سارا برایتمن قصد دارد در فضا ترانه ضبط کند

sarah-brightman

«سارا برایتمن» خواننده سوپرانو برای ضبط اولین ترانه در فضا برنامه ریزی می‌کند.

به گزارش مجله موسیقی ملودی این خواننده زن خوش‌صدا که با ترانه معروف Time To Say Goodbye او را بهتر به یاد خواهید آورد، به عنوان گردشگر فضایی به آسمان‌های بیکران می‌رود.

سفر سارا برایتمن که ۵۲ سال دارد برای سال ۲۰۱۵ میلادی برنامه ریزی شده و او نخستین مسافر خصوصی خواهد بود که از سال ۲۰۰۹ به بعد، به این ایستگاه سفر می کند.

در سال ۲۰۰۹، گی لالیبرته، بنیانگذار «سیرک آفتاب» که خود را به شکل دلقک ها درآورده بود، به این ایستگاه سفر کرد.
سارا برایتمن، آلبوم جدید خود را که در ماه آوریل به بازار عرضه شد، «جستجوگر رویا« نام‌گذاری کرده است.
شهرت سارا برایتمن پس از بازی در نمایش «شبح اپرا» در تئاترهای مهم و برجسته ای نظیر تئاتر لندن و نیویورک افزایش یافت.

سارا برایتمن از هم اکنون زمینه های سفر به فضا را فراهم کرده و به همین دلیل، ماه گذشته به روسیه سفر کرد و تحت معاینات پزشکی قرار گرفت.

این معاینات پزشکی بمنطور آغاز تمرینات وی در مرکز فضایی روسیه در خارج از مسکو صورت گرفته اند.

سارا برایتمن امیدوار است بتواند با ضبط یک ترانه در فضا، نام خود را به عنوان نخستین خواننده ای که موفق به این کار شده، ثبت کند.

خواننده زن ۴۰ ساله روسی صاحب گران‌ترین صدای جهان است

anna-netrebko-01

«آنا نتربکو» (Anna Netrebko) خواننده اپرای ۴۰ ساله گران‌ترین صدای جهان را دارد.
به گزارش مجله موسیقی ملودی پس از این‌که لیست گران‌قیمت ترین صداهای جهان اعلام شد «آنا نتربکو» که در صدر این فهرست جا داشت به‌عنوان صاحب گران‌ترین صدای دنیا شناخته می‌شود.

این خواننده سوپرانوی اپرا ملیتی روسی دارد ولی شهروندی دوگانه روسی و اتریشی دارد و هم‌اکنون ساکن شهر وین اتریش است. هواداران این زن خوش صدا لقب «بلیسیما» را بر روی وی گذاشته‌اند.
درآمد آنا خواننده سوپرانو بالغ بر ۳٫۷۵ میلیون دلار در سال است و اختلاف این سقف درآمد نسبت به نفر دوم  لیست پردرآمدترین خوانندگان، بسیار چشم‌گیر است.
صدای آنا نتربکو گران قیمت ترین صدای اپرای سوپرانو در تاریخ اپرای آلمان نیز به شمار می‌رود.

گفتنی است این زن روسی نشان افتخاری «خواننده‌ مردم روسیه» را از ولادیمیر پوتین دریافت کرده است و مجله مشهور «تایم» نیز در سال ۲۰۰۷ آنا را در لیست ۱۰۰ فرد تاثیرگزار خود قرار داده است، هم‌چنین مجله «موسیقی آمریکا» نیز وی را به‌عنوان فوق ستاره نابغه قرن ۲۱ انتخاب کرده است.

مقاله‌ای در باب آواز: واسطه ی اجرای موسیقی

melodymag

هنر همواره ریشه در طبیعت دارد و شکل ابتدایی خود را از آن وام می گیرد و موسیقی که اولین هنر از تقسیم بندی هفت گانه ی هنر است از این ویژگی بی بهره نیست.
شهرزاد شاه کرمی: واژه ی موسیقی تداعی گر بسیاری از معناهاست اما شاید اولین معنایی که در پس این کلمه در ذهن شکل می گیرد صداست؛ واژه ی صدا و مفهوم انتزاعی آن، با اجزای بدن انسان؛ گوش و حتی روح او در ارتباط قرار می گیرد.

  • صدا و انسان:

طبیعت پر است از صداها: صدای آواز پرندگان، صدای جاری شدن آب، صدای غرش آسمان ،حیوانات وحشی و … سرانجام انسان به عنوان کامل ترین موجود طبیعت ،احساساتش را با صداها و واژه ها بیان می دارد و از همین روی در گذر تاریخ، آواز خواندن متداول ترین و ملموس ترین شیوه ی ایجاد موسیقی بوده است. درام در یونان باستان در بردارنده ی ترانه خوانی های جمعی بوده است و به گواه کتاب مقدس، قوم
بنی اسرائیل سروده هایی در ستایش پروردگار می سراییده اند.
آواز، تلفیقی از واژه و صدایی است که بر واژه سوار می شود. به سبب توانایی بی همتای صدای انسان در تلفیق واژه با صداهای موسیقی، در بسیاری از فرهنگ ها شعر و آواز جدایی ناپذیرند.
آواز می تواند واژه ها را به یاد ماندنی تر کند و تأثیر حسی آنها را افزایش دهد.
تجربه ی شخصی هر کدام از ما می تواند گواه بر این واقعیت باشد؛ چرا که بسیار تجربه کرده ایم، شعر به صورت آواز همراه با موسیقی به راحتی در ذهن ما می ماند و گاه بی اختیار آن را با خود زمزمه می کنیم. آنچه این فرآیند را جاری و ساری می سازد، تلفیق شعر با موسیقی است که هماهنگ و موزون می شود و ذهن انسان به دلیل ساختارش آن را راحت تر پذیرفته و حفظ می کند.
تبادل احساس میان خواننده آواز و شنونده، اندک مایه ای از جادو دارد و چیزی بی واسطه و مسحور کننده است. و این به دلیل همذات پنداری شنونده با خواننده است. چرا که هر شنونده از ظن خود با خواننده یار میشود. این یار شدن حتی بدون دیدن فیزیک خواننده و تنها با شنیدن صدایش نیز شکل می گیرد؛ چون اصل برقراری ارتباط با صدای خواننده، شعر و آهنگی است که آن را همراهی می کند.
melodymag

آواز و خواننده:
آواز خواندن به دلایل گوناگون دشوار است. آواز، در قیاس با گفتار عادی گستره ی پهناورتری از زیر و بم و حجم صوتی را به کار می گیرد. حروف صدادار کشیده تر ادا می شوند. لازمه ی آواز خواندن داشتن نفس بیشتر و مهار کامل بر آن است. هوایی که از ریه خارج می شود توسط ماهیچه های بطنی زیرین و پرده دیافراگم مهار می شود،هوا تارهای صوتی را به نوسان درمی آورد و ریه ها، گلو، دهان و بینی همگی برای ایجاد صدایی مطلوب به کار گرفته می شوند. زیر و بم صدای خواننده بسته به میزان کشیدگی تارهای صوتی تغییر می کند و هر چه این تارها کشیده تر باشند صدا زیرتر است.
وسعت صدای خواننده بسته به میزان تعلیم دیدگی و نیز ویژگی های فیزیکی اوست. وسعت صدای یک فرد تعلیم ندیده به طور معمول حدود ۵/۱ اکتاو است؛ اما خوانندگان حرفه ای بر محدوده ی ۲ اکتاو و یا حتی بیشتر نیز احاطه دارند. تارهای صوتی مردان طویل تر و ضخیم تر از تارهای صوتی زنان است و همین تفاوت محدوده ی صوتی بم تری را برای آنها سبب می شود.
گروه بندی گستره های آوازی زنان و مردان به ترتیب از زیر به بم چنین است:

  • زنان
    • سوپرانو (Soprano)
    • متسوسوپرانو
    • آلتو (یاکنترآلتو) (Alto)
  • مردان
    • تنور (Tenor)
    • باریتون
    • باس
  • آواز و شیوه های آن:

شیوه های آواز خوانی به سبب ذوق و پسند اقوام گوناگون از فرهنگی ،به فرهنگ دیگر متفاوت است. برای نمونه، آواز آسیایی تو دماغی تر از آواز غربی است. آواز خوانان کلاسیک غرب با قامتی افراشته  آواز می خوانند، خوانندگان در آفریقای باختری ایستاده به جلو خم می شوند و در هند بر زمین می نشینند. به واقع، در غرب نیز تفاوتی هایی در سبک اجرای آواز دیده می شود. آواز کلاسیک، مردم پسند (پاپ)، عامیانه (فولکلوریک) جاز و راک هر یک به شیوه ی متفاوتی اجرا می شوند. برای نمونه آواز خوانان کلاسیک به طور معمول بر میکروفون خم نشده و بر آن تکیه نمی کنند، اما خوانندگان راک چنین می کنند، چرا که مقصود موسیقی راک تا اندازه ای از راه تقویت صدا تأمین می شود.

  • انسان و موسیقی آوازی:

موسیقی در فرهنگ غرب تا اواخر سده هفدهم به طور عمده آوازی بوده است.
می توان این گونه تحلیل کرد که موسیقی آوازی از بدو تولد بشر همراه او بوده است. حنجره، سازی است طبیعی که انسان از قابلیت صدا دهی آن برای ابراز احساسات گوناگون خود و تقلید از صداهای موجود در طبیعت پیرامونش بهره جسته است. درطی تکامل انسان و در ارتباط با پیدایش و پیشرفت زبان، موسیقی آوازی نیز با کلام درآمیخته و تغییراتی کرده است، که به تدریج فرمهایی مشخص و جدا از هم یافته است.
بنابراین موسیقی آوازی، ابتدایی ترین شکل موسیقی است که از زمان های قدیم برای انسان اهمیت خاص داشته است و هم اکنون نیز ،این شیوه ی موسیقی مورد توجه و اقبال اقوام گوناگون قرار می گیرد.

  • در نوشتن این مقاله از کتاب «درک و دریافت موسیقی» نوشته :راجرکیمی ین( ترجمه ی حسین یاسینی)بهره برداری شده است.
  • شهرزاد شاه کرمی/ مجله موسیقی ملودی

دریا دادور؛ حرفه‌ای یا آماتور، مبتکر یا مقلد؟

«دریا دادور» خواننده ای است که اخیرا شهرتی پیدا کرده و در بین ایرانیان خصوصا جوانان در فیس بوک و سایر شبکه های اجتماعی دارای طرفداران زیادی شده است.
م. پورحسین زاده: دادور به گفته خود صاحب سبک جدیدی‌ست. او می‌گوید که در خواندن ترانه‌های فولکلوریک ایرانی نه از پری زنگنه تقلید کرده است و نه هیچ کس دیگر. در صورتی که در اجرای قطعات شکار آهو و دیگر قطعات کاملا سبک وشیوه پری زنگنه را پیش گرفته اگر چه هرگز نتوانسته زیبایی و ملاحت اثر را حفظ کرده و حق سپاس‌گزاری را نزد استاد ادا کند. و اما مساله جالب توجه، سکوت منتقدان و اهل فن موسیقی در مقابل این خواننده و سبک و تکنیک خوانندگی‌اش است.
مسلما انتقاد در تمام زمینه ها می تواند سازنده باشد و هرگز هدف از یک نقد سازنده تخریب نیست، بلکه راهیست برای بهتر شدن و همینطور آگاه کردن مخاطب از کاستی‌ها و چه بسا نقاط قوت یک اثر.

دریا دادور بر خلاف تصور عام و اکثر طرفدارانش خواننده درجه یکی نیست. او هم همانند هر خواننده متوسطی دارای ایرادات ومسایل فنی در راستای خوانندگی کلاسیک است. از میان بسیاری از ایرانیان که دریا دادور را در لیست خواننده های مورد علاقه‌شان دارند شاید کمتر کسی باشد که واقعا طرفدار به معنای واقعی بوده و سی دی صدای او را در خانه و ماشین گوش دهد. بسیاری افراد شاید به دلیل یک حس نا آشنایی با موسیقی کلاسیک ایرانی و غربی او را به عنوان خواننده کلاسیک درجه یک قبول داشته و چون دیگران از او تعریف کرده اند بقیه هم ژست روشنفکری گرفته و خواه نا خواه طرفدار می شوند.
و اما چرا دریا دادور بر خلاف تصور عموم خواننده خوبی نیست؟ تمام دلایلی که در زیر عنوان خواهد شد کاملا بیطرفانه و فقط جهت آشنا کردن افراد با کاستی ها و ایرادات صدای خواننده ای‌ست که خیلی افراد نسبت به صدای او تصورات غلطی دارند.

متاسفانه خوانندگی موسیقی کلاسیک غربی و فولکلوریک در ایران تاریخ چندانی ندارد. از بزرگان موسیقی کلاسیک ایرانی همچون قمر الملوک وزیری و بنان که بگذریم تعداد کمی از بزرگان همچون پری زنگنه بوده اند که موسیقی کلاسیک غربی و همچنین فولکلوریک ایرانی را به بهترین نحو ممکن اجرا کرده و همیشه مایه تفاخر بوده و خواهند بود. در نسل جوان هم بسیارند افرادی با استعدادهای درخشان که به دلیل جو حاکم بر کشور عرصه بالندگی پیدا نکرده و یا به دلیل مشکلات مالی و مجوزی و هزار مساله و مشکل در درون ایران هرگز به عرصه شهرت نرسیده اند. شاید به همین دلیل است که کسی چون دریا دادور به عنوان چهره موسیقی کلاسیک غربی و فولکلوریک ایرانی مطرح میشود. دریا دادور متاسفانه بر خلاف تحصیلات و جوایز و تجاربی که دارد هرگز نتوانسته در عرصه موسیقی کلاسیک غربی و حتی فولکلوریک ایرانی نزد اهل فن درخشان عمل کند.

رنج صدای او سوپرانو است. سوپرانویی که در بسیاری مواقع به جای نرمی و لطافت سیال صدای یک خواننده سوپرانو، در گلوانداخته شده و عمدی یا غیر عمدی به جای انداختن صدا در سر که از شرایط اولیه خوانندگی کلاسیک است گلویی ادا شده و یابه قول استاد شجریان «خاک تو سر» می‌شود!
تنفس ها اکثرا مشکل دارد و صدای بلعیدن هوا به وضوح شنیده میشود. چیزی که توسط اساتید صداسازی مدام به هنر آموز در جلسات اولیه گوشزد می‌شود. تکنیک ویبراسیون که از تکنیک‌های اساسی خوانندگی کلاسیک است به شکلی ناشیانه و ناپخته اجرا می‌شود در بسیاری موارد فرق بین ویبر درشت و ریز مشخص نشده و با لرزش چانه همراه میشود که کاملا غیر حرفه ای است.
رنگ صدا مدام در حال تغییر است. دریا دادور کلا صدایش را تغییر می‌دهد و به دلایل نامعلومی صدا را عوض کرده و بم می خواند چیزی که نه تنها هنر نیست بلکه ضعف بزرگی برای یک سوپرانو محسوب می‌شود قطعا مقایسه دریا دادور با خوانندگان بزرگ دنیا همچون ماریا کالاس و سسیلیا بارتولی کار بیهوده ای‌ست ولی هرشنونده غیر آگاه و غیر فنی هم با شنیدن صدای بزرگان موسیقی و مقایسه دریا دادور متوجه این اختلاف فاحش خواهد شد.
darya

دریا دادور در اکثر قطعات از جمله وطنم هرگز حق مطلب را ادا نکرده و با تکنیک ضعیف و کاملا غیر حرفه ای زیبایی اثر را کاملا از بین برده است وی علاوه بر مشکلات فاحش تکنیکی فاقد رنگ صدای واقعی یک سوپرانوی سیال بوده و در بسیاری موارد به‌نظر می رسد که به سختی می خواند و با فشار به حنجره قصد ادای کلمات را دارد در صورتی که صدای سوپرانو باید سیال و نرم بوده و بدون فشار به حنجره به زیبایی شنیده شود. قطعه وطنم که در اوج زیبای توسط خواننده جوان و با استعداد موسیقی کشورمان سالار عقیلی به بهترین شکل اجرا شده توسط دادور به شکلی کاملا غیر حرفه ای و آماتور اجرا شده است و اخیرا هم که شاهد نامه پیمان سلطانی بازسازی کننده و تنظیم کننده این قطعه بودیم که مدعی‌ست دادور بدون اجازه و موافقت وی قطعه رابه شکلی غیر حرفه ای اجرا کرده و هرگز هم پاسخ تماس‌ها و شکایات او را نداده است!

مشکلات تکنیکی صدای دادور همچون : خارج یا فالش خواندن در بسیاری موارد، تنفس های غلط، عوض کردن صدا، گلیساندوهای نابه‌جا، بیرون دادن صدا از گلو و ضعیف خواندن در نت‌های بالا و پایین است. مثلا خواننده در اجرای قطعه سرزمین من که خواننده اصلی آنرا به زیبایی و با احساس اجرا کرده بسیار ضعیف عمل کرده وبا ایرادات فراوان تکنیکی از جمله فالشی های بسیار، تنفس نابه‌جا و عوض کردن بی‌دلیل صدا زیبایی قطعه را کلا از بین برده و لطمات زیادی به این قطعه زیبا وارد کرده است.

اگر چه با وجود محیط خفقان و مشکلات خواننده های کلاسیک زن در ایران وجود یک خواننده این‌چنینی هم غنیمت است ولی در ایران بوده و هستند جوانان بسیار بسیار با استعدادی که چه بسا اگر عرصه ظهور پیدا کنند کم از خواننده های بزرگ و معروف دنیا نخواند داشت. به امید روزی که تمام استعدادهای جوان در داخل و خارج از ایران شکوفا شده و تحولی در موسیقی مهجور کلاسیک ایرانی و غربی ایجاد کنند.

  • م. پورحسین‌زاده / مجله موسیقی ملودی