عکس‌های اجرای گروه رستاک در سی‌امین جشنواره موسیقی فجر -۲

[imagebrowser id=196]

گروه رستاک در سی‌امین جشنواره بین‌المللی موسیقی فجر در تالار وحدت به روی صحنه رفت. قطعات بوشهری، گیلکی و قشقایی از جمله قطعات شنیده شده این گروه بود که همزمان با اجرا استقبال گسترده مخاطبان را در پی داشت. هم‌چنین گروه رستاک قطعات شیرازی، مازندرانی و بندرعباس را به عنوان قطعه جدید در این کنسرت اجرا کرد.

بخش اول عکس‌ها را در اینجا ببینید.

برای ارتباط و درخواست همکاری با عکاس، اینجا را ببینید.

[nggallery id=196]

نقدی بر اثر جدید گروه رستاک؛ سرنای نوروز

melodymag

سرنای نوروز اثر جدید گروه رستاک است که پیش از نوروز ۹۲ در بازارهای موسیقی کشور منتشر شد. «رضا عابدیان» نوازنده کمانچه سابق این گروه، نقدی را در مورد آلبوم سرنای نوروز نگاشته که با هم آن‌را در مجله موسیقی ملودی می‌خوانیم:

«به نظرم هر نقدی را باید متناسب با معیار و مقیاسی نوشت. میزان ادعا را سنجید و اعتبار نقد را مخدوش نکرد. دیدگاههای منتقدانه در ایران معمولا با خصومت های شخصی ویا احساسات مثبت نویسنده توامان شده؛ هجونامه ای می شود و یا یک مدیحه سرایی. نخست بگویم که من از قدمای رستاک بوده ام؛ اینک روبروی آن نشسته ام و قصد ارزیابیش را دارم. امیدوارم نه هجوی بنویسم و نه مدحی بلکه اعتبار نوشته ام در حقیقت سخنم نهفته باشد نه در واقعیت روزهای سخت زندگی ام.»
۱-بیشترین نقد رستاک از جانب دوستانی است که در ژانر سنتی کار می کنند. نقد آنها دو موضوع اصلی دارد: یکی اینکه رستاکیان موسیقی را اسباب درآمد و ثروت اندوزی خود کرده اند و دوم اینکه موسیقی رستاک بازاری است و شعور مخاطب را نادیده می گیرد.در واقع این افراد درست همان چیزهایی که خود به آن نرسیده اند را اصل و اساس نقدشان قرار داده اند.یکی اینکه هیچگاه نتوانسته اند موسس و یا نوازنده گروهی باشند با یک بستر؛ چارچوب و قوانینی ( حتی غلط )برای در آمدزایی و تامین هزینه ها . دوم اینکه کارکرد شورآفرینی در موسیقی بعنوان یک هنر مستقل ونه زیر مجموعه شعر و ادبیات ؛ بسیار بالاتر از شعور آفرینی است.اگر بپذیریم که هر کنش روحی ( از جمله شور؛ شوق و تهییج احساسات) از خلال تجربیات و آگاهی ما (شعور) می گذرد ؛ از آنجا که این آگاهی و تجربه آن هم در عصر حاضر؛ لحظه به لحظه در حال افزایش است پس مخاطب رستاک نیز مستثنا از این قضیه نیست.البته به جز برخی هنروران موسیقی سنتی ایران ؛ کمتر موزیسینی بصورتی واضح چنین ادعایی دارد که با موسیقی خود شعور مخاطب را افزوده است.
۲- واقعیت این است که روند موسیقی سنتی بعد از یک دوران طلایی بیشتر دچار نشیب شده تا فراز و نشانه های این افت فراوان است.مخاطب این موسیقی ملودی های ماندگاری نمی شنود که بخواهد زمزمه شان کند.گروه های مجری این موسیقی نیز با تلفیق و یا گاه کشاندن هنرپیشگان سینما بر روی صحنه ؛ در کنار خود؛سعی در جذاب جلوه دادن کارشان داشته اند.این ژانر موسیقی از توده مردم فاصله گرفته و به دوران جنینی خود ؛ زمانی که به دربار و طبقه مرفه تعلق داشته برمیگردد اما این بار درباری نیست تا پذیرایشان باشد و حتی طبقه مرفه نیز وضعیت شنیداری خود را تغییر داده است.میزان فردیت و تک محوری بودن افراد و نظرهای افراطی شان موجبات تلاشی و از بین رفتن حرکات موثر این موزیک شده است.شاید حقیقت این موسیقی بسیار با واقعیت امروزی آن متفاوت باشد.
۳-در رستاک ؛افرادی برخاسته از این ژانر موسیقیایی با سازهای سنتی و محلی ؛ متنی دیگر را قرائت کرده اند.آنها موسیقی محلی و نواحی ایران را دستمایه تولیدات خود قرار داده اند.طبیعی است که افراد متوهمی که خود را متصدی موسیقی محلی می دانند بیقرار شده و از این وضعیت ناخرسندند.موسیقی محلی میراث فرهنگی مردم است و کسی نمی تواند ادعای مالکیت آن را داشته باشد.نقد این عزیزان این است که قرائت رستاک از موسیقی نواحی ؛بدعت و یا دستکاری در این ژانر کهن است و تولید و بازروایی رستاک را فاقد ارزش قلمداد می کنند.من به عنوان یکی از اعضاء اصلی و قدیمی این گروه, اذعان دارم که در تمرینات اعضاء اصلی سالها طول کشیده تا نوازندگان به تاویل های مشترک و یکسان از یک قطعه برسند و همگی شان می دانند که ممکن است این برداشت برداشت اصیلی از اصل قطعه نباشد. بعبارتی رستاک به زبان خود قطعه ای را دوباره بازنمایی و بازروایی می کند.

حال با توجه به این سه نکته ؛ به مواردی نیز اشاره می کنم که در مورد کار سوم رستاک از آن بیمناکم و امیدوارم دوستان و همکاران سابقم پذیرایشان باشند :
۱- همه گروههای آرتیستیک و هنری در جهان در کستینگ خود فاصله ای را با مخاطب خود حفظ میکنند که موجب سلامت و ثبات ذهنی شان خواهد بود.اجراهای زیاد ؛ همایشی و مناسبتی ؛ همسو کردن بینش زیباشناسانه با خواسته های عوامانه مخاطب ؛ موجبات نزول شاءن هنریشان خواهد بود.رگه هایی از این تذکار در سرنای نوروز مشاهده می شود.
۲- زمان طولانی قطعات گاهی موجب کلافگی مخاطب شده است.هللیوسا در قطعه بندری در میانه ترانه صیادها و خیام خوانی جدای از تذکار قبلی ؛ گویا تنها برای طولانی کردن اثر ؛ افزوده شده است.
۳- هارمونیزاسیون و کنترپوآنتیک کردن ملودیهای محلی هر چند جذاب بوده و هست اما پیچیده کردن تمهای محلی که در این اثر به اوج خود رسیده است؛گویا مخاطب را در تعقیب خطوط موسیقی سردرگم می سازد.در اجراهای صحنه ای این آثار دوستانی گله مند بودند که این موسیقی و زحمتی که برای آن کشیده شده در میان همراهی هواداران و هیاهوی آنان گم شده و چیزی از ظرافت های آن شنیده نمی شود.

melodymag

۴- زمانی یکی از اساتید موسیقی سنتی اظهار داشته بودند که اگر با نوازندگان چهارراه سیروس هم کنسرت بدهند باز هم مورد استقبال قرار خواهند گرفت.یکی از بزرگان رستاک نیز بهنگام جداییم از رستاک جمله ای به این مضمون فرمودند که رفتن یا نرفتن تو اثری در رستاک ندارد چرا که رستاک به یک جریان تبدیل شده است. قطعا اعضا اصلی به اهمیت حفظ بقیه اعضاء قدیمی و اهمیت کار گروهی واقفند چرا که بارها و بارها در مصاحبه های سرپرست محترم گروه نیز به این نکته اذعان شده است. لذا امیدوارم دوستانم بیش از پیش خود را در معرض نقد قرارداده ؛نصیحت مشفقانه بزرگان و اهالی موسیقیایی کشور را دستمایه ارتقاء کیفی تولیدات خود قرار دهند تا همچنان بعنوان یک جریان مثبت موسیقیایی پلی باشند بین مخاطب و موسیقی نواحی. همانند سازی همدلانه از سوی مخاطبین آنچنان مجذوبشان می کند که داوری نقادانه را ناممکن می سازد از طرفی رویکرد صرف عقلایی و فاصله دار نیز ممکن است درک احساسی موسیقی را با دشواری روبرو کند.در رستاک دو نفر به شدت توانایی فاصله گرفتن و نقد از بیرون را دارند که وجودشان برای گروه مغتنم است.سیامک سپهری و پیران مهاجری.پس چه خوب می شود اگر این نقد ابتدا با قوتی بیشتر بصورت درون گروهی انجام شود و همه جانبه به سمت همه اعضا تسری یابد.

۵- گلن گولد کانادایی نوازنده بزرگ پیانو؛ در سن ۳۱ سالگی از کنسرت و صحنه کناره گیری کرد. او کف زدن در کنسرتها را محکوم کرده و مدعی بود که شنونده در خانه با تنظیم پیچ های دستگاه پخش خود؛ توان افزایش درک و لذت تجربه موسیقیایی خود را داراست. بدیهی است که ممکن است افرادی هیچ شباهتی بین صداهای اجرا؛ صحنه ای و فیلم ضبط شده نبینند اما این نباید بهانه ای باشد برای اینکه کیفیت صدابرداری کنسرت های رستاک در طول این سالها تغییر محسوسی نکند پس اگر هنگام تنظیم قطعات برای تعدد خطوط هارمونیک و کنترپوانتیک؛ کثرت هم آوایی توام با کوبش سازهای متعدد کوبه ای سقفی در نظر گرفته شود کار بیهوده ای نخواهد بود. دوستان حتما می دانند که کیفیت اجراء قطعه بندری بر روی صحنه چونان همهمه ای گنگ در میان هیاهوی هوادران است.
۶-در اجرای موسیقی کرمانجی و برخورد با آن اتفاق رستاکی نیفتاد.در همه اقوام من نواهایی انتخاب شده بودند که آگاهی همگان از آنها همدلی را تداوم و به همنوایی مخاطب ثباتی می بخشید و ضمن آن نمونه تازه ای از تجربه مشترک می آفرید.در اغلب آثار رستاک این خصوصیت وجود دارد اما در قطعه کرمانجی چنین حسی برای من بوجود نیامد.
۷-استقبال ؛هیاهو و تشویق حضار در سالن های کنسرت گاه نه بدلیل مرغوبیت اثر و یا جریان ساز بودن و تحلیل کار بلکه ناشی از دیدار هنرمندان اثر و اکت های آنان بهنگام اجراست. آنتونی استور در کتاب موسیقی ذهن و بدن می نویسد: تردیدی نیست که برای بسیاری از مردم تماشای حرکات موسیقی دانان در طول اجرای زنده اثر دلیل مهم رفتن به کنسرت ها در برابر گوش دادن به موسیقی در خانه است.این درست است اما برخی از فیگورهای دوستان نوازنده؛ تصنعی و افراطی و تکراری به نظر می رسد.
۸-گلیساندوهای عود و تارها در چندین قطعه مکررا اتفاق افتاده و فانتزی ایجاد شده را بی مزه کرده است. همچنین نحوه حضور اساتید موسیقی نواحی در مستند های فیلم بعد از دو سال بسیار پیش پا افتاده و نخ نما شده بود.
۹- نامگذاری کار گویا با عجله و یا بدون وسواس صورت گرفته است.رنگواره های کهن ؛ همه اقوام من؛ ناگهان ختم شدند به یک ترکیب سهل و ممتنع و سردستی.
۱۰- رستاک می داند که موسیقی محلی ایران تنها در شادی و هلهله خلاصه نمی شود.شادی و شور و برانگیختگی هیچ بد نیست کما اینکه برای برخی از مردم ما شفا هم هست اما در نبود غم ؛ شادی کرخ کننده و بیمار گونه جلوه می کند.آدرنو موسیقی را بازتاب مکانیکی احوالات اجتماعی نمی داند.من هم بر همین باورم اما وجود قطعاتی چون قطعه بختیاری در این آلبوم بسیار شنیدنی ترش می ساخت و کلیت فضا را حقیقی تر جلوه می داد.به شکلی که برخی این داعیه را نداشته باشند که گویی اینان به قصد تجارت آمده و فقط سعی در فروش کالایی بنام شور کاذب را دارند.

در پایان خوب است به تذکر دوستانی که نگارش این سطور را در آینده بهانه ای برای ره یافت دوباره من به گروه می دانند اشاره و در جوابشان به این بیت بسنده می کنم:
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
از گوشه‌ی بامی که پریدیم ، پریدیم !
این درست است که در طول سالها فعالیت رستاک افرادی به آن پیوسته و از آن جدا شده اند ؛هر دو طرف چونان پیکری زنده که گاهی خود را تکانده و تجدید قوا کرده . بی شک استفاده از تجربیات دو طرف و تعامل آنها کارساز خواهد بود.نوشتن این سطور در وهله اول پاسخی بود به دوستان هنرمند عزیزی که در نقد رستاک بیشتر از آنچه که خود رستاکیان ادعای آن را دارند زیاده روی می کنند و در نوبت دیگر یادآوری دلسوزانه مواردی بود از آنکه مدت طولانی از زندگیش را برای گروه صرف کرد از همه دوستانش در رستاک آموخت و مطمئنا چیزهایی نه چندان بدی در رستاک به یادگار گذاشت.

  • رضا عابدیان /اسفند ماه ۹۱

عکس‌های کنسرت گروه رستاک در تالار وحدت – بهمن ۱۳۹۱

[imagebrowser id=175]

گروه رستاک در بخش موسیقی نواحی بیست و هشتمین جشنواره موسیقی فجر که از ۲۵ بهمن تا اول اسفند ۱۳۹۱ در تهران و چهار استان دیگر برگزار می‌شود به روی صحنه رفت. این کنسرت در روز ۲۸ بهمن ۱۳۹۱ در ساعت ۱۸:۳۰ در تالار وحدت تهران اجرا شد. گروه رستاک به سرپرستی «سیامک سپهری» با قطعات جدید، اعضای جدید و تنظیم به روزتر آهنگ‌های آلبوم قبلی خود این کنسرت را اجرا کردند. بهزاد و فرزاد مرادی نیز خوانندگی قطعات را برعهده داشتند.

[nggallery id=175]

روایت استاد زرین‌کلک از کنسرت گروه رستاک

melodymag

به همت و دعوت دوستی که ذائقه مرا می‌شناسد و علاقه مرا به خودش، به آخرین اجرای کنسرت گروه موسیقی «رستاک» در پای درازترین مناره کشور –برج میلاد – رفتیم و ساعتی، دو گوش را به نوای موسیقی و صدای ۲۰ جوان و چهار پیش‌کسوت محلی مهمان کردیم.

برنامه عبارت بود از اجرای موسیقی‌های گزیده از ۹ قوم ایرانی به شرحی که در بروشور آن آمده‌است: لا کو دانه(لری)، رعنا (گیلکی)، بلال (بختیاری)، هلهله(قشقایی)، گل‌گل(بیا‌بیا، آذری)، سوزله(کردی)، لیلا(خراسانی)، گل‌آقا(مازندرانی) و حیران(بلوچی).

سالن نمی‌دانم چند نفر بود، اما هرم و حرارتی که از آن برمی‌خاست حکایت از چندهزار نفر می‌کرد و حق را، این فرزندان جوان ملت که هیچ یک بالاتر از ۳۰ سال نداشت، هر کدام یک، دو، سه، چهار، پنج و شش ساز را به نوبت می‌خواست و سه تاشان به نوبت و با گویش‌های ۹گانه آواهای محلی را خواندند. ۲۰ نفر که خواندند-۱۶ نوازنده و چهار خواننده کر – و سه پیش‌کسوت محلی گیلک، تربت جامی و بلوچ خواندند و نواختند و عاشقی از آذرآبادگان عاشیقی نواخت.

توصیف موسیقی را تنها موسیقی می‌تواند و من نه بر سر آنم که وصف کنم؛ حالی را که هیات خوانندگان و نوازندگان به مشتاقان حاضر دادند یا حالی که اینان از آنان دریافت کردند. حقیقتا همه‌ی قطعات اجراشده بر دل‌ها نشست و نشانه‌اش همان همراهی تقریبا دائمی و بی‌وقفه و هلهله و هورا و تشویق‌های دلدادگانِ حاضر بود و هجوم حجیم امواج غریو و هلهله‌ی شنوندگان که مثل دریایی ناآرام، دائم در تلاطم شاد خود، پاسخ صحنه را می‌دادند.

melodymag

شاید در خوابی خوش از نوازش آواها و گویش‌ها بودم؛ آرام‌آرام نکته‌ی تازه‌ای در ذهنم نشست و از آن پس دیگر دست از دامن دلم برنداشت… تا آخر و تا همین حالا – نصف شب- که دارم آن نکته را برای شما بازگو می‌کنم.

آن نکته، اساسا نه اجرا بود، نه صدا و نه ساز. آن چیزی که مرا از خود برده بود، نه سالن و نه شهرداری نه ارشاد و… بود، بلکه چیز دیگر در کار بود. چیزی بسیاربسیار فراتر و بزرگ‌تر از تنبک و قیچک و تنبور و سنتور و دف و قانون و سازها و نوازندگان آن‌ها.

آن چیز، رنگین‌کمانی بود که از شمال خراسان و مازندران برخاسته بود؛ از لرستان و کردستان و قشقایی گذشته و در ساحل خلیج فارس و بلوچستان فرود آمده بود! رنگ سبزش را از گیلان گرفته بود و زورش را از البرز، بنفش‌اش را از زاگرس و آبی‌اش را از تنب بزرگ و کوچک.

ارزیابی موزیک نوازندگان و سازها و اجراها و صداها و گویش‌ها را به اهل این اقالیم و مفاهیم می‌گذارم و به نکته‌ای می‌پردازم که در خلال نیوشیدن آن اصوات رنگین و شادی‌آفرین دل و ذهن مرا پر کرده بود.

فکر می‌کردم آن‌چه ارزش حقیقی و واقعی این کنسرت است و رای خوانندگان و نوازندگان و سازها و… چیزی است که همه آن‌ها را به هم پیوند می‌دهد و آن سرزمین یگانه‌ای است که این همه را در دامن خود پرورده است و آن چیزی که این همه غریو و هلهله و شادی را می‌آفریند، یگانگی و هم‌خوانی و هم‌نوایی این همه تنوع است.

  • دکتر نورالدین زرین‌کلک

آلبوم جدید گروه رستاک در دست تهیه است

rastak-esfand5

سرپرست گروه رستاک از انتشار آلبوم جدید این گروه خبر داد.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی «سیامک سپهری» سرپرست گروه رستاک و نوازنده‌ی تار با اعلام این خبر گفت: این آلبوم در حال حاضر در مرحله ساخت و تنظیم قرار دارد و قطعات هنوز کامل نشده اند پس از آماده شدن آن ها ضبط آلبوم انجام می شود. قطعات به صورت فولکلور است یعنی سالیان سال خوانده و اجرا شده است و از فیلتر زمان و اشخاص زیادی گذشته است و آن چیزی که ما در حال حاضر داریم ساخته و پرداخته یک ذهن یا فرد خاصی نیست، یک جامعه فرهنگی و یک اجتماع این قطعات را شکل داده اند.
وی با بیان این‌که آلبوم جدید به موسیقی مناطق دیگری از کشورمان پرداخته است افزود: این کار به قدری حواشی و امکانات زیادی می خواهد که نمی شود زمان مشخصی برای انتشار آن تعیین کرد ولی تلاش ما این است که تا پایان سال وارد بازار شود یا پاییز یا زمستان کار آماده شود. هنوز نامی برای این آلبوم در نظر گرفته نشده است.

بر اساس این گزارش سیامک سپهری در گفت‌و گو با خبرگزاری سینما اعلام کرد: در حال حاضر گروه مشغول آماده کردن آلبوم جدید خود بوده و باید عنوان کنم که تا اینجا آماده سازی سه تا چهار قطعه از موسیقی ها آماده شده است و به زودی ضبط آن ها را هم آغاز خواهیم کرد. این آلبوم نیز با همان محوریت موسیقی اقوام کار شده است اما سعی مان بر این است که این مجموعه به چند منطقه دیگر هم بپردازد.

وی افزود: به جز تنظیم ها که به فراخور هر قطعه و منطقه ای تغییر می کند تفاوت اصلی این آلبوم با کار قبلی مان در مناطقی است که به آن پرداخته می شود. ما در این مجموعه تا به امروز به مناطقی مثل مازندران، جنوب ایران، بوشه، موسیقی قشقایی و موسیقی فارس پرداخته ایم و احتمالا سه منطقه دیگر هم وجود دارد که هنوز خیلی قطعی نشده است.دیگر تفاوت این البوم با کار قبلی در این است که احتمالا در شکل تدریجی این آلبوم تغییراتی ایجاد می شود.
گروه رستاک تاکنون دو آلبوم «رنگواره‌های کهن» و «همه‌ی اقوام من» را وارد بازار موسیقی کرده است.

کنسرت گروه رستاک در تهران، کرمان و ارومیه

rastak-03

گروه رستاک علاوه بر تهران در کرمان و ارومیه نیز کنسرت برگزار می‌کند.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی به نقل از خبرآنلاین، سیامک سپهری سرپرست گروه رستاک درباره اجرای کنسرت در تهران و شهرهای دیگر، گفت: «بنا بود قبل از انتشار آلبوم جدیدمان در تهران کنسرت نداشته باشیم، اما تغییراتی از لحاظ صوتی ایجاد کرده‌ایم و می‌خواستیم ببینیم چگونه است.»

او ادامه داد: «گروه رستاک ۲۹ تیرماه در برج میلاد در یک شب دو اجرا خواهد داشت و همچنین برگزاری کنسرت در ارومیه در ۲۳ و ۲۴ تیر ماه قطعی شده و بعد از آن نیز اوایل مردادماه در کرمان کنسرت دیگری خواهیم داشت.»

گروه رستاک که بیش از ۱۵ سال است در عرصه موسیقی کشور فعالیت می‌کند، با بازخوانی موسیقی سنتی ایران به شیوه‌ جدید، کاری نو در این عرصه انجام داد و طرفداران زیادی را به دست آورد.

این گروه خواندن آهنگ‌های لری، کردی، آذری، گیلکی، بلوچی و بختیاری را در کارنامه دارد.

اعضای گروه رستاک از شکل‌گیری آهنگ‌هایشان می‌گویند

rastak-esfand5

اعضای گروه «رستاک» با حضور در کافه خبر درباره شکل‌گیری قطعات مختلف در این گروه و رویکرد به موسیقی نواحی سخن گفتند.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی به نقل از خبرآنلاین در این نشست سیامک سپهری سرپرست گروه، فرزاد و بهزاد مرادی خوانندگان، رضا عابدیان نوازنده و یاور احمدی‌فر نوازنده به سئوالات مربوط به فعالیت‌های گروه پاسخ دادند.

سیامک سپهری در ابتدای این جلسه درباره ایده پرداختن به موسیقی نواحی در گروه «رستاک» گفت: «فعالیت گروه بر مبنای جمعی که در آن هستند تعریف شده است. من به واسطه برخوردی که با موسیقی نواحی پیدا کردم موضوع پرداخت به این نوع موسیقی برایم جذاب شد و به مرور کار کردن بر پایه این موسیقی برایم هیجان‌انگیز شد.»
rastak-esfand5

او ادامه داد: «قرار گرفتن در کنار دوستانی چون رضا، فرزاد و بهزاد و سایر بچه‌ها که برخی در فرهنگ‌های خاص رشد پیدا کرده بودند، موجب شد کار ما بیشتر متوجه موسیقی محلی باشد. این چندگونگی فرهنگی موجود در «رستاک» از ابتدا کمک کرد خیلی جدی و با نگاهی جامع به موضوع موسیقی محلی بپردازیم.»

بهزاد مرادی درباره پژوهش‌هایی که برای نزدیکی گویش خوانندگان به زبان اصلی صورت گرفته، گفت: «جریان ساخت یک قطعه در «رستاک» چنین است که ابتدا با اساتید در مورد قطعات صحبت می‌کنیم و بعد سراغ منابع شنیداری می‌رویم و تلاش می‌کنیم نوع نواختن ساز‌ها تا گویش و لهجه همگی نزدیک به اصل کار در مناطق باشد. ما در جریان تحقیقات برای شکل‌دهی کارها از همه نوع اطلاعات استفاده می‌کنیم.»

فرزاد مرادی نیز در این زمینه اظهار داشت: «چیزی که در این آلبوم توجه‌ها را به خود جلب کرد نوع گویش بود، اما سخت‌تر از بیان درست کلمات به گویش‌های مختلف، آهنگسازی درست آن است. ما برای رسیدن به این فضا موسیقی نواحی مختلف را بارها گوش دادیم تا به فضای موجود در آن مناطق نزدیک شویم.»
rastak-esfand5

عابدیان نیز در مورد نواختن قطعه‌های مختلف گفت: «قبل از بازسازی قطعه‌ها در «رستاک» کار پژوهشی روی آن صورت می‌گیرد. ممکن است یک ساز در نواحی مختلف کشور ما مورد استفاده قرار بگیرد. ما این را درک می‌کنیم که کمانچه مازندران و لرستان متفاوت از هم است، تلاش می‌کنیم با همین ساز خودمان این تفاوت را به وجود بیاوریم.»

او در مورد واکنش‌های مخاطبان نسبت به نتایج کار این گروه گفت: «من ایمیل‌های دریافتی گروه را مشاهده می‌کنم و با نمونه‌ای مواجه نشده‌ام که بگویند این قطعه را اشتباه زده‌اید. البته در مورد برخی کلمات نظراتی داده می‌شود، اما در مقابل بسیاری هم از نتیجه کار اظهار رضایت می‌کنند.»

احمدی‌فر درباره انتشار کلیپ‌های قطعات «رستاک» گفت: «قبلا تجربه‌هایی در این زمینه وجود داشت، اما ما سعی کردیم تجربه‌ای نسبتا متفاوت داشته باشیم. در دوران کنونی بهتر است از همه جنبه‌های مختلف برای عرضه آثار استفاده کرد و یکی از روش‌های آن کار تصویری است که ما در مورد قطعات این گروه از امکان ساخت کلیپ بهره بردیم.»