افشای ناگفته‌هایی از موسیقی ایران در «فی فن الالحان»

music-blue

«فی فن الالحان» عنوان کتابی است پژوهشی در مورد موسیقی ایران از سیدمحمدتقی حسینی است که مرکز موسیقی حوزه هنری آن‌را تولید کرده و به زودی توسط انتشارات سوره مهر منتشر می‌شود.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی به نقل از مهر، نویسنده کتاب درباره شکل‌گیری کتاب گفت: در اواسط دهه هشتاد در بازدیدی که از کتابخانه سلطان محمد فاتح در شهر استانبول ترکیه داشتم با یک رساله تاریخی موسیقی ایران مواجه شدم که در آن هیچ اثری از نام نویسنده کتاب دیده نمی‌شد.
وی ادامه داد: پس از بررسی این کتاب احساس کردم این اثر به خوبی زوایای تاریخ موسیقی ما را در قرن نهم هجری بازگو کرده است لذا تصمیم به بسط و تحریر این کتاب را گرفتم.

حسینی سپس به مطالب کتاب اشاره و بیان کرد: این اثر به مانند رساله موسیقی فارابی، بیشتر مباحث نظری و تعاریف و اصطلاحات موسیقایی را بیان داشته است. این کتاب کمک شایانی به پژوهشگران و دانشجویان حوزه تاریخ موسیقی خواهد داشت.

وی در پایان به دورنمایی که این کتاب به خواننده می‌دهد اشاره کرد و افزود: فارغ از اینکه این کتاب یک اثر تاریخی درباره پیشینه موسیقی است یک متن ادبی است که می‌تواند به نوعی زوایای ادبی در آن سده تاریخی را بازگو کند.

پیش از این انتشارات سوره مهر کتاب «نغمه رود» را از سیدمحمد تقی حسینی درباره نشان‌ها و سازنامه‌های عبدالقادر بن‌غیبی حافظ مراغه‌ای به چاپ رسانده است.

مدخلی بر نوآوری در صناعت موسیقی

music-010

مجله‌ی موسیقی ملودی – بابک رجبی: «وهر صناعتی که به دست مردم کرده می شود هیولی، و اشکال آن جسمانی باشد، الا صناعت موسیقی که موضوع آن جواهر روحانی است.» (رساله چهارم اخوان الصفا)

فارابی(۲۶۰ ه ق) در موسیقی الکبیر، عبدالقادر مراغی(۶۹۳ ه ق) در جامع الحان و کوکبی بخارایی در رساله موسیقی همگی صناعت موسیقی را مبتدای کتاب خود قرار داده اند و از توضیح و تعریف انواع صناعت موسیقی(نظری،عملی و…) شروع به نوشتن کرده اند. علما وقدمای موسیقی، علم صناعت و شناخت آلات و فواصل را در فصول بعدتر مورد توجه قرار داده‌اند. این بیانگر درجه اهمییت تولید موسیقی نزد آنهاست.
اصل خطر کردن و جسارت ریسک در حیات بشر، منشا تولیدات جالب توجه در تاریخ بوده است.تولیداتی که زندگی انسانها را باتحولات بنیادین مواجه کرده است.
آنجا که انسان از در نظر گرفتن برخی شرایط و محدودیتها در آفرینش اثر، دست بر می‌دارد و به باور و خواست شخصی اش نسبت به تولید پا می دهد، می توان منتظر ظهوراتفاقی جدید در تولید بود.
مخاطب و مولف از طریق شناخت و دریافتی که از محصول انتظار دارد با اثر مواجه می شود، واین با یاد آوری آنچه در پس زمینه ی ذهنی اش وجود دارد اتفاق می‌افتد. او به خود زحمت نمی دهد تا نسبت به اثری با مولفه های یکسر جدید به دریافت و شناختی تازه برسد، او همواره در اثر به دنبال ما به ازاهای شنیده شده‌ی خود است،که به نحوی دیگر با هم ترکیب شده باشند.
چه چیزی باعث می شود هنرمند از تولید خلاق ونوآوری در ساخت و ساز بپرهیزد، و در تکرار فرم و محتوای سبکهای تایید شده و تثبیت شده باقی بماند؟

  • ترس از قضاوت دیگران و تایید طلبی در تکیه به مخاطب، از عوامل باز دارنده ی آهنگساز در برخورد صادقانه با احساس و ایده پردازی اوست. از آنجا که هنر مجال آزادی واقعی در زندگی است، اندکی فاصله گرفتن از خواست وقضاوت دیگران می تواند به موزیسین در شکل دادن به خصوصیات ناب آفرینش هنری کمک کند. در واقع نزدیک شدن به احساسات شخصی و توان فردی به گونه ای می تواند خاصیت تولید را افزایش دهد.
  • -تنهایی هنرمند- همیشه مضر نبوده است. از آنجا که هیچ قدرتی توان مبارزه و فایق آمدن بر نیستی هنر را ندارد، ایزوله شدن هنرمند در شرایط خاص می تواند خود به ایجاد یک محیط جدید در تولید هنر کمک کند. پیدایش قدرت در تکنوازی و ظهور هنرمندانی با بیانمندی شخصی هم‌چون «جلیل شهناز»، «حسن کسایی»، «شاه‌میرزا مرادی»، «حاج قربان سلیمانی»، «اسپندار» و…. از مصادیق باز نمود هنر موسیقی در تنهایی هنرمند هستند.لذا ترسی از تنهایی و شخصی گرایی در هنر وجود نخواهد داشت.
  • ایمان نداشتن به نتیجه‌ی کار احساس سوئی است از طرف هنرمند که مانع حرکت او می شود.فکر کردن به فعلیت در هنرورزی و این‌که اصل کار و حرکت است که زندگی هنری و لذت را به همراه دارد و می تواند باعث شود تا هنرمند با داشته های خود دست به خلق بزند به وجهی که از انجام حرکت محظوظ شود و نه از تاییداتی که در نتیجه ی کار به دست می آورد.اعتماد و باور به اینکه در هر وضعیتی از توان هنری تولید میسر است.پرهیز از خود سانسوری و احترام به پردازش ایده و تولید هنری آن، از عوامل موثر در نوآوری است.

music-01

  • تعصب بر چهارچوب های موجود به گونه های مختلف بر نگاه مولف تاثیر دارد.الگوهای رفتاری در تحصیل هنرموسیقی،تکیه ی بی رویه به اساتید فن و پیشینه ی مکتوب و منقول موسیقی، به عنوان وحی منزل،کیش شخصیت وشیوه های آموزشی هنر ،می تواند از عوامل ایجاد تعصب و چهارچوب در مقابل حرکت و بدعت گزاری هنرمند در هنر موسیقی باشد.
  • تجربی بودن نگاه هنرورز در تالیف می تواند کمک شایانی به خلق آثار متفاوت داشته باشد. بسیاری از هنرمندان در جهان به کاری که انجام می دهند مسلط هستندو از کلیشه ها ی ذهنی و هنری خود(حتی کلیشه های خلاق) استفاده می کنند. آنجا ،در ابعاد تولید اثر، جایی برای این که مولف درگیر تجربه ومقابله با رفتار کنش مند فضای هنری شود باقی نمی ماند.

هنرمند غالبن تجربه را در محیط شخصی اش انجام می دهد و در کارهایی که ارائه می دهد، نتیجه ی بدست آمده را بکار می گیرد در حالی که یکی از لذات وجذابیتهای بداهه پردازی در هنر، ساحت بی واسطگی مولف با اثر، و تالیف تجربی، و در لحظه ی آن است.
وقتی یک موزیسین با شناخت تئوریک وتکنولوژیک دست به ساخت می زند، و هنگامی که شناخت او نسبت به آنچه دارد، نسبی و در تغیر و تکمیل است، استفاده از ابعاد تجربی نشانگر ضعف اثرش نیست و لحاظ کردن عناصر تجربی در اثر، وقتی مولف به شکل حضور تجربه در فضاسازی واقف باشد و آنرا هدایت کند،یکی از جذاب ترین شاخصه های تولید هنری را باعث می شود.شک ورزی در تولید به این معنا نیست که آهنگساز نسبت به کاری که می کند باور نداشته باشد،بلکه او دانسته و سنجیده شک را در کار خود لحاظ می کند،اوبه حضور شک در تجربه ایمان دارد. به وجهی که مخاطب به این دریافت برسد کاری زیبا در موسیقی انجام شده و اینکه بداند تجربه ی جدیدی اتفاق افتاده است و همه چیز در دست مولف نبوده است.

  • جایگاه هنری(آبروی هنری) برای هنرمندان گاهن با جایگاه اجتماعی یا شخصیت اجتماعی اشتباه گرفته می شود.وقتی موزیسین با تولید یک آلبوم در یک ژانر موسیقی به گونه ای خاص مطرح می شود، دیگر سعی دارد آنرا حفظ کند و از امتحان و بکار گیری سایر استعدادهایش در وضعیت های دیگر خود داری می کند.خاصه که این وضعیت برای او امکاناتی بوجود آورد که در واقع به جبر ادامه در همان فضا تن بدهد. هنرمندانی هستند که سالها خودشان یا دیگران را تکرار کرده اند، بیمناک از اینکه آبروئی به دست آورده اند وآن در خطر است.
  • تلفیق یکی از تلاش‌هایی است که به سودای نوآوری در موسیقی انجام شده است.ترکیب موسیقی غرب با موسیقی سایر ملل از گونه ی متداول تلفیق در موسیقی است. آنچه موزیسین امروز را علاقه مند یا مجبور می کند با این دو مساله یعنی موسیقی غرب،و شعر و موسیقی سرزمین اش کار کند چیست؟
  • آیا حضور تکنولوژی موسیقی غرب در کشورهای در حال توسعه قدرتی غیر قابل کنترل دارد؟ آیا حضور این تکنولوژی به کیفیت فرهنگ موسیقایی در سایر کشورها می چربد و وسوسه های مصرف مولف را از نظر برخورد فرهنگی و هنری تحت تاثیر می گذارد؟

music-01

این تکنولوژی در کیفیت ابزار مولد صوت، غالبن نگاه در ترکیب عناصر صوتی و هنرورزی با اصوات را هم با خود می آورد.درست است که تولید تکنولوژی در غرب آنقدر جلو افتاده که چاره ای جز مصرف وجود ندارد، ولی هوشمندی در مصرف، نقش اساسی در تولید هنر دارد.

به صورت کلی حضور عناصر تلفیق در موسیقی اگر در نسبتهای متوازی قرا رگیرند، بهتر می توانند به شکل گیری یکدست اثر کمک کنند.تلفیق از زوایای اینسترومنتال، ملودیک و ریتمیک وتلفیق کلام در موسیقی قابل بررسی است. سازهای زهی غرب با تعدد بسیار در گستره های صوتی، ظهور سازهای بادی برنجی مختلف، وپیدایش سازهای الکترونیک نشانگر روند رو به رشد ابزار و آلات تولید موسیقی در غرب است .اتفاقی که در صنعت سازهای سایر کشورها رخ نداده است.

  • تلفیق اینسترومنتال به این معنی است که سازهایی از فرهنگ و جغرافیای مختلف با هم ادغام شود.این ترکیب به صورت معمول بین ابزار موسیقی مدرن غرب با ابزار فقیر تر اتفاق می افتد که بعضن به تولیدات جالب و شنیدنی تبدیل می شود.
  • در تلفیق ملودیک، ملودی ها تا حیطه ی گستردگی سازها می توانند همسان شوند یعنی مثلن سی تار هندی ملودی گیتار الکتریک را عینن اجرا کند ویا بلعکس.به شکل دیگر فضاهای ملودیک یا ریتمیک مشترک یا نزدیک به هم در موسیقی دو فرهنگ می توانند با هم بیامیزند.این تلفیق در اجرای قطعات سمفونیک،پاپ و یا سبکهای دیگر با سازبندی ارکسترهای ایرانی اتفاق افتاده است.
  • تلفیق در کلام به این گونه که شعری به زبان دیگر یا مربوط به تاریخ گذشته را با موسیقی جغرافیا و تاریخ دیگر ترکیب کنند.مثلن شعر حافظ را به سبک اپرا بخوانند یا شعر لورکا را در ابوعطا بخوانند و یا شعر مولوی با سبک بلوز بیامیزد.تلاش برای این تلفیق نیز از دغدغه های جدی شماری از هنرورزان می باشد.

کار کردن روی اشعار کلاسیک ایران با موسیقی مدرن غربی جای درنگ دارد. چرا که ساحت آن اشعار با این نوع موسیقی از جنبه های بسیار فاصله دارد. موقعیت جغرافیایی، تاریخی خاستگاه مولف، عرفان موجود در ذات شعر و موسیقی و غیره همه نشانگر فواصل نجومی این دو مقوله اند. به عنوان مثال موسیقی جز با همراهی سازهای بادی برنجی و ریتم خاص و تنظیم های پیچیده با موسیقی انیسون و هموفونیک ایرانی چه ارتباطی برقرار می کند؟ موسیقی ایرانی مبتنی بر احساسات درون‌گرا و تکنوازی هاست، آن‌جا هم که به گروه‌نوازی می رسد همه‌ی سازها یک ملودی را می نوازند و هارمونی پولیفونیک در آن وجود نداشته است. این موسیقی وحدت‌گراست و از فرودی به فرازی می‌رود و باز می گردد ودر هم‌زیستی با شعر کلاسیک ایرانی حرکت کرده است. در موسیقی جز، معمولن جملات یا ترانه های هم تاریخ با موسیقی اجرا می شود. زادگاه و زیستگاه موسیقی جز با آداب و فرهنگ زندگی امریکایی در طول این سالیان پیوندی ناگسستنی دارد. این فواصل غریب بین موسیقی ایرانی وسبک‌های دیگر موسیقی غرب مثل راک، بلوز و پاپ هم مشهود است، آن موسیقی برای مصرف کننده با آن فرهنگ و زیست تولید شده است. ولی این‌ها همه به این معنی نیست که تلفیق مردود است.

music-01

اگر موسیقی یا شعری از جایگاه و زیستگاه اصلی خود خارج شود و معنای تازه ای بیابد یعنی زیست خود را در فرم یک اثر از سر بگیرد می تواند موفق باشد.

  • به عنوان مثال در تصنیف «آمد نوبهار» که تولید آن مربوط به سال ۱۳۲۷ است قصیده ای چند بیتی از «نواب صفا» با آهنگسازی «مهدی خالدی» از سوی «خانم دلکش» اجرا شده است.دارای تلفیقی یکدست است و در آن همنشینی فرم موسیقی اورتورکه به سبک های بلوز و جز نزدیک است با فضای مفهومی مطلع شعر به خوبی اتفاق افتاده است.
  • در آلبوم«باز آمدم» (از رعنا فرحان) شعر «سرمست شد نگارم» از مولوی به سبک بلوز اجرا شده که باز دارای هم نشینی است تلفیق شعر و موسیقی ،سرمستی در فضاسازی موسیقی و مفهوم شعرو فراز و فرود های گام با معنی شعر ترکیبی جدید بوجود آورده است.
  • آهنگ «زلف بر باد مده» از «محسن نامجو» بر شعر حافظ، بیانی جدید با به‌کارگیری سبک خاص در خوانش فواصل موسیقی پاپ و راک وترکیب آن با تحریر هایی از ردیف خوانی موسیقی ایرانی در ایجاد فضایی یکدست موسیقایی با معنی جدید کمک کرده است.هم نشینی این فرم موسیقی با مفهوم عاشقانه غزل شنیدنی است. سر بر کوه نهادن عاشق در شکوه های اعتراض آمیز عاشقانه در نارضایتی از معشوق جذبه دارد و ایجاد جانشست هنری کرده است به این معنی که تمام عناصر مورد استفاده به گونه ای ترکیب شده اند که چیز دیگری سوای آنچه بوده اند آفریده شده است وعناصر، زندگی جدیدی را از سر گرفته اند و این همان خاصیتی است که یک اثرتلفیقی موفق به آن نیاز دارد.
  • «علی فارکاتوره» خواننده ی مالیایی ونوازنده ی «انجارکا» (ساز کششی مالی) با تلفیق سازهای گیتار الکتریک وسازدهنی تک سیم آفریقای غربی از نظر سازبندی به تلفیقی بدیع و یکدست رسیده است . او ملودی ترانه های محلی مالی و آفریقای غربی را با موسیقی جز و بلوز امریکا همسو دیده و در بسیاری از ترانه هایش از تلفیق ملودیک و ریتمیک این سبکها استفاده کرده است.آهنگ Ai Du نمونه بارز و زیبای این تلفیق است.موفقیت کار های تلفیقی فارکاتوره سال‌ها او را کاندید جایزه های گرمی کرده است.کار فارکاتوره در جایزه‌ی بهترین آهنگساز بی‌بی‌سی کنار آهنگ «به تماشای آب‌های سپید» از «حسین علیزاده» وکار هنرمندانی چون «ربیع ابو خلیل»، «یان گار باک»، «راوی شانکار»، «ذکیر حسین»  و … قرار گرفته و مقام آورده است.

فاصله گرفتن از آموزه های تحصیلی موسیقی و برگذشتن از آنچه مولف در حافظه ی شناختی خود دارد می تواند به خاصیت و متمایز بودن تولید کمک کند.این به این معنی است که آهنگ‌ساز همانطور که سال‌ها در مسیر تحصیل قدم برداشته است، مثلن هارمونی و کنترپوان خوانده است، انواع ردیف موسیقی را شناخته است است، به ارکستراسیون مسلط است، در موسیقی نواحی تحقیق کرده است، ساز می‌زند و به تکنولوژی موسیقی واقف است، همه‌ی این دانسته ها به‌طور ناخوداگاه در حافظه‌ی او عمل می‌کنند و نیازی به این نیست که از آنها مستقیمن استفاده کند، و به گونه‌ای باید از دانسته‌های پژوهشی و تحصیلی خود برگذشته باشد. شاید بتوان گفت تولید خلاق و نوآوری، هنر چگونه استفاده نکردن از آموخته هایی‌ست که تولیدات ما را به کارهای انجام شده در گذشته نزدیک می‌کند.

  • بابک رجبی / مجله‌ی موسیقی ملودی

مقاله‌ای در مورد اصوات ملایم یا متنافر از بابک رجبی

music-01_0

مجله‌ی موسیقی ملودی: «بابک رجبی» سرپرست گروه موسیقی نوژان طی مقاله‌ای که برای مجله‌ی موسیقی ملودی نگاشته به بررسی موسیقی و لحن در متون قدیم تاریخ موسیقی ایران پرداخته است که با هم آن‌را می‌خوانیم:

«ابو نصر فارابی» در موسیقی الکبیر می‌فرماید: بدان که موسیقی لفظی است یونانی و معنی آن الحان است.
لحن، گاه بر جماعت نغمه های مختلف که به ترتیب معینی مرتب شده باشند اطلاق می‌شود وگاه بر گروهی ازنغمه ها که به وجهی معین تألیف شده باشند.گاه نیز لحن به معنای دیگریست که دراین مقام به آن نیازی نیست.
«عبد القادر مراغی» معتقد است که در تعریف فارابی از موسیقی اصوات متنافر داخل می‌شوند. و هم‌چنین «صفی‌الدین ارموی» تخصیص کرده است لحن را به جماعت نغمات ملایمه.
عبدالقادر در «جامع الالحان» میفرماید: بعضی از حکما گفته اند علم موسیقی عبارت است از علم ریاضی که بحث کنند و در آن از احوال نغمات از آن حثیت که ملایم است یا متنافر واحوال ازمنه ای که متخلل اند میان آنها؛ تامعلوم شود که چکونه تألیف کرده شود. وبعضی دگر گفته اند که موسیقی عبارت است از صناعتی که مشتمل باشد بر الحان وآنچه التیام الحان بدان باشد و بدان کامل شود، به تصویت انسانی یا به آلات.پس گوییم:موسیقی عبارت است از جمع نغمات ملایمه که بر شعری ترتیب کنند، در دوری از ادوار ایقاعی.
از منابعی که در دست است اینچنین بر می آید که قدما ملایم بودن اصوات را شرط اصلی تعریف لحن می‌دانستند.
تنها در موردی که عبد القادرهم به آن اشاره کرده است در تعریف فارابی از لحن ،اصوات متنافر یا(غیر مطبوع)وارد میشوند.ملایمت اصوات از جهت مطبوع بودن به جنس،رنگ وشدت تولید صوت باز میگردد.
اما در مورد نسبت زیر و بمی اصوات «صفی الدین ارموی» معتقد است؛ هیچ صوتی فارق از زیر وبمی نیست.صوت اصل است وزیرو بمی صورت اند.واینها بدون یکدیگریافت نمیشوند، ونیز زیر وبمی علاوه بر اینکه از خواص صوت هستند میتوانند تداوم محسوس داشته باشند مثل صدایی که از کشیدن اجسام روی زمین به گوش میرسد، و زیر وبمی به سختی و متخلل بودن آن بستگی دارد، وبا اینکه دراین صوت تداوم محسوسی از زیر و بمی وجود دارد، نمی توان آن را نغمه به شمار آورد، پس باید در جستجوی یک ویژگی دیگر بود که نغمه را از صوت متمایز کند و آن ویژگی را نمی توان در عبارت «طبع آدمی از آن محظوظ شود»یافت زیرا نغمه هایی از حنجره های نابهنجار شنیده می شود ،که شنونده آن را نازیبا می یابد با این حال این صداها در شمار نغمه هستند.*
آن‌چه موسیقی را تشکیل می دهد صوت است و سکوت .حال ا گر کسی با استفاده از اصوات نازیبا فضائی بیامیزد که در تعریف و شاکله ی نهایی خود بیانگر مفهومی باشد که در آن استفاده از آن صوت ضرورت بیابد چه اتفاقی می افتد؟.آیا نویسنده ای که با استفاده از کلمات نازیبا متنی مینویسد یا نقاشی که با استفاده از خطوط و زوایای مزاحم، اثری تولید می کند که بیانگر فرمی خاص یا گویای مفهومی جدید است ،خارج از تعریف ادبیات و نقاشی عمل کرده است؟
زیبائی شناسی انسان گرچه به ریشه های فرهنگی،تاریخی وجغرافیائی وصل است ولی در هر برهه از زمان دستخوش تغییرات است حال این سوال مطرح میشود که آیا یک پدیده میتواند به همراه خود زیبائی شناسی جدیدی بیافریند یا زیبائی منحصر به یک ارتباط یک‌طرفه توسط مخاطب با اثر هنری است؟
بحث راجع به اینکه معنا و مفهوم چیزی به اسم موسیقی کجا ودرکدام لایه ی اثر موسیقی هویداست،از حوصله ی این مقال خارج است،ولی اگر معنای جنگ در مارش ،مفهوم صبح در ماهور واحساس غم در دشتی اتفاق بیفتد ،یعنی ریتم ومد در موسیقی دارد معنا میسازد .
حال اینکه بخش عمده ای از معنای موسیقی به جنس ابزار مولد صوت بستگی دارد. استفاده از ابزاری که جنس،ریتم وفواصل خود را می طلبد ،ابزاری که به فراخور انتخاب و استفاده آهنگساز به کار میاید،خارج از این که بخواهیم با یک ساز حالتی مجازی ایجاد کنیم تا معنا را تولید کند، استفاده ی مستقیم از ابزار واقعی است که میتواند بدون مستعار کردن صوت به آن چیز دیگر، قابلیت استعاره در لایه های دیگر موسیقی را بوجود آورد که شاید با حقیقت موسیقی نسبت نزدیکتری دارد.
استفاده ی ابزاری خارج از حوزه ی اینسترومنتال موسیقی در کار های کیتارو ،تئودوراکیس و یا گروه استامپ به عنوان عناصر مولد موسیقی از مصادیق این موضوع است.
قاعده مندی اصوات در فواصل تمام،نیم و ربع پرده ای همچنان که ریتم آنها به هر بازه ی زمانی قابل تغییر است میتواند دستخوش تغییر و تعریف جدیدی منحصر به خودش باشد.
برخی آثار شوئنبرگ کیج و اشتوکهاوزن در غرب و تجاربی مثل تمرینات تونال و کارگاه پست مدال در کشور خودمان مصداق تعریف جدیدی از قاعده مندی اصوات به جهات تونالیته،تغیرات گام وتغیرات اینسترومنتال میباشد.
ملایمت را اگر به عنوان یکی از صفات صوت در نظر بگیریم میتوانیم موسیقی را بعنوان دست ورزی با اصوات به شکل گسترده تری ببینیم.
با نگرش به موسیقی از این منظر می‌توان آوازهای «لویی آرمسترانگ»، «تام ویتس»، «جنیس جاپلین» و برخی از خوانندگان راک و هوی متال را از جمله آثار هنری شاخص قرار داد. حضور سینتی سایزر و گیتار الکتریک با افکت‌های خاص و عجیب ورود صدا هایی را در حوزه ی موسیقی مهر تایید زده است که در تعریف ملایمت صوت نمی‌گنجد.
شیوه‌ی آواز خواندن «فرهاد مهراد» و «فریدون فروغی»، چنان که به‌قول «اسفندیار منفرد زاده» به‌گوش برخی دل‌خراش می‌آمد اما در آن دوران بیانگر مفهوم درون خود بود که شاید اعتراض به وضعیت زمان خود را رقم می زد. جنس و رنگ صدای افرادی مثل «محسن چاووشی»، «شاهین نجفی»، «سروش لشکری» و «بابک میرزاخانی» تعریف جدیدی از تولید صوت را بوجود میاورد که در ساختار و فرم خود جای تأمل دارد.
مثلا خاصیت صدای «محسن نامجو» بدون این‌که ساز کوکی داشته باشد یا تکنیک برجسته‌ای در حوزه نوازندگی ارائه دهد و حتی در خواندن از فالشی نپرهیزد همه و همه گویی جز بیانمندی اجراییش هستند که شنوندگان خودش را هم دارد.
روحیه و زیبایی شناسی ایرانی بیشتر تکیه بر ظرائف و لطافت و ملایمت پدیده‌ها دارد، ازین رو آثار «استاد فرشچیان»، مینیاتور «رضا عباسی»، موسیقی دستگاهی،خط میرداماد معرق کاری کاشی کاری مینا کاری و کلاً فرمهای متقارن مملو از ظرایف و زیباییهای کشنده را می پسندد. اما انگار گریزی نیست از اینکه؛ هنر را با انیمیشن های تخیلی، فضاهای رمانتیک زندگی را با ابزار و افکتهای تکنولوژیک ونشستن در کنار رود بر بستری از سبزه را در بالکن بالای خیابان در صدا و تصاویر آهنی باز یافت.

  • بابک رجبی / مجله‌ی موسیقی ملودی

یازدهمین جشن خانه موسیقی با حضور استادان

ostad-shajarian-jashn-khaneh-moosighi

یازدهمین جشن خانه موسیقی با حضور جمعی از اهالی موسیقی دوشنبه شب در تالار وحدت برگزارشد و تندیس زرین خانه موسیقی در سه بخش رقابتی کتاب، آلبوم موسیقی و جایزه مشکاتیان به برگزیدگان اهدا شد.

شهرام ناظری در این مراسم بخش‌هایی از آخرین آلبوم خود را با عنوان «سفرعسرت» که شامل قطعه ضحاک بود، به همراه گروه فردوسی اجرا کرد.

خانه موسیقی «سفرعسرت» را به عنوان یکی از آلبوم‌های برتر سال ۸۸ انتخاب کرده بود. از شهرام ناظری به عنوان هنرمند پیشرو در زمینه استفاده از اشعار مولانا و فردوسی تقدیر شد.

فرید الهامی، فرنود الهامی، سهراب اسرافیلی، آرمان دکه‌ای، صابر نظرگاهی، سعید نایب محمدی، یونس پاکزاد، محمد جابری، حمید قنبری و شهرام ناظری اعضای گروه فردوسی هستند.

  • تعظیم شجریان در مقابل شهیدی

در این مراسم از احمد پژمان، آهنگساز و مدرس موسیقی، سهراب محمدی، نوازنده موسیقی نواحی کرمانج و عبدالوهاب شهیدی، خواننده نیز تجلیل شد.

محمدرضا شجریان در سخنانی کوتاه از عبدالوهاب شهیدی تجلیل کرد و از او به عنوان یکی از بزرگان آواز ایران یاد کرد.

شجریان گفت، من در مقابل شهیدی جرات اجرا ندارم و خودم را درحد و اندازه‌ای نمی‌دانم که جایزه او را تقدیمش کنم، همین جا درمقابل استاد شهیدی سر تعظیم فرود می‌آوردم و دستشان را می‌بوسم.

سهراب محمدی هم در این مراسم با آواز و دوتار نوازی به اجرای موسیقی «هرایه» پرداخت.

لوح و جوایزاین بخش را هوشنگ ظریف، محمد‌رضا شجریان، محمد سریر و حمیدرضا شاه‌آبادی، معاون وزیرارشاد، به پیشکسوتان موسیقی ایران اهدا کردند.

  • انتقاد از مسئولان فرهنگی کشور

داریوش پیرنیاکان، سخنگوی خانه موسیقی، نیز با انتقاد ازمسئولان فرهنگی کشور که همواره دم از مقابله با تهاجم فرهنگی می‌زنند به موسیقی فاخر ایران اشاره کرد و گفت، فکر نمی‌کنید اگر شرایطی فراهم بیاورید که کنسرت‌های موسیقی متعدد ایرانی در طول سال برگزار شود، گامی در جهت جلوگیری از ابتذال و تهاجم فرهنگی برداشته‌اید؟

  • بخش رقابتی جشن خانه موسیقی

به گفته حمید‌رضا نوربخش، دبیرجشن خانه موسیقی، برگزیدگان خانه موسیقی در سه بخش رقابتی شاید برگزیدگان واقعی موسیقی ایران نباشند، چرا که داوری تنها ازمیان آثار رسیده به دبیرخانه جایزه صورت گرفته است.

امسال برای نخستین باراست که بخش رقابتی به برنامه خانه موسیقی اضافه شده و در این دوره به دلیل کم بودن تعداد آلبوم‌های موسیقی بی‌کلام و کتاب های منتشر شده در حوزه موسیقی، آلبوم‌های باکلام منتشر شده در یک سال گذشته و کتاب‌های موسیقی سه سال گذشته نیز داوری شدند.

  • برگزیدگان کتاب‌های آموزشی

کتاب آموزش «ساز قانون» نوشته ملیحه سعیدی مقام اول در حوزه کتاب‌های آموزشی را کسب کرد و موفق به دریافت تندیس خانه موسیقی شد. کتاب «ازمتد ارف تا چهارگاه » نوشته مهدی آذرسینا و همچنین کتاب دو جلدی «بخوان با من، بساز با من» نوشته سودابه سالم به طور مشترک رتبه دوم دراین بخش را کسب کردند.

در این بخش جایزه سوم به کسی تعلق نگرفت.

  • برگزیدگان کتاب‌های علمی- پژوهشی

کتاب «رامشگران شمال خراسان بخشی و رپرتوار او» نوشته آمنه یوسف‌زاده مقام نخست در حوزه کتاب‌های علمی و پژوهشی را کسب کرد و موفق به دریافت تندیس خانه موسیقی شد.

دو کتاب «جامع الالحان عبدالقادر مراغی» مقابله و ویرایش بابک خضرایی و «کتاب‌شناسی و مقاله‌شناسی موسیقی ایرانی به طریق توصیفی» با گرد آوری و تدوین علیرضا میرعلی نقی به طور مشترک مقام دوم در این بخش را از آن خود کردند؛ رتبه سوم در بخش کتب علمی و پژوهشی به کتاب «کتاب‌شناسی موسیقی در ایران» با تحقیق و تنظیم سیمین حلالی تعلق گرفت.

  • برگزیدگان کتاب‌های ترجمه

در بخش ترجمه در حوزه موسیقی، ضمن تقدیر از کتاب «رساله در بیان موسیقی شرقی و مقایسه آن با موسیقی اروپایی» نوشته شارل فنتن با ترجمه ساسان فاطمی، رتبه نخست و تندیس خانه موسیقی به کتاب «عناصر موسیقی، مفاهیم و کاربردها» نوشته رلف تیورک وترجمه علیرضا سیداحمدیان تعلق گرفت.

کتاب «ردیف موسیقی دستگاهی ایران» نوشته برنونتل با ترجمه علی شادکام مقام دوم را کسب کرد و کتاب «راهنمای جامع موسیقی کلاسیک» نوشته جان باروز با ترجمه رضا رضایی رتبه سوم را از آن خود کرد.

  • برگزیدگان بهترین آلبوم

از میان هفت آلبوم منتخب، آلبوم «قاف عشق» اثری از گروه اشتیاق به خوانندگی علیرضا قربانی که انتشارات سروش آن را منتشر کرده به عنوان آلبوم برگزیده انتخاب شد.

همچنین از محمد موسوی، مدیر انتشارات ماهور، به دلیل فعالیت مستمر برای انتشار آلبوم و کتاب‌های موسیقی تجلیل شد.

  • برگزیدگان جایزه ویژه مشکاتیان

در بخش تکنوازی سنتور، مسعود آرامش به عنوان نفر برگزیده انتخاب شد. همچنین از محمد صدرا پیشرادی، نوازنده خردسال در حوزه سنتور نوازی تقدیر شد.

در بخش آهنگسازی، قطعه ضربی اصغر محمدی با عنوان دو ضربی فراق در دستگاه سه گاه به عنوان قطعه برگزیده انتخاب شد.

مصطفی کمال پورتراب، بهروز وجدانی و هومان اسعدی داوری بخش کتاب و همایون خرم، هوشنگ ظريف، شاهين فرهت، هوشنگ كامكار و كيخسرو پورناظری داوری بخش آلبوم و ارفع عطرايی، علی اكبر شكارچی، پشنگ كامكار، سعيد ثابت و اردشير كامكار داوری نخستین دوره جایزه پرویز مشکاتیان را برعهده داشتند.

همچنین در این مراسم گروه موسیقی متشکل از خوانندگان و نوازندگان نواحی ایران اسحاق بلوچ، خالد شفیع کمنه‌ای، محمدرضا اسحاقی، ناصر وحدتی، عاشیق قدرت میرزا‌پور، ایرج رحمانپور، کهن دل‌پور، کورش اسد‌پور، سهراب محمدی، محسن شریفیان و ناصر وحدتی به اجرای موسیقی نواحی پرداختند.

دونوازی سه تار و کمانچه توسط نرگس دهقانی و آریا بام رفیع از دیگر برنامه‌های جشن خانه موسیقی بود.

گفتنی است اجرای این مراسم را صدرالدین شجره برعهده داشت.

  • روشنک شهابی/مردمک