یادگاری‌های باب مارلی به لس‌آنجلس برگردانده می‌شوند

باب مارلی پس ازگذشت سی سال از مرگش، بار دیگر در لس آنجلس می درخشد.

به گزارش مجله موسیقی ملودی موزه «گرمی» به یاد این ستاره تاریخ موسیقی سبک رگی، نمایشگاهی از وسایل شخصی اش را در لس آنجلس، شهر فرشتگان، به نمایش گذاشته است. برخی از این وسایل پیش تر هرگز در آمریکا نمایش داده نشده است.

گیتار وی نمونه ای از این دست وسایل است که به موزه دائمی باب مارلی در جامائیکا تعلق دارد.

دیوید زیگی مارلی فرزند وی در اینباره می گوید: «من فکر می کنم این گیتار نزدیک ترین چیز به باب است، چراکه این سلاحش بود. چیزی که همواره روی صحنه و پشت صحنه همراهش بوده است. من اینگونه فکر می کنم. این گیتار چوبی است. از طبیعت است. منظورم این است که بخشی از وجود باب در این گیتار است. این گیتار برای من جذاب ترین چیز است.»

باب مارلی در سال ۱۹۸۱ میلادی پس از مدت ها دست و پنجه نرم کردن با سرطان و در حالی که در اوج شهرت به سر می برد، در بیمارستانی واقع در میامی چشم از جهان فروبست.

چرا باید به باب مارلی عشق ورزید؟

bob-marley

چه چيزي باب مارلي را از خيلي از ترانه‌سراهاي بزرگ و سرشناس جهان متفاوت و جدا مي‌كند؟ آنها نمي‌دانند معني اين‌كه آب به آرامي داخل خانه‌ آدم نفوذ كند چيست. آن‌ها نمي‌دانند بدون مايكروويو و قابلمه چه‌كار بايد كرد، نمي‌توانند آتشي با چوب روشن كنند و ماهي خود را كنار اقيانوس بپزند.

مارلي به دوره فقر و بي‌عدالتي در جامائيكا تعلق دارد و اين مساله را خودش در ترانه‌هاي عصيانگرانه‌اش به معرض نمايش مي‌گذارد. مردم الگوي اصلي او براي خوانندگي و نوازندگي بوده‌اند. او همچون جان لنون به اين تفكر مي‌پردازد كه از طريق موسيقي و لغات واقعا مي‌توان در جهان صلح و آرامش برقرار كرد. مقايسه او با ديگر موسيقيدان‌ها دشوار است، براي اين‌كه موسيقي تنها بخشي از واقعيتي بود كه نام مارلي بر خود داشت .

او يك بشردوست و انقلابي نيز بود. تأثير او بر سياست جامائيكا بسيار زياد بود، به گونه‌اي كه حتي بارها تهديد شد و مورد حمله قرار گرفت. مارلي مثل موسس بود. وقتي‌كه موسس حرف مي‌زد، مردم به خروش آمده و حركت مي‌كردند. وقتي‌كه مارلي حرف مي‌زد هم‌چنين بود. ترانه‌هاي مارلي تقريبا براي اولين بار سبك موسيقي كارائيبي با ريتمي قوي را در سراسر دنيا پخش كرد.

وقتي كه من در هائيتي بودم و پدرم آن‌جا در نقش مسؤول كليسا مشغول به‌كار بود، ما به سختي مي‌توانستيم موسيقي راك مسيحي گوش نكنيم و اصلا اجازه گوش دادن به موسيقي رپ را نداشتيم. وقتي‌كه چهارده سالم بود، داشتم به آهنگ اکسیدوس گوش مي‌كردم، پدرم كه خيلي خوب انگليسي صحبت نمي‌كرد از من پرسيد: «اين آهنگ در مورد چيست؟» به او گفتم در مورد انجيل است و در مورد قيامت حرف مي‌زند.
..

وقتي‌كه اين موسيقي به گوش‌ او رسيد يا به‌طور كلي هنگامي‌كه موسيقي مارلي به گوش شنونده مي‌رسد، به‌طور خودكار و مستقيم در ذهن شما نفوذ پيدا مي‌كند. با نگاهي به اشعار او مي‌توان به اين نكته پي برد كه آن‌ها در سال ۳۰۱۴ ميلادي هم همين مفاهيم و معاني را خواهند داشت.

امروز، مردم سخت تلاش مي‌كنند تا بفهمند چه چيزي حقيقي است. همه چيز بايد به‌گونه‌اي باشد كه اغلب مردم بتوانند با اميدواري به آن نگاه و آن‌را درك كنند و بفهمند. اگر هنوز مردم بلوزهايي را كه روي آن عكس‌هاي باب مارلي چاپ شده، بر تن مي‌كنند، علت آن اين است كه موسيقي وي يكي از معدود چيزهايي است كه اين خصوصيت را داراست.

* یادداشت «ويسلف ژان» برای مجله‌ی رولینگ‌استون

  • همشهری‌آنلاین

به پا خیز، باب مارلی

bob-marley

باب مارلی در ششم فوریه ۱۹۴۵ متولد شده است، امروز سال‌روز تولد ۶۵ سالگی اوست. باب مارلی از موزیسین‌های مطرح جامائیکاست، هرچند در اغلب موارد، شهرت وی از یک موزیسین فراتر رفته و از او به‌عنوان یکی از اسطوره‌های کشور جامائیکا یاد می‌شود.
مارلی خواننده‌ی سبک رگِی، ترانه‌سرا، نوازنده‌ی گیتار و فعال اجتماعی بود و برخی از آهنگ‌هایش مضامین اجتماعی داشتند. او به برپاخاستن برای آزادی، حقوق بشر و حقوق زنان در ترانه‌هایش اشاره می‌کرد و به ‌همین دلیل در آمریکای جنوبی محبوب بود و در کشور خودش نیز به یک بت تبدیل شده بود.
مارلی در سال ۱۹۷۸ موفق به دریافت مدال صلح جهان سوم از سازمان ملل شد و پس از مرگ زودهنگام‌اش در اوایل دهه‌ی هشتاد میلادی در حالی‌که ۳۶ سال داشت، نام وی در سال ۱۹۹۴ وارد تالار افتخارات راک اند رول شد و در ۱۹۹۹ آلبوم معروف‌اش به نام «اکسیدوس» از سوی مجله‌ی تایم به‌عنوان آلبوم قرن برگزیده شد.
باب مارلی در فوریه ۲۰۰۱ جایزه‌ی گرمی را دریافت کرد. گفتنی‌ است «مارتین اسکورسیزی» فیلم‌ساز پرآوازه و علاقمند به موسیقی از سال ۲۰۰۸ در حال ساختن فیلمی درباره‌ی باب مارلی است که طبق شنیده‌ها در سال جاری میلادی آماده خواهد شد.