مصاحبه با اعضای گروه موسیقی رستاک

rastak08_0

رنگواره‌هاي كهن ، آلبومي است كه گروه موسيقي «رستاك»‌ با تكيه بر موسيقي نواحي ايران توليد كرده است. آهنگسازي اين آلبوم را سيامك سپهري انجام داده و معتقد است توانسته با مخاطب ارتباط برقرار كند.به اين بهانه سراغ آهنگساز و سرپرست اين گروه رفتيم.

آلبوم «رنگواره‌هاي كهن» چگونه شكل گرفت؟

اين اثر نخستين تجربه ضبط شده موسيقايي گروه «رستاك» است كه در آن سعي شده به تعدادي از فرهنگ‌هاي موسيقايي كشور بپردازيم، ابتدا قصد ما تنها اجراي زنده اين اثر بود و براي اين‌كه اجرا حس بهتري بگيرد، به سراغ ضبط اثر رفتيم، زيرا نياز داشتيم نمونه صوتي از كار داشته باشيم تا تمرينات سرعت بيشتري داشته باشد و حس بهتري پيدا كند. پس از ضبط ۶ قطعه از اجراي زنده براي ما مشخص شد كه آثار قابليت اين را دارد كه به صورت يك آلبوم مجزا منتشر شود، در نتيجه آلبوم رنگواره‌هاي كهن با حمايت مركز موسيقي حوزه هنري و با همراهي رضا عابديان، فرزاد مرادي، مجيد پوستي و پرهان مهاجري شكل گرفت.

اين كار در مجموع براساس يك آنسامبل ثابت است و در اين آنسامبل ثابت يك‌سري از سازهاي مشخص را كه به نوعي مربوط به موسيقي دستگاهي يا ملي ايران مثل كمانچه، تار، قانون و عود و… بوده به كار برده‌ايم و در هر قطعه به فراخور اين‌كه آهنگ برمبناي جغرافياي خطه‌اي خاص است، ويژگي هاي موسيقايي آن منطقه را هم به اثر اضافه كرده‌ايم كه لهجه در آنها بسيار دخيل بوده است. سازهاي شاخص هر منطقه جغرافيايي را هم براي اجراي موسيقي آن منطقه انتخاب كرديم. براي مثال در موسيقي بلوچستان از دهلك بلوچستان، يا براي موسيقي كردستان از كمانچه به عنوان ساز شاخص و قالب آن منطقه در قطعه مربوط به آن منطقه استفاده كرديم كه بتوانيم نمادي از هر منطقه را داشته باشيم.

چطور شد كه وارد موسيقي نواحي ايران شديد؟

نخستين مواجهه جدي من با موسيقي نواحي ايران زماني شكل گرفت كه قرار شد برنامه اي را در جشنواره ايران گردي اجرا كنيم و به دليل ساختار جشنواره تصميم گرفتيم به اقوام ايراني بپردازيم. در يك برنامه فشرده ۲۱ آلبوم موسيقي نواحي ايران را (كه تنها منبع موسيقي نواحي بود)‌ بين گروه تقسيم كرديم تا بتوانيم در مورد نوع موسيقي نواحي مختلف ايران اطلاعات شنيداري به دست آوريم و همين اتفاق فضاي ذهني مرا در مورد موسيقي تغيير داد و از آن زمان به بعد سليقه من در اجرا، تنظيم و آهنگسازي به ژانر موسيقي نواحي تغيير كرد.

rastak

قطعات اين اثر ساختاري ملوديك دارد، دليل اين شيوه اجرايي براي موسيقي نواحي را توضيح مي دهيد؟

قصد ما در ملوديك اجرا كردن رنگواره‌هاي كهن (چه در اجراي زنده و چه در آلبومي كه منتشر شد)‌ ارتباط برقرار كردن با طيف وسيع‌تري از مخاطب بود، يعني به بيان ديگر علاوه بر علاقه‌مندان به موسيقي نواحي ايران، تصميم داشتيم مخاطبان عام موسيقي نيز اين كار را براي شنيدن انتخاب كنند. البته منظور از مخاطب عام نه به معناي مخاطبي كه موسيقي ضعيف را مي‌پسندد، عام به معناي مخاطبي كه گوش موسيقايي دارد، بويژه نسل جواني كه تقريبا با موسيقي نواحي ايران بيگانه است. در نتيجه در تمام قطعات سعي خود را بر اين گذاشتيم كه آثار آنقدر تحرك و پويايي داشته باشد كه در تمام طول كنسرت و اجراي آلبوم مخاطب خسته نشود و تا پايان اجراها و آلبوم با گروه رستاك همراه باشد، اما براي تحقق اين مهم مجبور بوديم ساختار موسيقي نواحي به گونه‌اي باشد كه آسيبي به اين موسيقي نزند، ضمن اين‌كه در بين اين قطعات ما قطعاتي داشتيم كه پل ارتباطي اتصال قطعه هرمنطقه به منطقه ديگر بود و اين بخش، حفظ اصالت موسيقي منطقه‌اي ايران را در آلبوم سخت‌تر مي‌كرد.

شيوه ساز بندي اين اثر نيز متفاوت است، سازها با رنگ صدايي متفاوت قطعات را اجرا مي‌كنند.

ما با يك مجموعه چند صدايي از سازها مواجه بوديم،‌ در وهله نخست مي‌خواستيم قرار گرفتن مجموعه سازهاي دستگاهي در كنار سازهاي نواحي ايران به گونه‌اي باشد كه اصالت موسيقايي خطه‌هاي ايران حفظ شود. در وهله دوم مي‌خواستيم هر قطعه از موسيقي نواحي روح موسيقي خطه‌اي را كه معرف آن است، از دست ندهد.

اين امر نوعي محدوديت يا الزام بود كه براي خودمان تعريف كرديم و يك بخش سخت كار نيز انتخاب ملودي‌هايي بود كه ما در اين اثر از آنها استفاده كرديم، زيرا ضبط اين اثر به منظوري كه ما دنبال مي‌كرديم، اجراي ملوديك آثار نواحي بود و اين مهم زمان زيادي از ما گرفت، ضبط بعضي قطعات در فضاي كارگاهي كه با آن روبه‌رو بوديم بسيار خوب پيش مي‌رفت، بعضي از قطعات هم به بن‌بست مي‌رسيد، ضمن اين‌كه ما واقعا نمي‌دانستيم چه بازخوردي پيدا مي‌كند. نمونه‌اي هم در دسترس نداشتيم كه بدانيم الگوي كار چه چارچوبي بايد داشته باشد، علاوه بر تمام اين موارد، تنها يك خواننده آثار را اجرا كرد. اين مساله با توجه به تنوع فرهنگ زباني هر منطقه ايران (در لهجه و گويش)‌ شرايط دشوارتري براي گروه بويژه خواننده اثر ايجاد كرد، ضمن اين‌كه ما مي‌خواستيم موسيقي رنگواره‌هاي كهن بشدت بر خوانندگي آن غلبه داشته باشد.

rastak01

آيا اين اثر نيز مثل اكثر كارهاي موسيقي نواحي كه به صورت منطقه‌اي و معرف هر منطقه است ساختار پژوهشي دارد؟

خط سير كاري رستاك كه از سال ۸۰ آن را دنبال كرده‌ايم ايجاد فضايي در موسيقي نواحي ايران بود كه بتواند با دامنه گسترده‌تري از مخاطب ارتباط برقرار كند. در آلبوم رنگواره‌هاي كهن هم تا حدي توانستيم به اين دستاورد برسيم و پس از توليد اين كار و بازخورد آن در گروه مخاطب عام متوجه خصلت‌هايي از اثر شديم و با تغييراتي كه در شيوه ارائه موسيقي نواحي داديم، سعي كرديم مخاطب بيشتري را با اين روند همراه كنيم، علاوه براين‌كه قصد داشتيم شيوه بيان اثر برپايه موسيقي نواحي ايران باشد. به همين خاطر سعي مي‌كرديم كه برخورد صرفا موزه‌اي و پژوهشي با موسيقي نواحي نكنيم، به بيان ديگر مي‌خواستيم به سمت بخشي از موسيقي نواحي برويم كه براي ما كاربردي باشد؛ ما در ايران پتانسيل‌هاي بسيار غني از موسيقي نواحي داريم كه متاسفانه با تغيير فرهنگ شنيداري مردم در حال فراموش شدن است و نسل جوان ما فرصتي براي آشنايي با اين بخش از موسيقي ايران را ندارد. در اين زمان به سمت چيزي در حال حركت هستيم كه نوعي بي‌رحمي است نسبت به آنچه داريم، جدا از خوبي يا بدي، اين اتفاق، حس غم‌انگيزي دارد، وقتي دنياي زيبايي در موسيقي چنين كشوري جريان دارد و ما امكان شناختنش را نداريم.

آيا آلبوم يا اجراي زنده ديگري هم با اين شيوه آهنگسازي در ژانر موسيقي نواحي ايران در دست توليد داريد؟

كار بعدي ما كه تصور مي‌كنم به‌زودي وارد بازار موسيقي شود، كاري تصويري و صوتي است با عنوان «همه اقوام من» با فضايي متفاوت به لحاظ انتخاب ملودي‌ها، زيرا در اين اثر به ملودي‌هايي پرداختيم كه در هر منطقه جغرافيايي شناخته‌شده‌تر باشد، ملودي‌هايي با فضاي منظومه و ترانه، البته ملاك انتخاب اين ملودي‌‌ها قدمت تاريخي نبوده و بيشتر گستردگي فرهنگي را كه اين آثار داشته، مورد توجه قرار داديم.

  • جام‌جم/ الهام نادری فرید