استاد نصرالله ناصح پور کارگاه تخصصی آواز برگزار می‌کند

melodymag

نصرالله ناصح پور، استاد پیشکسوت آواز و ردیف های آوازی ایران، کارگاه تخصصی آواز را با عنوان “ساختار شناسی شعر و ردیف موسیقی اصیل ایرانی” برگزار می کند.

به گزارش مجله موسیقی ملودی این کارگاه آواز که جزو سلسله نشست های “گوش تهران” خانه هنرمندان است، در تالار استاد جلیل شهناز خانه هنرمندان و در تاریخ ۲۴ تیر ماه ۱۳۹۱ از ساعت ۱۶ تا ۱۹ برگزار می شود.

علاقمندان برای حضور در این نشست‌ها می‌توانند به نشانی خانه هنرمندان: خیابان طالقانی، خیابان موسوی شمالی، باغ هنر، خانه هنرمندان ایران، تالار استاد جلیل شهناز مراجعه کنند.

ردیف آوازی ایران از دیدگاه روانشناسی

melodymag

دراندرون من خسته دل ندانم كیست!؟        كه من خموشم و او در فغان ودر غوغاست

محمدرضا سعیدی: در دنیای كنونی كه علم وصنعت با سرعت فوق العاده به سوی پیشرفتند،هنر نیز ازاین قافله به دور نبوده ودر راستای پیشرفت قدم بر میدارد.هنر آواز ایرانی كه یكی از شاخه های اصلی موسیقی ایرانی محسوب میشود با بهره گیری از شعر ادبیات فارسی شنونده خودرا، مانند فیلمی در پرده سینما آگاهی بخشیده وتصویر دیگری از زندگی برای او آشكار میسازد،یعنی وقتی كه زبان یارای سخن گفتن نداشته وباز میماند،موسیقی آغازمیگردد وشعر به صورت آوازی دل انگیز در آمده بركالبد و روان انسان،روحی دوباره می بخشد.ردیف آوازی ایران كه درگذشت تاریخ این مرز و بوم از زبان ملت آن جاری شده و میباشد،گویای روانشناسی درونی این هنر دیرینه بوده كه جای تحلیل و بررسی داشته كه هر متخصصی در این فن بایستی از آن آگاه باشد،تا بتواند این هنر زیبا را در حد اعلای آن اجرا نموده و به آن اعتلا بخشد.
هنر آواز ایرانی بازتاب درون فرد خواننده است در پیوند شعر و موسیقی،كه كلام با نوا تركیب میشود،آگاهی داشتن به روانشناسی ردیف موسیقی آوازی ایران یكی از اركان اصلی موسیقی كلامی محسوب میشود ،كه هر آهنگساز و خواننده بایستی آگاهی لازم از این بعد را دارا بوده تا بتواند درراستای اجرای عملی موسیقی قدم مثبت وصحیح بردارد.
برداشتی كلی از حالات روانی دستگاهها وآوازهای ایرانی :
۱-دستگاه شور: آگاهی- درك- تفكر و اندیشه.
۲-آواز دشتی: سوز و گداز- گریه و زاری.
۳-آواز ابوعطا: گله وشكایت.
۴-آواز افشاری: افسوس و حسرت- هجران از معشوق.
۵-آواز بیات ترك: تعلیم- شادی درون.
۶-دستگاه همایون: متانت- سربلندی- نصیحت وپذیرش.
۷-آواز بیات اصفهان: نهایت احساس.
۸-دستگاه سه گاه: بزم و شادمانی- شور و شوق.
۹-دستگاه چهارگاه: ستیز و جنگ،حتی رو در روی معشوق- مقاومت و پیروزی- تلاش در رسیدن به آرزوهای دیرین عاشقی.
۱۰-دستگاه ماهور: رویا پردازی- پرش از قله شادی به همراه ذهنی رویایی- آرزو.
۱۱-دستگاه نوا: رازداری- حكایت.
۱۲-دستگاه راست و پنجگاه: ستایش معبود (خدا)- بزرگمندی و تعریف.
melodymag

حال می‌توانیم مواردی را جهت روشن تر شدن موضوع ارائه شده، بیان کنیم.
مثال اول :
در شعری ، كه مطلع آن با بیت زیر شروع شده :
تو هیچ عهد نبستی، كه عاقبت نشكستی مرا در آتش سوزان، نشاندی و ننشستی
از نظر بار معنایی و حال روانی و درونی، این شعر حالت گله و شكایت دارد ،كه بر این اساس هنرمند خواننده ای آن را در آواز ابوعطا اجرا نموده و دیگر هنرمند عزیزی آن شعر را در دستگاه ماهور خوانده اند. هر دو اجرا قابل تحسین بوده ولی از نظر معنایی و حالت روانی، شعر متناسب با آواز ابو عطا میباشد.
مثال دوم :
در شعری كه مطلع آن با بیت زیر شروع شده :
همه هست آرزویم كه ببینم از تو رویی چه زیان تو را كه من هم برسم به آرزویی
هنرمند عزیزی آن را در آواز سه گاه اجرا نموده و دیگر هنرمند محترمی آن را در دستگاه ماهور به صورت تصنیف نوشته و خوانده شده است. با توجه به بارمعنایی و حال درونی ، از آنجایی كه حالت آرزو و رویا، درون شعر هویداست، بسیار متناسب با دستگاه ماهور میباشد.
گاهی مشاهده میشود برخی آهنگسازان و یا خوانندگان با توجه به اینكه از شعرهای كلاسیك نیز بیشتر استفاده می كنند، بدون در نظر گرفتن معنا و حالت روانی شعر، در انتخاب دستگاه و یا مایه آوازی و همچنین ریتم دچار اشتباه شده و آهنگی غیر مطبوع میسازند.
به عنوان مثال :
در شعری كه با مطلع زیر شروع شده :
ما رند خراباتی و دیوانه و مستیم پوشیده چه گوییم ، همینیم كه هستیم
معنا و حالت درونی و روانی شعر، حالتی است عرفانی، ولی متاسفانه آهنگساز صرف نظر از انتخاب دستگاه ریتمی كه برای این آهنگ انتخاب كرده وزن شش و هشت با مترونم تند، كه به كلی شنونده را از معنا و حال درونی شعر دور نموده و به كلام نیز لطمه وارد میكند.
در پایان، امیدوارم مطالب بیان شده به ذهن هر خواننده این مقاله ، تصویر تازه ای از دنیای پر شور و حال موسیقی نشان دهد.
در این دنیای وانفسا كه اكثر ممالك بشری به جان هم افتاده ،با قدرت نمایی خود دیگری را میخواهد مغلوب خویش سازد،امیدوارم هنر زیبای موسیقی ،كه تنها زبان صلح و آرامش در دنیاست، بتواند این سیل عظیم ویرانی را سدی باشد و تمامی جوامع را به صلح و دوستی برساند و پرچم انسانیت و انساندوستی و بشر دوستی را به قله وحدت برساند.

  • محمدرضا سعیدی/مجله موسیقی ملودی

فرزین دارابی‌فر در تهران کارگاه موسیقی برگزار می‌کند

melodymag

کارگاه‌های گروهی و خصوصی نوازندگی تار و سه‌تار برای دوره‌های ابتدایی، متوسطه و پیشرفته زیر نظر «فرزین دارابی‌فر» نوازنده تار در تهران برگزار می‌شود.
به گزارش مجله موسیقی ملودی دستورات کار این کارگاه موسیقی شامل روش‌های گوناگون زخمه‌نوازی و پنجه‌گذاری و یادگیری فنون گوناگون نوازندگی در قالب اجرای قطعات قدیمی خواهد بود.
همچنین کارگاه گروهی «ردیف، دستور زبان موسیقی ایرانی» با هدف بینش ژرف‌تر در ردیف و به‌کار گیری آن در نوازندگی و آهنگ‌سازی و توجه به هنر بداهه نوازی زیر نظر فرزین دارابی فر برگزار می‌شود.
این کارگاه‌ها که برای علاقمندان دوره‌های عالی و یا فوق‌پیشرفته در نظر گرفته نشده است سعی دارد هنرآموزان دوره‌های ابتدایی، متوسطه و پیشرفته را تحت پوشش قرار دهد.
به گزارش مجله موسیقی ملودی جلسه آشنایی و ابلاغ برنامه کارگاه‌ها جمعه ۱۸ فروردین در ساعت ۴ بعد ازظهر برگزار می‌شود و علاقمندان جهت حضور در این کارگاه‌ها تا تاریخ ۱۸ فروردین با ارسال نام، کارنامه هنرجویی و تلفن تماس خود به پست الکترونیک f.darabi [at] gmx.de به ثبت نام بپردازند.

انتشار مجموعه شناخت دستگاه‌های موسیقی ایرانی

melodymag

مجموعه  شناخت دستگاههای موسیقی ایرانی شامل ۶ سی دی و یک کتاب با  تالیف و گردآوری «محمد رضا فیاض» به تازگی از سوی انتشارات ماهور به قیمت سی و پنج هزار تومان عرضه شده است.

به گزارش مجله موسیقی ملودی در مقدمه این اثر آمده است:

دستگاه های موسیقی ایرانی چیستند؟ آیا شخص یا اشخاص معینی آنها را ساخته‌اند؟ چه زمانی؟ به چه دلایلی؟ و به چه منظوری؟ چگونه می‌توان آنها را از هم تشخیص داد؟ پرسش‌هایی از این دست همواره برای بسیاری از شنوندگان موسیقی ایرانی، و در نگاهی عام‌تر برای همه علاقه‌مندان به فرهنگ ایرانی وجود داشته است. شناخت دستگاههای موسیقی ایرانی(مجموعه ۶ سی دی و یک کتاب) کوششی برای پاسخ گویی به این پرسش‌هاست که با نگاهی روزآمد برای علاقمندان به موسیقی سنتی انتشار یافته است.
سه سی‌دی نخست شناخت دستگاه‌های موسیقی ایرانی با رویکردی متفاوت در جست‌وجوی بنیان‌های نظری مفهوم دستگاه است و در این مسیر از ساده‌ترین مبانی موسیقی ایرانی آغاز کرده و آن‌را تا سطح مباحث نیمه تخصصی و در مواردی تخصصی موسیقی ایرانی دنبال می‌کند.
به گزارش مجله موسیقی ملودی در چهار سی‌دی بعدی، بر مبنای آن رهیافت‌های نظری، شمایی اجمالی از هر دستگاه ارائه می شود به نحوی که تشخیص دستگاه‌های موسیقی ایرانی برای مخاطب ناآشنا امکان‌پذیر می شود.
این مجموعه حاوی بیش از صد مثال صوتی است که توسط نوازندگان مجموعه با تار، سه‌تار و کمانچه اجرا شده است. اما علاوه بر این درج بیش از دویست نمونه از آثار طیف‌های گوناگون موسیقی‌دان‌های این قرن با سبک‌ها و نگرش‌های متنوع موجب شده است شناخت دستگاه‌های موسیقی ایرانی از یک مجموعه‌ی آموزشی صرف برای شناخت دستگاه‌ها فراتر برود و در عین حال چشم‌اندازی بسیار کلی از موسیقی ایرانی صد سال اخیر به دست بدهد.

به‌مناسبت سی امین سال درگذشت استاد تاج اصفهانی

taj-isfahani

در گذشته ای نه چندان دور، شهر اصفهان، شهر رود همیشه زنده بود، که زنده رودش همواره میزبان آواز هنرمندانی بود که نوای دل نشینان از کناره ی بیشه های زاینده رود برمی خاست و گوش‌ها را نوازش می داد. حال، از آن رود همیشه زنده، تنها نامی به جای مانده است و نشانی که گاه می آید و گاه از میان می رود؛ و صدایی هم نوا با رود که همیشه زنده است، گرچه سی سال پیش به خاموشی رفت!
شهرزاد شاه‌کرمی: سیزدهمین روز از آذرماه (۱۳/۹/۱۳۶۰ – جمعه ساعت ۹ شب) بود و درست سی سال پیش که استاد جلال تاج اصفهانی در خانه مسکونی اش (خیابان آذر -کوچه تاج اصفهانی) چشم از جهان فرو بست. اولین کسانی که بر بالین او آمدند: استاد حسن کسایی (استاد بی بدیل نی و یار دیرینه استاد تاج) و آقای رمضان ابوطالبی (ملقب به شاطر رمضان در میان اهالی هنر) بودند.
پیکر استاد به قبرستان تخت پولاد برده و آنجا در میان اشک و فغان یاران و بستگان در تکیه سیدالعراقین در جوار قبر خواهر و پدرش به خاک سپرده شد: «بعد از وفات، تربت ما در زمین مجوی/ در سینه‌های مردم عارف مقام ماست.»
taj-isfahani-ostad-shajarian

شیخ اسماعیل معروف به تاج الواعظین از اهالی وعظ و منبر در اصفهان بود که صدایی گیرا وکلامی جذاب داشت. وی در سال ۱۲۸۲ صاحب پسری شد که او را جلال نام نهاد. جلال که حنجره ی داوودی و صدای دلنشین را، از پدر به ارث برده بود، از کودکی آوازی خوش داشت. ۹ ساله بود که روزی در راه بازگشت از مدرسه مشغول زمزمه با خود بود، پدرش به صورت اتفاقی صدای او را شنید و از جلال خواست تا برایش بخواند، جلال با صدای لرزان، اندکی برای پدر خواند، شیخ اسماعیل دستی به سرش کشید و گفت: «برای آواز خواندن تنها صدای خوب کافی نیست تو باید تعلیم هم ببینی.»
جلال از ۹ سالگی تعلیم آواز را آغاز کرد. ابتدا نزد پدرش که بر اثر حشر و نشر با مردم اهل ذوق زمانه اش با گوشه ها و ردیف های آوازی ایران آشنایی داشت؛ مقدمات و اصول ردیفها را فرا گرفت. سپس پدر او را به مرحوم آقا سید عبدالرحیم اصفهانی، استاد مسلم آواز آن زمان سپرد. پس از آن پدرش برای اینکه او را با گوشه های سازی در ردیف نیز آشنا سازد، جلال را به خدمت شادروان نایب اسدالله – نی زن معروف- برد که تاج مدت طولانی در خدمت او نکته ها و ظرایف آواز ایرانی را فرا گرفت.

ostad-taj

آخرین استادی که تاج بنا به توصیه پدر، برای تکمیل گوشه ها و ردیفها به خدمتش رفت، مرحوم شادروان میرزا حسن ساعت ساز (معروف به خضوعی) بود که تاج پس از اتمام فراگیری نزد این استاد؛ دیگر در آواز سرآمد شده بود و اندک اندک در محافل می خواند و همه از صوت خوش و تسلط او بر آواز سخن ها می گفتند.

جلال تاج اصفهانی در ۲۰ سالگی به شهرت رسید و سپس به تهران رفت و صفحاتی نیز از او ضبط شد که از میان آنها «مهرگل»، «رنگهای طبیعت» و «شکایت معشوق» شهرت به سزا دارد. به ویژه شکایت مجنون که با این شعر شروع می شود: «دل در آتش غم رخت تا که خانه کرد» که شعرش از سالک اصفهانی و سازنده آهنگ عبدالحسین برازنده است. تاج در کنسرت های متعدد شرکت کرد و صدایش به گوش اهل ذوق رسید. در تهران کنسرتی به نفع روزنامه ناهید داد و تصنیفی از ملک الشعرای بهار در دستگاه ماهور خواند. در تبریز، شیراز و اصفهان هم، کنسرتهای متعددی اجرا کرد، که همواره مورد تشویق مردم بود. تاج از آغاز تأسیس رادیو با این مؤسسه همکاری نزدیک داشت و در زمان تأسیس رادیو اصفهان به سمت سرپرستی نوازندگان منصوب شد.
صدای تاج بسیار رسا و با قدرت و پرمایه بود. ردیف موسیقی ایرانی را خوب می دانست و از استادان مسلم آواز به شمار میرفت. در خواندن شعر سبکی مخصوص داشت، که هم عالمانه می خواند و هم رندانه و اهل فن دانند که نظیر او بسیار نادر است و یا شاید هم هرگز تکرار نشود.
اما باید پذیرفت که در این جهان فانی تنها صداست که می ماند چرا که صدا جذب ذره های زمان خواهد شد و صدایی که قریب ۸۰ سال در زیر گنبدهای منور و فیروزه ای اصفهان می درخشید، اگرچه سی سال پیش خاموش شد، اما همچنان و تا بی نهایت باقی و جاری خواهد ماند.

  • شهرزاد شاه‌کرمی/ مجله موسیقی ملودی

برگزاری کارگاه موسیقی «آواز عهد قاجار» در فرهنگستان هنر

abolhasan-saba

كارگاه « موسيقي آواز عهد قاجار» در فرهنگستان هنر برگزار مي‌شود.

به گزارش مجله موسیقی ملودی كارگاه موسيقي آواز عهد قاجار يكي ديگر از برنامه‌هايي است كه به همت كميته پژوهشي موسيقي اقوام معاونت پژوهشي فرهنگستان هنر برگزار مي‌شود.

در اين كارگاه «بهمن كاظمي»، «بهروز مبصري»، «مهدي فراهاني» و «وَهرَز پوراحمد» به مباحثي چون سبك آوازي خواننده‌ها، دستگاه‌ها، رديف‌ها، گوشه‌ها و … در دوران قاجار مي‌پردازند.

به نقل از روابط عمومي فرهنگستان هنر، كارگاه «موسيقي آواز عهد قاجار» از ۱۷ آبان، روزهاي سه شنبه هر هفته، ساعت ۱۵:۳۰ تا ۱۷:۳۰ به مدت ۵ جلسه برگزار مي‌شود.

علاقه‌مندان براي شركت در اين كارگاه مي‌توانند به نشاني خيابان ولي‌عصر، تقاطع طالقاني، شماره ۱۵۵۲، فرهنگستان هنر مراجعه كنند.

فریدون جنیدی درباره موسیقی می گوید

melodymag

کتاب «نهفت» در شرح و معرفی دستگاه‌های موسیقی و ردیف‌های آوازی ایران توسط فریدون جنیدی تدوین شد.

به گزارش مجله موسیقی ملودی این اثر برای آن دسته از علاقه‌مندان به موسیقی ایرانی است که با موسیقی سنتی ایران و دستگاه‌های موسیقی و ردیف‌های آوازی آشنایی دارند و می‌خواهند بیشتر درباره‌ی این دستگاه‌ها بدانند. و از سوی انتشارات بلخ وابسته به بنیاد نیشابور منتشرشده است.

علاقه‌مندان می‌توانند با استفاده از این کتاب، از زیر و بم گوشه‌ها و ردیف‌های موسیقی و آواز ایرانی آشنا شوند. جنیدی پیش‌تر نیز مجموعه‌ ای مقاله‌ درباره‌ شاهنامه تدوین کرده است که شامل مجموعه‌ای از مقاله‌ها و یادداشت‌هایش درباره‌ «شاهنامه»‌ حکیم ابوالقاسم فردوسی است که در سال‌های اخیر نوشته ‌شده‌ است و بخشی از آن‌ها در مطبوعات به چاپ رسیده‌اند.

به نقل از شبکه ایران این مقاله‌ها به موضوع‌های مختلفی درباره‌ی شاهنامه، فردوسی و شاهنامه‌پژوهی می‌پردازند. فریدون جنیدی متولد سال ۱۳۱۸ در نیشابور است که علاوه بر ۳۰ سال پژوهش بر روی «شاهنامه» و ویرایش آن، تاکنون حدود ۳۰ جلد کتاب درباره‌ی فرهنگ و تاریخ ایران نوشته، که از جمله‌ به «زندگی و مهاجرت آریاییان بر پایه‌ی گفتارهای ایران»، «فرهنگ واژه‌های اوستایی»، «حقوق بشر جهان امروز و حقوق جهان در ایران باستان»، «نامه‌ی فرهنگ ایران»، «داستان‌های شاهنامه» و «سرگذشت ایران» می‌توان اشاره کرد.

در موسیقی‌مان به ستاره‌های نو نیاز داریم یا نداریم؟

در موسیقی مان به ستاره های نو نیاز داریم یا نداریم؟ شخصیت های ملی و فراملی در هنر ایران؛ باز هم خواهیم داشت یا خیر؟
رضا زارعی: هرچند در طول سال‌های اخیر در خیلی از عرصه‌های فرهنگی، هنری و ورزشی موفقیت های خوبی به دست آمده است – که البته بیشتر حاصل تلاش های فردی یا خود گروه ها بوده است تا این که کس دیگری بخواهد به آنها کمک کند و از آنها حمایت!- و به خصوص در عرصه هنر، جوانان برازنده و شایسته ای خود را معرفی کرده اند، اما با مرور حوادث و اتفاقات هنری و شخصیت های معرفی شده به دنیای هنر، این نکته به ذهن می آید که چرا در این سال‌ها چهره ها به سمت تبدیل شدن به نماد و الگو پیش نرفته اند و جز طیف خاصی از اهل هنر – و دراینجا موسیقی- آن هم به صورت کجدار و مریز، طیف بیشتری را به سمت و سوی هنر و خود نتوانسته اند بکشانند؟ گاهی افراد ،خودشان به صورت انفرادی ستاره هستند، اما درخشندگی این ستاره، وقتی جامعیت و حقانیت خود را نتواند به اثبات برساند، طبیعی است که اثر تمام عیار خود را نیز از دست خواهد داد. با این حساب هم وقتی هنرمندی از درجه مقبولیت عام و خاص برخوردار نباشد، نمی توان از نظر دور داشت که نادانسته به پیکره هنر ضربه ای وارد کرده است؛ چرا که توسعه هنر نه تنها به واسطه کمک های دولتی و فعالیت نهادهای خصوصی، بلکه از طریق فعالیت های یک هنرمند و مجموعه هنرمندانی است که قابلیت تأثیرگذاری بر افراد جامعه از پیر و جوان و مرد و زن را دارند. حال سخن اینجا است که در سال های اخیر و با حضور نسل جدید هنرمندان حوزه موسیقی، آنان چقدر توانسته اند در مسیر حفظ اصل و ریشه و توسعه و جامعیت این هنر، به قدر توان قدم بردارند؟

music-00

ما در طول تاریخ موسیقی چه به لحاظ فنی و چه از نظر اجتماعی، هنرمندان و موسیقیدانان بسیار تاثیرگذاری داشته ایم. در قدیمی ترین برگ های کتاب تاریخ موسیقی ایران که از باربد و نکیسا یاد می شود و در دوران معاصر هم که افراد تأثیرگذار فنّی و عمومی، آثار نیکی از خود بر جای گذاشته اند. صبا، خالقی، وزیری و پایور و امثال این هنرمندان برجسته، مؤثرترین افراد از نظر توسعه مهارت‌ها و فن موسیقی و ساخت آثار جاویدان مورد نظر همگان بوده‌اند، این سوتر، حسین علیزاده بدون شک صبای موسیقی بعد از انقلاب ایران می تواند لقب بگیرد که تاثیرات قابل لمسی بر موسیقی داشته است. برمی‌گردیم به عقب که کسانی چون تجویدی و خرم به عام‌تر شدن موسیقی ایران و ورود آن به بطن خانواده‌ها و گروه‌های بیشتری از مردم، کمک شایانی کردند و با گذشت زمان، هنرمند بزرگی چون زنده یاد پرویز مشکاتیان، آثار ماندگاری را به ایرانیان تقدیم کرد. در بحث آواز از بنان که بگذریم که به زعم خیلی ها در واقع انقلاب آوازی ایران به حساب می آید، هنرمندانی چون شجریان و ناظری از محبوبیت عام و خاص برخوردار بوده اند و هستند که این محبوبیت، از درجه جهانی هم برخوردار بوده است. حتا علیرضا افتخاری هم که خواسته یا ناخواسته در مسیر غیرهنری افتاد و خود را در واقع به سمت قهقهرا کشاند، به واسطه آن آثار دلنشینی که برای او ساختند و او خواند، از محبوبیت قابل توجهی در میان مردم شهر و روستا برخوردار بود.

music

اما هر چه به سمت سال های اخیر پیش رفته ایم، با وجود ظهور و حضور هنرمندان جوان و شایسته و بسیار توانا در عرصه موسیقی، گویی توان جامعیت بخشی و همگانی پسند بودن آثار به سرعت تحلیل رفته است و دیگر به این بخش از قضیه کسی نمی اندیشد و همان گونه که گفته شد، جز بخشی از اهالی هنر و موسیقی، اکثریت جامعه از پذیرش هنرمندان نو وآٍثارشان، سرباز می زنند! به‌طور قطع چرا و چگونگیش را بایستی فعالان موسیقی پاسخ دهند و این که آیا  به ستاره سازی واقعی و حقیقی و ساختن چهره های ملی و فراملی در موسیقی نیاز داریم یا خیر. اگر این اتفاق نیافتد، چه موقعیت های احتمالی را برای توسعه بیشتر و مؤثرتر فرهنگ موسیقی از دست خواهیم داد. آیا فقط باید برای اهالی فن و تعریف و تمجید اهالی موسیقی کار ساخت یا لزوم توجه به آحاد جامعه در ساخت آثار هنری نیز بایستی حس شود؟ آیا ساخت آثاری که همه اقشار به آن توجه دهند، به معنی تنزل سطح موسیقی می تواند در نظر آید یا برعکس، اهل موسیقی با ساخت آثار عام با کیفیت، دیدگاه مردم را در زمینه موسیقی می تواند ارتقا بخشد؟ نگاهی به برخی از آثار گذشتگان و اثربخشی آن در درون جامعه، معنی واضح تری را از آن چیزی که گفته شد، تبیین می کند. هنرمندانی که نام بردیم، همگی در جوانی جزو محبوب ترین هنرمندان عصر خود بوده اند و هستند.

  • آیا پرونده ردیف‌دانان بسته شده است؟

در ادامه بحثی که بیان شد، باید یادآوری نمایم که مهم ترین رکن موسیقی ایرانی، یعنی ردیف سازی و آوازی هم بعد از انقلاب و به خصوص در دو دهه اخیر، ناتوان از معرفی هرگونه پدیده تازه ای در این عرصه بوده است که حامل مهلک ترین ضربه به موسیقی کشورمان می تواند باشد. آیا در این سال ها فرد جدیدی خود را به عنوان ردیف‌دان به من و شما معرفی کرده است؟ آیا ردیف‌دانان آوازی ما باید به همان استادان بزرگ گذشته همچون نصرالله ناصح پور و دوامی و رضوی سروستانی ختم شوند و دیگر نیازی به ردیف‌دان از نسل‌های تازه نداریم؟ پدیده تازه ردیف‌دان در حوزه موسیقی‌سازی نمی خواهیم؟ این نکته بسیار مهم است و باید از یاد نبریم که اگر فعالان موسیقی به صرف ارایه فن، از قضیه تربیت ردیفدان به راحتی بگذرند، به حتم مشکلی ایجاد خواهد شد که گریبان نسل های بعد را خواهد گرفت.

music

در انتها باید اشاره کرد که به نظر نگارنده، توجه بیش از اندازه به ماهیت فنی موسیقی و دوری از واقعیت عینی و درونی هنر، به دوری هنرمندان نسل سوم و چهارم از کل جامعه هم منجر شده است. به نظر شما این دوری به انحصاری شدن هنر موسیقی هم خواهد انجامید یا خیر؟ آیا ستاره و محبوب مردم شدن به شرط کیفی بودن آن، نیاز بخش وسیعی از جامعه را به موسیقی های متکی بر درون و نه صرفاً فنی را برآورده می سازد یا خیر؟ با این توضیحات، حال فکر می کنید واقعاً این نیاز احساس می شود؟

آن چه که در دنیای امروز هنوز هم معنی می دهد، این مسأله است که موسیقیدانان جهان از هر قشر و متعلق به هر سبک و سیاقی هنوز هم محبوبیت خود را در میان عمده مردم جستجو می کنند. از سوی دیگر مگر موسیقی فقط حق مسلم گروه خاصی است و بقیه حق شنیدن موسیقی خوب و ماندگار ندارند؟ شک نباید داشت که همین ماندگاری آثار ساخته شده به محبوب شدن هنرمندان موسیقی هم کمک کند. حال باید دید که آیا آثاری که ساخته می شوند، ماندگار نیستند تا در قلب مردم جا باز کنند یا تا محبوب شدن و مورد قبول عام و خاص بودن مسیر دشواری در پیش روی یک هنرمند است؟ آیا یک هنرمند با آثاری که می سازد، به مورد توجه همگان بودن دست می یابد یا این که شبی می خوابد و صبحی بیدار می شود و می بیند که به یک چهره محبوب واقعی تبدیل شده است؟ متأسفانه شرایط فعلی به گونه ای است که حتا محبوبیت هنرمندان نسل یادشده در بین قشر عالم و اندیشمند و اهل هنر ما هم جامعیت ندارد و از فراز و نشیب بسیاری برخوردار است. بررسی دقیق و روان شناسانه همه این جوانب، شاید به محبوب تر شدن موسیقی مان هم در این اوضاع و احوال کمک شایانی کرده باشد.

آلبوم ردیف میرزا عبدالله به روایت نورعلی برومند

radif-navazi

آلبوم موسیقی «ردیف نوازی: ردیف میرزا عبداله به روایت نورعلی برومند» از سوی موسسه فرهنگی هنری ماهور منتشر شده است و نوازندگی تار آن‌را استاد «حسین علیزاده» برعهده دارد. مدت این آلبوم در پنج لوح فشرده، ۳۵۵ دقیقه و ۳۵ ثانیه است.

نگار بوبان: از نخستین باری که ردیف موسیقی ایرانی روی نوار کاست عرضه شده، سال ها می گذرد. اجراهای مختلف و چند روایت آوازی و … هم در این سال ها به همت موسیقی دانان و ناشران به دست اهل موسیقی رسیده است که خوش اقبالی نسل جدید جویندگان موسیقی دستگاهی ایران به حساب می آید؛ بخصوص اگر به یاد بیاوریم که موسیقی جویان یک نسل پیشتر برای آموختن هر گوشه آن چه می کرده اند. اکنون هم روایت «برومند» از ردیف« میرزا عبداله» با اجرای تار « حسین علیزاده» برو روی لوح فشرده آمده است که البته در سال ۱۳۷۱ ضبط شده و پیش تر توسط همین ناشر بر روی نوار کاست به بازار عرضه شده بود. ناگفته پیداست که مراجعه به هر کدام از گوشه های هر دستگاه و تکرار آن بر روی نوار و لوح فشرده چه میزان تفاوت دارد(!) و همین به تنهایی انتشار مجموعه ی فوق را به خبری خوش تبدیل می کند. به اضافه ی این که ردیف میرزا عبداله با همین روایت( و با اجرای همین موسیقی دان) با سه تار در دست است و امکان مقایسه با آن نیز فراهم شده است… و صد البته که از دفترچه و طرح جلد چشم نواز و قاب مناسب آن هم نباید گذشت.

هدف از ضبط اجراها و روایت های گوناگون ردیف، شاید در ابتدا حفظ آن از فراموشی بوده باشد. اما قطعا در حال حاضر اهل موسیقی از این نگرانی آسوده شده اند و هدف از نشر ردیف، دیگر حفاظت از نوعی موسیقی در حال رکود نیست، بلکه بیشتر تثبیت این مجموعه به عنوان یک منبع آموزشی است؛ همان گونه که از توضیحات داخل دفترچه ی این اثر و نوشتار علیزاده درباره ی واژگان مربوط به ردیف و نحوه ی انتقال و آموزش آن بر می آید، خود ناشر هم مجموعه های ردیف دستگاهی را با انواع روایت ها و اجراهای آن ، در گروه آثار آموزشی اش انتشار می دهد که شاید بناست در کنار نت نوشته های ردیف، محتوای آموزشی کلاس های موسیقی ایران را فراهم کند. اضافه بر این استفاده (که البته جای بررسی هم دارد)، مجموعه های منتشرشده ی ردیف بخصوص در سال های اخیر علاوه بر منابع آموزشی به منابع تحقیق در باره ی موسیقی ایران هم تبدیل  شده اند و ارایه ی این اجرا روی لوح، به منابع پژوهش هم افزوده است.

اما یک پرسش می ماند: آیا ردیف دستگاهی دیگر کاملا به منبعی آموزشی تبدیل شده است؟ یا از ردیف موسیقی دستگاهی ایران اجرای غیر آموزشی و غیر پژوهشی نیز مقبول است؟ اجرایی که نه برای ارجاع و تحلیل و نه برای تکرار و به خاطر سپردن به دست مخاطب موسیقی برسد.

  • فرهنگ و آهنگ

آلبوم ردیف آوازی استاد اسماعیل مهرتاش

radif-mehrtash

آلبوم موسیقی اصیل «ردیف آوازی استاد اسماعیل مهرتاش» به روایت و اجرای «محمد منتشری» از سوی موسسه‌ی فرهنگی-هنری ماهور منتشر شد.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی ردیف «اسماعیل مهرتاش» که نتیجه‌ی آموزش او نزد استادان موسیقی ایرانی و نیز به احتمال قوی، حاصل خلاقیت‌های او در چارچوب این آموزش‌هاست، ردیفی است با ویژگی‌هایی اغلب متفاوت با ردیف‌های آوازی دیگر. مواردی در آن وجود دارد که در ردیف‌های دیگر یافت نمی‌شود. برای مثال، «شوشتری منصوری» در این ردیف، یک آواز مستقل است و به این ترتیب تعداد آوازهای این ردیف را به عدد ۶ می‌رساند.
براساس این گزارش قسمت اعظم ردیف آوازی استاد اسماعیل مهرتاش را «محمد منتشری» زاده‌ی ۱۳۲۱ از شاگردان بسیار نزدیک و با استعداد مرحوم مهرتاش، با استناد به محفوظات شخصی خود اجرا کرده است. بعضی از قسمت‌های این ردیف بر روی نوارهای ریلی که سر کلاس ضبط می‌شده‌اند باقی ماند و خواننده‌ی اثر حاضر، به قسمتی از آن‌ها دسترسی داشته و توانسته صحت محفوظات خود را با آن‌ها محک بزند و کاستی‌های احتمالی را برطرف کند.
محمد منتشری نزدیک‌ترین شاگرد به مهرتاش بوده و در حدود ۲۰ سال از نزدیک با وی تماس داشته است، به‌گونه‌ای که در دوران کهولت استاد، بسیار اتفاق می‌افتاده که وی آوازی از ردیف او یا تصنیفی از ساخته‌های او را که خود استاد مهرتاش به دلیل سن بالا، فراموش کرده بود برای او بخواند.
محمد منتشری صرف‌نظر از این‌که از بهترین و نزدیک‌ترین شاگردان مهرتاش بوده، به‌دلیل این‌که فقط نزد استاد مهرتاش آموزش دیده است از بیان و لحنی برخوردار است که می‌توان او را به جرات از نزدیک‌ترین و شایسته‌ترین راوی ردیف مهرتاش دانست. او همان‌گونه که خود می‌گوید، روح کارهای مهرتاش را می‌شناسد و تمام تصنیف‌های وی را بازخوانی کرده و به خوبی بر سبک و تفکر ملودیک وی تسلط دارد.
این آلبوم هم‌اکنون در بازارهای موسیقی کشور قابل دسترسی است.