اتا جیمز، اسطوره موسیقی بلوز تحت درمان قرار گرفت

etta-james

اتا جیمز، اسطوره‌ی آمریکایی موسیقی بلوز، راک اند رول، آر اند بی و جز به دلیل ابتلا به سرطان خون تحت درمان قرار گرفته است.

آرتیس میلز، شوهر خانم جیمز، مدارکی درباره بیماری این خواننده و ترانه سرای ۷۲ ساله به دادگاه ارائه کرده است و خواهان در اختیار گرفتن اموال او شده است.

آقای میلز مدعی شده که اتا جیمز اکنون بیمارتر از آن است که بتواند اموال خود را مدیریت کند.

اوج موفقیت اتا جیمز در دهه های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ بود و با خواندن آواز سرانجام ( At Last ) به شهرتی جهانی رسید.

اجرای او از آهنگ «می خواهم با تو عشقبازی کنم» که در سال ۱۹۹۵ در تیزر تبلیغاتی کوکا کولا از آن استفاده شده بود، در فهرست ده آهنگ پرفروش بریتانیا قرار گرفت.

یک پزشک تایید کرده است که این ستاره موسیقی برای غذاخوردن و لباس پوشیدن نیازمند کمک است و نمی تواند نام خود را امضا کند.

آقای میلز در پی گرفتن حکمی از دادگاه است تا بتواند بیش از یک میلیون دلار اموال خانم جیمز را در اختیار بگیرد.

او همچنین می خواهد وکالتی را که اتا جیمز در فوریه ۲۰۰۸ به پسران خود، دونتو جیمز و سمتو جیمز و کریستی، همسر دونتو، داده است، به چالش بکشد.

دونتو در دادگاه اعلام کرده است که اعتراضی ندارد که بخشی از اموال مادرش صرف هزینه های درمانش شود.

با این حال، او خواهان این است که صرف این هزینه ها زیر نظر شخص ثالثی صورت بگیرد «تا از تنش ها و اختلافات خانوادگی در حال حاضر و آینده جلوگیری شود.»

در ژانویه سال ۲۰۰۹، اتا جیمز پس از ابتلا به چند بیماری از جمله عفونت خون به بیمارستان منتقل شد و از آن پس دیگر در محافل عمومی دیده نشد.

اتا جیمز برنده چهار جایزه موسیقی گرمی است و تاکنون هفده جایزه موسیقی بلوز دریافت کرده است.

در سال ۱۹۹۳ نام او در فهرست راه یافتگان به سالن مشاهیر راک اند رول به ثبت رسید.

زندگی اتا جیمز در فیلم کادیلاک رکوردز با بازی بیانسه نولز، خواننده آمریکایی، به تصویر کشیده شد.

کادیلاک رکوردز محصول سال ۲۰۰۸ درباره فراز و فرودهای صنعت موسیقی در دهه ۱۹۵۰ است.

  • بی‌بی‌سی فارسی

چرا باید به باب مارلی عشق ورزید؟

bob-marley

چه چيزي باب مارلي را از خيلي از ترانه‌سراهاي بزرگ و سرشناس جهان متفاوت و جدا مي‌كند؟ آنها نمي‌دانند معني اين‌كه آب به آرامي داخل خانه‌ آدم نفوذ كند چيست. آن‌ها نمي‌دانند بدون مايكروويو و قابلمه چه‌كار بايد كرد، نمي‌توانند آتشي با چوب روشن كنند و ماهي خود را كنار اقيانوس بپزند.

مارلي به دوره فقر و بي‌عدالتي در جامائيكا تعلق دارد و اين مساله را خودش در ترانه‌هاي عصيانگرانه‌اش به معرض نمايش مي‌گذارد. مردم الگوي اصلي او براي خوانندگي و نوازندگي بوده‌اند. او همچون جان لنون به اين تفكر مي‌پردازد كه از طريق موسيقي و لغات واقعا مي‌توان در جهان صلح و آرامش برقرار كرد. مقايسه او با ديگر موسيقيدان‌ها دشوار است، براي اين‌كه موسيقي تنها بخشي از واقعيتي بود كه نام مارلي بر خود داشت .

او يك بشردوست و انقلابي نيز بود. تأثير او بر سياست جامائيكا بسيار زياد بود، به گونه‌اي كه حتي بارها تهديد شد و مورد حمله قرار گرفت. مارلي مثل موسس بود. وقتي‌كه موسس حرف مي‌زد، مردم به خروش آمده و حركت مي‌كردند. وقتي‌كه مارلي حرف مي‌زد هم‌چنين بود. ترانه‌هاي مارلي تقريبا براي اولين بار سبك موسيقي كارائيبي با ريتمي قوي را در سراسر دنيا پخش كرد.

وقتي كه من در هائيتي بودم و پدرم آن‌جا در نقش مسؤول كليسا مشغول به‌كار بود، ما به سختي مي‌توانستيم موسيقي راك مسيحي گوش نكنيم و اصلا اجازه گوش دادن به موسيقي رپ را نداشتيم. وقتي‌كه چهارده سالم بود، داشتم به آهنگ اکسیدوس گوش مي‌كردم، پدرم كه خيلي خوب انگليسي صحبت نمي‌كرد از من پرسيد: «اين آهنگ در مورد چيست؟» به او گفتم در مورد انجيل است و در مورد قيامت حرف مي‌زند.
..

وقتي‌كه اين موسيقي به گوش‌ او رسيد يا به‌طور كلي هنگامي‌كه موسيقي مارلي به گوش شنونده مي‌رسد، به‌طور خودكار و مستقيم در ذهن شما نفوذ پيدا مي‌كند. با نگاهي به اشعار او مي‌توان به اين نكته پي برد كه آن‌ها در سال ۳۰۱۴ ميلادي هم همين مفاهيم و معاني را خواهند داشت.

امروز، مردم سخت تلاش مي‌كنند تا بفهمند چه چيزي حقيقي است. همه چيز بايد به‌گونه‌اي باشد كه اغلب مردم بتوانند با اميدواري به آن نگاه و آن‌را درك كنند و بفهمند. اگر هنوز مردم بلوزهايي را كه روي آن عكس‌هاي باب مارلي چاپ شده، بر تن مي‌كنند، علت آن اين است كه موسيقي وي يكي از معدود چيزهايي است كه اين خصوصيت را داراست.

* یادداشت «ويسلف ژان» برای مجله‌ی رولینگ‌استون

  • همشهری‌آنلاین

چاک بری و راک اند رول سیاه

chuck-berry

صحبت از موسیقی «راک اند رول» که می‌شود بلافاصله نام «الویس پریسلی» به‌خاطرمان می‌آید. اما هنرمندان دیگری نیز در شکل‌گیری و اشاعه‌ی راک اند رول در دهه‌ی ۵۰ و پیش از آن نقش داشته‌اند. از جمله‌ی این افراد می‌توان به «چاک بری» اشاره کرد. گیتاریست سیاه‌پوست آمریکایی که از سال ۱۹۵۵ تاکنون فعال است.

چاک بری را ابداع کننده‌ی واقعی راک اند رول و یا مبدع راک اند رول سیاه نامیده‌اند اما حقیقت این است که بری در زمان سیطره‌ی جز و بلوز در فرهنگ و موسیقی آمریکا تصمیم گرفت جنب و جوش و حرکت بیش‌تری را به موسیقی خود اضافه کند و این‌گونه به گفته‌ی سایت «تالار افتخارات راک اند رول» بری توانست تمامی ملزوماتی را که برای ابداع یک ژانر جدید در موسیقی آن دوره نیاز بود در کنار هم گردآوری کند.
chuck-berry

تهیه‌کننده‌ها به سرعت متوجه شدند که این موسیقی، به‌ویژه مورد توجه و پسند سفیدپوست‌های آمریکایی قرار گرفته و با حمایت از تولیدکنندگان آثار مشابه کارهای چاک بری، به پول و موفقیت فراوانی رسیدند. موسیقی چاک از نظر سیاه‌پوستان تکراری و خسته‌کننده بود اما حرکات، آهنگ‌ها و رقص پای معروف وی بر روی صحنه مورد توجه سفیدها قرار می‌گرفت.

«کیت ریچارد» گیتاریست پرآوازه‌ی رولینگ استونز می‌گوید: « من تمام تکنیک‌های نوازندگی‌ام را از نواختن چاک بری یاد گرفته‌ام.» هم‌چنین «بروس اسپرینگستین» گیتاریست صاحب سبک موسیقی راک آمریکا کار حرفه‌ای خود را با نواختن برای چاک در تورهای دهه‌ی ۷۰ وی آغاز کرده است.

«باب دیلن» از ترانه‌های اجتماعی چاک الهام گرفته و حرکات بری در هنگام اجرا و نواختن نیز الهام‌بخش گیتاریست مشهور گروه استرالیایی AC/DC بوده است.

گفتنی است مجله‌ی بیلبورد چاک بری را در رتبه‌ی پنجم از ۱۰۰ هنرمند برتر تمام دوران‌ها قرار داده و هم‌چنین او را به‌عنوان ششمین گیتاریست از بین ۱۰۰ نوازنده‌ی برتر این ساز در تمام دوران‌ها انتخاب کرده است.

  • ثمر سعیدی/ رادیو کوچه

جان مایر از جیمی هنریکس می‌گوید

jimi-johnny

«جان مایر» خواننده و گیتاریست که در سبک‌هایی مانند راک و «بلوز راک» فعالیت دارد در مورد «جیمی هنریکس» که به گفته‌ی او، یکی از فوق العاده‌های دنیای موسیقی است می‌گوید: «شما طرف‌دار «بلک سبت» باشید یا هوادار Elmore Yanes، از Wanson خوشتان بیاید یا از Grafefol Dead ، متوجه می‌شوید که هر موسیقی‌دانی به نحوی به مکتب هنریکس ربط پیدا می‌کند یا از آن الگوبرداری کرده است.

جیمی تقریبن در هر سبک از موسیقی معاصر به عنوان سرآمد آن شناخته شده است، چرا که او تقریبن در هر سبکی نوازندگی کرده و اثری از خود برجای گذاشته است. آیا او در سبک بلوز فعالیت می‌کرد؟ به آهنگ Voodoo Chile گوش دهید.. می‌توانید نشانه‌هایی از بلوز را در آن پیدا کنید.

آیا او یک موسیقی‌دان راک بود؟ بله او از صدای موسیقی برای رسیدن به هدف‌اش استفاده می‌کرد مانند اثر« این راک است».

آیا او یک خواننده و ترانه‌سرای احساساتی بود؟ در Bold As Love او به گونه‌ای می‌خواند که شما می‌فهمید این مردی است که قلب خود را می‌شناسد. در اغلب موارد، جیمی مثل ستاره‌ی راکی به تصویر کشیده شده که گیتار خود را آتش زده است.

jimi-hendrix-01

ولی وقتی که من در هنریکس فکر می‌کنم، به یکی از دوست داشتنی‌ترین و دل‌نشین‌ترین نواهای گیتار می‌اندیشم که در آهنگ‌هایی مثل One Rainy Wish وLitte Wing یا حتی در Doifting مانند آن را شنیده‌ایم. Little Wing، به شکل دردناکی کوتاه و زیباست… درست مثل این می‌ماند که پدربزرگ مرحوم شما زنده شود و تنها برای یک دقیقه و نیم کنار شما باشد و سپس برود. این عالی است و خیلی زودگذر. من فکر می‌کنم دلیل اصلی این موضوع، که همه‌ی موسیقی‌دان‌ها دوست دارند ترانه‌های هنریکس را بنوازند، این است که زبان اشعار و موسیقی وی را زاده‌ی قلب و فکر او می‌دانند.

او یک رابطه‌‌ی محرمانه با نوازندگی گیتار داشت، علی‌رغم این‌که جیمی گیتار را بسیار فنی و تئوریک می‌نواخت. تصور می‌کنم گیتار برای او مقدس بود. برای همین است که شما هرگز مصاحبه‌ای از او پیدا نمی‌کنید که در مورد علایق‌اش به گام‌ها و نوازندگی گیتار حرفی زده باشد. این بخشی از آن چیزی است که سبب می‌شد او بسیار هیجان‌زده نوازندگی کند.

من جیمی هنریکس را از طریق «استیوی ری‌وان» شناختم و کشف کردم. پس از این که او را در حال نوازندگی Little Wing دیدم، تصمیم گرفتم سبک کاری‌ام را بر اساس کارهای هنریکس تغییر دهم.

jimi-hendrix_0

اولین کار ضبط شده‌ای که متعلق به هنریکس بود و خریداری کردم Bold as Love بود، برای این‌که Little wing را در مجموعه‌اش داشت. یادم می‌آید که ساعت‌ها فقط به جلد آلبوم نگاه می‌کردم. بعد، ماه‌های متوالی وقت‌ام را برای گوش کردن Electric Ladyland صرف کردم که خیلی آدم را عصبی می‌کند.

واقعیت سیاه و تلخی وجود دارد و شاید هنریکس به حدی صادق بود، که آن‌را مخفی نگه داشته است. ضمن این‌که او انواع و اقسام مدها را هم اختراع کرد که در نوع پوشش و رفتار هواداران‌اش تاثیر می‌گذاشت. به طوری‌که افرادی که پیرو و مقلد مدهای اختراع شده از سوی او هستند را به خوبی می‌توان تشخیص داد و شناخت. همه‌ی ما آرزو می‌کنیم به اندازه‌ی کافی نابغه باشیم که قبل از ۲۸ سالگی از دنیا برویم. یک حالت اسطوره‌ای در مورد او وجود دارد که هیچ جنبه‌ی انسانی در آن نیست.

  • همشهری‌آنلاین

درباره‌ی بلایند ویلی مک‌تل بلوزمن نابینا

blind-willie-mctell
«بلایند ویلی مک‌تل» (Blind Willie McTell) هنرمند موسیقی بلوز و کانتری، در سال ۱۸۹۸ در جورجیای آمریکا به‌دنیا آمده است. او در دوران کودکی نابینا شد و با این حال از هوش و استعداد خوبی برخوردار بود. چرا که با یاری گرفتن از خط بریل به خواندن کتاب‌های مختلف می‌پرداخت و به موسیقی نیز علاقه نشان می‌داد.
از سال‌های کودکی و نوجوانی و آغاز دوره‌ی حرفه‌ای موسیقی ویلی، اطلاعات کمی موجود است با این‌حال او زمانی که به سنین جوانی رسید از مهارت بسیار خوبی در نواختن گیتار برخوردار بود و با شعرهایی که خودش می‌سرود به یک خواننده‌ی بلوز تبدیل شده بود.

فایل رادیویی را بشنوید

(فایل از رادیوکوچه)

ساز ویلی یک گیتار ۱۲ سیم بود. او نخستین بار در سال ۱۹۲۷ به ضبط آثار خود پرداخت و سبک موسیقی‌اش تلفیقی از بلوز اوایل قرن بیستم، و کانتری بود. در موسیقی ویلی هم اصالت بلوز کلاسیک به چشم می‌خورد و هم موسیقی محلی کوه‌پایه‌نشین‌های ایالت آتلانتا. او یک شیوه‌ی منحصر به‌فرد داشت و در هر بار ضبط صفحه از اسمی جدید استفاده می‌کرد. هم‌چنین به‌ندرت پیش می‌آمد که اجرای مجدد یک آهنگ ویلی مک‌تل با نسخه‌ی قبلی آن منطبق باشد و این به‌خاطر دخالت دادن بداهه‌نوازی و در اثر هوش و خلاقیت این هنرمند نابینا بود.

بلایند ویلی مک‌تل طی سال‌های ۱۹۲۷ تا ۱۹۵۶ در حدود ۱۴۹ آهنگ را ضبط کرد که بسیاری از آن‌ها موفقیت تجاری داشتند و برخی نیز چندان موثر واقع نشدند. او همکار‌ی‌هایی را با برخی از هنرمندان دیگر داشت و تاثیر زیادی روی افرادی مانند «باب دیلن»، «کورت کوبین» و «جک وایت» گذاشت. مک‌تل در ۱۹ اگوست ۱۹۵۹ درگذشت.

  • ثمر سعیدی/ رادیو کوچه

جیمی تو باید از من یاد بگیری

buddy-guy01

«جیمی هنریکس» که عده‌ای او را پدر موسیقی راک می‌نامند به‌خاطر حرکات نمایشی‌اش با گیتار، بسیار مورد توجه قرار دارد. اما شاید تعدادی از دوست‌داران جیمی این‌را نشنیده باشند که خود او از طرف‌داران «جرج بادی گای» بود و از حرکات بادی گای الهام گرفته‌ بود.

جیمی هنریکس اعجوبه‌ی گیتار الکتریک که در سنین جوانی، دنیای موسیقی را از وجود خود محروم کرده است روی صحنه با گیتار اعجاز می‌کند و با دست و پا و دندان به نواختن این ساز مبادرت می‌ورزد! اما بادی گای پیش از هنریکس نظیر این حرکات را انجام می‌داده و به‌خاطر شیطنت‌هایش مدتی نیز نتوانسته توجه تهیه کننده‌ها را برای پخش آثار زنده‌ی خود جلب کند.

jimi-hendrix

بادی گای که یک بلوزمن و نوازنده‌ی گیتار الکتریک در سبک شیکاگو بلوز است تاثیری قابل توجه بر نوازندگان بعد از خود گذاشته است. او از تکنیک‌های مخصوص به خودش استفاده می‌کند و مهارت در نواختن گیتار و حرکات نمایشی را در اواخر دهه‌ی ۵۰ میلادی با یکدیگر در هم آمیخته است. بادی گای در جوانی به شیکاگو نقل مکان کرد و با «مادی واترز» بلوزمن مشهور و نوازنده‌ی سبک شیکاگو بلوز آشنا شد. بلوز اکوستیک با فولک قرابت زیادی داشت و مکتب شیکاگو بلوز، استفاده از سازهای مدرن‌تر مانند گیتار الکتریک را وارد موسیقی بلوز کرد. مادی واترز و به‌دنبالش بادی گای، از اولین کسانی بودند که شیکاگو بلوز را اشاعه داده‌اند.

بادی گای هم‌چنین، حرکات نمایشی با گیتار را در اجراهای زنده برای اولین بار انجام می‌داد. او می‌توانست از پشت سر، با کمک دو دست، پاها و حتی دندان‌های خود گیتار بنوازد. او تاثیر زیادی روی جیمی هنریکس گذاشته اما از آن‌جا که شانس و اقبال چندانی برای انتشار اجراهای تصویری خود پیدا نکرده بود، هنریکس که حدود یک دهه بعد از او اعلام حضور کرد از گای معروف‌تر شده است. تهیه‌کننده‌های محتاط‌‌ تر اواخر دهه‌ی ۵۰ از اجراهای سرخوشانه و سنت شکنانه‌ی گای دل خوشی نداشتند. علاوه بر این، کمبود امکانات ضبط و عرضه‌ی ویدیو در آن دوران، از عوامل همه‌گیر نشدن حرکات نمایشی بادی گای به شمار می‌روند.

درگذشت فیلیپ واکر، بلوزمن ۷۳ ساله

phillip-walker

«فیلیپ واکر» هنرمند موسیقی بلوز در سن ۷۳ سالگی درگذشت. واکر، خواننده و نوازنده‌ی گیتار بلوز در زیرشاخه‌ی West Coast blues به فعالیت موسیقایی مشغول بود. او به‌خاطر هنرش بارها مورد توجه قرار گرفته بود. فیلیپ واکر در ۲۲ جولای ۲۰۱۰ به‌دلیل مشکلات ناشی از نارسایی قلبی درکالیفرنیا بدرود حیات گفت.

به گزارش مجله‌‌‌‌ی موسیقی ملودی، واکر نواختن گیتار را در نوجوانی آموخت. او تحت تاثیر هنرمند برجسته و اسطوره‌ای موسیقی بلوز، « تی بون واکر» قرار گرفت و شیفته‌ی این سبک از موسیقی شد. بلوز از جمله موسیقی‌های ویژه‌ی سیاه‌پوستان آمریکا بود که از قلب فرهنگ و آداب و رسوم سیاهان مهاجر یا برده‌های شاغل در مزارع ملاکین سفیدپوست، زاده شده بود.

فیلیپ واکر در آغاز جوانی علاوه بر فعالیت در زمینه‌ی موسیقی بلوز، در موسیقی کانتری و آر اند بی نیز همکاری‌هایی را با عده‌ای از هنرمندان شاخص این سبک‌ها انجام داد.

او در طول سال‌ها فعالیت خود را با شرکت‌های مختلف ضبط و تهیه‌ی آهنگ ادامه می‌داد و تک‌آهنگ‌هایی مانند Lone Star Shootout از کارهای موفق و پرفروش او در سال‌های اخیر بودند. آلبوم Going Back Home آخرین آلبوم فیلیپ واکر بود که در سال ۲۰۰۷ به بازارهای موسیقی عرضه شد.

عکس‌های ری چارلز

[imagebrowser id=19]

«ری چارلز» هنرمند نابینای موسیقی است که  به‌عنوان یکی از ابداع کننده‌ها و مروجین پیانوی سبک سول نام می‌برند. او به‌عنوان یکی از نوازنده‌های چیره‌دست پیانو، کی‌برد و سازهای بادی شناخته می‌شود. ری چارلز در سال ۱۹۳۰ متولد شد و در سنین خردسالی به علت بیماری آب سیاه، بینایی چشمان خود را از دست داد. ری چارلز در طول دوران فعالیت حرفه‌ای بیش از ۱۰ هزار اجرای زنده داشت و محبوب‌ترین آهنگ‌های خود را که هرگز از رونق نیافتادند با شور و حرارت بسیار اجرا می‌کرد.

[nggallery id=19]

سازدهنی و آرزوهای بزرگ

harmonica

آفتاب که غروب می‌کرد کابوی تنها، ساز دهنی را از جیب‌اش بیرون می‌آورد و می‌نواخت. این ساز هم‌دم تنهایی او بود و سکوت بیابان را می‌شکست. صحنه‌هایی از این دست را در فیلم‌ها زیاد دیده ایم، زمانی که یک ساز کوچک و ساده، احساساتی مانند غم، شادی، آرامش یا اضطراب را منتقل می‌کند.
سازدهنی همه‌جا حضور دارد، در یک ظهر تابستانی در زمان استراحت کارگران، بین متقاضیان نواختن دست به دست می‌شود و یا دلتنگی‌های ملوانانی را که هفته‌ها از خشکی دور بوده‌اند، روی عرشه‌ی کشتی به آوا تبدیل می‌کند.
در سال ۱۸۱۸ یک نوجوان ۱۶ ساله در آلمان، وسیله‌ی کوچکی را ساخت که در حقیقت، همان سازدهنی امروزی بود. چند سال بعد این وسیله به عنوان ساز به ثبت رسید و تولید انبوه شد. در اوایل دهه ۱۸۶۰ میلادی اولین محموله‌ی سازدهنی که ساخت یک کارخانه‌ی آلمانی بود از طریق کشتی به بندرهای آمریکا رسید و به سرعت جای خود را در بین مردم عادی پیدا کرد. چون علاوه بر این که کوچک، ارزان و قابل حمل بود، قابلیت نواختن آهنگ‌های شاد و ریتمیک و ترانه‌های غمگین را به صورت هم‌زمان به نوازنده می‌داد، از این رو سازدهنی با اقبال گسترده‌ای از جانب مردم آمریکا روبرو شد.
سیاهپوستان آمریکایی از جمله طرفداران پروپاقرص سازدهنی بودند چرا که قیمت بسیار ناچیزی داشت. علاوه بر آن، ورود سازدهنی به آمریکا هم‌زمان شده‌بود با صدور اعلامیه‌ی آزادی بردگان، بنابراین سیاهپوستان که از کار اجباری فراغت یافته‌بودند، وقت بیشتری برای پرداختن به موسیقی پیدا کردند. آن‌ها سازدهنی را به تدریج در موسیقی‌های جَز و بلوز وارد کردند و این‌گونه بود که این ساز کوچک و اعجاب‌انگیز، بیش از پیش شکوفا شد.
ثمر سعیدی/ رادیو کوچه