همایون شجریان: به بازیگری علاقه دارم اما جراتش را نداشته‌ام

homayoun-shajarian

صدای همایون شجریان یکی از شنیدنی‌ترین صداهاست و از سنتی نوازان خوش اخلاق و مردمی‌ایران است که بسیار به سینما و سینماگران ایرانی علاقه دارد. او اطلاعات سینمایی اش را با اتفاقات دنیا به روز می‌کند و این علاقه مندی سبب شده تا در این حوزه دوستان زیادی داشته باشد. روزنامه تماشا با این خواننده موسیقی سنتی که میراث‌دار صدای گران‌بهای پدر نیز هست، گفت‌وگویی را با چاشنی سینمایی انجام داده که با هم آن‌را در مجله موسیقی ملودی می‌خوانیم.

  • حضور گهگاه شما در جمع های سینمایی خیلی برایمان جالب است. چه بهانه ای باعث حضور یک هنرمند عرصه موسیقی در محافل سینمایی شده است؟

من به سینما علاقه مندم و خوشبختانه از اهالی سینما دوستان زیادی دارم که سبب توجه بیشتر من به این هنر شده است. جالب اینکه این علاقه مندی یک طرفه نیست و جذب آنها به موسیقی هم باعث شد ما حرف های زیادی برای گفتن داشته باشیم و بیشتر یکدیگر را ملاقات کنیم.

  • پس با وجود چنین دوستانی که به آنها هم خواهیم پرداخت، فکر می‌کنم شما باید در جریان کامل آثار سینمای ایران باشید؟

بله؛ به طور کلی من اتفاقات سینمایی برایم جالب است و پیگیرشان می‌شوم. اما متاسفانه به دلیل اینکه مدتی خارج از کشور به سر می‌بردم، اخیرا نتوانسته ام فیلم ها را دنبال کنم.

  • وقتی به ایران می‌آیید بیشتر چه تفریحاتی دارید؟

من بعد از سینما، تئاتر را هم خیلی دوست دارم و هربار که فرصتی پیش بیاید، حتما به دیدن نمایش ها می‌روم. اما همان طور که گفتم سفرم باعث شد که از این فضا هم دور بمانم.

  • آخرین تئاتری که تماشا کردید، چه بود؟

«آقای اشمیت کیه؟» کار داوود رشیدی که خیلی هم لذت بردم.

    melodymag

  • همان طور که اشاره کردید، حضور دوستان سینمایی، شما را با جریانات این حوزه آشنا کرده. نظرتان درباره فضای این روزهای سینما چیست؟

همان طور که همه می‌دانند سینمای ایران با فراز و نشیب هایی همراه و درگیر مشکلاتی است که موسیقی و سایر حوزه های هنری هم باتوجه به شرایطشان با آنها آشنا هستند. اما آنچه مهم است اینکه لا به لای این مباحث، اتفاق های خوب هم در آن رخ می‌دهد. حالا با مسائلی که همیشه هنر درگیرش است من فکر می‌کنم تولید و ارایه فیلمی‌مثل «جدایی نادر از سیمین» به دنیای سینما، بهترین رویدادی بود که می‌تواند برای هر کشوری رخ دهد.

  • شما یکی از اجراهای تان را هم به آقای فرهادی تقدیم کرده بودید.

بله. البته من فقط می‌توانم نظر سلیقه ای بدهم و به نظرم این فیلم باعث شد سینمای ایران خیلی جدی تر توجه دنیا را به خود جلب کند. این اصلا عجیب نیست. ما شاید از نظر تکنولوژی با هالیوود فاصله داشته باشیم. اما از نظر توانایی و داشتن هنرمندان با استعداد، هم در نسل قبل هم در نسل جدید هیچ کمبودی نداریم و فکر می‌کنم بعد از این بازهم سینمای ما بتواند افتخارات جهانی کسب کند.

  • آخرین فیلم هایی که این روزها دیده اید و دوست داشتید، کدام ها بوده اند؟

«سعادت آباد» آخرین فیلمی‌بود که در سینما دیدم. ولی اگر هم فرصت نداشته باشم اغلب فیلم هایی که تعریف خوب بشنوم را حتما نگاه می‌کنم. از فیلم های هالیوودی هم به تازگی فیلم های «قوی سیاه» و «بنجامین باتن» را دیده ام.

  • ارتباطتان با سینمای جهان چطور است؟

خوب (می‌خندد). به هر حال سینمای هالیوود است و ما باید آنجا را با مقیاس های خاص خودش بسنجیم. فیلم های هالیوودی علاوه بر بازی و فیلمنامه جذابیت هایی در تولید و تکنولوژی دارد که باعث می‌شود نگاه متفاوت تری به سینمای آنها داشته باشیم.

  • آخرین فیلمی‌که خودتان در سالن سینما دیدید؟

آخرین فیلمی‌که در سالن دیدم، یک فیلم کمدی بود از مستربین که در هلند دیدم. اسم فیلم یادم نیست، اما در تایید حرف خودم باید بگویم این کار نسبت به ویدئوهایی که من از این شخصیت دیده بودم، برایم جالب تر بود.

    melodymag

  • خب، حالا برویم سراغ دوستان سینمایی تان. فکر می‌کنم برای خیلی ها جالب باشد بدانند کدام یک از هنرمندان کشورمان از دوستان شما هستند؟

دوستان زیادی در این حوزه دارم و باعث افتخار من است که بگویم اغلب سینماگران از دوستان نزدیک و صمیمی‌من هستند. پرویز پرستویی، گلاب آدینه، گوهر خیراندیش از این دسته هستند و نیکی کریمی‌ازجمله دوستان سینمایی من است که خود از علاقه مندان موسیقی کلاسیک به شمار می‌رود. در میان بچه های تئاتر سیامک صفری، بهناز جعفری و بسیاری دیگر. می‌دانم هر اسمی‌هم بیاورم باز عده ای از قلم می‌افتند و من شرمنده شان می‌شوم.

  • دوستی با اهالی سینما انگیزه بازیگرشدن را در شما به وجود نیاورد؟

خودم به بازیگری علاقه دارم، اما هیچ وقت جراتش را پیدا نکرده ام. به نظرم آدم باید یا واقعا دست پر باشد یا اصلا وارد این حرفه نشود. من هم چون این توانایی را هیچ وقت در خود ندیده ام، به طور جدی به آن فکر نکرده ام و ترجیح می‌دهم بیننده خوبی باشم و این گونه از سینما لذت ببرم.

  • کمی‌ هم به هنر مورد علاقه شما بپردازیم. موسیقی در خاندان شجریان نهادینه شده و خیلی ها با صدای پدر شما خاطره دارند. آیا انتخاب این سبک موسیقی برای همایون شجریان از طرف پدر بوده یا علاقه شخصی؟

در موسیقی هیچ محدودیتی برای خودم قائل نمی‌شوم و برای گوش دادن به سبک های دیگر هم علاقه مندم. هم موسیقی پاپ گوش می‌کنم هم سنتی، اما برای اجرا خودم این سبک را انتخاب کردم چون آشنایی بیشتری با آن دارم و واقعا زمان اجرا خودم خیلی از آن لذت می‌برم چون با احساس من هماهنگ تر است. هر نوع موسیقی که از نظر کیفی آبرومند و شنیدنی باشد، در هر سبکی از آن استقبال می‌کنم و اصلا اعتقادی به محدود کردن خودم در این زمینه ندارم. به نظرم باید با هر سلیقه ای آشنا شد و از آن استفاده کرد.

  • به جز پدرتان از صدای کدام خواننده قدیمی‌ یا جدید لذت می‌برید؟

در گذشته خواننده های به نام و خوش صدای بسیاری داشتیم که بسیاری از ما و نسل های گذشته با صدایشان خاطره داریم. موسیقی را در درجه اول کاملا احساسی گوش می‌کنم و کاری به بعد ارزشی آن ندارم. موسیقی زمانی که حرفی برای گفتن دارد، شنیدنی است. به نظر من غلامحسین بنان و خانم قمرالملوک وزیری را می‌توان به عنوان اسطوره های صدا یاد کرد. اما در میان هم نسلان من علیرضا قربانی، محمد معتمدی، سالار عقیلی و سینا سرلک ازجمله خوانندگانی هستند که من واقعا از صدایشان لذت می‌برم.

  • از جدیدترین فعالیت هایتان هم برایمان می‌گویید.

قبل از عید آلبومی‌به نام «بی من مرو» منتشر شد که امیدوارم مردم دوست داشته باشند. به تازگی هم در آمریکا کنسرت داشتم. اما این روزها در حال تدارک چند کنسرت در ایران هستم و تصمیم دارم هم در تهران هم چند شهرستان چند کنسرت برگزار کنم. علاوه بر این اگر همه چیز به خوبی پیش برود تا ۶ ماه آینده برای آلبوم جدیدم هم مجوز خواهم گرفت.

شهرام ناظری کارگاه آواز برگزار می‌کند

melodymag

«شهرام ناظری» شوالیه آواز ایران تصمیم دارد برای علاقمندان به خوانندگی موسیقی ایرانی، یک کارگاه آواز (ورک‌شاپ) برگزار کند.

به گزارش مجله موسیقی ملودی این هنرمند پرآوازه موسیقی سنتی به صورت حضوری از ثبت‌نام کنندگان در این کارگاه، آزمون خواهد گرفت. از سوی دیگر با توجه به تعداد زیاد متقاضیان و با توجه به دقت و حساسیت بالای شوالیه آواز ایران زمان ثبت نام در این کارگاه، تمدید شده است.

این کلاس‌ها قرار است در دوره‌های مقدماتی، متوسطه و عالی در زمینه‌های اصول ردیف خوانی، تلفیق شعر و موسیقی و زیبا شناختی در آواز ایرانی برگزار شود و هم‌چنین محدودیتی نیز از نظر سنی ندارد.

علاقمندان می‌توانند با مراجعه به سایت www.nazeriworkshop.com  و تکمیل فرم ثبت نام درخواست خود را ارسال کنند.

گفتنی است شرکت در آزمون و ثبت نام به صورت رایگان و تنها از طریق سایت یادشده میسر خواهد بود.

غلام‌حسین بنان؛ استاد بی‌بدیل آواز

banan

استاد غلامحسین بنان در ارديبهشت ماه سال ۱۲۹۰ خورشيدی در تهران خيابان زرگنده (قلهک)،در خانواده اي متمول و صاحب جاه، به دنيا آمد. پدرش كريم خان بنان الدوله نوری و مادرش دختر شاهزاده محمد تقی ميرزاركنی (ركن الدله) برادر ناصرالدين شاه يا پسر محمد شاه قاجار بود. از شش سالگی بنا به توصيه استاد نی داود به خوانندگی و نوازندگی ارگ و پيانو پرداخت و در اين راه از راهنمايی های مادرش كه پيانو را بسيار خوب می نواخت بهره ها گرفت، اولين استاد او پدرش بود و دومين استاد، مرحوم ميرزا طاهر ضياءذاكرين رثايی و سومين استادش مرحوم ناصرسيف بوده اند.

بنان در سال ۱۳۲۱ خوانندگی را در راديو آغاز كرد، درآن زمان، شادروان روح الله خالقی مسوليت راديو را بر عهده داشت، روزی كه بنان با عبدالعلی وزيری جهت امتحان به راديو می روند در دفتر روح اله خالقی، ابوالحسن صبا هم نشسته بوده، از بنان مي خواهند كه برای ايشان قطعه ای بخواند و او « درآمد سه گاه» را آغازمی كند و صبا هم با ويلن او را همراهی می كند.هنوز « درآمد» تمام نشده بود كه خالقی به صبا می گويد: شما نواختن ويولن را قطع كنيد و به بنان اشاره می كند «گوشه حصار» را بخواند و بنان بدون اندک مكثی ، با چنان مهارت و استادی « درآمد حصار» را می خواند و به «سه گاه» فرود می آيد كه روح اله خالقی بی اختيار برخاسته و او را در آغوش گرفته و می بوسد و آينده وی را در هنر آواز درخشان پيش بينی می كند. صدای بنان، بسيار لطيف و شيرين، زيبا و خوش اهنگ بود، كوتاه می خواند ولی درهمين كوتاهی، ذوق و هنر بسيار نهفته است، غلت ها و تحريرهای او چون رشته مرواريد غلطانی، به هم پيوسته و مانند آب روان است.

از سال۱۳۲۱ صدای غلامحسين بنان، همراه با همكاری عده ای از هنرمندان ديگر از راديو تهران به گوش مردم ايران رسيد و ديری نگذشت كه نام بنان زبانزد همه شد و شيفتگان فراوانی در سراسر كشور پيدا كرد. خالقی او را در اركستر انجمن موسيقی شركت داد و با اركستر شماره یک نيز همكاری خود را شروع كرد و از بدو شروع برنامه هميشه جاويد گلهای جاويدان بنا به دعوت استاد ارجمند داود پير نيا با آن همكاری داشت.
melodymag

بنان در طول فعاليت هنری خود، حدود ۴۵۰ آهنگ اجرا كرد و انچه كه امتياز مسلم صدای او را پديد می آورد، زير و بم ها و تحريرات صدای اوست كه مخصوص به خودش است. بنان نه تنها در آواز قديمی و كلاسيک ايران استاد بود، بلكه در نغمات جديد و مدرن ايران نيز تسلط كامل داشت. تصنيف زيبا و روح پرور «الهه ناز» او بهترين معرف اين ادعاست. غلامحسين بنان به سال ۱۳۱۵ خورشيدی به سمت بايگان در اداره كل كشاورزی استخدام شد و بعد از چندی به شركت ايران بار كه مركز آن در اهواز بود منتقل گشت. پس از چند سال به معاونت آن اداره منصوب شد. در سال ۱۳۲۱ به تهران آمد و بنا به پيشنهاد مرحوم فرخ كه وزير خواربار بود، به سمت منشی مخصوص وزير به كار پرداخت.

بعد از تغيير كابينه، به اداره كل غله و نان منتقل شد و چندی كفالت اداره دفتر و كارگزينی و مدتی هم مسؤوليت تحويل كوپن نان تهران را بر عهده داشت. در سال ۱۳۳۲ به پيشنهاد شادروان خالقی به اداره كل هنرهای زيبای كشور منتقل شد و به سمت استاد آواز هنرستان موسيقی ملی به كار مشغول شد و در سال ۱۳۳۴ ريئس شورای موسيقی راديو شد. بنان در سال ۱۳۳۶ در یک سانحه اتومبیل چشم راست خود را از دست داد. در سال ۱۳۴۶ نیز به عنوان اعتراض بر ابتذال خوانی در رادیو، خواندن را کنار گذاشت و در زمان ریاست قطبی به طور کلی از رادیو قهر کرد و خانه نشین شد. غلامحسين بنان از ابتدا در برنامه های گل های جاويدان و گل های رنگارنگ و برگ سبز شركت داشته كه رهاورد اين همكاری ها ده ها برنامه گل های جاویدان، گل های رنگارنگ و برگ سبز است و برنامه های متعدد و گوناگون ديگری كه از اين خواننده بزرگ و هنرمند به يادگار مانده است.

استاد بنان مدت ها بود كه مبتلا به ناراحتی جهاز هاضمه شده بود و از طرف ديگر حنجره اش نيز آمادگی بيان نيازهای درونيش را نداشت و به همين دليل اندک اندک از خواندن اجتناب ورزيد و از صحنه هنر كناره كشيد و ديگر حدود بيست سال آخر عمر را تقريبا فعاليت چشم گيری نداشت و روز به روز ناراحتی جهاز هاضمه او را بيشتر رنجور می كرد و متاسفانه كوشش های پزشكان و خاصه مراقبت ها و از خود گذشتگی های پری بنان همسر وفادارو مهربانش هم مؤثر نيفتاد و سرانجام درساعت ۷ بعدازظهر پنجشنبه هشتم اسفندماه سال ۱۳۶۴ خورشيدی در بيمارستان ايرانمهر قلهك جهان را بدرود گفت.

گفتنی است وی در آواز به مکتب علینقی وزیری و روح الله خالقی گرایش داشت و یکی از هنر آموزان آواز در هنرستان موسیقی ملی و عضو ارکسترهای مختلف رادیو تهران بود. از جمله آثار او می توان به صفحات گرامافون همراه با نوازندگان مختلف و برنامه های رادیویی همراه با ارکستر گل ها و تکنوازان آن اشاره کرد. بهترین آثار او عبارتند از آواز دیلمان تنها، ماهور با پیانوی رضا محجوبی، همایون با مرتضی محجوبی و از دیگر تصانیف و قطعات این هنرمند برجسته می توان به کاروان، من از روز ازل، نوای نی، من بی دل، ساقی، آهنگ از محجوبی، دیدی ای مه آهنگ از یاحقی، مشتاق و پریشان، دیدار یار آهنگ از وزیری، حالا چرا آهنگ از خالقی اشاره کرد. احمد ابراهيمی و کاوه ديلمی از شناخته شده ترين شاگردان اين هنرمند برجسته به حساب می آیند.
melodymag

مرتضی نی داوود نخستین کسی بود که به استعداد او در پی برد، بنان به نواختن ارگ و خواندن تصنیف و گاهی آواز روی آورد. گاهی هم به تشویق مادرش از آموزشهای پسر خاله خود برخوردار می شد. در سال ۱۲۹۶ش در مهمانی بزرگی که بنان الدوله راه انداخته بود، غلامحسین شش ساله به پیشنهاد مادر پشت ارگ نشست و قطعه ای نواخت و تصنیفی خواند. کودک شش ساله خیلی مورد توجه تحسین مهمان‌ها قرار گرفت، ازآن شب به بعد،که پدر به استعداد پسر پی برده بود،او را پیش استادان بزرگ برای آموزش موسیقی و آواز فرستاد. بنان موسیقی را از مرتضی نی داوود و آواز را از میرزا ضیاء الدین رضایی فرا گرفت و از آنها نکته ها آموخت و از ردیف های موسیقی ایرانی آگاهی کامل یافت. بنان اگر چه در مدرسه ثروت مشغول تحصیل بود. اما بیشتر توجه او به موسیقی و آواز بود. بعدها در انجمن موسیقی ملی با کلنل وزیری مشغول کار شد.بنان در این انجمن سالهای سال خواننده بود.

بعدها از کلاسهای روح الله خالقی، ابوالحسن صبا ومرتضی محجوبی و دیگر هنرمندان بهره ها برد. بنان خود بارها گفته بود که من پیشرفت خود را در موسیقی مرهون صبا و خالقی می دانم. می گویند بنان بم ترین صدای مردانه را داشت و صدای او در ردیف آواشناسی،صوت متوسط بود. اما لطافت و قدرت صدا از ویژگیهای آوای او بود.بعدها به صلاحدید کلنل وزیری و خالقی، صدایش را پایین تر هم آورد و چنین بود که صدایش گرم و گیرا و دل انگیز شد. صبا می گفت: بعضی تحریر ها را هیچ کس به جز بنان نمی تواند درست بخواند. تحریر در اصطلاح موسیقی به معنی پیچیدگی در آواز، کشش صدا، غلت دادن آواز و پیراستن آواز از خشونت و زواید است.فرهاد فخرالدینی می گوید: بنان به طرز عجیبی بر صدای خود مسلط بود و من هرگز ندیدم نتی را خارج ،یا کم و زیاد بخواند. بنان در انتخاب شعر و درست ادا کردن آن،بیش از اندازه دقت می کرد و در نتیجه وقتی شعر را می خواند آن‌چنان را آن‌چنان‌تر می کرد.

بنان در انتخاب شعر و موسیقی، سخت خوش سلیقه بود. روح الله خالقی می گوید: صوت بنان لطیف ترین صدایی است که من در عمر خود شنیده ام.

اگر به یکی از تصنیف‌های بنان گوش بسپاریم، خواهیم دید که در اجرای آواز بنان، شکستن کلمه، نابه‌جا خواندن، درنگ یا شتاب بی‌جا در سرتاسر تصنیف حتی یک‌بار هم دیده نمی‌شود. اوج، جای خود را دارد و فرود هم.
melodymag

اینجاست که هنر تبلور پیدا می کندو بنان را در صدر می‌نشاند. نوع ادای کلمات ،جدا از آواز و همراهی موسیقی هم آهنگ در بیان بنان، خود شعری جداگانه است. “علی تجویدی” می گوید: ” مرا عاشقی شیدا” را هیچ خواننده ای توان اجرا نداشت جز بنان، که آنرا به درستی خواند و اجرا کرد.بنان علاوه بر شعر هایی که از سروده های رهی معیری از سروده های نواب صفا نیز استفاده می کرد: یاد باد آن همدلی،آن همدمی،آن همرهی ساز محجوبی و آواز بنان، شعر رهی از کارهای به جا مانده بنان می توان به” بوی جوی مولیان” در بیات اصفهان که روح الله خالقی  آنرا ساخته بود اشاره کرد. کار دیگری که نام بنان را بر سر زبانها انداخت و تا امروز هم اعتبار خود را حفظ کرده است تصنیف زیبا و پر مفهوم “من از روز ازل” ساخته استاد مرتضی محجوبی در مایه سه گاه است.در سال ۱۳۱۹ ه_ش که رادیو تأسیس شد ،بسیاری از هنرمندان به رادیو دعوت شدند که در صدر آنها بنان بود.که در سال ۱۳۲۱ این همکاری را پذیرفت و در برنامه “گلهای جاویدان” ،”برگ سبز” و”گلهای رنگارنگ” که به همت شادروان  داوود پیر نیا  تهیه و تدوین می شد،عاشقانه به کار پرداخت.

پس از آن بود که نام و آوازه بنان در همه جا پیچید و به عنوان یک آواز خوان و تصنیف خوان حرفه ای از شهرت جهانی برخوردار شد. بنان مردی مبادی آداب ،خوش لباس ،خوش بیان و بذله گو و مجلس آرا بود. موقع آواز خواندن همیشه لبخندی روی لبهای این هنرمند می شکفت. و می گفت:” این لبخند،قیافه مرا در هر حال برای بیننده و شنونده آوازم قابل تحمل تر می کند” خانه بنان در بلندیهای جمال آباد شمیران ،یادگارهای او را دارد. شاید هم اکنون نیز بتوان حالا چرا را در عشاق و بوسلیک،امروز مها خویش ز بیگانه ندانیم را در ابوعطا، به یاد صبا را در سه گاه و همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی را در ماهور و هزاران اثر دیگر را را در آن سربالاییها شنید و لذت برد و هنر سحرآفرین او را تحسین کرد.
بعد از انقلاب ،چندین بار از ایشان برای اجرای برنامه در رادیو دعوت به عمل آمد اما بنان دیگر حوصله آن سالها را نداشت. در سالهای آخر عمر تنها سرگرمی استاد خاطرات گذشته و گوش دادن به نوارهای زیبای خود بود. یاد و خاطره استاد بنان را می توانید در نور و نوا که به یاد او تدوین و پرداخته شده است زنده کنید و یاد تندیسی بیفتید که در خانه ،جای او را پر کرده است. سرانجام استاد بنان در ساعت۴۵/۶ بعد از ظهر هشتم اسفند سال ۱۳۶۴ در بیمارستان ایرانمهر به دیار باقی شتافت.

با انتشار آلبوم جدید: ایرج به دنیای موسیقی برمی‌گردد

iraj-01

حسین خواجه امیری (ایرج) استاد آواز ایران با آلبومی شامل بازخوانی برخی قطعات قدیمی در فضایی امروزی‌تر به بازار موسیقی خواهد آمد.

به گزارش مجله موسیقی ملودی حسین خواجه امیری (ایرج) استاد آواز ایران با آلبومی شامل بازخوانی برخی قطعات قدیمی در فضایی امروزی‌تر به بازار موسیقی خواهد آمد.

رامین بصیرت‌نیا تهیه‌کننده آلبوم جدید ایرج، در گفت‌وگو با پانا گفت: مراحل ساخت و تولید این آلبوم به اتمام رسیده و قطعا تا پیش از سال در تیراژی بالا در بازار موسیقی کشور منتشر خواهد شد.

احسان خواجه‌امیری، خواننده پر طرفدار پاپ و پسر استاد آواز ایران هم با تائید این خبر گفت: اصولا در کارهای پدر دخالت نمی‌کنم اما کارهای این آلبوم به اتمام رسیده و مورد توجه قرار خواهد گرفت.

شهرام ناظری مولوی‌خوانی را در قونیه اجرا کرد

melodymag

این روزها همزمان با حضور شهرام ناظری در قونیه و اجرای کنسرت برای مولانا، آخرین اثرش – امیرکبیر – در تهران مورد استقبال شدیدی قرار گرفت.

به گزارش مجله موسیقی ملودی شوالیه آواز ایران که برای برگزاری کنسرتی به مناسبت بزرگداشت مولانا به قونیه سفر کرده است، ضمن موفق دانستن اجرا به ایسنا گفت: «مسوولان فرهنگی شهر قونیه باید برای برگزاری برنامه‌های فرهنگی همکاری بیشتری انجام دهند.» وی ادامه داد: «بیش از ۳۰سال برای خواندن اشعار مولانا وقت گذاشتم و در این مدت توانستم بخش مهمی از پروژه شناسایی و نشر افکار مولانا را در سطح جهان انجام دهم، از این رو انتظار می‌رود همکاری بیشتری برای برگزاری پروژه‌های فرهنگی و کنسرت‌های موسیقی انجام شود.»

این خواننده اظهار کرد: «اگر بتوانیم با یک همدلی و اتحاد این راه را ادامه دهیم، یقینا به ساحل نجات خواهیم رسید.» ناظری در آستانه سفرش به قونیه نیز این کنسرت را هدیه کوچکی برای شیفتگان مولانا دانسته بود. کنسرت شهرام ناظری در بخش نوا و اصفهان و طی آن قطعات «شیدا شدم»، «قفل زندان» با آواز نوا اجرا شد. بخش دوم کنسرت نیز در مایه اصفهان اجرا شد. این در حالی بود که اجرای تصنیف «اندک اندک» با تشویق و درخواست حاضران توسط گروه موسیقی اجرا شد.

کنسرت شهرام ناظری به مناسبت بزرگداشت مولانا در تاریخ‌های ۲۲ و ۲۵ آذر در قونیه برگزار و با استقبال ایرانیان، ترک‌ها و مردم کشورهای ژاپن، روسیه و آلمان روبه‌رو شد. در این کنسرت حسین پرنیا (سنتور)، ‌فرید الهامی (شورانگیز)، صابر نظرگاهی (تار)، سعید نایب‌محمدی (عود)، فرهاد صفری (تنبک و زروان)، ‌یونس پاک‌نژاد (کمانچه) و شهرام محمدی (دف) شهرام ناظری را در این کنسرت همراهی‌ کردند. همچنین آلبوم جدید شهرام ناظری به نام «امیرکبیر» با آهنگسازی و سرپرستی پژمان طاهری منتشر شده و در این مدت چند ماه مورد استقبال قرار گرفته است. این آلبوم دارای دو لوح فشرده به نام‌های «شب‌های پاییزی» و «امیرکبیر» و شامل قطعه‌های اجرا شده در کنسرت سال ۱۳۸۹ در شهر گرگان است. در لوح شماره یک که به نام «شب‌های پاییزی» نامگذاری شده پنج قطعه صوتی و یک قطعه تصویری گنجانده شده است. لوح شماره دو که به نام «امیرکبیر» نشر یافته نیز هفت قطعه صوتی و یک قطعه تصویری در بر دارد.

وزارت ارشاد انتشار مطلب درباره شجریان را ممنوع کرده است

شجریان

منابع آگاه مطبوعاتی می گویند وزارت ارشاد انتشار مطلب، خبر و یا تصویر از استاد شجریان را برای مطبوعات ممنوع کرده و تنها اجازه انتشار مطلب علیه این استاد موسیقی سنتی ایران را می دهد.

به گفته این منابع، نماینده وزارت ارشاد در تماس با جراید اعلام كرده كه این وزارتخانه زین‌پس به نشریات اجازه انتشار مطلب درباره شجريان را نمی دهد. این نماینده در توضیح چگونگی اخذ این تصمیم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، شجریان را معاند خوانده و انتشار مطلب درباره او را «تبليغ عليه نظام» محسوب کرده است.

وی هم‌چنین اشاره کرده که از نظر وزارت ارشاد تنها انتشار مطلب علیه این استاد موسیقی بلااشکال دانسته شده است.

لازم به یادآوری است محمدرضا شجریان استاد موسیقی ایرانی همواره از جایگاه هنری و محبوبیت خود برای ابراز صدای مردم استفاده کرده و به همین دلیل در سال‌های اخیر همواره آماج  حملات و اتهامات نهادها و ارگان‌هایی که این روشنگری‌ها به نفع آنان نبوده قرار گرفته است.

چندی پیش محمدرضا لطفی، دیگر استاد موسیقی سنتی ایران، شجریان را مورد انتقادات گسترده قرار داده و گفته است: «من می‌گویم یک موسیقی‌دان اول می‌بایست دردش خود موسیقی باشد. در این مصاحبه اخیر مصاحبه کننده از شجریان می‌پرسد: الان که آلبوم مرغ خوشخوان شما مجوز رسمی گرفته و کنسرت‌های شما نیز در ایران اعلام شده مشکلی ندارد، برخورد شما چگونه است؟ شجریان از کنار این مسأله رد می شود و جواب قانع کننده‌ای نمی‌دهد.»

به‌مناسبت سی امین سال درگذشت استاد تاج اصفهانی

taj-isfahani

در گذشته ای نه چندان دور، شهر اصفهان، شهر رود همیشه زنده بود، که زنده رودش همواره میزبان آواز هنرمندانی بود که نوای دل نشینان از کناره ی بیشه های زاینده رود برمی خاست و گوش‌ها را نوازش می داد. حال، از آن رود همیشه زنده، تنها نامی به جای مانده است و نشانی که گاه می آید و گاه از میان می رود؛ و صدایی هم نوا با رود که همیشه زنده است، گرچه سی سال پیش به خاموشی رفت!
شهرزاد شاه‌کرمی: سیزدهمین روز از آذرماه (۱۳/۹/۱۳۶۰ – جمعه ساعت ۹ شب) بود و درست سی سال پیش که استاد جلال تاج اصفهانی در خانه مسکونی اش (خیابان آذر -کوچه تاج اصفهانی) چشم از جهان فرو بست. اولین کسانی که بر بالین او آمدند: استاد حسن کسایی (استاد بی بدیل نی و یار دیرینه استاد تاج) و آقای رمضان ابوطالبی (ملقب به شاطر رمضان در میان اهالی هنر) بودند.
پیکر استاد به قبرستان تخت پولاد برده و آنجا در میان اشک و فغان یاران و بستگان در تکیه سیدالعراقین در جوار قبر خواهر و پدرش به خاک سپرده شد: «بعد از وفات، تربت ما در زمین مجوی/ در سینه‌های مردم عارف مقام ماست.»
taj-isfahani-ostad-shajarian

شیخ اسماعیل معروف به تاج الواعظین از اهالی وعظ و منبر در اصفهان بود که صدایی گیرا وکلامی جذاب داشت. وی در سال ۱۲۸۲ صاحب پسری شد که او را جلال نام نهاد. جلال که حنجره ی داوودی و صدای دلنشین را، از پدر به ارث برده بود، از کودکی آوازی خوش داشت. ۹ ساله بود که روزی در راه بازگشت از مدرسه مشغول زمزمه با خود بود، پدرش به صورت اتفاقی صدای او را شنید و از جلال خواست تا برایش بخواند، جلال با صدای لرزان، اندکی برای پدر خواند، شیخ اسماعیل دستی به سرش کشید و گفت: «برای آواز خواندن تنها صدای خوب کافی نیست تو باید تعلیم هم ببینی.»
جلال از ۹ سالگی تعلیم آواز را آغاز کرد. ابتدا نزد پدرش که بر اثر حشر و نشر با مردم اهل ذوق زمانه اش با گوشه ها و ردیف های آوازی ایران آشنایی داشت؛ مقدمات و اصول ردیفها را فرا گرفت. سپس پدر او را به مرحوم آقا سید عبدالرحیم اصفهانی، استاد مسلم آواز آن زمان سپرد. پس از آن پدرش برای اینکه او را با گوشه های سازی در ردیف نیز آشنا سازد، جلال را به خدمت شادروان نایب اسدالله – نی زن معروف- برد که تاج مدت طولانی در خدمت او نکته ها و ظرایف آواز ایرانی را فرا گرفت.

ostad-taj

آخرین استادی که تاج بنا به توصیه پدر، برای تکمیل گوشه ها و ردیفها به خدمتش رفت، مرحوم شادروان میرزا حسن ساعت ساز (معروف به خضوعی) بود که تاج پس از اتمام فراگیری نزد این استاد؛ دیگر در آواز سرآمد شده بود و اندک اندک در محافل می خواند و همه از صوت خوش و تسلط او بر آواز سخن ها می گفتند.

جلال تاج اصفهانی در ۲۰ سالگی به شهرت رسید و سپس به تهران رفت و صفحاتی نیز از او ضبط شد که از میان آنها «مهرگل»، «رنگهای طبیعت» و «شکایت معشوق» شهرت به سزا دارد. به ویژه شکایت مجنون که با این شعر شروع می شود: «دل در آتش غم رخت تا که خانه کرد» که شعرش از سالک اصفهانی و سازنده آهنگ عبدالحسین برازنده است. تاج در کنسرت های متعدد شرکت کرد و صدایش به گوش اهل ذوق رسید. در تهران کنسرتی به نفع روزنامه ناهید داد و تصنیفی از ملک الشعرای بهار در دستگاه ماهور خواند. در تبریز، شیراز و اصفهان هم، کنسرتهای متعددی اجرا کرد، که همواره مورد تشویق مردم بود. تاج از آغاز تأسیس رادیو با این مؤسسه همکاری نزدیک داشت و در زمان تأسیس رادیو اصفهان به سمت سرپرستی نوازندگان منصوب شد.
صدای تاج بسیار رسا و با قدرت و پرمایه بود. ردیف موسیقی ایرانی را خوب می دانست و از استادان مسلم آواز به شمار میرفت. در خواندن شعر سبکی مخصوص داشت، که هم عالمانه می خواند و هم رندانه و اهل فن دانند که نظیر او بسیار نادر است و یا شاید هم هرگز تکرار نشود.
اما باید پذیرفت که در این جهان فانی تنها صداست که می ماند چرا که صدا جذب ذره های زمان خواهد شد و صدایی که قریب ۸۰ سال در زیر گنبدهای منور و فیروزه ای اصفهان می درخشید، اگرچه سی سال پیش خاموش شد، اما همچنان و تا بی نهایت باقی و جاری خواهد ماند.

  • شهرزاد شاه‌کرمی/ مجله موسیقی ملودی

کنایه سنگین محمدرضا شجریان به علیرضا افتخاری

همزمان با آغاز تور كنسرت های اروپایی محمدرضا شجریان از شهر استانبول تركیه، او در باره‌ی اجرای كنسرت‌ها و صدور مجوز برای آلبوم‌هایش با یورونیوز به گفت‌وگو نشست.

به گزارش مجله موسیقی ملودی شجریان در قسمتی از این گفت‌وگوی مفصل که مشروح آن به‌زودی از سوی این رسانه منتشر خواهد شد در تشریح دلایل محبوبیتش گفت: موسیقی باعث آشنایی است، اما تنها علت نیست. توسط موسیقی با مردم ارتباط برقرار می شود و مردم آدم را می شناسند، بعد رفتار و گفتار و كردار هم در اینجا خواهد آمد.

این استاد آواز ایرانی هم‌چنین در پاسخ به اظهارات اخیر علیرضا افتخاری گفت: یكی از هنرمندان ما كه صدای خوبی داشت و خوب می خواند و شهرت خوبی داشت، یك اشتباه اجتماعی كرد كه به نظرم از سر سادگی و ندانم كاری اش بود، یك دفعه مردم او را كنار گذاشتند. پس این موسیقی نیست. این رفتار و كردار و گفتار است. به همین دلیل هنرمندان در رفتار و كردار و گفتار باید خیلی دقت كنند. جامعه آگاه است، وجدان جامعه بیدار است، جامعه مو را از ماست می كشد. كوچكترین اشتباهی زیر پروژكتور جامعه قرار می گیرد. نمی توانید اشتباه كنید. جامعه كوچكترین اشتباه و ریاكاری را بزرگ می كند و دروغ گویی و اشتباه را نشان می دهد.

وی افزود: من سعی كردم اشتباه نكنم و با مردم باشم، چون موسیقی را برای مردم ارایه می كنم، نه برای وزیر و برای وكیل و برای رییس جمهور، آنها هم اگر جزء مردم باشند گوش می كنند. ولی موسیقی برای مردم است، برای انسانها. باید انسانها را در اولویت قرار داد و موسیقی را برای آنها ارایه كرد. موسیقی برای انسانیت است.

شادباش اول مهر توسط جمعی از هنردوستان هنرمند به استاد شجریان

جمعی از هنرمندان و هنردوستان کشورمان با ارسال چند پوستر روز تولد استاد شجریان (اول مهر) را تبریک گفتند.

به گزارش مجله موسیقی ملودی متن این نامه که از سوی روابط عمومی شرکت دل آواز منتشر شده به شرح زیر است:

  • آواز عشق

موسیقی و آواز ایرانی، تناور از فرهنگ و باور،آرمان و ایده آل ملت ماست.قوام یافته از پرتو سرسلسله های افتخار و حماسه های غرور آفرین و غمزده ی جلوه های برباد رفته شکوه و استیلای رنگ باخته و یلان تاریخ ساز برخاک اوفتاده.
آواز ایرانی به نشان مروارید صدف موسیقی ما- و بدان سان که در هرگوشه ی گیتی- به زبان و نشان بومی ،آن گونه که بی هیچ واسطه به گوش ایرانی آشنا باشد و بر جانش نشیند ،معجون واگویه ی نهاد آگاه ایرانی را به کام دل و روان او جاری می سازد، مزین به اندرز و هشدار و اخلاق و دل انگیز به گوشه های نغز ادبیات پارسی ،حریر پوش موسیقی این کهن بوم و بر.
“آواز عشق” ، طرح نو در انداخته ی جمعی از گرافیستهای ایران است برای نکوداشت زادروز محمدرضا شجریان ، استاد چیره دست آواز ایران در آستانه ی هفتاد و دوسالگی.مردی که در نغمه پردازی و صنعت گری این عرصه نیز کوشیده است.
داریوش مختاری ، فرزاد ادیبی ، مهدی محمدی ، اشکان قازانچایی ، امیر حسین رستگاری ، مازیار زند ، صالح زنگانه ، تورج صابری وند ، پوریا عریانی با همکاری تارنمای دل آواز، رسم ، گرته و نمادینه، نگاره های نکوداشت خود را بدینسان تقدیم می دارند تا دست مریزادی باشد بر آستان موسیقی و آواز ایران، در حد توش وتوان . باشد که تا سالیان سال ،آواز خوشش، زندگی بخش گلوگاه بغض اندود وطن باشد.

شهرام ناظری: سی سال است که صداوسیما حق مرا می‌خورد

shahram-nazery-04

شهرام ناظری گفت: «خیلی‌ها خیلی ادعاهای زیادی دارند اما من، شهرام ناظری فرزند ایران و از نژاد کرد از ابتدای انقلاب یعنی سال ۵۷ تا امروز که دارم با شما سخن می‌گویم، در این مدت ۳۳ سال نه کمک مالی و نه وام‌های آنچنانی گرفته‌ام و نه زمین و نه خانه و نه هیچ چیز دیگر. هرگز از کسی یا نهادی نه تنها چیزی طلب نکرده‌ام، حتی حق و حقوق طبیعی ۳۰ ساله خود را نیز نگرفته‌ام. این را بدان سبب آورده‌ام که بدانید یک هنرمند با چه شرایطی در این مملکت روند کار هنری خود را ادامه داده است. خیلی‌ها و خیلی از مراکز وامدار من هستند اما من وامدار کسی نیستم برای همین خدا را شکر که سربلندم….»

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی شهرام ناظری در گفت‌وگویی مفصل با ماهنامه «تجربه» از پخش بدون مجوز آثارش از صداوسیما گله کرد. او گفت: «اکنون بیش از ۳۰ سال است که صداوسیما آثار و صدای مرا به گونه‌های مختلف مورد استفاده قرار داده و پخش کرده است و جالب اینجاست که در این مدت ۳۰ سال که در حقیقت یک عمر محسوب می‌شود بدون اجازه از من و بدون اطلاع من و بدون در نظر گرفتن حق و حقوق من از نظر کپی‌رایت عمل کرده است.»

این خواننده سرشناس کشورمان در ادامه گفت: «هر کدام از شما مسئولان ۳۰ ماه حقوق‌تان را دریافت نکنید چه واکنشی نشان می‌دهید؟ حال ببینید من شهرام ناظری که ۳۰ سال یعنی یک عمر تحمل کرده‌ام، همچون کوه ایستاده‌ام، من می‌گویم دیگر بس است. بی‌عدالتی بس است. بیایید بعد از ۳۰ سال به هنرمندان واقعی و اصیل کشور احترام بگذارید.»

ناظری در خاتمه افزود: «خیلی‌ها خیلی ادعاهای زیادی دارند اما من، شهرام ناظری فرزند ایران و از نژاد کرد از ابتدای انقلاب یعنی سال ۵۷ تا امروز که دارم با شما سخن می‌گویم، در این مدت ۳۳ سال نه کمک مالی و نه وام‌های آنچنانی گرفته‌ام و نه زمین و نه خانه و نه هیچ چیز دیگر. هرگز از کسی یا نهادی نه تنها چیزی طلب نکرده‌ام، حتی حق و حقوق طبیعی ۳۰ ساله خود را نیز نگرفته‌ام. این را بدان سبب آورده‌ام که بدانید یک هنرمند با چه شرایطی در این مملکت روند کار هنری خود را ادامه داده است. خیلی‌ها و خیلی از مراکز وامدار من هستند اما من وامدار کسی نیستم برای همین خدا را شکر که سربلندم.»