بیورک، بانوی طبیعت و موسیقی

bjork

بیورک گومندسودواتیر(BjörkGuðmundsdóttir) که به علت داشتن نام فامیلی که تلفظ آن برای غیر بومیان ایسلند بسیار سخت است، ترجیح می دهد او را تنها با نام کوچکش صدا بزنند، ۲۱ نوامبر ۱۹۶۵ در ریکیاویک، پایتخت کشور یخ، ایسلند متولد شد.
به گزارش مجله موسیقی ملودی بسیاری فکر می کنند بیورک کار حرفه ای خود در موسیقی را با دِ شوگر کیوبز(The Sugar Cubes)آغاز کرده، در صورتی که بیورک حرفه اش را با انتشار اولین آلبوم انفرادی به نام خودش در سال ۱۹۷۷ و سالها قبل از شکل گیری شوگر کیوبز اغاز کرد. آن زمان او فقط ۱۲ سال داشت و هنگامی که مشغول خواندن یک آهنگ از خواننده ای دیگر در تنها ایستگاه رادیوی موسیقی ایسلند بود، یکی از رابطین یک کمپانی پخش موسیقی، صدای اورا پسندید و با او یک قرار داد امضا کرد که به ضبط و تولید آلبوم «بیورک» در همان سال منتهی شد. این آلبوم مجموعه ای از کاور (خواندن یک خواننده یا گروه دگیر و بعضا ضبط آن به شیوه خود و با اندکی تغییر در آن) آثار هنرمندان دیگر، از جمله ترانه “احمق روی تپه” (The Fool On The Hill) کار مشترک جان لنون و پل مک کارتنی بود.
دِ شوگر کیوبز در سال ۱۹۸۶ شکل گرفت، پس از آن که بیورک۲۱ ساله پس از فارغ التحصیلی از دبیرستان، دوره ای از کار به عنوان موزیسین مهمان در گروه های متعدد و خوانندگی، گروه پست پانک تپی تیکاراس(TappiTikarrass)را پشت سر نهاده بود، شوگر کیوبز هم همین حال و هوای پانک راک را داشت، و البته سبک گروه بیشتر آلترناتیو راک بود تا پانک هرچند المان های پانک را به وضوح داشت. خود بیورک سال گذشته در پروفایل فیس بوکش ضمن انتشار عکسی از خود به همراه سایر اعضای گروه که مثل خودش قبل از پیوستن به گروه اعضای سابق گروه های عمدتا پانک راک بودند، در مورد دوره حضورش در شوگر کیوبز نوشت : “این مردم یک بند طنز به نام دِشوگر کیوبز را به همراه هم تشکیل دادند، جایی که من یک جور خواننده بودم و ما آهنگ های پاپ احمقانه بیرون می دادیم و واقعا مست می شدیم” این اظهار نظر نشان از این دارد که بیورک زیاد از حضورش در این گروه راضی نبوده و نیست. تم اصلی اشعار آهنگ های این گروه که شامل یک خواننده زن (بیورک ) و یک خواننده مرد و ۴ عضو دیگر به عنوان درامر، بیسیست، گیتاریست و کیبوردیست بود، اشعار عاشقانه سطحی و کمی هم اعتراض به اجتماع و سیاست بود. بیورک و بسیاری از اعضای دیگر گروه توانستند به مدد عضویت در این گروه، به شهرتی فراتر از مرزهای ایسلند دست یابند.
melodymagآهنگهای “تولد” (Birthday) و “هیت” (hit)از این گروه توانستند در سالهای ۱۹۸۷ و ۱۹۹۱ به ترتیب به رتبه های دوم و اول جدول برترین اهنگ های ایندی راک بریتانیا دست یابند.
دانه های شکر به علت این که بسیاری از اعضای گروه از جمله بیورک میل به جدایی داشتند، در ۱۹۹۲ متلاشی شدند، بیورک اولین سینگل تِرَک خود را در۱۹۹۳ با عنوان “رفتار انسانی” (Human Behaviour) منتشر کرد، روح اثر هنوز آلترناتیو راک بود که با سازهای الکترونیک تنظیم شده بود. که این آهنگ اولین کار انفرادی وی با کمپانی” یک هندی کوچک” one little Indian بود. کلیپ این اثر توسط میشل گوندری کارگردان فیلم درخشش ابدی یک ذهن پاک (با بازی جیم کری و کیت وینسلت) ساخته شد، ابته آن زمان گوندری هنوز فیلم بلند نساخته بود و بیشتر به عنوان یک فیلم کوتاه ساز آلترناتیو مشهور بود، بعد ها همین کلیپ پایه یکی از فیلم های کوتاهش شد. در این کلیپ از یک خرس غول پیکر اسباب بازی استفاده شده بود، که به گفته خود گوندری و بیورک نماد روابط و رفتار انسانی است!
این همکاری هنوز هم میان این دو در زمینه ساخت کلیپ وجود دارد، بیورک در فیلم مستندی که گوندری در مورد زندگی خودش ساخته است هم حضوری طولانی دارد. برخورد این دو ذهن خلاق و آونت گارد کلیپ هایی خلاقانه را پدید آورده که فقط ساخت و ایده ان از این دو بر می آید، و پر از رویا پردازی و تصاویر شاعرانه ست.
اولین آلبوم شخصی بیورک یک ماه بعد منتشر شد، آلبوم با وجود آوانگارد بودن و البته به مدد کلیپ های خلاقانه گوندری برای ترکهایی چون “رفتار انسانی” به رده بندی ۱۰ آلبوم راک مدرن بریتانیا در سال ۱۹۹۳ راه یافت(رده سوم)، از ترانه “ونوس به عنوان یک پسر” (Venus As a Boy) از این آلبوم به عنوان ساند تراک در فیلم لئون (۱۹۹۴) استفاده شد. همین آلبوم اول نشان دهنده سبک خاص وآوانگارد بیورک بود. در این آلبوم به غیر از سازهای مرسوم سبک راک، از چنگ (هارپ) و تبلا (یک ساز شرقی منسوب به هند) استفاده شد. ساز چنگ تقریبا در همه آلبوم های انفرادی وی و حتی در کنسرت هایش مورد استفاده قرار می گیرد. گاه جایی که میتوان از چلو (ویولن سل)و گاه جایی که می توان از گیتار استفاده کرد. نکته قابل توجه دیگر، همکاری تعداد بالایی از مهندسین صدا با تیم نوازندگان بود، که نشان دهنده علاقه وافر بیورک به ساخت اصوات غیر معمول (که نمی‌توان از ساز خاصی بیرون کشید) و اصوات خاص و افکت های طبیعی و عدم استفاده از سمپلینگ است. چیزی که امروزه به عنوان مشخصه اصلی سبک او شناخته می شود. مهندسین صدا در کنسرت ها و تورهای وی و حتی در روی صحنه او را همراهی می کنند، و نشان دادن چگونگی ساخت افکت توسط آنها جلوی چشمان تماشاگران و عدم ابای بیورک از نمایش آن، نقطه قوت وی محسوب می شود.
bjorkپس از این آلبوم و تا پایان دهه نود، بیورک دو آلبوم دیگر را با نام های “پُست”(Post) و “هموژنیک” (Homogenic) منتشر کرد، همانطور که از کاور آلبوم ها و آرایش چهره و لباس های بیورک (تمامی کاور های آلبوم های بیورک تصویری از خودش است) مشخص بود که وی به سمت استفاده از سازها و المان های موسیقی شرق دور رفته است. بیورک به علت شباهت ظاهری زیاد به شرقیان، آرایش چهره‌اش، استفاده مکرر از سازهای شرقی، برگزاری کنسرت های مکرر در شرق دور بخصوص ژاپن و بازی درفیلم Drawing Restraint 9(2005) به کارگردانی متیو بارنی و درنقش یک مهمان ژاپنی، در شرق دور علی الخصوص کشور ژاپن بسیار محبوب است.
این دو آلبوم آغاز اوج گیری ، طی کردن با سرعت پله های ترقی و مطرح شدن وی به عنوان یک موزیسین آوانگارد و تجربی و یک خواننده سوپرانو با تکنیک منحصر به فردو ادای کلمات پایانی جملات در اکتاو پایین به صورت چند هجایی (غیر از هجاهای معمول کلمات) و همچنین سازنده موسیقی متن فیلم بود. ترک های ارتش من (Army f Me) ، هایپر بالاد (Hyperballad) ،(it’s oh so quiet) ، ایزابل (Isobel) (با ترانه ای با مضمون زنی که با خودش ازدواج کرده!) ، احتمالا ممکنه (Possibly Maybe) ، شکارچی (Hunter) ، یوگا (Joga) (با مضمون عشق به طبیعت)، بچرولت (Bacherolette) ( با مضمون زندگی و رویاهای یک دختر مسن که ازدواج نکرده و از اولین ترانه های وی در حمایت از زنان است)و همه از عشق پرند (All is full of love) (با مضمون عشقی غیر معمول) توانستند به صدرجداول ترکهای مدرن راک کشورهای اروپایی، استرالیا و آمریکا در سال انتشارشان راه یابند. کلیپهای اکثر این ترانه ها توسط کارگردانانی چون میشل گوندری و کریس کانینگهام، از فیلم سازان و کلیپ سازان آوانگارد که عادت به استفاده از جلوه های ويژه کامپیوتری در کارهایشان ندارند و کلیپ ای آنها اکثرا پر هزینه و ساختشان زمان بر است، ساخته شد. مثلا برای کلیپ ترانه همه از عشق پر هستند، دو ربات بر اساس چهره، اندام و حرکات صورت و بدن بیورک ساخته و به حرکت درآورده شدند. این کلیپ دو جایزه موزیک ویدیوی ام. تی .وی در دو بخش بهترین جلوه های ویژه و ویدیوی ساختار شکن برنده شد. یا برای ارتش من یک کامیون ویژه که بیورک آن را در کلیپ می‌راند ساخته شد. برای کلیپ شکارچی، بیورک سر خود را کاملا تراشید و تمام کلیپ کلوزآپ چهره وی مشغول خواندن و در انتها تبدیل به یک شیر شدن (!) بود.
آغاز هزاره سوم، با بازی بیورک در فیلم “رقصنده در تاریکی” (Dancer in the Dark) همراه بود. بیورک به عنوان نقش اصلی در فیلم متفاوت و تلخ لارس فون تریه به بازی پرداخت. سلما جزکوا زنی است در آستانه نابینایی که برای زندگی پسرش سخت مشغول تلاش است و ترانه های بعضا تلخ و گاه شاد می خواند. بیورک مجموعه ترانه ها و آهنگهایی را که برای این فیلم ساخته بود را بعدا در آلبوم “ترانه های سلما” منتشر کرد. بیورک همچنین برای ایفای نقش اول زن این فیلم، برنده جایزه جشنواره فیلم کن و نامزد دریافت گلدن گلوب و اسکار شد.

melodymag

بیورک از آغاز هزاره سوم تا کنون ۴ آلبوم “وسپرتین” (Vespertine) ، “مدولا” (Medulla)، “ولتا” (Volta) و بیوفیلیا (Biophilia) را منتشر نموده است. در این چهار آلبوم وی سعی در استفاده از ساز های سایر نقاط جهان همچون یک ساز افریقایی در ترک “امید” (Hope) از آلبوم ولتا، استفاده از اصوات طبیعی و یا صنعتی و ساخت سازهای خاص برای تولید صداهای مورد نظر توسط تیم مهندسین صدایش (همچون تسلا کویل (Tesla coil) در ترک تاندر بولت از آلبوم آخرش) و به طور کل نزدیک شدن به طبیعت در ترانه ها و موسیقی اش داشته است. همچنان که نام البوم آخر بیوفیلیا، برگرفته از نام یک دره زیبا و خوش آب و هوا در ایسلند است و کاور آلبوم شامل چهره بیورک است که آرایش موها و لباسش را از طبیعت الهام گرفته است و یک سنگ در دست دارد. همچنین در این دوره، وی اظهار نظر هایی را در مورد مسایل سیاسی معاصر در مصاحبه ها، ترانه ها و کنسرت هایش داشته است. همچون اظهار نظر هایش در مورد کوزوو، که به لغو کنسرتش در صربستان منجر شد، و در مورد تبت، استقلال جزایر فارو و گرینلند، که در مشهورترین کنسرتش در لندن، که به همراه ارکستر سمفونیک آن شهر اجرا کرد و درکنسرتهای دیگر، گروه کری متشکل از دختران گرینلندی را همراه داشت. متن ترانه امید، در مورد بمب گذاری های انتحاری است.
به طور کل آنچه بیورک را متمایز می کند، مثبت اندیشی و اینده نگری اش با امید فراوان، هماهنگی فراوان میان صدا، ترانه ها و موسیقی اش که بخش اعظم آن را مدیون مهندسان صدایش است، پرفورمانس های خاص اش همراه با ارایش چهره و لباس پوشیدن خاص و الهام گرفته شده از طبیعت اش(مانند لباس قوی سپیدش که کاملا شبیه به یک قو بود) که تماما توسط خودش طراحی می شوند، همچون یکی از اجراهایش که بدون ساز و با استفاده از اصوات طبیعی ای که از دهان چند انسان عادی که با او اجرا می کرند خارج می شد، است. بیورک یک فعال یونیسف نیز هست که در سال ۲۰۰۴ برای کمک به سونامی زدگان جنوب شرق آسیا، یک تور سراسری برگزار کرد و درآمدش را به‌ آنها اختصاص داد.

  • مسعود تاجیک / مجله موسیقی ملودی

صادرات موسیقی به دنیا – بخش دوم: بیورک

melodymag

در قسمت پیشین خواندیم که برخی از کشورهای کمتر شناخته شده با وسعت کم از نظر جغرافیایی و هم‌چنین حضور نداشتن در عرصه‌های بین‌المللی به همت و مدد هنرمندان موسیقی خود، به جهان شناسانده شده‌اند. در این بخش به کشور ایسلند می‌پردازیم. کشوری بسیار کوچک و سردسیر از شمال قاره اروپا.
۲- ایسلند – بیورک و سیگار روس: نام بیورک و سیگار روس برای آنها که هوادار موسیقی پست راک، تجربی و فیوژن هستند غریبه نیست. بیورک خود به تنهایی سال‌ها با برگزاری کنسرت ها و انتشار آلبوم‌های متعدد و با استفاده از زبان انگلیسی در اشعارش و بازیگری و تهیه موسیقی متن فیلم، در شناساندن کشورش و صادر کردن موسیقی آن به دنیا تلاش کرده است. بیورک چه آن زمان که به عنوان خواننده دِ شوگر کیوبز(The Sugar Cubes) فعالیت می کرد و چه از زمانی که به تنهایی فعالیت می کند سعی درنوآوری دارد. کارهایی چون دست‌کاری در فواصل گامهای سنتی موسیقی راک، نوآوری در شیوه خوانندگی ( آن هم با بالا و پایین کردن گامها)، استفاده از سازهای نا متعارف و ناشناخته و بهره‌گیری از موسیقی محلی نقاط مختلف جهان (آفریقایی، شرق دور، خاورمیانه ای…)، استفاده از اصوات غیر سازی و غیر معمول (مثل صدای بوق کشتی، لوله…) از جمله ابداعات این هنرمند ایسلندی‌اند. وی مبدع پیدایش پست راک و موسیقی تجربی و سبک جدید تری چون «آیسلندیک پست راک» شده است. سبکی که نام کشورش را یدک می کشد. و این یعنی صادر کردن موسیقی.
بیورک با استفاده از مواهب خدادادی چون صدای کودکانه اش، استفاده از آرایش ها و لباسهای نا متعارف، ترانه های با مضمون اجتماعی، سیاسی، ضد جنگ و ساختار شکن و برگزای کنسرت های پر خرج و با دکوراسیون های نامتعارف و نوازندگان متعدد از سراسر جهان و موارد دیگری که در بالا آمد، امروز بی شک یکی از بزرگان موسیقی است که نامش در تاریخ ثبت شده و اگر لا اقل همتراز بزرگانی چون بتهوون، واگنرو باخ نباشد، کمتر از آنها هم نیست. کشوری که طبیعتش به مردم سخت گرفته و فقط سرما و یخ وجود دارد، چیزی بهترو ارزشمند تر از موسیقی بیورک و سیگار روس برای صادر کردن به دنیا، ندارد. به این همه خلاقیت و زرنگی ایسلندی ها که هم فرهنگ شان را صادر کردند و نام کشور کوچک و سردشان را که شاید مشهور ترین چهره غیر موسیقیایی اش فوتبالیستی به نام گودجانسون است و خاکستر آتشفشانش کل اروپا را فلج می کند باید آفرین گفت. آن‌ها کشورشان را به‌وسیله این صادرات، بر سر زبان‌ها انداختند. آن هم با آن فامیلی های سختشان! (بیورک گومندسودواتیر)
در موسیقی بیورک بر خلاف سیگار روس، کمتر از تم های محلی استفاده شده است و شاید با شنیدن موسیقی سیگار روس، بیشتر احساس سرما کنید تا بیورک، آن هم به علت اصرار سیگار روس بر استفاده از تکرار ریتم های طولانی و کم ساز و بیش از حد آلترناتیو بودن است. برخلاف موسیقی بیورک که شلوغ است و گاهی اوقات از چند ساز هم‌زمان در یک گام کوتاه استفاده می کند.
جالب است بدانید بیورک نوازنده قره نیِ قهاری نیز هست.

  • مسعود تاجیک / مجله موسیقی ملودی

بیورک و انیو موریکونه برندگان جایزه‌ موسیقی پولار

bjork

«انیو موریکونه»، آهنگ‌ساز مشهور ایتالیایی و« بیورک» خواننده‌ی به‌نام ایسلندی جایزه موسیقی پولار سال ۲۰۱۰ را از کارل شانزدهم گوستاف، پادشاه سوئد دریافت کردند.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی از خبرآنلاین، روز دوشنبه در مراسمی باشکوه در استکهلم جوایز این دو چهره سرشناس دنیای موسیقی اهدا شد. جایزه نقدی پولار یک میلیون کرون معادل ۱۳۶ هزار دلار است.

بیورک پس از دریافت این جایزه گفت از گرفتن این جایزه به خودش افتخار می‌کند و از قرار گرفتن نامش در کنار نام برندگان دوره‌های پیشین این جایزه چون پینک فلوید و جونی میچل احساس غرور می‌کند.

موریکونه تاکنون بیش از ۴۵۰ موسیقی متن فیلم سینمایی نوشته است که از این میان می‌توان به موسیقی فیلم‌های «خوب، بد و زشت» سرجیو لئونه، «تسخیرناپذیران» برایان دی‌پالما، «سینما پارادیزو» جوزپه تورناتوره و «ماموریت مذهبی» رولند جافی اشاره کرد.

morricone-01

کمیته داوران در مورد موریکونه ۸۱ ساله، گفت:«آهنگ‌ها و تنظیم‌های او هستی ما را یک پله ارتقا داده است، به شکلی که با شنیدن موسیقی‌اش حتی معمولی‌ترین احساساتمان شبیه به صحنه‌ای دراماتیک در فیلمی سینمایی شده است.»

جایزه موسیقی پولار بزرگترین جایزه بین‌المللی موسیقی سوئد محسوب می‌شود. این جایزه سالانه به یک چهره از دنیای موسیقی پاپ و یک چهره از دنیای موسیقی کلاسیک تعلق می‌گیرد.

گفتنی است این جایزه در سال ۱۹۸۹ توسط استیگ اندرسون، مدیر گروه آبا، گروه موسیقی افسانه‌ای سوئد تاسیس شده است.

  • آسوشیتدپرس