مراسم بزرگداشت استاد «حسن کسایی» برگزار شد

melodymag

مراسم گرامی داشت یاد و خاطره زنده یاد استاد حسن کسایی با نی نوازی شور انگیز منوچهر غیوری حضور دوستداران استاد کسایی و البته در غیاب اهالی و اساتید موسیقی در خانه هنرمندان ایران برگزار شد.

به گزارش مجله موسیقی ملودی از پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران، در این مراسم که عصر پنجشنبه ۵ مرداد ماه جاری به همت خانه موسیقی و خانه هنرمندان ایران ترتیب داده شده بود هر چند بسیاری از دوستداران استاد کسایی حضور داشتند اما به جز تعداد انگشت شماری از اهالی موسیقی جای سایر هنرمندان این عرصه در این مراسم خالی بود.

این مراسم از ساعت ۱۸ و با پخش فیلم کوتاهی از تک نوازی استاد کسایی در سال های جوانی اش برای حاضران آغاز شد؛ پس از این بخش سهیل محمودی به عنوان یکی از اهالی هنر که مجری گری این برنامه را نیز بر عهده داشت پشت تریبون قرار گرفت و سخنان خود را با قرائت این شعر از مولانا شروع کرد: بشنو این نی چون حکایت می کند/ از جدایی ها شکایت می کند.

سهیل محمودی در ادامه افزود: در عالم هنر معمولا به این صورت است که در هر مقطع تاریخی یک نفر گوی سبقت را از سایرین می رباید و در قله آن هنر قرار می گیرد. در موسیقی معاصر کشورمان دو چهره بسیار برجسته را شاهد بودیم که یکی جلیل شهناز و دیگری استاد حسن کسایی است.

این شاعر همچنین گفت: تمامی نی نوازانی که پس از استاد کسایی پا به این عرصه گذاشتند همگی تحت تاثیر او بودند و این نشان دهنده میزان تاثیر گذاری این هنرمند بوده است.

در بخش بعدی این مراسم حمیدرضا نوربخش به عنوان سخنران و نماینده خانه موسیقی پشت تریبون قرار گرفت و گفت: من از زاویه آواز درباره استاد کسایی لازم می دانم نکاتی را عنوان کنم؛ چرا که نوازندگی استاد کسایی پایه و اساسی آوازی داشت.

نوربخش در ادامه افزود: ما دو نوع نوازنده در موسیقی ایرانی داریم؛ دسته اول کسانی هستند که نگاه و تفکرشان در نوازندگی کاملا آوازی است؛ و دسته دوم گروهی هستند که نوع نگاه و تفکرشان در نوازندگی بر پایه و اساس آواز است. در واقع از آنجا که موسیقی ایرانی به شکل گسست ناپذیری با آواز گره خورده است نوع نگاه آنها نیز از این پیوند نشات گرفته است. استاد کسایی جزو این دسته دوم بود.

این خواننده در ادامه افزود: ساز استاد کسایی بیانی آوازی داشت. همین قطعه ای که در ابتدای مراسم پخش شد گواه همین موضوع است. یعنی در زمان نوازندگی از جملات آوازی استفاده می کرد و جوری می نواخت که آدم گمان می کرد ایشان شعری را در ذهن دارد و آن شعر را می نوازد. البته کسایی به شکل بسیار قابل توجهی بر ادبیات و شعر اشراف کامل و مثال زدنی داشت. حتی در زمان سخن گفتنش در محافل بیش از دو سوم کلامش را شعر تشکیل می داد.

وی تصریح کرد: موسیقی ایرانی بنیادش آواز است اما متاسفانه امروز نسل جدید نوازندگان موسیقی ایرانی کمتر به این موضوع توجه می کنند.

این عضو خانه موسیقی همچنین تصریح کرد: استاد کسایی از دوران کودکی به آواز علاقه زیادی داشت و در همان زمان نیز نزد اساتید آواز تعلیم می دید؛ اما در دوره پس از بلوغ، به دلیل تغییراتی که در تارهای صوتی ایشان به وجود آمد صدایشان آنگونه که خود می پسندید نشد؛ از این رو به سمت نوازندگی ساز نی آمد و به سرعت آن نبوغ موسیقایی شان شکوفا شد و تا آنجا پیش رفت که این ساز را جهانی کرد.

به خاطر دارم در سال ۱۳۵۹ منزل آقای محمد موسوی بودیم و استاد کسایی تعریف می کرد و می گفت«در همان سال های اول تاسیس رادیو، زمانی که مشیر همایون شهردار رئیس رادیو بود برای اجرا قرار بود به رادیو بروم. مشیر همایون وقتی مرا دید پرسید چه می خواهی بزنی؟ من جواب دادم می خواهم نی بزنم. مشیر همایون شهردار قیافه اش را طور کرد که یعنی مگر با نی هم می توان تکنوازی کرد و بعد گفت خوب حالا چیزی برای ما بنواز. من هم پاسخ دادم آقای صبا به من گفته اند امشب به جای ایشان در رادیو تکنوازی کنم؛ امشب می توانید ساز مرا بشنوید.

حمیدرضا نوربخش ادامه داد: منظورم از تعریف این خاطره این بود که بگویم در زمان جوانی استاد کسایی، حتی اهالی موسیقی نیز جایگاه ویژه ای برای ساز نی قائل نبودند و تلاش های استاد کسایی بود که باعث شد ساز نی نه تنها جایگاه خاصی در موسیقی ایرانی پیدا کند بلکه وجه ای جهانی نیز بیابد.

این خواننده در ادامه افزود: کسانی که دارای نبوغ ذاتی هستند در هر مسیری گام بگذارند سر آمد می شوند؛ استاد کسایی علاوه بر ساز نی، وقتی در سه تار دست به نوازندگی می زد پس از چند مضراب حال شنونده را دگرگون می کرد. حتی زمانی که شروع به خواندن می کرد تاثیر عمیقی بر روح و جان آدم می گذاشت.

سهیل محمودی پس از سخنان نوربخش در تایید سخنان او ضمن ذکر خاطره ای گفت: از خانم فاضل عراقی همسر استاد مهدی خالدی شنیدم وقتی خالدی می خواسته در رادیو ویلن را به صورت تکنوازی بنوازند شعری از حافظ و یا سعدی را روی پایه نت قرار می داد و مدام به آن نگاه می کرد. در واقع همانطور که نوربخش گفت موسیقی ما بسیار به ادبیات گره خورده است و به نوعی آوازی است.

در ادامه برنامه گروه نقش به سرپرستی امیر شریفی(نوازنده سه تار) به روی صحنه آمد و با همکاری مهدی امامی(خواننده)، حسین خوشچهره(نی) و رامین علیپور(تنبک) قطعاتی را در آواز دشتی برای حاضران اجرا کردند.

در بخش پایانی این مراسم منوچهر غیوری که بیش از ۴۰ سال به عنوان شاگر و همراه استاد کسایی با او حشر و نشر داشت به روی صحنه آمد و سخنان خود را با این شعر آغاز کرد: هر لحظه دهند خبر از مردن یاری/ من مانده ام اما به چه کاری.

منوچهر غیوری در ادامه افزود: در این مدت بسیاری درباره استاد کسایی و توانایی های او سخن گفتند؛ البته برخی ها هم بودند که بی انصافی کردند و ایرادهای بسیاری به استاد کسایی گرفتند؛ در پاسخ این افراد فقط باید بگویم کسانی که امروز با این امکانت به قله اورست صعود می کنند کار مهمی انجام نداده اند؛ کار مهم را کسی که برای اولین بار این راه را باز کرده انجام داده است. کاری که کسایی در گدشته انجام داده اینچنین بوده است. این کسانی که به استاد کسایی ایراد گرفته اند تنها اگر بتوانند به حریم صدایی او راه بیابند کار بسیار بزرگی انجام داده اند.

وی درباره سایر خصوصیات استاد کسایی گفت: استاد کسایی علاوه بر نی نوازی و توان بالای اش در سه تار نوازی و صدای گرمش در خوانندگی خصوصیات جالب دیگری نیز داشت. او شطرنج بازی قهار و بیلیارد بازی توانا بود. او در خوشنویسی نیز بسیار توانمند بود . با اساتید بزرگی چون اخوین و عبدالله رسولی و امیرخانی حشر و نشر بسیاری داشت. در سرودن شعر نیز دستی بر آتش داشت.

وی همچنین در ادامه افزود: اینکه در زمان ازکار افتادگی به سراغ اساتید بروند چیزی جز زحت برای آنها و خانواده شان ندارد. دوستان باید در زمانی که هنرمندان سر حال هستند به سراغ آنها بروند؛ امروز به سراغ جلیل شهناز یا استاد احمد ابراهیمی رفتن تنها ایجاد مزاحمت می کند؛ بیایید به سراغ کیانی نژادها، شکارچی ها، درویشی ها و امثال اینها بروید.

در بخش پایانی این مراسم غیوری با ساز سوتک به اجرای برنامه پرداخت؛ غیوری در ادامه نوازندگی اش به اجرای قطعاتی از استاد حسن کسایی پرداخت که به دلیل منقلب شدن حال این نوازنده، اجرای او نیمه کاره ماند.

مستند استاد «حسن کسایی» در انتظار جذب اسپانسر!

melodymag

فيلم مستند زنده‌ياد «حسن كسايي» كه به كارگرداني فرهاد دفتري توليده شده است در انتظار يك سرمايه گذار و اسپانسر است.

به گزارش مجله موسیقی ملودی دفتري با اعلام اين مطلب به خبرنگار ایسنا توضيح داد: اين فيلم مستند در سال ۸۴ كليد خورد و از همان ابتدا قصدمان اين بود كه از جواني تا سنين كهنسالي حسن كسايي را همراه با زندگي حرفه‌اي اين هنرمند عرصه موسيقي نمايش دهيم.

او ادامه داد: در راستاي توليد اين اثر، هنرمندان بزرگي چون محمد رضا لطفي، هوشنگ ابتهاج و.. بنده را همراهي كردند و موسيقي متن نيز توسط «حسين عليزاده» نوشته شد.

دفتري با بيان اينكه هنوز نامي براي اين اثر انتخاب نشده است، اظهار كرد: مستند استاد كسايي در مرحله تدوين متوقف شده و بدون سرمايه‌گذار نمي‌تواند مسير خود را به درستي طي كند. از سوي ديگر هنوز نامي براي آن انتخاب نشده زيرا ابتدا بايد سير روايي داستان مشخص شود.

به گزارش ايسنا، زنده‌ياد حسن كسايي ـ نوازنده‌ پيشكسوت ني ـ ۲۵ خردادماه پس از سال‌ها دست‌ و پنجه نرم كردن با بيماري سرطان درگذشت.

حسن كسايي كه در سال‌هاي آخر عمر خود در كما به سر مي‌برد و در منزل خود بستري شده بود. مراسم چهلم اين هنرمند نامدار موسيقي ايراني ۲۸ تيرماه در تالار وحدت برپا خواهد شد.

پیام تسلیت محمدرضا شجریان برای درگذشت مرحوم حسن کسایی

melodymag

محمدرضا شجریان با انتشار پيامي درگذشت حسن كسائي را تسليت گفت. به گزارش روابط عمومی شرکت فرهنگی هنری دل آواز مجمدرضا شجریان در این پیام آورده است:

خداوندگار نی و موسیقی ، آن نابغه ی دورانها و یگانه ی تاریخ هنر ، استاد حسن کسایی در ناباوری دوستان و دلباختگان هنرش چه دردناک از میان مان رفت و آتشی به دلها مان زد . جای آن بزرگمرد هنر برای همیشه خالی خواهد بود.

به همسر وفادار و فرزندان داغ پدر دیده اش صدها درود میفرستم ، باشد من و خاندانم را ، همراه همکاران و دیگر هنرمندان و ارادتمندان هنرش در غم خود شریک بدانند.

استاد حسن کسایی نوازنده پیشکسوت نی به دیار باقی شتافت

melodymag
نوازنده پیشکسوت نی استاد حسن کسایی که مدتی در بستر بیماری بود بر اثر بیماری و کهولت سن پنجشنبه ۲۵ خردادماه چشم از جهان فروبست.
به گزارش مجله موسیقی ملودی به نقل از مهر، کسایی که متولد سوم مهرماه سال ۱۳۰۷ بود در سن ۲۰ سالگی نخستین اجرای تکنوازی نی خود را در دستگاه همایون در تئاتر اصفهان به صحنه برد و یک سال بعد قطعه معروف سلام را در دستگاه چهارگاه ساخت که از معروف‌ترین قطعات موسیقی ایرانی به شمار می‌رود. این قطعه بعدها توسط حسین علیزاده در آلبوم صبحگاهی با سازبندی و ارکستراسیونی حجیم بازسازی شد.

کسائی در سال ۱۳۲۹ برای اولین بار نی را به ارکستر برد و با ارکستر رادیو ارتش اصفهان همکاری خود را شروع کرد. در سال‌های بعد با ارکسترهای متعدد رادیو به سرپرستی هنرمندانی چون ابوالحسن صبا، حسین یاحقی، حبیب‌الله بدیعی، محمد میرنقیبی، همایون خرم و دیگران به فعالیت خود در این زمینه ادامه داد.

از سال ۱۳۴۶فضای کاری کسائی ابعادی جهانی پیدا کرد. وی در دههٔ ۶۰ به کشورهای آلمان، انگلستان، فرانسه و هلند سفر کرد و در چند برنامه رادیویی، به اجرای برنامه پرداخت. در سال ۶۹ تندیس وی در گالری مفاخر هنری جهان در لندن نصب شد.

پس از آنکه کسائی در سال ۷۰ در جشنواره نی‌نوازان در تالار اندیشه شرکت کرد، فعالیت او دوباره رونق گرفت و در سال ۷۸ موفق به دریافت نشان درجه یک فرهنگ و هنر شد. همچنین در سال ۱۳۸۱، به عنوان چهرهٔ ماندگار موسیقی انتخاب و تقدیر شد.

کسایی در سال ۱۳۷۵ به آمریکا و کانادا سفر کرده و در محافل شعر و موسیقی شرکت کرد. در سال ۱۳۷۶ هم با تلاش محمدرضا لطفی، انجمن دوستداران موسیقی ایرانی واشنگتن، مجلس گرامیداشتی برای کسائی بر پا داشت.

پیکر وی ساعت چهار بامداد صبح جمعه ۲۶ خرداد به خاک سپرده شده است. او طبق وصیت‌اش کنار مقبره استاد تاج اصفهانی در تخت فولاد اصفهان آرام گرفت.

وخامت حال یک هنرمند: حسن کسایی نوازنده پیشکسوت نی به کما رفت

melodymag

حسن كسايي ـ نوازنده‌ي پيشكسوت ني ـ در حالي كه از دوماه پيش در وضعيت كما به سر مي‌برد، ديگر نه با كسي صحبت مي‌كند و نه غذا مي‌خورد.

به گزارش مجله موسیقی ملودی به نقل از ایسنا دوماه پيش خبر رسيد كه كسايي، نوازنده‌ي برجسته‌ي ساز ني در خانه‌ي خود در اصفهان به شدت بيمار است و ديگر توان بلند‌ شدن از روي تخت خواب را ندارد.

يكي از شاگردان كسايي درباره‌ي وضعيت كنوني اين هنرمند به خبرنگار ايسنا گفت: حال كسايي در حال حاضر بدتر از حال جليل شهناز است و فقط بايد براي او دعا كنيد.

او بيان كرد: كسايي نابغه‌اي بي‌نظير است و مانند او، ديگر در كره‌ي زمين متولد نمي‌شود؛ اما اي كاش شما اهالي رسانه به جاي انتشار خبر بيماري، از هنر اين بزرگان بنويسيد تا وقتي آن‌ها در قيد حيات هستند، در ذهن مردم بمانند، نه اين‌كه موي‌شان سپيد شود، اما همچنان مردم آن‌ها را نشناسند.

کسایي در سن ۲۰ سالگی نخستین اجرای تک‌نوازی نی خود را در دستگاه «همایون» در تئاتر اصفهان به صحنه برد و یک سال بعد، قطعه‌ي معروف «سلام» را در دستگاه «چهارگاه» ساخت که از معروف‌ترین قطعات موسیقی ایرانی به‌شمار می‌رود. این قطعه بعدها توسط حسین علیزاده در آلبوم «صبحگاهی» با سازبندی و ارکستراسیونی حجیم بازسازی شد.

کسايي در سال ۱۳۲۹ برای اولین‌بار نی را به ارکستر برد و با ارکستر رادیو ارتش اصفهان همکاری خود را شروع کرد. در سال‌های بعد با ارکسترهای متعدد رادیو به سرپرستی هنرمندانی مانند ابوالحسن صبا، حسین یاحقی، حبیب‌الله بدیعی، محمد میرنقیبی، همایون خرم و دیگران به فعالیت خود در این زمینه ادامه داد.

در سال ۱۳۳۵ به دعوت داوود پیرنیا به برنامه‌ي «گل‌ها» راه یافت و تا سال ۱۳۵۷ که در گلچین هفته شرکت كرد، با این سلسله برنامه، همکاری داشت.

از سال ۱۳۴۶، فضای کاری کسايی ابعادی جهانی هم پیدا كرد و یک صفحه‌ي دورو در مایه‌های «شور» و «ماهور» از نوازندگی نی او همراه تنبک جهانگیر بهشتی توسط کمپانی C.B.S فرانسه ضبط و در سال ۱۳۵۴ در نقاط مختلف جهان پخش شد. همچنین کسايی تا سال ۱۳۵۶، برنامه‌های متعددی در جشن هنر شیراز برگزار کرد و با نوازندگان بزرگ جهان از جمله راوی شانکار، شاران رانی و بسم‌الله خان دیدار کرد.

بعد از انقلاب، او آخرین برنامه‌ي رسمی خود را در رادیو ایران با همکاری جلیل شهناز، محمدرضا شجریان و جهانگیر ملک اجرا کرد. در این سال و تا پيش از سال ۱۳۶۱، آرشیو موسیقی رادیو اصفهان از بین رفت و کسایی هم از صداوسیما برکنار و حقوقش قطع شد.

کسايی در دهه‌ي ۱۳۶۰ به کشورهای آلمان، انگليس، فرانسه و هلند سفر کرد و در چند برنامه‌ي رادیویی، به اجرای برنامه پرداخت. در سال ۱۳۶۹ نيز تندیس او در گالری مفاخر هنری جهان در لندن نصب شد.

پس از آن‌که کسايی در سال ۱۳۷۰ در جشنواره‌ي نی‌نوازان در تالار اندیشه شرکت کرد، فعالیت او دوباره رونق گرفت و در سال ۱۳۷۴ صداوسیما مستمری او را برقرار کرد. کسايی در سال ۱۳۷۸ موفق به دریافت نشان درجه‌ي یک فرهنگ و هنر شد. همچنین در سال ۱۳۸۱ به‌عنوان چهره‌ي ماندگار موسیقی انتخاب و از او تقدیر شد.

کسایی در سال ۱۳۷۵ به آمریکا و کانادا سفر و در محافل شعر و موسیقی شرکت کرد. در سال ۱۳۷۶ هم با تلاش محمدرضا لطفی، انجمن دوست‌داران موسیقی ایرانی واشنگتن، مجلس گرامی‌داشتی برای کسايی برپا داشت. در سال ۱۳۸۱ محمدجواد کسایی (فرزند حسن کسايی) کتاب «از موسیقی تا سکوت» را که حاصل نیم قرن تلاش موسیقایی حسن کسايی است، با مقدمه بیژن ترقی به بازار کتاب عرضه کرد.

حسن کسايی در اصفهان سال‌ها مکتب‌دار موسیقی اصفهان در رشته‌های نی، سه‌تار و آواز بوده است. اگرچه بیشتر آثار حسن کسایی بداهه‌نوازی است تا موسیقی پیش‌ساخته، ولی امروز بخش زیادی از ضربی‌ها و حتا آوازی‌های نوازندگان نی، بهره گرفته از نوازندگی‌های اوست. او در زندگی هیچ دلبستگی‌ای به‌جز موسیقی ندارد.

دیده شده که او حتا با لوله کردن کاغذی ساده و سوراخ کردن آن، اقدام به نواختن نی كرده که این در یکی از نوارهای صوتی آموزشی او نیز بیان شده ‌است.

در گذشته صدای نی همراه با ناخالصی زیاد بود، یعنی نواختن آن به صورتی بود که تفاوت محسوسی بین صداهای اوج، بم و بم نرم نبود، ولی استاد کسایی توانست با تغییر حالت در زبان، در محل استقرار زبان، حالت لب و فرم سر نی، صدایی بسیار شفاف و بدون ناخالصی از نی تولید کند. همین پیشرفت باعث شد تا نوازندگی نی او، به رادیو راه پیدا کند. تک‌نوازی‌ها و همکاری با نوازندگان و خوانندگان مشهور آن زمان مانند جلیل شهناز، علی تجویدی، احمد عبادی، تاج اصفهانی، ادیب خوانساری و … باعث شد تا نی هم‌ردیف سازهای دیگر قرار بگیرد.

از کارهای اخیر کسايی می‌توان به آلبوم «دختر گل‌فروش» با تنظیم مهرداد یزدانی و آواز علی جهاندار و گفت‌وگوی نی و تار که حاصل هم‌نوازی او با شهرام میرجلالی است، اشاره کرد.

به‌مناسبت سی امین سال درگذشت استاد تاج اصفهانی

taj-isfahani

در گذشته ای نه چندان دور، شهر اصفهان، شهر رود همیشه زنده بود، که زنده رودش همواره میزبان آواز هنرمندانی بود که نوای دل نشینان از کناره ی بیشه های زاینده رود برمی خاست و گوش‌ها را نوازش می داد. حال، از آن رود همیشه زنده، تنها نامی به جای مانده است و نشانی که گاه می آید و گاه از میان می رود؛ و صدایی هم نوا با رود که همیشه زنده است، گرچه سی سال پیش به خاموشی رفت!
شهرزاد شاه‌کرمی: سیزدهمین روز از آذرماه (۱۳/۹/۱۳۶۰ – جمعه ساعت ۹ شب) بود و درست سی سال پیش که استاد جلال تاج اصفهانی در خانه مسکونی اش (خیابان آذر -کوچه تاج اصفهانی) چشم از جهان فرو بست. اولین کسانی که بر بالین او آمدند: استاد حسن کسایی (استاد بی بدیل نی و یار دیرینه استاد تاج) و آقای رمضان ابوطالبی (ملقب به شاطر رمضان در میان اهالی هنر) بودند.
پیکر استاد به قبرستان تخت پولاد برده و آنجا در میان اشک و فغان یاران و بستگان در تکیه سیدالعراقین در جوار قبر خواهر و پدرش به خاک سپرده شد: «بعد از وفات، تربت ما در زمین مجوی/ در سینه‌های مردم عارف مقام ماست.»
taj-isfahani-ostad-shajarian

شیخ اسماعیل معروف به تاج الواعظین از اهالی وعظ و منبر در اصفهان بود که صدایی گیرا وکلامی جذاب داشت. وی در سال ۱۲۸۲ صاحب پسری شد که او را جلال نام نهاد. جلال که حنجره ی داوودی و صدای دلنشین را، از پدر به ارث برده بود، از کودکی آوازی خوش داشت. ۹ ساله بود که روزی در راه بازگشت از مدرسه مشغول زمزمه با خود بود، پدرش به صورت اتفاقی صدای او را شنید و از جلال خواست تا برایش بخواند، جلال با صدای لرزان، اندکی برای پدر خواند، شیخ اسماعیل دستی به سرش کشید و گفت: «برای آواز خواندن تنها صدای خوب کافی نیست تو باید تعلیم هم ببینی.»
جلال از ۹ سالگی تعلیم آواز را آغاز کرد. ابتدا نزد پدرش که بر اثر حشر و نشر با مردم اهل ذوق زمانه اش با گوشه ها و ردیف های آوازی ایران آشنایی داشت؛ مقدمات و اصول ردیفها را فرا گرفت. سپس پدر او را به مرحوم آقا سید عبدالرحیم اصفهانی، استاد مسلم آواز آن زمان سپرد. پس از آن پدرش برای اینکه او را با گوشه های سازی در ردیف نیز آشنا سازد، جلال را به خدمت شادروان نایب اسدالله – نی زن معروف- برد که تاج مدت طولانی در خدمت او نکته ها و ظرایف آواز ایرانی را فرا گرفت.

ostad-taj

آخرین استادی که تاج بنا به توصیه پدر، برای تکمیل گوشه ها و ردیفها به خدمتش رفت، مرحوم شادروان میرزا حسن ساعت ساز (معروف به خضوعی) بود که تاج پس از اتمام فراگیری نزد این استاد؛ دیگر در آواز سرآمد شده بود و اندک اندک در محافل می خواند و همه از صوت خوش و تسلط او بر آواز سخن ها می گفتند.

جلال تاج اصفهانی در ۲۰ سالگی به شهرت رسید و سپس به تهران رفت و صفحاتی نیز از او ضبط شد که از میان آنها «مهرگل»، «رنگهای طبیعت» و «شکایت معشوق» شهرت به سزا دارد. به ویژه شکایت مجنون که با این شعر شروع می شود: «دل در آتش غم رخت تا که خانه کرد» که شعرش از سالک اصفهانی و سازنده آهنگ عبدالحسین برازنده است. تاج در کنسرت های متعدد شرکت کرد و صدایش به گوش اهل ذوق رسید. در تهران کنسرتی به نفع روزنامه ناهید داد و تصنیفی از ملک الشعرای بهار در دستگاه ماهور خواند. در تبریز، شیراز و اصفهان هم، کنسرتهای متعددی اجرا کرد، که همواره مورد تشویق مردم بود. تاج از آغاز تأسیس رادیو با این مؤسسه همکاری نزدیک داشت و در زمان تأسیس رادیو اصفهان به سمت سرپرستی نوازندگان منصوب شد.
صدای تاج بسیار رسا و با قدرت و پرمایه بود. ردیف موسیقی ایرانی را خوب می دانست و از استادان مسلم آواز به شمار میرفت. در خواندن شعر سبکی مخصوص داشت، که هم عالمانه می خواند و هم رندانه و اهل فن دانند که نظیر او بسیار نادر است و یا شاید هم هرگز تکرار نشود.
اما باید پذیرفت که در این جهان فانی تنها صداست که می ماند چرا که صدا جذب ذره های زمان خواهد شد و صدایی که قریب ۸۰ سال در زیر گنبدهای منور و فیروزه ای اصفهان می درخشید، اگرچه سی سال پیش خاموش شد، اما همچنان و تا بی نهایت باقی و جاری خواهد ماند.

  • شهرزاد شاه‌کرمی/ مجله موسیقی ملودی

اهدای سازهای ابراهیم قنبری‌مهر به موزه‌ موسیقی

علی مرادخانی مدیرموزه موسیقی از اهدای مجموعه ای از سازهای استاد ابراهیم قنبری مهر به موزه موسیقی خبر داد.

علی مرادخانی مدیر موزه موسیقی با اعلام این خبر در خصوص کم و کیف اهدای سازها گفت : استاد قنبری مهر از برجسته ترین اساتید در ساخت سازهای موسیقی ایران هستند و آثار ارزنده ای در حوزه ساخت ساز دارند و قرار است این سازها طی یک مراسمی در آبان ماه اهدا و رونمایی شود.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی از مهر مرادخانی در ادامه به سایر فعالیت های موزه موسیقی اشاره کرد و گفت : به تازگی سه ساز جدید که متعلق به دوران قاجار است به موزه اهدا شده که در بین این ساز تار استاد فرج به چشم می خورد ؛ در ادامه فعالیتهای موزه موسیقی مجموعه ای کامل از صفحات قدیمی سنگی از آثار هنرمندان قدیم به موزه اهدا شده است همچنین یک دستگاه ضبط و پخش قدیمی به موزه اهدا شده است این دستگاه یک گرامافون و یک میکروفن دارد و چگونگی ضبط و پخش آثار موسیقی در گذشته را نشان می دهد که دیدن آن خالی از لطف نیست .

مدیرعامل موزه موسیقی در پایان صحبت های خود به همکاری موزه با موسسه نغمه شهر اشاره کرد و گفت : موزه موسیقی با همکاری موسسه نغمه شهر مجموعه ای کامل از ردیف نی استاد حسن کسایی که در برگیرنده ردیف های موسیقی دستگاهی ایران است را به صورت آلبوم در هفته پایانی مهرماه منتشر می کند.