عکس‌های اجرای ارکستر زهی استونی در تالار وحدت

[imagebrowser id=197]
ارکستر زهی استونی به رهبری خانم «سیگرید کولمان» (Sigrid Kuulmann) در دو شب در تالار وحدت به اجرای موسیقی پرداخت. گزارش این کنسرت را در اینجا بخوانید. برای ارتباط و همکاری با عکاس، اینجا را ببینید.
[nggallery id=197]

اجرای ارکستر زهی استونی با صندلی‌های خالی

تالار وحدت در ششمین شب از جشنواره موسیقی فجر میزبان ارکستر زهی استونی بود.

به گزارش مجله ملودی در این اجرا که در دو روز و با دو پارتیتور اجرا شد ارکستر زهی استونی قطعات مختلفی را اجرا کردند. [دیدن عکس‌های اجرا]

در اولین شب از اجرا، ارکستر زهی قطعاتی چون “نغمه وطن”، “آرووپارت” به یاد بنجامین بریتن ساخته سال ۱۹۳۵، “ولجوتورمیس” ۱۹۳۰، نوستالژی ۲۰۰۹، “پنج آهنگ محلی استونیایی برای ارکستر زهی” و “رداکسیون پنج آهنگ اول برای گروه کر مختلط ها” را در بخش اول اجرا کردند.

در بخش دوم ارکستر استونی به سراغ قطعاتی چون “لیوسومرا”، “سکولار” برای ارکستر زهی، “گالیناگریگورجوا”، “دعا” برای ویلن سل و سازهای زهی، رداکسیون برای ویلن سل توسط “آلارر کاسیک”، تک نوازی “آره تامسلو”، “ویلم کپ”، “سوگنامه” برای ارکستر زهی، “ارکی-سون تور”، “وهم” ۱۹۹۳ برای ارکستر زهی رفت.

به نقل از باشگاه خبرنگاران در ابتدا با ورود ارکستر زهی به صحنه، نوازندگان قطعه “هینوالر” را اجرا کردند و در ادامه نیز قطعاتی چون “نغمه وطن”، “پنج قطعه برای ارکستر زهی”، “پیتر واهی”، “یادبود H.M” برای دو ویلن اجرا و در انتهای بخش اول موسیقی کوبه ای نیز به ارکستر زهی اضافه و در ادامه قطعاتی چون “نیایش شبانه” برای کمانچه، دهل و ارکستر زهی، “جان راتس”، “آلگرو” از کنسرتوی ارکستر مجلسی، “اپوس”، “آرووپارت” و “برادره” برای کوبه ای و ارکستر زهی اجرا شد.

رپرتوار ارکستر زهی استونی سیری است در قرن ها موسیقی جهان و گذری به موسیقی قدیم و جدید دارد، از باخ تا تور، از کرولی تا پیاتزولا و جالب است که نام این گروه از جشنواره ای با همین نام برگرفته و الهام گرفته از رمانی از “هرمان هسه” است.

ارکستر زهی استونی در این اجرا بیشتر به صورت آنسامبلی زهی از تک نوازان اجرا می کرد.

از گروه نوازندگان ارکستر استونی باید به “سیگرید کولمان”، “ژلنا لاس” و “کرسیتی تیما” ویلن یک، “مارلیس اوبو”، “کایدی اوگاندی” و “مای روزنروث” ویلن دو، “آره تامسلو” و “مارکوس آلترو” ویلن سل، “هایکو-ژوزف رمل” کنترباس، “کارل یوهان لاتیکاس” پرکاشن و “حمیدرضا آفریده” کمانچه اشاره کرد.
تعداد زیاد صندلی‌های خالی در اجرای دوم این ارکستر زهی در تالار وحدت، جلب توجه می‌کرد.

شلوغ‌ترین شب تالار وحدت؛ اجرای ارکستر ایران و اتریش

در ششمین روز از جشنواره موسیقی فجر تالار وحدت میزبان چندین گروه موسیقی از کشورهای استونی و اتریش بود.
به گزارش مجله ملودی به نقل از باشگاه خبرنگاران؛ شب گذشته تالار وحدت و تالار رودکی از شلوغ ترین شب های خود را سپری کردند؛ از جمله اجرای آخر تالار وحدت که در آن یک ارکستر ۱۵۰ نفره به روی صحنه رفت و یکی از شلوغ ترین ارکسترهای جشنواره سی ام موسیقی فجر را رقم زد.

این اجرا با عنوان ارکستر سمفونیک آی سو یا ارکستر سمفونیک ایران-اتریش از ۲۰۰۶ در انجمن فرهنگی اتریش در تهران آغاز به کار نموده و مدیریت هنری آن برعهده “کریستین شولتز” رهبر اتریشی است.

رپرتوار ارکستر سمفونیک در برگیرنده آثار کلاسیک اروپایی و ایرانی و موسیقی فولکلوریک محلی است.

در این ارکستر قطعاتی چون “مولدا” از “بدریش اسمتانا”، “آرایشگر شهر سویل” از “جیاچینو روسینی”، دوبل کنسرتو برای فلوت و پیانو ساخته “امین هنرمند”، سولیست فلوت از “شقایق صادقیان” و سولیست پیانو از “کاوه ابراهیمیان” اجرا شد.

در تالار رودکی نیز در سانس اول یک رسیتال پیانو و فلوت با اجرای “آریا باستانی نژاد” و “کارین لیتنر” فلوت، “مارگارتا بابینسکی” و “رعنا حیدریان” پیانو برگزار شد.

در بخش استعدادهای درخشان نیز روز گذشته متعلق به نوجوان ها بود و هنرمندانی چون “هاله آخودسامانی”، “گلنوش اخوان”، “سحر طاهرخانی” و “هلیا گلمقانی آذر” به هنرنمایی پرداختند.

عکس‌های اجرای گروه رستاک در سی‌امین جشنواره موسیقی فجر -۲

[imagebrowser id=196]

گروه رستاک در سی‌امین جشنواره بین‌المللی موسیقی فجر در تالار وحدت به روی صحنه رفت. قطعات بوشهری، گیلکی و قشقایی از جمله قطعات شنیده شده این گروه بود که همزمان با اجرا استقبال گسترده مخاطبان را در پی داشت. هم‌چنین گروه رستاک قطعات شیرازی، مازندرانی و بندرعباس را به عنوان قطعه جدید در این کنسرت اجرا کرد.

بخش اول عکس‌ها را در اینجا ببینید.

برای ارتباط و درخواست همکاری با عکاس، اینجا را ببینید.

[nggallery id=196]

جشنواره فجر تنها جشنواره عرصه موسیقی ایران است

melodymag

وحید تاج، وجود جشنواره موسیقی فجر به عنوان تنها جشنواره موسیقایی کشور را با توجه به تعداد بالای موسیقیدانان کشور، بسیار کم دانست.
به گزارش مجله موسیقی ملودی وحید تاج خواننده جوان موسیقی اصیل کشورمان در گفتگو با باشگاه خبرنگاران گفت: با توجه به این موضوع که در کشور ما، مدیران مدام عوض می‌شوند و پیش از آنکه یک مدیر، تجربیات خود را به مرحله اجرا بگذارد، تغییر می‌کند، حضور حسن ریاحی به عنوان دبیر ثابت جشنواره موسیقی فجر طی سال‌های اخیر، اتفاق مثبتی است زیرا بدینوسیله تجربیات دبیر جشنواره، قابلیت اجرایی شدن پیدا می‌کند.

  • جشنواره فجر، فرصتی برای جوانان

تاج با اشاره به حضور نیافتن خود در جشنواره موسیقی فجر امسال، اظهار داشت: من در جشنواره بیست‌ و نهم حضور ندارم زیرا در طول سال، کنسرت‌های مستمر خود را دارم و تصور می‌کنم باید میدان اجرا در جشنواره را به دوستان جوانی بدهیم که کمتر فعالیت داشته‌اند.

  • لزوم حمایت از هنرمندان نسل جوان

خواننده آلبوم “برف خوانی” با اشاره به لزوم حمایت از هنرمندان نسل جوان، گفت: تصور می‌کنم، موسیقی نیز مانند هنرهای دیگر همچون تئاتر یا سینما، باید مورد حمایت قرار بگیرد و به منظور حمایت از نسل جوان باید کارهای بیشتری انجام شود.

وی افزود: اگر تندیس ثابتی به عنوان نماد جشنواره موسیقی فجر طراحی شود، برای جوانان انگیزه بیشتری ایجاد می‌شود.

  • جشنواره فجر، تنها جشنواره موسیقایی کشور

وی با اشاره به جشنواره موسیقی فجر، تصریح کرد: وجود جشنواره موسیقی فجر به عنوان تنها جشنواره موسیقایی کشور، با توجه به تعداد بالای موسیقیدانان کشورمان، بسیار کم است و تصور می‌کنم ما باید شب‌های موسیقی را راه اندازی کنیم که تمامی اساتید و هنرمندان، امکان حضور در آن را داشته باشند.

تاج افزود: لازمه شکل‌گیری چنین محفل‌هایی، دعوت و سپس حمایت دولت از اساتید بنام موسیقی کشور است و در گام بعدی، باید از این اساتید درخواست کنیم تا تجربیات خود را به نسل جوان انتقال دهند.

  • خواسته اساتید موسیقی باید در اولویت قرار بگیرد

این خواننده موسیقی اصیل ایرانی با اشاره به حضور جوانان در بخش رقابتی جشنواره در سال‌های اخیر، اظهار داشت: اساتید کار خود را انجام داده‌اند و الان زمان انتقال تجربیات آنها به نسل جوان است که لازمه تحقق چنین امری، فراهم شدن شرایط برای تمامی اساتید است.

وی افزود: خواسته اساتید باید در اولویت قرار بگیرد، زیرا آن‌ها با وجود زحمت‌های بسیاری که شنیده‌اند، هم اکنون در حق موسیقی ایران پدری می‌کنند.

تاج خاطر نشان کرد: مردم همیشه حامی هنرمندان کشورشان بوده‌اند اما دولت نتوانسته خواسته آن‌ها را بر آورده کند.

وی ادامه داد: یکی از موضوعات قابل توجه در زمینه موسیقی در سال‌های اخیر این است که چرا مردم نمی‌توانند صدای اساتید مورد علاقه‌شان را گوش دهند؟! مردم حق دارند در کنسرت‌های تمامی اساتید موسیقی ایران زمین، شرکت کنند.

گفت‌وگو با اعضای کوارتت تارکوفسکی به بهانه اجرا در ایران

melodymag

همیشه تم‌های اصلی از پیش نوشته می‌شوند و این شیوه هم به خاطر نحوه کار فرانسوا کوتوریه و ارتباط او با سینمای تارکوفسکی است. همان‌طور که می‌دانید تارکوفسکی همیشه از قطعات کوتاه موسیقی در آثارش استفاده می‌کرد و این قطعات هم معمولا از آثار موسیقیدانان کلاسیکی چون یوهان سباستین باخ و امثال او بود.

به گزارش مجله موسیقی ملودی به نقل از نامه، آندره تارکوفسکی فیلمساز برجسته روسی در سینمای منحصر به فردش فارغ از موضوع یا داستان، تصاویری سرشار از سکوت، سکون و آرامش را پیش روی مخاطبش می‌گذاشت. تعمق در مساله مورد بحث برای او اهمیتی ورای داستان داشت به همین خاطر بسیار آرام و با حساسیت خاصی اثرش را خلق می‌کرد. سکوت، آرامش، تعمق، معنویت و دوباره سکوت و تصاویری که در ذهن می‌مانند تا آنجا که شب به پایان می‌رسند و دوباره فردا از راه می‌رسد ولی این روز دیگر روز قبل نیست. شما تفاوت کرده‌اید. جهان موسیقایی پرحجم «تارکوفسکی کوارتت» در فرم و شیوه برخورد با محتوا چنین رویکردی دارد. شبی که تارکوفسکی کوارتت در تالار وحدت روی صحنه رفت و تارکوفسکی برای ایرانی‌ها پس از مرگش هم شاهکار دیگری خلق کرد.

اما واقعیت این است که تارکوفسکی ایده و نامی برای این گروه است و این گروه در بستر موسیقی به جهان نامتعارف‌تری قدم می‌گذاشتند. جهانی سرشار از ریتم، جهانی که پر از رنگ‌های وحشی و آرام است. صحنه پر از جادوهای مدرن بود. دود آتشی در کار نبود اما جنونی خاموش به رگ‌های مخاطبش می‌آورد و… اما وقتی به ملاقات‌شان در هتل فردوسی توپخانه رفتیم. آنها چهار شگفت‌انگیز شب اجرا نبودند، چهار دوست صمیمی بودند که خیلی راحت و پر مهر به سوالات ما پاسخ می‌دادند. هر کدام از این نوازندگان در پیشینه کاری‌شان سوابق درخشانی داشتند و حضور آنها در این کوارتت یکی از تجربه‌های موفق کمپانی ECM و نقطه عطفی برای موسیقی معاصر است. چهار نوازنده شگفت‌انگیز که به قول آنجا لشنر علاقه‌یی به تثبیت سلایق موسیقایی‌شان ندارد و وقتی روی صحنه آمدند، صدایی متفاوت از پیشینه‌شان را به مخاطب هدیه کردند. فرانسوا کونوریه (پیانو و بنیانگذار گروه)، آنجا لشنر (ویولنسل)، ژان لویی متینیه (آکاردئون) و ژان لارک لامارش (ساکسیفون). گفت‌وگوی «اعتماد» مدخل خوبی برای ورود و درک جهان اسرارآمیز تارکوفسکی کوارتت است.

  • شما پیش از تاسیس گروه تارکوفسکی کوارتت، هر یک تجربه‌های انفرادی درخشانی داشتید و در عین حال با موسیقیدانان برجسته سبک جز، چون دینو سالوتزی و انور براهام همکاری کرده‌اید. با توجه به این پیشینه هنری چه شد که به فکر تشکیل این گروه افتادید و کارتان را چگونه آغاز کردید؟

کوتوریه: پیوستن ما به این گروه به معنای قطع همکاری‌ ما با آن موسیقیدانان یا دوری‌ پروژه‌های شخصی‌مان نیست. در حقیقت ما تصمیمی بر توقف کارهای گذشته‌مان نداشتیم.

لخنر: بله. ما هنوز هم با آن نوازندگان همکاری داریم.

کوتوریه: سبک و سیاق موسیقی ما همان سبک کلاسیک است، بنابراین ما همواره با گروه‌ها و ارکسترهای مختلف همکاری داریم. جمع شدن ما در گروه تارکوفسکی باعث نشده که ما از همکاری با گروه‌های دیگر فاصله بگیریم.

  • اما چه دلیلی شما را بر آن داشت که یک گروه تازه تاسیس کنید؟

کوتوریه: این تصمیم من بود. این پروژه را من آغاز کردم. قبل از آن چند آلبوم با مانفرد ایشر و کمپانی ECM منتشر کرده بودم و تصمیم گرفتم با همکاری دو تن از موسیقیدانان فرانسوی که از سالیان دور می‌شناختمشان (ژان لویی متینیه و ژان مارک لارش) و یک عضو جدید که پیش از این او را نمی‌شناختم (آنیا لخنر) این گروه را تشکیل دهم و آلبومی برای این کمپانی تولید کنیم.

  • شما عنوان تارکوفسکی کوارتت را پروژه توصیف می‌کنید، نه یک گروه موسیقی. چرا؟

کوتوریه: به این دلیل که در ابتدا این کار برای من یک پروژه بود. اما بعد از مدتی چندین کنسرت برگزار کردیم و چندین همنوازی هم با گروه‌های دیگر داشتیم و تصمیم گرفتیم گروه‌مان را حفظ کنیم.

  • اعضای گروه چند سال کنار هم کار کرده‌اند؟

لخنر: در حال حاضر هفت سال است که با همین ترکیب به اجرای موسیقی مشغول هستیم. البته هر کدام از ما در عین حال پروژه‌های شخصی متنوعی داشته‌ایم و فارغ از کار گروهی، به کار در زمینه موسیقی کلاسیک ادامه می‌دهیم. باید به یک نکته هم اشاره کنم. شما در ابتدای صحبت‌تان از دینو سالوتزی و انور براهام به عنوان نوازندگان سبک جز یاد کردید. اما همکاری‌های من با آنها چندان حال و هوای جز نداشت و بیشتر نوعی بداهه‌نوازی بود.

کوتوریه: بله. آنچه ما می‌نوازیم واقعا جز نیست.

  • اما چرا عنوان تارکوفسکی را برای گروه برگزیدید؟

کوتوریه: همان‌طور که گفتم در ابتدا این پروژه برای من جنبه‌یی شخصی‌تر داشت و من هم به خاطر علاقه‌ بسیارم به سینمای تارکوفسکی ترجیح دادم این نام را برای آن انتخاب کنم. چون سینمایی است با فضایی آرام…

  • اما ارتباط موسیقی گروه شما با سینمای تارکوفسکی چیست؟ آیا این ارتباط یک رابطه‌ روحی است؟

کوتوریه: بله. این یک ارتباط روحی است. اما دلیل اصلی همین بود که چون من خودم هوادار سینمای تارکوفسکی بودم و این پروژه هم پروژه من بود، اصرار کردم که این نام را روی گروه بگذارم.

  • اما به هر حال موسیقی شما خیلی سریع‌تر از سینمای تارکوفسکی است…

کوتوریه: نه همیشه، ولی گاهی سریع‌تر است.

  • به هر حال می‌دانیم که تارکوفسکی در سینمایش روی نوعی واقعیت درونی (واقعیت دوم) و شکل خاصی از رئالیسم اصرار داشت. می‌خواهیم بدانیم میان نگاه او به سینما و نگاه موسیقایی شما هم ارتباط مشخصی وجود دارد؟

کوتوریه: از نظر فضای کارهایمان بله. من علاقه‌ زیادی دارم به اتمسفری که در سینمای تارکوفسکی هست. یعنی همان فضایی که با روند کند فیلم‌های او شکل می‌گیرد. به همین خاطر فکر می‌کنم که فضای موسیقی ما هم به تارکوفسکی خیلی نزدیک است. ما هم مثل فیلم‌های او قطعاتی طولانی را به آهستگی اما با قدرت اجرا می‌کنیم.

  • در اجرایی که داشتید شاهد بودیم که صفحات نت مقابل‌تان است و هر از گاهی قطعه را با نگاه به آنها پیش می‌برید و گاه به نظر می‌رسید که دیگر توجهی به نت‌های نوشته شده ندارید و مشغول بداهه‌نوازی هستید. حقیقتا چه میزان از کارهای شما بر اساس بداهه‌نوازی شکل می‌گیرد و چه میزان از آن بر اساس قطعات نوشته‌شده‌ و از پیش تمرین شده است؟

لخنر: همیشه تم‌های اصلی از پیش نوشته می‌شوند و این شیوه هم به خاطر نحوه کار فرانسوا کوتوریه و ارتباط او با سینمای تارکوفسکی است. همان‌طور که می‌دانید تارکوفسکی همیشه از قطعات کوتاه موسیقی در آثارش استفاده می‌کرد و این قطعات هم معمولا از آثار موسیقیدانان کلاسیکی چون یوهان سباستین باخ و امثال او بود. فرانسوا هم از همین قطعات کوتاه استفاده می‌کند و شالوده‌های قطعه را می‌سازد و بعد هر یک از ما دوباره روی این قطعات کار می‌کنیم و بداهه‌نوازی‌های مناسبی برایش طراحی می‌کنیم. درست مثل این می‌ماند که شما در شهری زندگی می‌کنید که تمام ویژگی‌ها و خیابان‌هایش را می‌شناسید، اما هر روز که به خیابان می‌روید اتفاق‌های متفاوتی برایتان می‌افتد و با آدم‌ها و ماشین‌ها و حوادث متفاوتی روبه‌رو می‌شوید.

  • منظورتان این است که در هر کنسرت اجرای متفاوتی را تجربه می‌کنید؟

لخنر: بله. اجراهایمان با هم بسیار متفاوت هستند. فرانسوا شالوده‌ساز و آرشیتکت موسیقی ما است.

  • به نظر می‌رسد که میزان بداهه‌نوازی ژان ماری متینیه از همه بیشتر است. نه؟

کوتوریه (با خنده): واقعا این‌طور به نظر می‌رسد؟ پس باید در کنسرت امشب او را بفرستم پایین سن!

متینیه: بله. رهبر گروه اوست. شخصیت او مثل تارکوفسکی است، ولی شخصیت من مثل تارانتینوست.

آیا موافق این هستید که موسیقی گروه شما تلفیقی است از سبک‌های جز، موسیقی دراماتیک و موسیقی کلاسیک؟

کوتوریه: بله. همین‌طور است.

  • با این حساب آکاردئون ساز غریبی در این ترکیب محسوب می‌شود. یک آکاردئونیست فرانسوی مرا به یاد موسیقی شانسون و خواننده‌یی مثل انریکو ماسیاس می‌اندازد. این طور نیست؟

متینیه: بله. درست است. من در واقع سورپرایز گروه هستم. در حقیقت ترکیب ویولنسل، پیانو، ساکسیفون و آکاردئون خود‌به‌خود غریب است. انتظاری که همگان از آکاردئون دارند این است که در تنالیته‌های بسیار بالا یا بسیار پایین به اجرای ملودی هارمونیک بپردازد. اما ایده من برای نوازندگی در این گروه، ایجاد دینامیک و تحرک بالا توسط ساز آکاردئون است.

لخنر: باید نکته‌یی را به حرف‌های او اضافه کنم. این ترکیب با استفاده از یک نوازنده معمولی آکاردئون میسر نمی‌شد. شیوه نوازندگی ژان لویی بسیار خاص است. او برخلاف اکثر نوازندگان آکاردئون در فرانسه، در کوتاه‌ترین زمان ممکن تعداد زیادی نت را اجرا می‌کند. اجرایی خاص دارد با صداها و واریاسیون‌هایی بسیار. همان‌طور که می‌دانید من با دینو سالوتزی کار کرده‌ام که او نوازنده باندونیون است و به همین خاطر من چندان از ساز آکاردئون خوشم نمی‌آید. مگر زمانی که ژان لویی آن را بنوازد. چون آکاردئون‌سازی بسیار مکانیکی است، اما زمانی که او می‌نوازد به چیزی متفاوت بدل می‌شود. متاسفانه ژان مارک لارشه انگلیسی بلد نیست و نمی‌تواند به سوالات شما پاسخ دهد، اما این ویژگی درباره او هم وجود دارد. او هم یک نوازنده‌ عادی ساکسیفون نیست. نحوه‌ بداهه‌نوازی او کاملا با آنچه درباره ساکسیفون در ذهن ما است، کاملا متفاوت است. در غیر این صورت کنار هم قرار دادن ویولنسل، پیانو، آکاردئون و ساکسیفون غیر‌ممکن بود. چراکه ایجاد تعادل میان این سازها بسیار دشوار است.

  • خانم لخنر! به این نکته اشاره کردید که در کنار دینو سالوتزی و ساز باندونیون تجربه‌های زیادی داشته‌اید. این تجربه در همنوازی با آکاردئون چه تفاوتی برایتان دارد؟

لخنر: تفاوتش در این است که باندونیون ویبراسیون بیشتری در صداها ایجاد می‌کند و سبک و سیاق نوازندگی‌اش هم به خاطر شکل فیزیکی ساز و جای شاسی‌ها فرق دارند. خصوصا وقتی سالوتزی این ساز را می‌نوازد با حال و هوای متفاوتی مواجه هستیم، چون او نوازنده‌یی است از کشور آرژانتین و موسیقیدان خاصی هم هست. چون برخلاف اکثر موسیقیدانان آن منطقه تنها تانگو و موسیقی فولکلور نمی‌نوازد. او در تمام سبک‌ها آهنگسازی و نوازندگی می‌کند. برای من همیشه خیلی مهم است که در موسیقی، دیگر به نوع ساز توجه نکنیم. اگر باندونیون نوازی می‌تواند صدای ویولنسل را تقلید کند، یا پیانو‌نوازی می‌تواند صدای ساکسیفون را از سازش استخراج کند، این به معنای تسلط او بر ساز است. برای من نفس موسیقی جالب توجه است، نه ‌سازی که منبع آن است. صدا بسیار مهم است. مهم نیست از آکاردئون بیرون بیاید یا باندونیون. ژان لویی و سالوتزی هر دو هنرشان در این است که صداهای درستی از سازشان استخراج می‌شوند. برای من جنس صدای ساز از تکنیک نوازندگی اهمیت بیشتری دارد.

  • چرا از میان انواع ساکسیفون، ساکسیفون سوپرانو را برای کارتان انتخاب کردید؟

کوتوریه: ما مدت‌های زیادی است که کنار هم نوازندگی می‌کنیم. شاید قریب به ۱۰ سال. باید بگویم که ژان مارک ساکسیفون‌نواز بسیار خاصی است و من شیوه‌ نوازندگی او را بسیار می‌پسندم. افراد کمی را می‌شناسم که بتوانند مثل او ساکسیفون بنوازند. صدایی که از ساز او بیرون می‌آید بسیار به صدای ابوآ نزدیک است. سبک چیزی است بین جز و کلاسیک. اما نه جز است و نه کلاسیک. ما از ابتدای کار اگر می‌خواستیم حال و هوای جز را داشته باشیم از یک نوازنده سبک جز استفاده می‌کردیم. اما آنچه ما می‌نوازیم به نوازنده ساکسیفونی نیاز دارد که جز من نباشد، اما سابقه‌ نواختن موسیقی جز را داشته باشد.

  • در قطعاتی که نواختید-به استثنای قطعه‌ آخر که یک قطعه ملودیک بود- ظاهرا در سایر قطعه‌ها کمتر با ملودی مشخص و مداومی که در ذهن بماند، طرف هستیم.

کوتوریه: نه. این‌طور فکر نمی‌کنم. موسیقی ما سرشار از ملودی است. ما حتی ملودی‌هایی از باخ هم اجرا کردیم.

لخنر: کار ما به آن شکل نیست که بیاییم و مثل موسیقی کلاسیک یک ملودی را اجرا کنیم. قطعه‌ آخری هم بر اساس یک ملودی باروک بود از ویوالدی. به همین دلیل ملودی آشکارتری داشت. اما قطعات ما پر است از ملودی‌های مختلف با واریاسیون‌های مختلف.

  • با توجه به کارهایی که هر کدام از شما با کمپانی ECM در کنار نوازندگانی چون انور براهم و دینوسالوتزی داشته‌اید، شاید برای کسانی که آن آلبوم‌ها را شنیده‌اند، این انتظار پیش می‌آمد که کاری مشابه همان آثار ارائه دهید. اما اجرای گروه به کلی متفاوت بود. درباره این تفاوت قدری توضیح دهید و در این مورد که مانفرد ایشر در شکل‌گیری گروه و موسیقی شما تا چه حد نقش داشت، توضیح دهید.

لخنر: فکر می‌کنم چیز مهمی که باعث به هم پیوستن ما در این گروه شد این است که ذائقه‌ موسیقایی هیچ‌کدام از ما تثبیت‌شده و تغییر‌ناپذیر نیست. درباره خودم باید بگویم که من از ۱۴ سالگی وارد موسیقی کلاسیک شدم و استادان بسیار بزرگی داشتم و از همان زمان شروع کردم به همنوازی با یک نوازنده پیانو که هم بداهه‌نوازی می‌کرد و هم آواز می‌خواند و این کار با آموزش‌های کلاسیکی که من دیده بودم، کاملا تفاوت داشت. من همیشه به سایر سبک‌های موسیقی هم گوش می‌دهم و خودم را به موسیقی کلاسیک محدود نمی‌کنم. برای خودم گروه کوارتت زهی دیگری هم دارم و پروژه‌های شخصی بسیار. فرانسوا به طریقی دیگر همین‌گونه عمل می‌کند. او یک نوازنده‌ جز بوده و بعد به سراغ موسقی باروک رفته. آنچه در این کار برای من مهم است این است که: بداهه‌نوازی یعنی بداهه‌نوازی. باید آزاد باشی برای شنیدن و نواختن. ما قصد نداریم خودمان را تکرار کنیم. اگر کسی به هوای همنوازی‌های من با دینو سالوتزی بگوید که تارکوفسکی کوارتت قرار است همان حال و هوا را تجربه کند، باید بگویم که نه! برای ما مهم است که موسیقیدانانی انعطاف‌پذیر باشیم و بدون پیش‌فرض. مثلا دینو سالوتزی موسیقیدانی شهیر است که در اروپا همه او را می‌شناسند و سبک کارش مبتنی بر تانگو است. اما من در ابتدا هیچ تصوری از تانگو نداشتم. نشستم و به کارهایش گوش دادم و بعدها با او همنوازی کردم. باید به سبک‌های مختلف موسیقی احترام گذاشت. یک نوازنده نباید بگوید که: نه. من تانگو نمی‌نوازم و فقط بتهوون می‌نوازم. باید روی موسیقی وقت گذاشت و در آن تعمق کرد. تارکوفسکی کوارتت بدل به یک گروه شد چون تمام اعضایش همدیگر را از سالیان دور می‌شناختند و همان‌طور که در ابتدا هم فرانسوا گفت، ما با یک پروژه کارمان را شروع کردیم و بعد بدل به گروه شدیم.

کوتوریه: درباره مانفرد ایشر هم باید بگویم که او آدم بسیار مهربانی است و لطف زیادی به ما دارد. موسیقی را خوب می‌شناسد و کمک‌های زیادی به ما کرده. اما هرگز به ما امر و نهی نمی‌کند که این کار بکنید و آن کار را نکنید. من همیشه نظرش را درباره کارهایی که اجرا می‌کنیم می‌پرسم. او همیشه در این حد اظهارنظر می‌کند که فلان قطعه خوب بود یا قدری ایراد داشت.

لخنر: ویژگی مهم مانفرد این است که همیشه ظرفیت‌ها و استعدادهای شما را از خودتان هم بهتر درک می‌کند. او هرگز امر و نهی نمی‌کند. اما راهی پیش پایتان می‌گذارد که بتوانید مسیر درست خود را بیابید. اما این‌طور نبوده که او ما را دور هم جمع و یک گروه تاسیس کند. او در ECM نوازندگان زیادی را گرد هم می‌آورد. نمی‌دانم چگونه این کار را می‌کند. اما بعد از آن دیگر تصمیم با خودتان است که مسیرتان را انتخاب کنید. او گاهی پیشنهادهایی می‌دهد، اما هرگز نظرش را تحمیل نمی‌کند. تنها راهی برای پیشرفت‌تان باز می‌کند. من از زمانی که خیلی جوان بودم به موسیقی دینو سالوتزی علاقه داشتم. این علاقه را با مانفرد در میان گذاشتم و او نخستین ملاقات ما را ترتیب داد و بعد هم با هم آلبوم منتشر کردیم.

[دیدن عکس‌های اجرای ایران]  – [خواندن گزارش این اجرا]

درباره داوری‌های بخش رقابتی بیست‌وهشتمین جشنواره موسیقی فجر

fajr-festival-melodymag-com_

بیست و‌هشتمین جشنواره موسیقی فجر هم با تمام فراز و نشیب هایش به پایان رسید و باز هم مثل سال های پیش بحث هایی جدی در مورد داوری غیرمنصفانه مطرح است که نمی‌توان به راحتی از آن گذشت.
محمدرضا جهرمی/ مجله موسیقی ملودی: امسال با توجه به بودجه اندک تخصیص یافته به بخش موسیقی متاسفانه شاهد به اشتراک گذاشتن مقام های اول تا سوم در اکثر شاخه ها بودیم که جای بسی تامل است. در مورد بخش رقابتی کلاسیک غیر ایرانی، که شامل حرف و حدیث های زیادی میشود گروه کوارتت گیتار باران به مقام نخست و کوارتت زهی کادانس از تبریز به مقام دوم دست یافتند.در این بخش گروهی حایز رتبه سوم نشد.
اما با توجه به شرکت ۶ گروه در این بخش و استقبال شنوندگان، به نظر می‌رسد گروه تریو مدیانت از بیشترین محبوبیت در میان سایر گروه (از نظر شنوندگان) برخوردار بود که ظاهرا با توجه به نظر هیات داوران حایز هیچ رتبه‌ای نبوده است.
اکثریت موسیقی دانانی که در کنسرت گروه تریو مدیانت شرکت داشتند به این مساله اذعان کرده‌اند که اجرای این گروه بالاتر از سطح اجرای موسیقی کلاسیک رایج در ایران بوده است. از نظر کوک، آنسامبل و قطعات اجرایی و تکنیک‌های منحصر به فرد هرکدام از نوازندگان گویای این موضوع بود.
این موضوع جای بسی تامل دارد، چرا که با به وجود آمدن این دلسردی در هر گروهی پس از یک اجرای منحصر به فرد سبب عدم تمایل به ادامه این راه می‌شود. سوال اصلی اینجاست که معیار انتخاب چه چیز هایی می‌تواند باشد؟ جواب بسیار مشخص است! معیارها بسته به سلیقه متفاوت و به آسانی قابل تغییر است. بنا بر این ما اگر از لحاظ فنی مساله را بررسی کنیم به نتیجه‌ای نمی‌رسیم. پس احتمالاً معیارهای دیگری مد نظر قرار گرفته که ما از آن بی اطلاعیم!
متاسفانه هیچ هیات نظارتی برای این‌گونه قضاوت‌های ناعادلانه وجود ندارد و ما شاهد تداوم این عمل در چند سال اخیر و مبدل شدن این امر به عادت شده‌ایم. ای کاش می‌توانستیم با برگزاری رقابتی سالم میان جوانان، آنها را به تلاش و کوششی بیشتر تشویق کنیم تا رقابتی که نتیجه‌ای جز دلسردی و یاس برای نوازندگان جوان که برای بهتر بودن سختی و مرارت کشیده‌اند، ندارد.
ای کاش بعضی از اساتید به جای دادن مقام‌، تلاش و سخت کوشی را به شاگردان خود می‌آموختند، تا در میدان رقابت با دانش و هنر خود رقابت کنند. بدون تردید دادن مقام نخست، اعطای سال‌ها تلاش و تمرین مداوم نیست و فرقی در اصل مطلب که کیفیت نوازندگی و اجرا است نخواهد داشت. اما این داوری‌هایِ از روی قرض تنها شان و منزلت بزرگ‌ترین جشنواره‌ی موسیقی کشور را زیر سوال می‌برد و سبب افت کیفی جشنواره می‌شود.
اگر در مقام مقایسه هم باشد نه فقط در بخش کلاسیک بلکه در بخش ایرانی هم گروه‌های معترض کم نبوده و از اجرای گروه‌های حایز رتبه با مشکلات فنی خبر دادند. این بخش هم از موارد فوق‌الذکر مستثنا نیست و پاسوز این مسائل شده‌اند. امیدواریم در سال های آتی سیاست‌های مربوط به این هنر فاخر در جهت ارتقا سطح بنا شود.

  • محمدرضا جهرمی/ مجله موسیقی ملودی

برندگان بیست و هشتمین جشنواره موسیقی فجر اعلام شدند

fajr-festival-melodymag-com_

گروه‌های برتر بیست و هشتمین جشنواره بین‌المللی موسیقی فجر در مراسم اختتامیه‌ای که از ساعت ۲۰ در تالار وحدت اجرا شد معرفی شدند.

به گزارش مجله موسیقی ملودی از فارس، هیئت داوران بیست‌وهشتمین جشنواره بین‌المللی موسیقی فجر در بخش آواز جمعی گروه‌های برتر را به این صورت برگزید:

گروه کر فرهنگسرای بهمن به سرپرستی «آرش فلاحی» از تهران و گروه مهر وطن به سرپرستی «مسعود نکویی» از تهران مشترکا حائز رتبه دوم شناخته شدند. گروه کر ملل به سرپرستی «دونا قوامی» از تهران و گروه موسیقی سیتا از ساری حائز رتبه سوم شناخته شدند. هیئت داوران در بخش آواز جمعی گروهی را حائز رتبه اول تشخیص نداد.

اما هیئت داوران این دوره از جشنواره در گروه‌نوازی موسیقی کلاسیک ایرانی رتبه‌های برتر را بدین شرح اعلام کرد:

گروه‌ صبا به سرپرستی «فریدون محمد‌بیگی» از قزوین حائز رتبه اول. گروه چنگ به سرپرستی «رامین صفایی» از تهران حائز رتبه دوم و گروه نسیم به سرپرستی «نسیم احمدیان» از اصفهان حائز رتبه سوم شناخته شد.

اما هیئت داوران بیست و هشتمین جشنواره موسیقی فجر در بخش گروه نوازی کلاسیک غیر‌ایرانی گروه‌های برتر را بدین شرح اعلام کرد: کوارتت گیتار باران به سرپرستی «عمید عسگری» از تهران حائز رتبه اول. کوارتت زهی کادانس به سرپرستی «پویا بلوری» از تبریز حائز رتبه دوم شناخته شد. هیئت داوران در این بخش هیچ گروهی را حائز رتبه سوم تشخیص نداد.

به گزارش فارس در بخش موسیقی کلاسیک غیرایرانی هیچ اثری حائز رتبه شناخته نشد.

اما داوران در بخش مسابقه آهنگسازی کلاسیک غیرایرانی، مرتضی شیرکوهی و فراز خنافری را مورد تقدیر شایسته دانست. در بخش آهنگسازی در حوزه پایان‌نامه بهرنگ خلیلی حائز رتبه برتر شناخته شد.
همچنین حسن ریاحی آهنگساز، به عنوان دبیر بیست‌و‌نهمین جشنواره بین‌المللی موسیقی فجر از سوی حمید شاه‌آبادی معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی معرفی شد.

عکس‌های کنسرت ارکستر سمفونیک تهران – بهمن ۱۳۹۱

[imagebrowser id=189]

ارکستر سمفونیک تهران به «رهبری نادر مرتضی پور» در بیست و هشتمین جشنواره موسیقی فجر در تهران به روی صحنه رفت. در این اجرا گروه کر به رهبری «رازمیک اوحانیان» ارکستر سمفونیک را همراهی می‌کرد و «سالار عقیلی» نیز قطعات «خاک مهرآیین»، «تبریز در مه»، «خوشه چین» و «وطنم» (ایران جوان) را اجرا کرد. «محمدرضا کریمی» سولیست ویلن و «پریسا پیرزاده» سولیست آلتو را در این اجرا نواختند. عکس‌ها: مونا مهربان / مجله موسیقی ملودی

[nggallery id=189]

اجرای کوارتت تارکوفسکی با هنرمندان فرانسوی در تهران

tarkovsky-quartet-melodymag

گروه چهار نفره فرانسوی – آلمانی «کوارتت تارکوفسکی» با اجرای خود در بخش بین‌الملل جشنواره موسیقی فجر تشویق و تحسین تماشاگران و موسیقی دوستان را برانگیخت. این گروه که یکی از معتبرترین گروه‌های موسیقی در جهان است در بخش بین‌الملل بیست و هشتمین جشنواره موسیقی فجر به اجرای برنامه در دو سانس پرداخت. این گروه در روزهای ۲۸ بهمن ساعت ۲۱ و ۲۹ بهمن ساعت ۱۸:۳۰ در تالار وحدت تهران به روی صحنه رفت. [دیدن عکس‌های این اجرا]

به گزارش مجله موسیقی ملودی در این کوارتت، «فرانسوا کوتوریه» پیانو می‌نوازد، «آنیا لخنر» نوازنده زن معروف آلمانی ویلنسل می‌نوازد، «ژان لویی متینیه» آکاردئون‌نواز است و «ژان مارک لارش» ساکسوفون سوپرانو می‌نوازد.

این گروه که متشکل از هنرمندان صاحب‌نام فرانسوی و آلمانی است آثار خود را ملهم از فیلم‌های تاثیرگذار کارگردان بزرگ سینمای جهان، «آندره تارکوفسکی» روسی  می‌سازد. تارکوفسکی به «شاعر سینما» معروف بود. فرانسوا کوتوریه به عنوان یکی از آهنگ‌سازان مشهور فرانسه به شمار می‌رود. بسیاری از ایرانیان او و ژان لویی متینیه را با دو آلبوم موفق «انور براهم» (آهنگ‌ساز و نوازنده عود که تونسی است) می‌شناسند. این آلبوم‌ها در سال‌هایی نه چندان دور منتشر شده‌اند.

آنیا لخنر نیز علاوه بر فعالیت در حوزه موسیقی کلاسیک و عضویت در کوارتت معروف روزاموند، دونوازی‌های موفقی را با «دینو سالوتزی» باندونئون نوازنده صاحب نام از کشور آرژانتین انجام داده است.

فرانسوا کوتوریه علاوه بر حضور در تریوی انور براهم در سال ۲۰۰۶ با همکاری سه عضو گروه (لخنر، متینیه و لارش) آلبوم‌ «نوستالژیا: نغمه‌هایی برای تارکوفسکی» را منتشر کرده است هم‌چنین او در سال ۲۰۰۹ آلبوم «یک روز سپید» را که تکنوازی پیانو بود را نیز به انتشار رساند که هر دوی این آثار به کارگردان فقید روس، آندری تارکوفسکی تقدیم شده‌اند.

آوازه جهانی و استقبال از این دو آلبوم فرانسوا کوتوریه را برآن داشت که به طور رسمی کوارتت تارکوفسکی را تشکیل دهد. این چهار هنرمند (گروه کوارتت تارکوفسکی) در سال ۲۰۱۱ نخستین آلبوم خود را با همین نام منتشر کردند و در اوایل سال ۲۰۱۳ این هنرمندان برای اجرا در تهران به روی سن تالار وحدت آمدند.

استقبال تماشاگران از اجرای این گروه بسیار قابل توجه بود. گروه با موسیقی خود به فضاسازی‌هایی دست زد که برای کسانی که پیش از این آثاری از تارکوفسکی را دیده بودند تداعی‌گر صحنه‌های فیلم بود.

اجرای این گروه چهارنفره با تشویق بسیار پرشور تماشاگران در تالار وحدت همراه بود.

  • مونا مهربان/ مجله موسیقی ملودی