مراسم تجلیل و بزرگداشت جلیل شهناز برگزار شد

melodymag

کیوان ساکت در بزرگداشت شهنوار موسیقی ایران گفت: «ساز شهناز را فقط باید شنید؛ حالت ها و حرکت های ظریف انگشتان و مضراب او پنهانی ترین زوایای احساس انسان را روایت می کند.»

به گزارش مجله موسیقی ملودی از پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران، کیوان ساکت در مراسم بزرگداشت جلیل شهناز که در موسسه فرهنگی هنری اندیشه برگزار شد، گفت: سونوریته ساز جلیل شهناز آنچنان غریب و بی بدیل است که شنونده را مسحور می کند. حالت های ساز شهناز در ساز کمتر نوازنده هم دوره ای های او دیده می شود.
ساکت در این مراسم که روز شنبه در غیاب جلیل شهناز برگزار شد، ادامه داد: تا قبل از مرحوم وزیری تقریبا اکثر نوازندگان تار شبیه به هم می نواختند و تفاوت زیادی در شیوه آنها دیده نمی شد. اما با آمدن وزیری سه شیوه و مکتب تارنوازی شکل گرفت که یکی مکتب علی اکبرخان شهنازی، یکی مکتب مرحوم وزیری و دیگری مکتب استاد صبا بود. مکتب استاد صبا بیشتر از دو مکتب دیگر طرفدار پیدا کرد.
وی همچنین تصریح کرد: پس از این دوره و در زمانی که همه نوازندگان تار تحت تاثیر این سه شیوه بودند دو نفر به عرصه موسیقی ایران وارد شدند که به گونه دیگری شروع به نواختن کردند. یکی از این دو نفر استاد فرهنگ شریف و دیگری استاد جلیل شهناز بود که به گونه دیگر تار نوازی کردند و اثر عمیقی بر موسیقی ما گذاشتند.
melodymag

این موسیقیدان تاکید کرد: آنچه من در ساز جلیل شهناز می شنوم به بیان حافظ می توان گفت«بنده طلعت آنی باش که آنی دارد». جلیل شهناز«آنی» در نوازندگی اش دارد که آثار او را یگانه و بی نظیر می کند.این«آن» مختص خود استاد شهناز است و امضای او را پای آثارش گذاشته است. از همین جا لازم می دانم که برای این استاد گرانقدر موسیقی ایران آرزوی سلامتی کنم.
کیوان ساکت گفت: زیبا ترین اثری که من از استاد جلیل شهناز شنیده ام به دوره میانسالی ایشان مربوط می شود که به همراه تنبک حسین تهرانی اجرا شده است. در آن اجرا حسین تهرانی آواز نیز خوانده که در مجموع کار بسیار خوبی محسوب می شود و من بعد از این همه سال هر وقت آن را گوش می کنم باز هم برایم جذابیت و تازگی دارد.
در ادامه این برنامه کیوان ساکت با سه تاری که از ساخته های ابراهیم قنبری مهر بود به اجرای بداهه نوازی در مراسم بزرگداشت جلیل شهناز پرداخت.
همچنین هوشنگ ظریف در مراسم بزرگداشت استاد جلیل شهناز که روز گذشته برگزار شد گفت: من عاشق ساز استاد جلیل شهناز هستم و خودم را مدیون او می دانم چرا که همواره از مضراب، انگشتان و آثار ایشان مطالب بسیاری را فرا گرفته ام.
melodymag

این استاد تار نوازی که در موسسه فرهنگی هنری اندیشه سخن می گفت، ادامه داد: من آنقدر به آثار شهناز علاقه داشتم که ۱۵ قطعه از آثار ایشان را از روی نوار نت نویسی کردم و این کار در قالب کتابی منتشر شد. زمانی که این کتاب را برای گرفتن اجازه انتشار نزد استاد شهناز بردند ایشان اجازه این کار را نمی داد اما به محض اینکه گفتند کار نت نویسی این آثار را بنده انجام داده ام ایشان پذیرفت و این موضوع بسیار برای من ارزشمند است.
هوشنگ ظریف ادامه داد: بداهه نوازی های ایشان بی نظیر است؛ چرا که هم آشنایی و تسلط ویژه ای بر روی ردیف دارد و هم از خلاقیت خاصی در بداهه نوازی بر خوردار است که آثارش را برای همگان شنیدنی و منحصر به فرد می کند. همه اینها باعث می شود تا شهناز بتواند بیشتر از ۲۰ دقیقه یک قطعه را بنوازند و کارش شنیدنی و دلنشین باشد.
این موسیقیدان افزود: امیدوارم این ماجرایی که تعریف می کنم حمل بر خود ستایی نباشد؛ روزی از استاد شهناز خواستم تا بر روی کتاب نت نویسی آثارشان چیزی به یادگار برایم بنویسند و ایشان نوشتند: سرور گرام استاد مسلم تار جناب آقای هوشنگ ظریف. من این نوشته را دارم و از آنجا که فردی چون استاد جلیل شهناز برایم چنین مطلبی نوشته بسیار ارزشمند است.

پیمان ناصح‌پور: آیا موسیقی ایرانی پیشرفت کرده است؟

tonbak

این‌که موسیقی ایرانی (چه سنتی، چه نواحی) پیشرفت کرده است یا خیر، نیاز به تحلیل دقیق پژوهش‌گران موسیقی دارد. دکتر «پیمان ناصح‌پور» (نوازنده‌ی دف و تنبک) مقاله‌ای را در خصوص بررسی افت‌وخیزهای سازهای کوبه‌ای در موسیقی ایرانی، برای مجله‌ی موسیقی ملودی ارسال کرده که آن‌را از نظر خواهیم گذراند.
«ساز تنبک در چند دهه‌ی اخیر پیشرفت شایانی داشته است. این پیشرفت البته به‌صورت محسوس از پدر تنبک‌نوازی نوین ایران، یعنی زنده‌یاد «حسین تهرانی» آغاز شد. اضافه کردن انگشت‌گذاری‌های نوین و ارایه‌ی تنبک به عنوان ساز مستقل و تک‌نواز از کارهایی‌ست که هر ناظر منصفی به حسین تهرانی نسبت خواهد داد. در دوره‌ی زنده یاد حسین تهرانی یا پس از او نیز تنبک‌نوازان جدیدی وارد این عرصه شده و به پیشرفت تنبک کمک کرده‌اند. در این میان می‌توان از زنده یاد «ناصر فرهنگ‌فر» نام برد. از کارهایی که ناصر فرهنگ‌فر در دوره‌ی کوتاه فعالیت‌های هنری خود برای اعتلای تنبک انجام داده می‌توان به این موردها اشاره کرد: اضافه کردن انگشت‌گذاری‌های جدید (پلنگ مرکب، چکشی و …)، استفاده از ریتم‌های زورخانه‌ای در موسیقی سنتی ایرانی و آفرینش ریتم‌های ۱۲ ضربی.

تنبک‌نواز دیگری که باید از ایشان نام برد، «بهمن رجبی» است. او نیز از معدود تنبک‌نوازانی است که انگشت‌گذاری‌های جدیدی مانند ریزهای گوناگون، جارو و … را به تنبک اضافه کرده است . وی هم‌چنین مقوله‌ی «بسط موتیف» را وارد هنر تنبک‌نوازی ایران کرده و کتاب‌های درخور توجهی برای تنبک نوشته، هر چند او و برخی شاگردانش با فحاشی و مسخره کردن دیگر تنبک‌نوازان نه تنها بسیاری از تنبک‌نوازان و اهالی موسیقی را از خود رنجانده‌اند، بلکه با به وجود آوردن حاشیه‌های زشت برای عرصه‌ی تنبک‌نوازی، عملن پیشرفت وضعیت اجتماعی تنبک‌نوازان را با مشکل رو‌به‌رو کرده‌اند.گرچه از بهمن رجبی نمی‌توان انتظار داشت که دست از بی‌ادبی‌هایش روی صحنه بردارد، چرا که عمری است ایشان مشغول به این کار هستند و متاسفانه برخی نیز وی را به ادامه‌ی این ادبیات که هیچ نتیجه‌ی مثبتی نداشته است تشویق کرده‌اند، ولی از نسل جوان انتظار می‌رود، صفات نیکوی این استاد مسلم و زحمتکش موسیقی کوبه‌ای ایران را فرا گرفته و فحاشی‌های ایشان را به کناری نهند.
peyman-naseh-pour

از دیگر هنرمندانی که می‌توان نام برد تنبک ساز نامی ایران، «فریدون حلمی» است. به نظر نگارنده، فریدون حلمی با تولید انبوه تنبک و ارایه‌ی آن با قیمتی بسیار پایین، در ترویج و پیشرفت تنبک قدم‌های موثری برداشته است. به واسطه‌ی تولید تنبک‌های ارزان و با کیفیت ساخت حلمی، بسیاری از علاقه‌مندان تنبک قادر بوده‌اند این ساز را بخرند و آن‌را بنوازند.

هم‌چنین در اینجا مایل هستم که از دو موسیقی‌دان ایرانی نام ببرم که گرچه کوبه‌ای نواز حرفه‌ای نبوده‌اند، ولی در ترویج ریتم‌های لنگ ۵ ضربی و ۷ ضربی کمک شایانی کرده‌اند. این دو هنرمند گرامی عبارتند از: زنده یاد «پرویز مشکاتیان» و استاد «حسین علیزاده». استادهای دیگری مانند «امیرناصر افتتاح» و … نیز در پیشرفت این ساز کمک کرده‌اند. هم‌چنین تنبک‌نوازان جوان بسیاری در ایران یا خارج از آن، به ترویج و پیشرفت این ساز مشغول‌اند. فهرست کردن نام همه‌ی این عزیزان اینجا ممکن نیست و هم‌چنین به نظرم باید کمی بیشتر صبر کرد تا بتوان در مورد آن‌ها بهتر نظر داد. لازم به توضیح است که هرچند از نظر انگشت‌گذاری‌های گوناگون و نغمه نگاری ریتم‌های مختلف پیشرفت‌های زیادی نصیب تنبک شده است، ولی موسیقی‌دانان ایرانی و به ویژه تنبک‌نوازان بیشتر به نوازندگی یا آهنگ‌سازی درهمان ریتم‌های ۴ و ۶ ضربی توجه داشته اند و به مقدار کمی هم از ریتم‌های لنگ مانند ۵ یا ۷ ضربی استفاده کرده اند و از دیگر ریتم‌های لنگ مانند ۹ ضربی (که در ترکیه و یونان بسیار متداول است) هم تقریبن خبری نیست یا دست کم اینجانب نشنیده یا ندیده‌ام.

دومین ساز ملی- کوبه‌ای ایران دف است که تقریبن چهار دهه است که وارد موسیقی سنتی ایرانی شده و به‌صورت گسترده به کار گرفته شده‌است. هرچند امروز دف‌نوازان جوان بسیاری وارد عرصه‌ی هنر دف‌نوازی شده‌اند اما به نظر نگارنده تنها کسی را که می‌توان به‌عنوان پیشکسوت هنر دف‌نوازی نام برد «بیژن کامکار» است که سبک نوینی را در دف‌نوازی خلق کرده. هم‌چنین یکی از نخستین کسانی که در ترویج و استفاده‌ی دف در موسیقی ایرانی موثر بوده،«محمد رضا لطفی» سرپرست گروه شیداست.

لازم به یادآوری است که زنده یاد ناصر فرهنگ‌فر مخالف به‌کارگیری دف در موسیقی سنتی ایرانی بود زیرا که استدلال می‌کرد صدای دف خیلی بلند است و برای ارکسترهای موسیقی سنتی ایرانی مناسب نیست.

بر همین اساس برخی تنبک‌نوازان معتقدند بهتر بود از ساز دایره به جای دف در موسیقی سنتی ایرانی استفاده می‌شد و راهی که زنده یادان «غلام‌حسین بیگچه‌خانی» و «محمود فرنام» آغاز کرده بودند از سوی دیگر هنرمندان ادامه پیدا می‌کرد. از دایره‌نوازانی که سبک برجسته‌ای در نوازندگی دایره داشته و از بزرگان عرصه‌ی تک‌نوازی دایره‌ی آذری محسوب می‌شوند، «لطیف طهماسبی‌زاده» از شهر اردبیل است. وی گرچه سال‌هاست در تهران زندگی می‌کند، در بین اهالی موسیقی غیرآذری تهران تقریبن ناشناس است و از هنر ایشان در موسیقی سنتی ایرانی استفاده نشده است.

در پایان نگارنده امیدوار است موسیقی‌دانان به ویژه کوبه‌ای‌نوازان با زبانی منطقی راهکارهای جدیدی را برای پیشرفت موسیقی به‌ویژه سازهای کوبه ای ایران ارایه کنند.»

  • دکتر پیمان ناصح‌پور / مجله‌ی موسیقی ملودی