آلبوم اولین ضبط هفت دستگاه موسیقی ایران منتشر شد

ghajar-music

آلبوم موسیقی «اولین ضبط هفت دستگاه موسیقی ایران» در۲ سی‌دی از سوی موسسه فرهنگی هنری ماهور منتشر شد.

به گزارش مجله موسیقی ملودی ضبط صفحه در ایران پیش از مشروطیت و از حدود سال ۱۲۸۴ شمسی آغاز شد. شرکتی که صفحه‌های ایرانی را ضبط، تکثیر و به بازار عرضه می‌کرد شرکت «گرامافون» بود.

شرکت گرامافون جلسات ضبط صفحات را که اولین‌بار در تهران در ژانویه‌ی ۱۹۰۶ برپا شدند به‌واسطه‌ی جان تایلر (John Tyler)، نایب کنسول آمریکا، ترتیب داده بود.

از آنجا که بعضی از نوازندگانِ وابسته به دربار درگیر جلسات ضبط صفحات می‌شدند آقای تایلر متعهد شده بود اجازه‌ی آن‌ها را از شخص شاه برای برقراری این مجالس اخذ کند. از سوی دیگر ماکسیم پیک (Maxim Pick)، نماینده‌ی تجاری شرکت و برادران هامپه (Hampe) به عنوان صدابردار (متخصصین ضبط شرکت گرامافون) نیز به ایران آمده بودند. محل ضبطِ صفحه در خیابان لاله‌زارِ تهران، کوچه‌ی معروف به فیل‌خانه، در مجاورت مدرسه‌ی سن‌لویی بود.
در زمانی که ضبط صفحه‌های موسیقی ایرانی آغاز شد هنوز تعدادی از استادان دوره‌ی ناصرالدین شاه از جمله میرزا عبدالله، آقا حسینقلی، نایب اسدالله، باقرخان، میرزا علی‌اکبر شاهی و حسن‌خان (سنتور) در قید حیات بودند.
این مجموعه‌ی کاملِ هفت دستگاه به صورت سری صفحات پشت سر هم اجرا شده که شور و نوا و سه‌گاه را قلی‌خان شاهی، و همایون و چهارگاه و راست‌پنجگاه و ماهور را سیداحمدخان خوانده است.

به نظر می‌رسد این مجموعه عموماً توسط دو گروه از نوازندگان و خوانندگان درباری اجرا شده است: گروه نخست آقاحسینقلی و شاگردانش (درویش‌خان، باقرخان و اسدالله‌خان) که آواز سیداحمدخان را همراهی کرده و گروه دوم دسته‌ی شاهی به سرپرستی علی‌اکبر شاهی که آواز قلی‌خان را همراهی کرده است.

برگزاری کارگاه موسیقی «آواز عهد قاجار» در فرهنگستان هنر

abolhasan-saba

كارگاه « موسيقي آواز عهد قاجار» در فرهنگستان هنر برگزار مي‌شود.

به گزارش مجله موسیقی ملودی كارگاه موسيقي آواز عهد قاجار يكي ديگر از برنامه‌هايي است كه به همت كميته پژوهشي موسيقي اقوام معاونت پژوهشي فرهنگستان هنر برگزار مي‌شود.

در اين كارگاه «بهمن كاظمي»، «بهروز مبصري»، «مهدي فراهاني» و «وَهرَز پوراحمد» به مباحثي چون سبك آوازي خواننده‌ها، دستگاه‌ها، رديف‌ها، گوشه‌ها و … در دوران قاجار مي‌پردازند.

به نقل از روابط عمومي فرهنگستان هنر، كارگاه «موسيقي آواز عهد قاجار» از ۱۷ آبان، روزهاي سه شنبه هر هفته، ساعت ۱۵:۳۰ تا ۱۷:۳۰ به مدت ۵ جلسه برگزار مي‌شود.

علاقه‌مندان براي شركت در اين كارگاه مي‌توانند به نشاني خيابان ولي‌عصر، تقاطع طالقاني، شماره ۱۵۵۲، فرهنگستان هنر مراجعه كنند.

درنشست پژوهشی مطرح شد:ایرانی‌ها در تداوم آموزش‌های لومر چه کردند؟

melodymag

نشست «اولين گام‌هاي چند صدايي شدن موسيقي ايراني» با سخنراني حميدرضا اردلان و علي اكبر شكارچي در فرهنگسراي ارسباران برگزار شد.

به گزارش مجله موسیقی ملودی به نقل از ایسنا كنسرت پژوهشي آموزشي «اولين گام‌هاي چند صدايي شدن موسيقي ايراني» با روايت قطعاتي از رديف پيانويي و بازخواني آثار آلفرد لومر و تاثير اين هنرمند فرانسوي بر موسيقي ايران، شامگاه گذشته ـ دهم آبان‌ماه ـ به همت گروه تحقيقات هنرهاي قاجاري و با همكاري فرهنگي سفارت فرانسه در ايران، برپا شد.

در آغاز اين مراسم، مهران پورمندان ـ سرپرست گروه تحقيقات هنرهاي قاجاري ـ با اظهار خرسندي از استقبال حاضران از چنين نشست پژوهشي گفت: ده سال است كه اين گروه بر روي تاريخ اجتماعي هنر قاجار در سه حوزه موسيقي، نقاشي و معماري، پژوهش مي‌كند.

او با برشمردن اهداف گروه تحقيقات هنر قاجاري عنوان كرد: ما تلاش داريم تا بگوييم يك اثر هنري چگونه در روند زمان شكل مي‌گيرد و بازتاب دوران خودش مي‌شود. كوارتت ژوآن نيز در راستاي همين تفكر شكل گرفت و در اين كنسرت پژوهشي آموزشي يك اثر دوگانه را اجرا خواهد كرد. اجراي اين آثار به گفته پورمندان ،بازتابي از رديف موسيقي ايراني با گويش لومر است.

در ادامه ،رايزن فرهنگي سفارت فرانسه در ايران از برپا كنندگان اين برنامه تقدير كرد و گفت: سفارت فرانسه از آن جهت همكاري خود را در برپايي اين كنسرت پژوهشي اعلام كرد، زيرا اين موسيقيدان فرانسوي چند دهه در ايران زندگي كرده و يك نوع همكاري براي موسيقي رديفي ايران به ارمغان آورده است ،پس فكر كرديم بهتر است كار ويژه اين موسيقيدان به ويژه فعاليت‌هايي را كه گروه تحقيقات هنر قاجار انجام داده در چنين نشستي معرفي كنيم. در ادامه فيلم كوتاه «زمان و دوران خلق يك اثر» با مرور حضور و جايگاه آلفرد ژان باتيست لومر از ساخته‌هاي مهران پورمندان پخش شد. سپس حميدرضا اردلان ـ پژوهشگر ـ با موضوع «زبان و موسيقي» سخنراني كرد.

حمیدرضا اردلان با اشاره به فيلم كوتاه پخش شده، گفت: اين فيلم پرسپكتيوي از زمان قاجار تا اوايل دوره پهلوي ارائه مي‌دهد و در اين فاصله مي‌توانيم اجزاي فعاليت لومر را درك كنيم كه خود يك بحث توصيفي راجع به فعاليت‌هاي اين هنرمند فرانسوي و تاثير عميق او بر دوران قاجار است اما من در اين نشست از گذشته شروع مي‌كنم و سخنراني خود را با طرح چند پرسش آغاز خواهم كرد.

او با طرح كلي پرسش‌هايش اين گونه آغاز كرد: اساسا موسيقي چند صدايي از نظر ايرانيان چيست؟ و گوش و ذهن ايراني‌ها اين موسيقي را چگونه ديده و آلفرد لومر كجاي اين موسيقي مستقر شده است؟ اردلان با پاسخ به اين سوالها بيان كرد: به موازات آمدن لومر به ايران، جنس ديگري از موسيقي در اين كشور شنيده مي‌شد، در حاليكه اولين شاخه موسيقي ما متعلق به دوران قبل از اسلام است كه در آن زمان ايران داراي فرهنگ قوي است و ما با يك تمدن تمام عيار سر و كار داريم كه گوش آنها طي قرن‌ها برآمده از زبان بود.

اين مدرس و محقق اضافه كرد: اين موسيقي كه متعلق به قبل از انقلاب است تا همين پنجاه سال پيش هم به واسطه مردمان غرب ايران دوام آورد و نمونه‌هاي آن را مي‌توان در موره و آوازهاي باستاني ايران مشاهده كرد كه به گونه‌اي است كه تا ساعت‌ها،‌روزها و شايد ساليان سال بتواند ادامه پيدا كند و صدايي كه به واسطه آن مي‌شنويم پلي فوني نيست، لذا مي‌بينيد كه در زمان ورود لومر به ايران و در دورن قبل از اسلام، نوعي از موسيقي چند صدايي وجود داشته است.

اين پژوهشگر با ارزيابي دلايل مهجور شدن اين موسيقي چند صدايي در فرهنگ ايراني طي گذر زمان گفت: بعد از ورود اسلام اين موسيقي جاي خود را به انواع ديگري مي‌دهد و به مرور منزوي مي‌شود. در حالي كه در دوران رنسانس اين جنس صدا كه در گلوي انسان وجود دارد و با تحريرهاي درشت پرتاب مي‌شود، مورد توجه قرار مي‌گيرد تا به واسطه آن فرهنگشان را ابقا كنند.

اردلان خاطر نشان كرد: در دوره اسلام موسيقي به سمت باطني سير مي‌كند و همه صداها در جستجوي امر واحد است، لذا اين نحوه تلقي در دوران پيش از اسلام كه به دنبال كثرت اصوات بوده قدغن مي‌شود. يعني موسيقي چند صدايي به دليل ايدئولوژي حاكم بر اين سرزمين اجازه دوام پيدا نمي‌كند، اما در موسيقي رديفي كه لومر در دوره قاجار روي آن كار كرد ديگر حكومت و مذهب مطيع هم نيستند.

به گفته اردلان، لومر زماني به جامعه ايران وارد مي‌شود كه مدرنيته آغاز شده و اومانيزم در حال شكل‌گيري است و عالم انساني اهميت پيدا كرده ،لذا موسيقي چند صدايي قابل شنيدن است. اردلان معتقد است: تاثير لومر بر موسيقي ايران آنچنان زياد و فراگير بوده كه هنوز بعد از آن دوران، موسيقيدانان ما تعليم خود را نمي‌توانند از داشته‌هاي لومر خارج كنند و اغلب تربيت آهنگسازان به سمت گرايش رمانتيك و كلاسيك است. پس آنجايي كه وظيفه لومر بوده به خوبي انجام شده است اما آنجايي كه بايد از سوي ما كارهايي صورت مي‌گرفت كوتاهي صورت گرفته است.

سپس قسمتي از موسيقي «به زندان شوشتري» از ساخته‌هاي حسين دهلوي پخش شد و سپس حميدرضا اردلان گفت: دهه‌ها از حضور لومر در ايران گذشته و بيش از چند نسل عوض شده است اما اگر اين قطعه «به زندان شوشتري» را با كوارتت لومر مقايسه كنيم يك سولوي ويلن در دستگاه شوشتري مي‌شنويم و در اثر لومر هم يك ملودي و زمينه را گوش مي‌دهيم كه شباهت‌هايي با هم دارند.

وي ادامه داد: لومر به اين واسطه يك گويش ايراني را براي كشور به ارمغان آورد كه شنيدار جديدي دارد. او اولين نگارش‌ها را براي موسيقي صورت داد و واسطه كاغذ را براي ما به ارمغان آورد. اينجا واسطه عقل شديدتر است در حالي كه در دوران قبل از لومر واسطه قلبي وجود داشت اما اينجا صوت و تصوير با هم به دست مي‌آيد زيرا ضرورت تاريخي اين گونه ايجاب مي‌كند.

اين مدرس در پايان سخنان خود عنوان كرد: لومر در كار خود تعصب جانبدارانه‌اي نداشت،بلكه آنقدر انعطاف به خرج داد كه هم از ايرانيان بياموزد و هم به آنها آموزش دهد و بنده گواهي مي‌دهم كه لومر وظيفه خود را به خوبي انجام داده است اما آيا ما ايراني‌ها در تداوم آموزش‌هاي لومر وظيفه خود را ايفا كرديم؟

به گزارش ايسنا، در ادامه اين برنامه قطعاتي در چهارگاه و همايون توسط كوارتت ژوآن اجرا شد و سپس علي اكبر شكارچي با موضوع «تطابق آثار نوشته شده آلفرد لومر و رديف موسيقي ايراني» سخنراني كرد.

او گفت: هر اتفاق خاصي كه در جامعه‌اي بيفتد ريشه‌هاي ديگري دارد كه به مرور زمينه تحولات اجتماعي را فراهم مي‌كند. در دوراني كه لومر در ايران زندگي مي‌كرد نيز در دنيا و به ويژه اروپا جنبش‌هاي بسياري حاصل شده بود. لذا دولتمردان ايراني براي عقب نماندن از اين رشد و دگرگوني در عرصه‌هاي مختلف همچون موسيقي اقدامات فراواني انجام دادند. به گفته شكارچي، لومر در دوره‌اي وارد ايران مي‌شود كه انحطاط حكومتي و عقب ماندگي همه جانبه غوغا مي‌كند و در اين دوره همه چيز به طور طبيعي به سمت نو شدن مي‌رود كه اين سرآغاز بهار انقلاب مشروطيت است.

او خاطر نشان كرد: در راس اين انقلاب، اميركبير قرار دارد كه دستور ساخت دارالفنون را مي‌دهد، اما حكومتي كه به انحطاط رسيده در مراسم افتتاح دارالفنون اميركبير را به باغ فين تبعيد و او را مي‌كشد، به همين دليل هم موسيقيداناني كه در خدمت دربار بودند چه به لحاظ فاصله از حكومت و چه به لحاظ شيوه نواختنشان دچار تغيير مي‌شوند.

اين پژوهشگر و نوازنده كمانچه معتقد است: مي‌توان وضعيت مردم ايران را در اين دوره و به واسطه موسيقي آنها احساس كرد. لومر نيز در اين ميان وظيفه دارد به آموزش خواندن و نوشتن موسيقي بپردازد. به همين دليل مردم ما به سرعت و با استعداد و ذوق ايراني نت را فرا مي‌گيرند، اركسترهاي متعددي تشكيل مي‌دهند و حتي لومر اشاره مي‌كند كه در اين زمان ۳۵ ترانه عاميانه را براي پيانو تنظيم مي‌كند.

شكارچي ادامه داد: در كنار فعاليت‌هاي لومر، گروه‌هايي شكل مي‌گيرند كه اين بار در كنار مردم قرار دارند پس در اين عرصه به سادگي نمي‌توان از شكل‌گيري اركستر انجمن اخوت گذشت، زيرا تا قبل از آن چنين وضعيتي فراهم نبود. در حاليكه در اين اركستر برجسته‌ترين موسيقيدانان ايراني حفظ شده و كار مي‌كنند و مي‌توان ديد كه اين چهره‌هاي برجسته چگونه موسيقي ايران را پاس داشتند و به نسل بعد منتقل كردند. او ريشه چنين اتفاقي را در همان جنبشي دانست كه آن زمان در ايران شكل گرفته بود.

اين استاد ادامه داد: چنين فعاليت‌هايي بازتاب آن بود. البته لومر اشاره دارد كه قطعات را به سفارش مظفرالدين شاه ساخته و مورد توجه شاه قرار داشته اما بنده معتقدم كه اين اتفاقات در جهت هم‌سويي همه چيز تغيير مي‌كند.

شكارچي، همچنين در بخش پاياني سخنان خود با ارزيابي قطعات ساخته شده توسط لومرعنوان كرد: كار خلاقانه لومر در نوشتن اين قطعات در نظر گرفتن يك بخش اعلان براي معرفي اثر است كه تحت تاثير موسيقي‌هاي توصيفي و يا اورتورها ساخته شده است و به نوعي اين اعلان‌ها از انسان‌هايي كه همديگر را صدا مي‌كنند و درخواست كمك دارند دور نيست.

به گزارش ايسنا، در بخش پاياني اين كنسرت پژوهشي آموزشي ،سومين كوارتت زهي لامينور اثر شارل گونو توسط كوارتت ژوان نواخته شد.

بنا بر اين گزارش،«آلفرد ژان باتيست لومر فرزند يك پرورش‌دهنده گل در يكي از شهرهاي كوچك شمال فرانسه بود كه در شانزده سالگي به واسطه استعداد و علاقه‌اي كه از خود در موسيقي نشان داد وارد كنسرواتوار پاريس شد.

لومر در سال ۱۸۶۳ پس از فارغ‌التحصيل شدن در نوازندگي فلوت، آهنگسازي و اصول رهبري براي خدمت در دسته موزيك هنگ سربازان زبده‌ي گارد جمهوري فرانسه را براي هفت سال ياد گرفت و در سال ۱۸۶۴ به نيابت رهبري موزيك انتخاب شد.

او در سال ۱۸۶۸ به درخواست دولت ايران و حكم وزير جنگ دولت فرانسه به ايران عازم شد، تا موسيقي نظامي ناصرالدين شاه را سامان بخشد از اين رو تا پايان عمرش در ايران باقي ماند.

مصادف با اولين سفر مظفرالدين شاه به اروپا اولين اشكال نت‌نويسي از رديف موسيقي ايراني نيز به ثبت رسيد و در اين ميان آلفرد لومر به همراهي ارسلان خان ناصرهمايون گوشه‌هايي از دستگاه چهارگاه،‌همايون و ماهور را براي پيانو به شكل يك سوييت تنظيم كرد و آنرا در فرانسه به چاپ رساند. ارزش اين نت‌نگاري هيچ وقت و در هيچ كجا به عنوان برداشتي از موسيقي كلاسيك ايراني مطرح نشد و ويژگي‌هاي آن هيچگاه مورد بررسي قرار نگرفت مگر تا اين اواخر كه فقط نسخه‌اي از آن با اجراي آن به چاپ رسيد.

راه اندازي شعبه موزيك دارالفنون، نوشتن اولين سرود ملي قاجار با عنوان «سلام»،نوشتن قطعاتي چند براي پيانو براساس موسيقي ايراني، انتشار اولين رساله‌هاي تئوري موسيقي و هارموني و هچنين اولين نت‌نويسي از رديف موسيقي ايراني براي پيانو از جمله اقدامات موسيقي او بود كه زير بناي موسيقي آكادميك و نوين ايران را به وجود آورد.»

کتاب سرگذشت موسیقی ایران از روح‌الله خالقی منتشر شد

book-music

کتاب «سرگذشت موسیقی ایران» نوشته‌ی «روح الله خالقی» از سوی موسسه‌ی فرهنگی – هنری ماهور منتشر شد.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی این کتاب مجموعه‌ی سه جلدِ کتاب «سرگذشت موسیقی ایران» است که به‌صورت نسخه‌ی کامل در یک مجلد به همراه شرح و تفسیر عکس‌های موزه‌ی گلستان از موسیقی‌دانان دوره‌ی قاجار نوشته‌ی «ساسان فاطمی» انتشار یافته است.
در خصوص این کتاب نگاشته شده: ارزش این اثر بزرگ که برای شناخت وضعیت موسیقی معاصر ایران، اطلاعات مفیدی در اختیار خواننده قرار می‌دهد بر کسی پوشیده نیست، ویرایش جدید، در عین امانت‌داری و اجتناب از دخل و تصرف و تغییر در متن اصلی، با هدف ارايه‌ی متنی آراسته‌تر و کیفیتی مطلوب‌تر صورت گرفته است تا استفاده از کتاب، هم برای خواننده‌ی معمولی و هم برای پژوهش‌گر با سهولت بیشتری همراه باشد.

آلبوم موسیقی تصنیف‌های دوره‌ی قاجار

nowruzi

آلبوم موسیقی «تصنیف‌های دوره‌ی قاجار» در ۲ سی‌دی از سوی موسسه‌ی فرهنگی- هنری ماهور منتشر شد.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی در این آلبوم که تصنیف‌های خوانده شد توسط «رضاقلی نوروزی» در آن گردآوری شده است، بخشی از موسیقی ایران در دوره‌‌ی قاجار را می‌توان شنید.

آثار نوازندگانی چون «درویش خان»/ تار، «باقرخان»/ کمانچه، «اکبرخان» /قانون، «مشیر همایون»/ پیانو، «حسین‌خان»/ویلن و «اسدالله خان»/سنتور، در کنار تصنیف‌خوانی رضاقلی نوروزی این مجموعه را شکل می‌دهند.

رضاقلى نوروزى شامبياتى (در برخى از منابعى كه اخيراً منتشر شده است رضاقلى نوروزى را همان رضاقلى تجريشى قلمداد كرده‌‏اند) از خوانندگان تصنيف و آواز ضربى و هم‌چنين از نوازندگان تمبك در اواخر دوره‌ی قاجار است. تاريخ تولد او به‌درستى مشخص نيست ولى قرائن حاكى از آن است كه وى در نيمه‌ی قرن سيزدهم يا حدود سال ۱۲۵۰ شمسى به‌دنيا آمده است. او در جوانى به شهربانى راه يافته و از اين‏رو به «رضاقلى‏خان نظميه» نيز مشهور بوده است (مشحون ۶۶۹ :۱۳۷۳).
شخصيت هنرى رضاقلى‏خان در تاريخ موسيقى دوره‏ى قاجار بسيار جالب و درخور توجه است. او از طرفى با موسيقى‏دانان طراز اول زمان خود همچون درويش‏خان (ف . ۱۳۰۵ش) و باقرخان رامشگر و حسين‏خان اسماعيل‏زاده، معاشرت و مراودت داشته و در كنسرت‏هاى انجمن اخوت كه به‏صورت گاردن پارتى در اوائل دوره‏ى مشروطيت به رهبرى درويش‏خان برپا مى‏شد نقش تصنيف‏خوان و نوازنده‏ى تمبك را داشته است (خالقى ۸۲ :۱۳۸۱ ). از طرف ديگر چون امرار معاش او از طريق كار در شهربانى بوده ظاهراً، برخلاف ساير نوازندگان تمبك زمان خود كه شأن اجتماعى پائينى داشته‏اند، از احترام بالايى نزد موسيقى‏دانان برخوردار بوده است. تصاويرى از رضاقلى برجاى مانده كه گوياى آن است كه موسيقى‏دانى خوش‏گذران و خوش‏محضر بوده و اوقات فراغت خود را با نوازندگان اهل حال زمان خود، مانند جهانگيرمراد معروف به حسام‏السلطنه (ف . ۱۳۴۰ش)، به عيش و طرب در باغ و طبيعت و مجالس انس مى‏گذرانده است.
شهرت رضاقلى‏خان عموماً به اجراى تصنيف و آواز ضربى بوده و، از آنجا كه اين نوع خوانندگى عامه‏پسند و مورد توجه زنان بوده است، در حلقه‏ى دوستان و شاگردان او دختران جوانى بوده‏اند كه از شيوه‏ى خوانندگى و معلومات او بهره مى‏برده‏اند؛ از آن جمله مى‏توان به قمرالملوك وزيرى (ف . ۱۳۳۸ش) و بتول پروانه اشاره كرد. قمر در حقيقت پس از آنكه به تهران آمد با رضاقلى‏خان آشنا شد و مدتى نزد او مشق آواز و تصنيف كرد (مشحون ۶۸۸ :۱۳۷۳). تصاويرى نيز از قمر و رضاقلى‏خان باقى مانده كه مبين رابطه‏ى نزديك بين آنهاست. بتول پروانه نيز، چنان‌كه سليمان اميرقاسمى (ف . ۱۳۵۵ش) عنوان كرده، مدتى نزد رضاقلى‏خان به فراگيرى تصنيف و آواز ضربى پرداخته است (همان: ۶۹۰).
از اشخاص ديگرى كه با رضاقلى‏خان رابطه‏اى نزديك داشته‏اند مشيرهمايون شهردار (ف . ۱۳۴۸ش)، پسرخواهر رضاقلى‏خان، بوده است. اين دو به همراه عده‏ى ديگرى از موسيقى‏دانان كه در ادامه درباره‏ى آنها صحبت خواهد شد براى ضبط صفحه به لندن مسافرت كردند.
رضاقلى‏خان در محله‏ى گلوبندك تهران كه اكنون جزو پارك شهر است زندگى مى‏كرده و احتمالاً در نظميه‏ى همين محله هم مشغول به كار بوده است (بديع‏زاده ۱۵۸ :۱۳۸۰). همسر او پرى‏جهان اصانلو خواهر مديرالدوله اصانلو (استاندار كرمانشاه) بود. او از پرى‏جهان‏خانم صاحب پنج فرزند شد. در اين ميان يكى از دخترانش به نام اخترالزمان به عقد جواد بديع‏زاده (ف . ۱۳۵۸ش) درآمد و بدين صورت بين اين دو خواننده‏ى بزرگ نيز وصلت صورت گرفت (همان).
بديع‏زاده در خاطرات خود عنوان مى‏كند كه او تحت تأثير رضاقلى‏خان صفحاتى را در آواز گريلى و رهاب اجرا كرده است (همان) امّا، از آنجا كه رضاقلى بلافاصله بعد از آشنايى بديع‏زاده با دخترش فوت كرده، در خاطرات بديع‏زاده اشاره‏ى زيادى به نام و احوال او نشده است. بديع‏زاده تنها مى‏نويسد: «پدرخانم من، رضاخان، زياد از آواز عارف و اخلاقيات او سخن نمى‏گفت ] …[ من گاهى از رضاقلى‏خان مى‏پرسيدم آواز عارف را شما مى‏پسندى؟ مى‏گفت: چنگى به دل نمى‏زند» (همان: ۷۶). از اين عبارت چنين بر مى‏آيد كه رضاقلى علاقه‏ى چندانى به عارف قزوينى (ف . ۱۳۱۲ش)، كه بدون شك بزرگ‏ترين سراينده‏ى تصنيف زمان خود بوده، نداشته است. از اين رو جاى تعجب هم نيست كه او در صفحات خود تصنيفى از عارف اجرا نكرده است.

رضاقلى نوروزى در سال ۱۳۰۹ شمسى از جهان رخت بربست.