سانی بوی ویلیام‌سون۱ و سازدهنی

john-boy-williamson-01john-lee-curtis

سانی بوی ویلیام‌سون ۱ موزیسین بلوز در چنین روزی (اول ژوئن) در سال ۱۹۴۸ چشم از جهان فروبست. او هنگام مرگ تنها ۳۴ سال سن داشت و در یک کتک‌کاری به قتل رسید.
این هنرمند با نام اصلی جان لی کرتیس ویلیام‌سون، در نزدیکی شهر جکسون از ایالت تنسی امریکا به‌دنیا آمد. او دوره‌ی موسیقی خود را با سبکی نزدیک به کانتری-بلوز آغاز کرد و در این سبک، آثار ضبط شده‌ای از وی نیز موجود است. سانی بوی ویلیام‌سون ۱ مدتی بعد به نواختن هارمونیکا (سازدهنی) روی آورد و از این ساز به‌عنوان یکی از سازهای اصلی موسیقی خود استفاده کرد. بدین ترتیب وی توانست از کانتری-بلوز فاصله بگیرد و بلوز مدرن‌تری را اجرا کند. او در زیرشاخه‌های کانتری بلوز، شیکاگو بلوز، بلوز اکوستیک و الکتریک و همین‌طور هارمونیکا بلوز به فعالیت موسیقایی مشغول بوده است.
موسیقی بلوز در اوایل قرن بیستم بر پایه‌ی بداهه‌نوازی استوار بود و موزیسین‌های این سبک از استعداد بالایی در بداهه‌نوازی برخوردار بودند. آن‌ها اغلب آهنگ‌هایی را می‌نواختند که خودشان ساخته بودند و البته کمبود امکانات ضبط و هم‌چنین پخش موسیقی، موجب می‌شد آوازه‌ی این هنرمندان از محدوده‌ی زندگی‌شان فراتر نرود.
با این وجود اولین آهنگ ضبط شده‌ی سانی بوی ۱ در سال ۱۹۳۷، با نام صبح بخیر دخترمدرسه‌ای موفق شد به فروش نسبتن بالایی دست پیدا کند. سانی بوی ویلیام‌سون ۱ به همان اندازه‌ای که در میان سیاهان ایالت های جنوبی امریکا طرفدار داشت در بین سفیدپوستان و شهرنشینان مناطق غرب امریکا و شهرهایی مانند دیترویت نیز هوادار پیدا کرده بود. وی خود در شهر شیکاگو زندگی می‌کرد و موفقیت‌هایش موجب شد که نام سانی بوی ویلیام‌سون ۱ برای ۱۰ سال آینده مترادف با نام هارمونیکای بلوز در بین هوادارانش باشد. سبک نواختن هارمونیکای سانی بوی ویلیام‌سون ۱ تاثیر زیادی را بر نسلی از نوازندگان هارمونیکا گذاشت. افرادی مانند بیلی بوی آرنولد، جونیور ولز، سانی تری، لیدل والتر و از جمله سانی بوی ویلیام‌سون ۲ از این هنرمند تاثیر گرفته‌اند.

williamson_john_lee_001
گفتنی است که در بین اسطوره‌های موسیقی بلوز کلاسیک دو نفر با اسم سانی بوی ویلیام‌سون وجود دارند. نفر اول فردی‌ست که در مورد او صحبت می‌کنیم یعنی جان لی کرتیس و نفر دوم، احتمالن اندکی شناخته شده‌تر است. الک رایس میلر در هلنای آرکانزاس زندگی می‌کرد و فعالیت خود را در دهه‌ی ۴۰ میلادی آغاز کرد و این دقیقن چند سال بعد از معروف شدن سانی بوی ۱ است. او به‌خاطر علاقه به سانی بوی ۱ نام سانی بوی ۲ را بر روی خودش گذاشته و خود نیز از اسطوره‌های سازدهنی بلوز به‌شمار می‌رود که در میانه‌ی دهه‌ی ۶۰ میلادی از دنیا رفت و به‌همین دلیل اجراهای بیشتر و خصوصن اجراهای تصویری با کیفیت خوب از وی موجود است. اخباری تایید نشده حاکی‌ست که سانی بوی ۱ به استفاده‌ی سانی بوی ۲ از این اسم اعتراض داشت اما نتوانست کاری از پیش ببرد چون در زمان حیات سانی بوی ۱، نفر دوم به‌صورت نوازنده‌ا‌ی دوره‌گرد فعالیت می‌کرد و گاهی نیز در رادیوی هلنا با سازدهنی خود به اجرای برنامه‌ی زنده می‌پرداخت و تا سال ۱۹۴۸ که سانی بوی ۱ در قید حیات بود هیچ اثر ضبط شده‌ای را منتشر نکرده بود و از این‌رو قانون به این اعتراض توجهی نکرد.
سانی بوی ویلیام‌سون ۱ در بین هم‌نسلان خود از همه شناخته شده‌تر است و آثار او بیشتر شنیده شده‌اند. منظور ما از هم‌نسلان وی، بلوزمن‌های فعال در دهه‌های ۳۰ و ۴۰ میلادی هستند. او حتی بر موزیسین‌هایی که ساز اصلی آن‌ها چیزی غیر از هارمونیکا بوده نیز تاثیر گذاشته و از جمله‌ی این افراد می‌توان مادی واترز را نام برد. واترز در سال‌های میانی دهه‌ی ۴۰ همراه با سانی بوی ویلیام‌سون ۱ هم‌نوازی‌هایی را داشته است. سانی بوی ۱ در چنین روزی وقتی از آخرین اجرای خود به خانه برمی‌گشت در نزاعی که جلوی یک مشروب فروشی در جنوب شهر شیکاگو اتفاق افتاده بود درگیر شد و در اثر ضرباتی که به وی وارد آمد فوت کرد. شاهدان نقل کرده‌اند که آخرین جمله‌ای که این هنرمند و نوازنده‌ی موسیقی بلوز بر زبان آورد این بود: خدایا مرا ببخش.

  • ثمر سعیدی/ رادیو کوچه

سازدهنی و آرزوهای بزرگ

harmonica

آفتاب که غروب می‌کرد کابوی تنها، ساز دهنی را از جیب‌اش بیرون می‌آورد و می‌نواخت. این ساز هم‌دم تنهایی او بود و سکوت بیابان را می‌شکست. صحنه‌هایی از این دست را در فیلم‌ها زیاد دیده ایم، زمانی که یک ساز کوچک و ساده، احساساتی مانند غم، شادی، آرامش یا اضطراب را منتقل می‌کند.
سازدهنی همه‌جا حضور دارد، در یک ظهر تابستانی در زمان استراحت کارگران، بین متقاضیان نواختن دست به دست می‌شود و یا دلتنگی‌های ملوانانی را که هفته‌ها از خشکی دور بوده‌اند، روی عرشه‌ی کشتی به آوا تبدیل می‌کند.
در سال ۱۸۱۸ یک نوجوان ۱۶ ساله در آلمان، وسیله‌ی کوچکی را ساخت که در حقیقت، همان سازدهنی امروزی بود. چند سال بعد این وسیله به عنوان ساز به ثبت رسید و تولید انبوه شد. در اوایل دهه ۱۸۶۰ میلادی اولین محموله‌ی سازدهنی که ساخت یک کارخانه‌ی آلمانی بود از طریق کشتی به بندرهای آمریکا رسید و به سرعت جای خود را در بین مردم عادی پیدا کرد. چون علاوه بر این که کوچک، ارزان و قابل حمل بود، قابلیت نواختن آهنگ‌های شاد و ریتمیک و ترانه‌های غمگین را به صورت هم‌زمان به نوازنده می‌داد، از این رو سازدهنی با اقبال گسترده‌ای از جانب مردم آمریکا روبرو شد.
سیاهپوستان آمریکایی از جمله طرفداران پروپاقرص سازدهنی بودند چرا که قیمت بسیار ناچیزی داشت. علاوه بر آن، ورود سازدهنی به آمریکا هم‌زمان شده‌بود با صدور اعلامیه‌ی آزادی بردگان، بنابراین سیاهپوستان که از کار اجباری فراغت یافته‌بودند، وقت بیشتری برای پرداختن به موسیقی پیدا کردند. آن‌ها سازدهنی را به تدریج در موسیقی‌های جَز و بلوز وارد کردند و این‌گونه بود که این ساز کوچک و اعجاب‌انگیز، بیش از پیش شکوفا شد.
ثمر سعیدی/ رادیو کوچه

ورود سازدهنی به موسیقی سیاهان

harmonica

ساز‌دهنی نزدیک به دو قرن است که اعلام حضور کرده و جای خود را در گونه های مختلف موسیقی معاصر، پیدا کرده است. اقبال این ساز در همه گیر شدن، با اندازه‌ی کوچک و قابل حمل، سادگی نواختن نسبت به سایر سازها و حتی قیمت مناسب آن در ارتباط است.

نخستین‌بار صدایی شبیه صدای سازدهنی، در چین باستان شنیده شد. چینی‌ها، سازی در اندازه‌ی بزرگ داشتند که از زبانه‌های چوبی درست شده بود و موسیقی‌شناسان، آن را پدر سازدهنی و آکاردئون دانسته‌اند.

در اروپای قرن هفدهم وسیله‌ای برای کوک کردن ارگ کلیساها مورد استفاده قرار می‌گرفت که شباهت بیشتری به سازدهنی های امروزی داشت چرا که زبانه‌های آن فلزی بود. البته این وسیله اندازه‌ی بسیار بزرگی داشت و مهم‌ترین شباهت آن با سازدهنی امروزی، قابلیتِ نگه داشتنِ ارزشِ زمانیِ نُت‌ها بود چون می‌توانست صدای یک نُت را تا هر زمان که به نحوی در آن می‌دمیدند، تولید کند.

سرانجام در سال ۱۸۱۸ نوجوانی ۱۶ ساله در آلمان، وسیله‌ی کوچکی را ساخت و آن چیزی نبود جزسازدهنی امروزی. وسیله‌ی مورد نظر مدتی بعد به عنوان ساز به ثبت رسید و تولید انبوه شد. سپس اولین محموله‌ی سازدهنی در اوایل دهه‌ی ۱۸۶۰ میلادی با کشتی به بندرهای آمریکا سفر کرد. این سازدهنی‌ها ساخت یک کارخانه‌ی آلمانی بود که هنوز هم فعالیت دارد.

طولی نکشید که ساز کوچک جای خود را در بین مردم عادی آمریکا پیدا کرد. چون نه تنها ارزان و قابل حمل بود، بلکه این قابلیت را داشت که هم‌زمان آهنگ های شاد و غمگین را با آن بنوازند. سیاه‌پوستان آمریکایی از سازدهنی استقبال خوبی به‌عمل آوردند چون قیمت ناچیزی داشت. این‌گونه شد که سازدهنی جای خود را در موسیقی‌های جَز و بلوز که در آن بُرهه‌ی زمانی، بیشتر مخصوص سیاه‌پوستان بودند به‌خوبی باز کرد.