پیمان ناصح‌پور: آیا موسیقی ایرانی پیشرفت کرده است؟

tonbak

این‌که موسیقی ایرانی (چه سنتی، چه نواحی) پیشرفت کرده است یا خیر، نیاز به تحلیل دقیق پژوهش‌گران موسیقی دارد. دکتر «پیمان ناصح‌پور» (نوازنده‌ی دف و تنبک) مقاله‌ای را در خصوص بررسی افت‌وخیزهای سازهای کوبه‌ای در موسیقی ایرانی، برای مجله‌ی موسیقی ملودی ارسال کرده که آن‌را از نظر خواهیم گذراند.
«ساز تنبک در چند دهه‌ی اخیر پیشرفت شایانی داشته است. این پیشرفت البته به‌صورت محسوس از پدر تنبک‌نوازی نوین ایران، یعنی زنده‌یاد «حسین تهرانی» آغاز شد. اضافه کردن انگشت‌گذاری‌های نوین و ارایه‌ی تنبک به عنوان ساز مستقل و تک‌نواز از کارهایی‌ست که هر ناظر منصفی به حسین تهرانی نسبت خواهد داد. در دوره‌ی زنده یاد حسین تهرانی یا پس از او نیز تنبک‌نوازان جدیدی وارد این عرصه شده و به پیشرفت تنبک کمک کرده‌اند. در این میان می‌توان از زنده یاد «ناصر فرهنگ‌فر» نام برد. از کارهایی که ناصر فرهنگ‌فر در دوره‌ی کوتاه فعالیت‌های هنری خود برای اعتلای تنبک انجام داده می‌توان به این موردها اشاره کرد: اضافه کردن انگشت‌گذاری‌های جدید (پلنگ مرکب، چکشی و …)، استفاده از ریتم‌های زورخانه‌ای در موسیقی سنتی ایرانی و آفرینش ریتم‌های ۱۲ ضربی.

تنبک‌نواز دیگری که باید از ایشان نام برد، «بهمن رجبی» است. او نیز از معدود تنبک‌نوازانی است که انگشت‌گذاری‌های جدیدی مانند ریزهای گوناگون، جارو و … را به تنبک اضافه کرده است . وی هم‌چنین مقوله‌ی «بسط موتیف» را وارد هنر تنبک‌نوازی ایران کرده و کتاب‌های درخور توجهی برای تنبک نوشته، هر چند او و برخی شاگردانش با فحاشی و مسخره کردن دیگر تنبک‌نوازان نه تنها بسیاری از تنبک‌نوازان و اهالی موسیقی را از خود رنجانده‌اند، بلکه با به وجود آوردن حاشیه‌های زشت برای عرصه‌ی تنبک‌نوازی، عملن پیشرفت وضعیت اجتماعی تنبک‌نوازان را با مشکل رو‌به‌رو کرده‌اند.گرچه از بهمن رجبی نمی‌توان انتظار داشت که دست از بی‌ادبی‌هایش روی صحنه بردارد، چرا که عمری است ایشان مشغول به این کار هستند و متاسفانه برخی نیز وی را به ادامه‌ی این ادبیات که هیچ نتیجه‌ی مثبتی نداشته است تشویق کرده‌اند، ولی از نسل جوان انتظار می‌رود، صفات نیکوی این استاد مسلم و زحمتکش موسیقی کوبه‌ای ایران را فرا گرفته و فحاشی‌های ایشان را به کناری نهند.
peyman-naseh-pour

از دیگر هنرمندانی که می‌توان نام برد تنبک ساز نامی ایران، «فریدون حلمی» است. به نظر نگارنده، فریدون حلمی با تولید انبوه تنبک و ارایه‌ی آن با قیمتی بسیار پایین، در ترویج و پیشرفت تنبک قدم‌های موثری برداشته است. به واسطه‌ی تولید تنبک‌های ارزان و با کیفیت ساخت حلمی، بسیاری از علاقه‌مندان تنبک قادر بوده‌اند این ساز را بخرند و آن‌را بنوازند.

هم‌چنین در اینجا مایل هستم که از دو موسیقی‌دان ایرانی نام ببرم که گرچه کوبه‌ای نواز حرفه‌ای نبوده‌اند، ولی در ترویج ریتم‌های لنگ ۵ ضربی و ۷ ضربی کمک شایانی کرده‌اند. این دو هنرمند گرامی عبارتند از: زنده یاد «پرویز مشکاتیان» و استاد «حسین علیزاده». استادهای دیگری مانند «امیرناصر افتتاح» و … نیز در پیشرفت این ساز کمک کرده‌اند. هم‌چنین تنبک‌نوازان جوان بسیاری در ایران یا خارج از آن، به ترویج و پیشرفت این ساز مشغول‌اند. فهرست کردن نام همه‌ی این عزیزان اینجا ممکن نیست و هم‌چنین به نظرم باید کمی بیشتر صبر کرد تا بتوان در مورد آن‌ها بهتر نظر داد. لازم به توضیح است که هرچند از نظر انگشت‌گذاری‌های گوناگون و نغمه نگاری ریتم‌های مختلف پیشرفت‌های زیادی نصیب تنبک شده است، ولی موسیقی‌دانان ایرانی و به ویژه تنبک‌نوازان بیشتر به نوازندگی یا آهنگ‌سازی درهمان ریتم‌های ۴ و ۶ ضربی توجه داشته اند و به مقدار کمی هم از ریتم‌های لنگ مانند ۵ یا ۷ ضربی استفاده کرده اند و از دیگر ریتم‌های لنگ مانند ۹ ضربی (که در ترکیه و یونان بسیار متداول است) هم تقریبن خبری نیست یا دست کم اینجانب نشنیده یا ندیده‌ام.

دومین ساز ملی- کوبه‌ای ایران دف است که تقریبن چهار دهه است که وارد موسیقی سنتی ایرانی شده و به‌صورت گسترده به کار گرفته شده‌است. هرچند امروز دف‌نوازان جوان بسیاری وارد عرصه‌ی هنر دف‌نوازی شده‌اند اما به نظر نگارنده تنها کسی را که می‌توان به‌عنوان پیشکسوت هنر دف‌نوازی نام برد «بیژن کامکار» است که سبک نوینی را در دف‌نوازی خلق کرده. هم‌چنین یکی از نخستین کسانی که در ترویج و استفاده‌ی دف در موسیقی ایرانی موثر بوده،«محمد رضا لطفی» سرپرست گروه شیداست.

لازم به یادآوری است که زنده یاد ناصر فرهنگ‌فر مخالف به‌کارگیری دف در موسیقی سنتی ایرانی بود زیرا که استدلال می‌کرد صدای دف خیلی بلند است و برای ارکسترهای موسیقی سنتی ایرانی مناسب نیست.

بر همین اساس برخی تنبک‌نوازان معتقدند بهتر بود از ساز دایره به جای دف در موسیقی سنتی ایرانی استفاده می‌شد و راهی که زنده یادان «غلام‌حسین بیگچه‌خانی» و «محمود فرنام» آغاز کرده بودند از سوی دیگر هنرمندان ادامه پیدا می‌کرد. از دایره‌نوازانی که سبک برجسته‌ای در نوازندگی دایره داشته و از بزرگان عرصه‌ی تک‌نوازی دایره‌ی آذری محسوب می‌شوند، «لطیف طهماسبی‌زاده» از شهر اردبیل است. وی گرچه سال‌هاست در تهران زندگی می‌کند، در بین اهالی موسیقی غیرآذری تهران تقریبن ناشناس است و از هنر ایشان در موسیقی سنتی ایرانی استفاده نشده است.

در پایان نگارنده امیدوار است موسیقی‌دانان به ویژه کوبه‌ای‌نوازان با زبانی منطقی راهکارهای جدیدی را برای پیشرفت موسیقی به‌ویژه سازهای کوبه ای ایران ارایه کنند.»

  • دکتر پیمان ناصح‌پور / مجله‌ی موسیقی ملودی

گفت‌وگو با امیر رفعتی برنده‌ی جایزه سال ایرج بسطامی

amir-rafati

امیر رفعتی، خواننده اول نخستین دوره جایزه سال زنده‌یاد بسطامی شد،او از صدایی پر و پرورده برخوردار است و حتی گاهی صدایش آدمی را به یاد صدای زنده یاد بسطامی می‌اندازد

او فرزند قاسم رفعتی است که آوازش با عنوان « سحرگهان» شهرتی ملی برایش به ارمغان آورده است. این گفت وگو چندی قبل و همزمان با انتشار نخستین آلبوم امیر رفعتی به آهنگسازی ارشک رفیعی انجام شد که از نظر شما گرامیان می‌گذرد.

  • ابتدا از کارنامه هنری خود این که از چه زمانی به موسیقی علاقه‌مند شدید و چه فعالیت‌های موسیقایی داشتیدو نزد چه استادانی رفتید بگویید؟

موسیقی جزوی از خانواده ما بوده همیشه. نمی‌شود که پسر قاسم رفعتی بود و موسیقی را دوست نداشت یا به آن کم توجه بود. آموزش مقدماتی من در محضر سرکار خانم فریبا داوودی سپری شد و بعد از آن پدرم قبول زحمت کردند و ردیف عالی و بداهه خوانی را پیش ایشان در حال آموزش هستم. با پذیرشم توسط استاد شجریان چند وقتی هم خدمت ایشان رسیدم که متاسفانه ادامه‌اش برایم ممکن نشد. با همکاری ارشک رفیعی دو البوم خزانی و صبح دریا با صدای من منتشر شده و دو کنسرت هم در طول این چند ماه با هم اجرا کرده ایم.

  • خود شما آینده موسیقی آوازی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

ارزیابی آینده برای من بسیار سخت است. صداها و استعدادهای خوبی را می‌بینم و می‌شنوم ،اما شاید سوالتان را باید از اساتید با تجربه بپرسید که جوابشان به پشتوانه‌ی تجربه‌ای که از سر گذراندند، کم اشتباه‌تر است.

  • در میان مکتب‌های آوازی( اگر به این دسته بندی معتقدید؟) از نظر شما کدام یک از مکاتب آوازی تبریز، اصفهان و تهران از ظرفیت‌های بیشتری برخوردارند؟

هر کدام از این مکاتب ظرافت‌های خودشان را دارند. مثلا استاد صالح عظیمی مکتب تبریز می‌خوانند استاد هنگامه اخوان برای من معرف مکتب اصفهانند و پدر مکتب تهران را اجرا می‌کند . خیلی‌ها اصفهان را شیوه کاری خود قرار داده‌اند اما کمتر کسی به وافعیت بیانی طاهر زاده حتی نزدیک هم شد.

فکر می‌کنم این دسته‌بندی‌ها بیشتر برای این بوجود آمده‌اند که بشود تحت قالب مشخصی آموزششان داد وگرنه هر کسی هر مکتبی را خوب اجرا کند آن مکتب موفق‌ترین مکتب موسیقی می‌شود.

rafati1

  • استاد شجریان با تسلط بر قالب فرم‌های آوازی تحت قاعده‌ی چه مکتبی در می‌آیند؟

به نظر من کار ایشان ترکیبی‌ست از زیبائی‌های موسیقی سنتی و بسیار مثبت و تاثیرگذار.

  • از میان خوانندگان موسیقی آوازی قدیم و جدید ایران با کدامیک احساس نزدیکی بیشتری می‌کنید؟

قمر را بسیار دوست دارم و آوازهای پدرم را هم زیاد گوش می‌دهم. اما به نظر اساتید کارم شباهت بیشتری به پدرم دارد تا سایرین.

  • در تمرینات آیا به صداسازی در آواز اعتقاد دارید و آیا تا کنون از شیوه صداسازی که آقای شجریان عنوان می‌کنند و برخی ازشاگردانش هم درکلاس‌ها آموزش می‌دهند بهره برده‌اید؟

من به‌دلیل مشکلات و دغدغه های تحصیلی سعادت این را نداشتم که کلاسهای استاد محمدرضا شجریان را ادامه بدهم اما اگر کاری را ایشان میک‌نند صددرصد برخاسته از تجربه و تفکری است که برای من قابل احترام است. من خودم هیچوقت صدا سازی کار نکرده‌ام اما اگر ضرورت ایجاد کند یا استاد شجریان دستور بدهند اصراری بر عدم استفاده از این آموزش ندارم.

  • شما علاوه بر آواز تمبک هم می‌نوازید. فکر می‌کنید نواختن تمبک چه تاثیری در رشد یک اهل موسیقی و به خصوص خواننده آواز دارد؟

من تنبک را از همایون شجریان یاد گرفته‌ام. یعنی استاد تنبک من خودش خواننده بوده است. درک ریتم و البته شناخت حالات درونی ریتم از نظر شدت و آکسانهای ضرب‌های ترکیبی و شکسته بزرگترین کمکی ست که نوازندگی تنبک به خواننده می‌کند. آنوقت پیدا کردن ریتم درونی یک آواز یا رعایت ریتم یک تصنیف کار خیلی سختی نیست.

  • چندی قبل ردیف‌آوازی استاد زنده‌یاد رضوی سروستانی منتشر شد، خواستم نظرتان را درباره این ردیف بدانم ، البته اگر این اثر را شنیده‌اید؟

اثر را شنیده ام اما در حدی نیستم که بتوانم تحلیلی از آن ارائه کنم.

rafati-ghasem1

  • به نظر شما یک هنرجوی آواز باید تنها با یک استاد کار کند یا اینکه به نزد استادان دیگری هم برود؟

بستگی دارد. انسان برای آموزش نیاز به مربی دارد. من تا زمانی که خواسته ام را در آموزش استاد قاسم رفعتی پیدا می‌کنم ضرورت وجود استادی دیگر را برای خودم درک نمیک‌نم. اما اگر کسی باشد که چیزی ورای بینش من را داشته باشد و یا کاری را انجام بدهد که در تخصص یا در سبک کاری پدر من نیست ،خوشحال می‌شوم که کنارش بنشینم و یاد بگیرم.

  • نظرتان درباره فعالیت جوانانی که در موسیقی سنتی فعالند چیست و به نظر شما دولت و وزارت ارشاد تا کنون چه کمک‌هایی به جوانان موسیقی کردند، و شما ( جوانان) چه مشکلاتی دارند؟

من به خاطر حمایت‌های موسسه ترانه سمان هیچوقت ارشاد نرفته‌ام حتی یک بار. خیلی برای من مراحل اداری کارها شناخته شده نیست. نیازی هم به حمایت ارگانی دولتی برای پیشرفت کارم حس نمی‌کنم. فکر می‌کنم که اگر ارشک رفیعی خوب ساخته و من هم خوب خوانده ‌م اسمش می‌شود کار خوب و کار خوب هم خودش راهش را پیدا می‌کند. اما کسی را نمی‌شناسم که از نحوه برخورد ارشاد راضی باشد. ظاهرا در ایران موسیقی یک تفریح زشت و یک هنر دست چندمی ست. با این نگرش من توقع حمایت از هیچ مرکز دولتی نداشته و ندارم. این‌همه خواننده و آهنگساز جوان داریم که در جوانی دارند کارهای بزرگ انجام می‌دهند. فکر نمی‌کنم کسی از آنها حمایت کرده باشد. مثلا آقای رفیعی را که از نزدیک می‌شناسم مطمئنم که هیچ وقت به جز محدودیت نصیب دیگری از طرف مسئولان شامل حالش شده باشد. مشکلی هم نیست و گله‌ای هم ندارم.

  • بازتاب کار نخستین شما در میان اهالی موسیقی چگونه بود؟

کارهای من چون بیشتر بر پایه‌ی اشعار نو ساخته شده مخاطب خاص خودش را دارد. بعد از کنسرتمان برخی می‌گفتند ما اصلا نفهمیدیم چه خواندی بعد دفترچه اشعارشان را که در دست داشتند باز می‌کردی و می‌دیدی که از روی نوشته هم نمی‌توانند شعر نیما را بخوانند. اما اهل فن بسیار با تشویقهایشان به من دلگرمی دادند که در همین جا از انها سپاسگذاری می‌کنم.

  • مریم جباری امیری/ همشهری‌آنلاین

انتشار دونوازی تار و تمبک در آلبوم صبح یلدا

آلبوم موسیقی صبح یلدا (دو‌نوازی تار و تمبک) با هنرمندی سیامک بنایی و سیاوش موسوی زاده با همکاری گلچین آوای شرق وارد بازار موسیقی شد.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی به نقل از روابط عمومی موسسه فرهنگی گلچین آوای شرق، علی شجاعی، مدیر موسسه گلچین آوای شرق با اعلام این خبر گفت: در این آلبوم، سیاوش موسوی‌زاده از نوازندگان جوان تار، با هم‌نوازی سیامک بنایی از تمبک‌ نوازان باتجربه به اجرای موسیقی در دستگاههای موسیقی ایرانی پرداخته است.
وی ادامه داد: اثر موسیقایی «صبح یلدا» قطعاتی در بیات اصفهان، بیات ترک، آواز دشتی، دستگاه سه‌گاه اجرا می‌کنند که هم‌ نشینی این دونسل متفاوت از موسیقی ایران به ایجاد اثری قابل توجه منجر شده است.
مدیر موسسه فرهنگی – هنری گلچین آوای شرق درباره سبک نوازندگی سیاوش موسوی زاده در آلبوم صبح یلدا گفت: در این اثر پنجه‌های روان، ممارست در بداهه نوازی مخاطب را تحث تاثیر قرار می‌دهد.
شجاعی در پایان ابراز امیدواری کرد که موسوی زاده با تلاش عاشقانه خود، این میراث گرانبها را حفظ کند و مروجی شایسته برای فرهنگ غنی موسیقی ایران باشد.
هوشنگ ظریف از نوازنده های صاحب سبک تار در مقدمه ای آلبوم موسیقی صبح یلدا از اینکه سیاوش موسوی زاده به همراه رشته تحصیلی خود نوازندگی تار را نیز آموخته است، تقدیر می‌کند و می‌گوید: آفرینش هر اثر بدون شک محصول زحمات هنرمند است و باید آن را ارج نهاد؛ البته این هنرمند در سیر تکاملی خود نباید از تلاش برای کسب تجربه دست بردارد.
سیاوش موسوی زاده مهرماه ۱۳۶۳ در خانواده ای فرهنگی چشم به جهان گشود. وی ریف های استادان مانند موسی خان معروفی و علی اکبر شهنازی را نزد هوشنگ ظریف آموخت. وی در بحرانی ترین سال‌های تاریخ ایران و در ارتباط و زندگی نزدیک با نخبه های ادب و موسیقی با عمیق ترین و پیچیده ترین مسایل و مفاهیم ادبی و هنر آشنا شد و ردیف استادان بزرگ موسی معروفی و علی اکبرخان شهنازی را نزد هوشنگ ظریف فرا گرفت.