان واقع در خیابان طالقانی، خیابان موسوی شمالی (فرصت) مراجعه کنند.

  • راحله سجودی /  مجله‌ی موسیقی ملودی