یک تابلوی نقاشی از بیتل‌ها به حراج گذاشته می‌شود

melodymag

یک تابلوی نقاشي كه توسط چهار عضو گروه موسيقي پرآوازه «بيتل‌ها» كشيده شده در نیویورک به حراج گذاشته می‌شود.

به گزارش مجله موسیقی ملودی به نقل از ایسنا این نقاشي كه گروه موسيقي «بيتلز» در سال ۱۹۶۶ براي پُر كردن وقت‌شان كشيدند، در یک حراجی در نيويورك به معرض فروش گذاشته مي‌شود.

اين نقاشي كه توسط «پل مك‌كارتني»، «جان لنون»، «جورج هريسون» و «رينگو استار» خلق شد، قرار است هفته آينده در نيويورك چكش حراج بخورد. تور جهاني گروه «بيتلز» در سال ۱۹۶۶ در توكيوي ژاپن اجرا داشت به اين دليل كه اعضاي اين گروه چندين بار تهديد به مرگ شدند، مجبور با سپري چندين روز در هتل شدند.

به گزارش اورنج، مدير گروه براي رفع خستگي و پر كردن اوقات اين چهار اسطوره‌اي موسيقي بومي بزرگ و رنگ‌هاي نقاشي برايشان خريد. بدين ترتيب تابلوي ابسترماي بزرگي كه ۱۴ سپتامبر حراجي «ويس» آن را عرضه مي‌كند، خلق شد. هر يك از اين موسيقي‌دانان گوشه‌اي از بوم را انتخاب كردند و در پايان كار آن را به نام خود امضا كردند.

مردی که جان لنون را به قتل رساند تا به شهرت برسد

melodymag

از اتمام دوران حبس «مارک دیوید چپمن» قاتل «جان لنون» ۱۱ سال می‌گذرد اما او هنوز مایل به باقی ماندن در زندان است.
به گزارش مجله موسیقی ملودی مارک دیوید چپمن متولد ۱۹۵۵ آدمکش آمریکایی است که در ۸ دسامبر ۱۹۸۰ خواننده و موسیقی دان انگلیسی جان لنون را با اسلحه گرم، بیرون خانه اش در نیویورک به قتل رساند. او به تحمل ۲۰ سال زندان تا حبس ابد محکوم شد.
چپمن که یکی از مشهورترین چهره‌های موسیقی قرن بیستم را کشت سه ساعت پیش از این جنایت، از جان لنون امضا گرفته بود.
او در یک مصاحبه تلویزیویی در اوایل دهه هشتاد گفته بود: «من در تاریکی انتظار کشیدم. لیموزین توقف کرد. جان لنون پیاده شد. صدایی در کله‌ام شنیدم که به من گفت شلیک کن و من این‌کار را کردم.»
هواداران جان لنون می‌گویند اگر مارک چپمن از زندان بیرون بیاید ما او را زنده نخواهیم گذاشت. یکی از طرفداران لنون که پسری‌ست بسیار جوان رو به دوربین تلویزیونی می‌گوید: «آخر چطور می‌شد جان لنون را کشت؟ ۳۰ سال برای این قاتل کم است و اگر او بیرون بیاید خودم او را می‌کشم.»
دیگری می‌گوید: «افرادی مثل چپمن که نمادهای آزادی و صلح را از بین می‌برند نباید آزاد شوند و در جامعه حضور پیدا کنند.»
در لابه‌لای فیلم‌های آرشیوی که از این اتفاق مهم تاریخ موسیقی در اوایل دهه هشتاد موجود است، تصاویری از جان لنون، هنرمند بزرگ صلح‌طلب و فعال ضدجنگ به چشم می‌خورد و دادستان می‌گوید: «این شخص – مارک چپمن – در زمان ارتکاب قتل تنها بود. او جان را صدا می‌کند و جان برنمی‌گردد. او یک اسلحه ریوولور داشت و در یک لحظه ۵ گلوله شلیک می‌کند که ۴ تای آن‌ها به جان اصابت می‌کند و او را می‌کشد. همسر ژاپنی جان، یوکو اونو شاهد صحنه بود. گلوله‌ها درست از پشت شلیک شد و چپمن تا زمان دستگیری توسط پلیس در صحنه باقی ماند.
به گزارش مجله موسیقی ملودی قاتل تاکنون ۶ بار تقاضای عفو کرده که یوکو اونو آن‌را رد کرده است.
چپمن در جواب این پرسش که چرا جان لنون را کشتی می‌گوید: می‌خواستم با این کار، شهرت او با من تقسیم شود.

  • مونا مهربان/ مجله موسیقی ملودی

جان لنون: تصور کن، تو می‌تونی

lennon

به‌مناسبت تولد جان لنون: «جان لنون» خواننده‌ی مشهور گروه بیتلز، دوست داشت پس از مرگش از او به عنوان یک صلح‌دوست بزرگ یاد کنند. آرزو داشت ترانه‌هایش بر مردمی که تحت ستم‌اند، تاثیر بگذارد و به بیداری آن‌ها بیانجامد. هرچند در دوران زندگی کوتاه لنون این خواسته تحقق پیدا نکرد، اما حدود ربع قرن بعد از این‌که یکی از هواداران افراطی‌اش، وی را به ضرب سه گلوله از پای درآورد، صدای صلح‌دوستی جان لنون، با قدرت و نفوذ فراوان در برابر قدرت‌مندانی که در اجلاس سازمان تجارت جهانی در مکزیک جمع شده بودند طنین‌انداز شد.
فریادهای خفته در گلو بیدار شدند و مردمی که برای اعتراض به تحمیل نابرابری‌ها و ظلم و ستمی که بر کشورهای جهان سوم روا می‌شد، هزاران کیلومتر راه پیموده بودند، با همراهی جوانان معترض، یک‌صدا شروع به خواندن آهنگ Imagine جان لنون کردند. Imagine (تصور کن)، صدای اعتراض نسلی است که در بحبوحه‌ی سال‌های جنگ ویتنام، مبارزات ضد جنگ خویش را با نفی خشونت آغاز کرده بودند. آن‌ها به‌جای شکستن شیشه‌ها و هرج و مرج‌خواهی، اعتراض خود را با بلند کردن موهای‌شان، در سکوتی فیلسوفانه که به خلق آثار و سبک‌های هنری متعدد انجامید، ادامه می‌دادند.
تصور کن بهشتی وجود نداشته باشد
اگر سعی کنی، تصورش آسان است
و جهنمی هم در کار نباشد
و بالای سر ما تنها آسمان است…
تصور کن همه‌ی آدم‌ها
فقط برای امروز زندگی کنند..
تصورکن کشوری در میان نباشد – کار سختی نیست –
هیچ چیزی که به‌خاطرش آدم بکشی، یا خودت کشته شوی هم وجود نداشته باشد
و نیز، هیچ مذهبی در کار نباشد
تصور کن تمام مردم در صلح زندگی کنند…
تو.. تو ممکن است بگویی فرد خیالبافی‌ام
اما نه، تنها من این‌گونه فکر نمی‌کنم
امیدوارم روزی تو هم به ما بپیوندی
و جهان یک‌دست شود..
دنیایی بدون مالکیت را تصور کن- متحیرم که آیا خواهی توانست-
دنیایی بدون حرص و طمع، بدون گرسنگی
همه‌ی مردم با هم برادر باشند
تصورش را بکن.. همه‌ی آدم‌ها سهمی از دنیا داشته باشند
ممکن است بگویی خیال می‌بافم
اما من تنها نیستم، آرزو دارم تو هم روزی به ما ملحق شوی
و جهان یک‌دست شود..

  • ثمر سعیدی/ هفته نامه‌ی چلچراغ