غلام‌حسین بنان؛ استاد بی‌بدیل آواز

banan

استاد غلامحسین بنان در ارديبهشت ماه سال ۱۲۹۰ خورشيدی در تهران خيابان زرگنده (قلهک)،در خانواده اي متمول و صاحب جاه، به دنيا آمد. پدرش كريم خان بنان الدوله نوری و مادرش دختر شاهزاده محمد تقی ميرزاركنی (ركن الدله) برادر ناصرالدين شاه يا پسر محمد شاه قاجار بود. از شش سالگی بنا به توصيه استاد نی داود به خوانندگی و نوازندگی ارگ و پيانو پرداخت و در اين راه از راهنمايی های مادرش كه پيانو را بسيار خوب می نواخت بهره ها گرفت، اولين استاد او پدرش بود و دومين استاد، مرحوم ميرزا طاهر ضياءذاكرين رثايی و سومين استادش مرحوم ناصرسيف بوده اند.

بنان در سال ۱۳۲۱ خوانندگی را در راديو آغاز كرد، درآن زمان، شادروان روح الله خالقی مسوليت راديو را بر عهده داشت، روزی كه بنان با عبدالعلی وزيری جهت امتحان به راديو می روند در دفتر روح اله خالقی، ابوالحسن صبا هم نشسته بوده، از بنان مي خواهند كه برای ايشان قطعه ای بخواند و او « درآمد سه گاه» را آغازمی كند و صبا هم با ويلن او را همراهی می كند.هنوز « درآمد» تمام نشده بود كه خالقی به صبا می گويد: شما نواختن ويولن را قطع كنيد و به بنان اشاره می كند «گوشه حصار» را بخواند و بنان بدون اندک مكثی ، با چنان مهارت و استادی « درآمد حصار» را می خواند و به «سه گاه» فرود می آيد كه روح اله خالقی بی اختيار برخاسته و او را در آغوش گرفته و می بوسد و آينده وی را در هنر آواز درخشان پيش بينی می كند. صدای بنان، بسيار لطيف و شيرين، زيبا و خوش اهنگ بود، كوتاه می خواند ولی درهمين كوتاهی، ذوق و هنر بسيار نهفته است، غلت ها و تحريرهای او چون رشته مرواريد غلطانی، به هم پيوسته و مانند آب روان است.

از سال۱۳۲۱ صدای غلامحسين بنان، همراه با همكاری عده ای از هنرمندان ديگر از راديو تهران به گوش مردم ايران رسيد و ديری نگذشت كه نام بنان زبانزد همه شد و شيفتگان فراوانی در سراسر كشور پيدا كرد. خالقی او را در اركستر انجمن موسيقی شركت داد و با اركستر شماره یک نيز همكاری خود را شروع كرد و از بدو شروع برنامه هميشه جاويد گلهای جاويدان بنا به دعوت استاد ارجمند داود پير نيا با آن همكاری داشت.
melodymag

بنان در طول فعاليت هنری خود، حدود ۴۵۰ آهنگ اجرا كرد و انچه كه امتياز مسلم صدای او را پديد می آورد، زير و بم ها و تحريرات صدای اوست كه مخصوص به خودش است. بنان نه تنها در آواز قديمی و كلاسيک ايران استاد بود، بلكه در نغمات جديد و مدرن ايران نيز تسلط كامل داشت. تصنيف زيبا و روح پرور «الهه ناز» او بهترين معرف اين ادعاست. غلامحسين بنان به سال ۱۳۱۵ خورشيدی به سمت بايگان در اداره كل كشاورزی استخدام شد و بعد از چندی به شركت ايران بار كه مركز آن در اهواز بود منتقل گشت. پس از چند سال به معاونت آن اداره منصوب شد. در سال ۱۳۲۱ به تهران آمد و بنا به پيشنهاد مرحوم فرخ كه وزير خواربار بود، به سمت منشی مخصوص وزير به كار پرداخت.

بعد از تغيير كابينه، به اداره كل غله و نان منتقل شد و چندی كفالت اداره دفتر و كارگزينی و مدتی هم مسؤوليت تحويل كوپن نان تهران را بر عهده داشت. در سال ۱۳۳۲ به پيشنهاد شادروان خالقی به اداره كل هنرهای زيبای كشور منتقل شد و به سمت استاد آواز هنرستان موسيقی ملی به كار مشغول شد و در سال ۱۳۳۴ ريئس شورای موسيقی راديو شد. بنان در سال ۱۳۳۶ در یک سانحه اتومبیل چشم راست خود را از دست داد. در سال ۱۳۴۶ نیز به عنوان اعتراض بر ابتذال خوانی در رادیو، خواندن را کنار گذاشت و در زمان ریاست قطبی به طور کلی از رادیو قهر کرد و خانه نشین شد. غلامحسين بنان از ابتدا در برنامه های گل های جاويدان و گل های رنگارنگ و برگ سبز شركت داشته كه رهاورد اين همكاری ها ده ها برنامه گل های جاویدان، گل های رنگارنگ و برگ سبز است و برنامه های متعدد و گوناگون ديگری كه از اين خواننده بزرگ و هنرمند به يادگار مانده است.

استاد بنان مدت ها بود كه مبتلا به ناراحتی جهاز هاضمه شده بود و از طرف ديگر حنجره اش نيز آمادگی بيان نيازهای درونيش را نداشت و به همين دليل اندک اندک از خواندن اجتناب ورزيد و از صحنه هنر كناره كشيد و ديگر حدود بيست سال آخر عمر را تقريبا فعاليت چشم گيری نداشت و روز به روز ناراحتی جهاز هاضمه او را بيشتر رنجور می كرد و متاسفانه كوشش های پزشكان و خاصه مراقبت ها و از خود گذشتگی های پری بنان همسر وفادارو مهربانش هم مؤثر نيفتاد و سرانجام درساعت ۷ بعدازظهر پنجشنبه هشتم اسفندماه سال ۱۳۶۴ خورشيدی در بيمارستان ايرانمهر قلهك جهان را بدرود گفت.

گفتنی است وی در آواز به مکتب علینقی وزیری و روح الله خالقی گرایش داشت و یکی از هنر آموزان آواز در هنرستان موسیقی ملی و عضو ارکسترهای مختلف رادیو تهران بود. از جمله آثار او می توان به صفحات گرامافون همراه با نوازندگان مختلف و برنامه های رادیویی همراه با ارکستر گل ها و تکنوازان آن اشاره کرد. بهترین آثار او عبارتند از آواز دیلمان تنها، ماهور با پیانوی رضا محجوبی، همایون با مرتضی محجوبی و از دیگر تصانیف و قطعات این هنرمند برجسته می توان به کاروان، من از روز ازل، نوای نی، من بی دل، ساقی، آهنگ از محجوبی، دیدی ای مه آهنگ از یاحقی، مشتاق و پریشان، دیدار یار آهنگ از وزیری، حالا چرا آهنگ از خالقی اشاره کرد. احمد ابراهيمی و کاوه ديلمی از شناخته شده ترين شاگردان اين هنرمند برجسته به حساب می آیند.
melodymag

مرتضی نی داوود نخستین کسی بود که به استعداد او در پی برد، بنان به نواختن ارگ و خواندن تصنیف و گاهی آواز روی آورد. گاهی هم به تشویق مادرش از آموزشهای پسر خاله خود برخوردار می شد. در سال ۱۲۹۶ش در مهمانی بزرگی که بنان الدوله راه انداخته بود، غلامحسین شش ساله به پیشنهاد مادر پشت ارگ نشست و قطعه ای نواخت و تصنیفی خواند. کودک شش ساله خیلی مورد توجه تحسین مهمان‌ها قرار گرفت، ازآن شب به بعد،که پدر به استعداد پسر پی برده بود،او را پیش استادان بزرگ برای آموزش موسیقی و آواز فرستاد. بنان موسیقی را از مرتضی نی داوود و آواز را از میرزا ضیاء الدین رضایی فرا گرفت و از آنها نکته ها آموخت و از ردیف های موسیقی ایرانی آگاهی کامل یافت. بنان اگر چه در مدرسه ثروت مشغول تحصیل بود. اما بیشتر توجه او به موسیقی و آواز بود. بعدها در انجمن موسیقی ملی با کلنل وزیری مشغول کار شد.بنان در این انجمن سالهای سال خواننده بود.

بعدها از کلاسهای روح الله خالقی، ابوالحسن صبا ومرتضی محجوبی و دیگر هنرمندان بهره ها برد. بنان خود بارها گفته بود که من پیشرفت خود را در موسیقی مرهون صبا و خالقی می دانم. می گویند بنان بم ترین صدای مردانه را داشت و صدای او در ردیف آواشناسی،صوت متوسط بود. اما لطافت و قدرت صدا از ویژگیهای آوای او بود.بعدها به صلاحدید کلنل وزیری و خالقی، صدایش را پایین تر هم آورد و چنین بود که صدایش گرم و گیرا و دل انگیز شد. صبا می گفت: بعضی تحریر ها را هیچ کس به جز بنان نمی تواند درست بخواند. تحریر در اصطلاح موسیقی به معنی پیچیدگی در آواز، کشش صدا، غلت دادن آواز و پیراستن آواز از خشونت و زواید است.فرهاد فخرالدینی می گوید: بنان به طرز عجیبی بر صدای خود مسلط بود و من هرگز ندیدم نتی را خارج ،یا کم و زیاد بخواند. بنان در انتخاب شعر و درست ادا کردن آن،بیش از اندازه دقت می کرد و در نتیجه وقتی شعر را می خواند آن‌چنان را آن‌چنان‌تر می کرد.

بنان در انتخاب شعر و موسیقی، سخت خوش سلیقه بود. روح الله خالقی می گوید: صوت بنان لطیف ترین صدایی است که من در عمر خود شنیده ام.

اگر به یکی از تصنیف‌های بنان گوش بسپاریم، خواهیم دید که در اجرای آواز بنان، شکستن کلمه، نابه‌جا خواندن، درنگ یا شتاب بی‌جا در سرتاسر تصنیف حتی یک‌بار هم دیده نمی‌شود. اوج، جای خود را دارد و فرود هم.
melodymag

اینجاست که هنر تبلور پیدا می کندو بنان را در صدر می‌نشاند. نوع ادای کلمات ،جدا از آواز و همراهی موسیقی هم آهنگ در بیان بنان، خود شعری جداگانه است. “علی تجویدی” می گوید: ” مرا عاشقی شیدا” را هیچ خواننده ای توان اجرا نداشت جز بنان، که آنرا به درستی خواند و اجرا کرد.بنان علاوه بر شعر هایی که از سروده های رهی معیری از سروده های نواب صفا نیز استفاده می کرد: یاد باد آن همدلی،آن همدمی،آن همرهی ساز محجوبی و آواز بنان، شعر رهی از کارهای به جا مانده بنان می توان به” بوی جوی مولیان” در بیات اصفهان که روح الله خالقی  آنرا ساخته بود اشاره کرد. کار دیگری که نام بنان را بر سر زبانها انداخت و تا امروز هم اعتبار خود را حفظ کرده است تصنیف زیبا و پر مفهوم “من از روز ازل” ساخته استاد مرتضی محجوبی در مایه سه گاه است.در سال ۱۳۱۹ ه_ش که رادیو تأسیس شد ،بسیاری از هنرمندان به رادیو دعوت شدند که در صدر آنها بنان بود.که در سال ۱۳۲۱ این همکاری را پذیرفت و در برنامه “گلهای جاویدان” ،”برگ سبز” و”گلهای رنگارنگ” که به همت شادروان  داوود پیر نیا  تهیه و تدوین می شد،عاشقانه به کار پرداخت.

پس از آن بود که نام و آوازه بنان در همه جا پیچید و به عنوان یک آواز خوان و تصنیف خوان حرفه ای از شهرت جهانی برخوردار شد. بنان مردی مبادی آداب ،خوش لباس ،خوش بیان و بذله گو و مجلس آرا بود. موقع آواز خواندن همیشه لبخندی روی لبهای این هنرمند می شکفت. و می گفت:” این لبخند،قیافه مرا در هر حال برای بیننده و شنونده آوازم قابل تحمل تر می کند” خانه بنان در بلندیهای جمال آباد شمیران ،یادگارهای او را دارد. شاید هم اکنون نیز بتوان حالا چرا را در عشاق و بوسلیک،امروز مها خویش ز بیگانه ندانیم را در ابوعطا، به یاد صبا را در سه گاه و همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی را در ماهور و هزاران اثر دیگر را را در آن سربالاییها شنید و لذت برد و هنر سحرآفرین او را تحسین کرد.
بعد از انقلاب ،چندین بار از ایشان برای اجرای برنامه در رادیو دعوت به عمل آمد اما بنان دیگر حوصله آن سالها را نداشت. در سالهای آخر عمر تنها سرگرمی استاد خاطرات گذشته و گوش دادن به نوارهای زیبای خود بود. یاد و خاطره استاد بنان را می توانید در نور و نوا که به یاد او تدوین و پرداخته شده است زنده کنید و یاد تندیسی بیفتید که در خانه ،جای او را پر کرده است. سرانجام استاد بنان در ساعت۴۵/۶ بعد از ظهر هشتم اسفند سال ۱۳۶۴ در بیمارستان ایرانمهر به دیار باقی شتافت.

آلبوم موسیقی چهل قطعه برای سنتور

melodymag

آلبوم موسیقی «چهل قطعه برای سنتور» با اجرای سنتور «شهپر شجاع اردلان» و اجرای تنبک «علی زینعلی ده‌سوری» از سوی موسسه فرهنگی-هنری ماهور منتشر شد.

به گزارش مجله موسیقی ملودی این اثر در واقع، اجرای کتاب چهل قطعه برای سنتور است که توسط استاد «فرامرز پایور» گردآوری و تنظیم شده و خانم «مینا افتاده» آن‌را تهیه و تدوین کرده است.

قطعات این مجموعه از سوی «شهپر شجاع اردلان» نواخته شده‌اند و «علی زینعلی» آن‌را با نواختن ساز تنبک، همراهی کرده است.

شهپر شجاع اردلان دوره‌ی سنتور مکتب استاد پایور را تا دوره‌ی عالی نزد خانم مینا افتاده بین سال‌های ۱۳۵۶ تا ۱۳۶۵ گذرانده و مدت‌ سه‌ سال مدرس کلاس بانوان مکتب استاد پایور بین سال‌های ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۶ بوده است.

بر اساس این گزارش، آلبوم چهل قطعه برای سنتور شامل پیش‌درآمدها و رنگ‌های اساتیدی چون «رکن‌الدین مختاری»، «غلام‌حسین درویش»، «موسی معروفی»، «حبیب سماعی»، «ابوالحسن صبا»، «علی‌نقی وزیری» و … است.

به بهانه سال‌روز درگذشت استاد ابوالحسن صبا

melodymag

آن زمان که پدر موسیقی ایران، غلام حسین خان درویش (درویش خان) مورد غضب شعاع السلطنه، (والی فارس، پسر مظفرالدین شاه) قرار گرفته بود، ابوالقاسم کمال السلطنه نزد والی وساطت کرد و موسیقی ایران را از فاجعه ای که قرار بود با قطع انگشتان درویش خان، به دستور شعاع السطنه به وقوع بپیوندد، رهایی داد.
به گزارش مجله موسیقی ملودی ابوالقاسم کمال السلطنه فرزند صدر الحکما، نوه محمود خان صبا ملک الشعرا، خود دستی در نواختن سه تار داشت و از دوستان نزدیک درویش خان بود. او برخلاف بسیاری از پدران دیگر فرزندش را از آغاز با رموز و جاذبه های موسیقی آشنا کرد.
بعدها این فرزند کمال السلطنه، ابوالحسن صبا بود که موسیقی نوین ایران، شکوفایی و پویایی خود را مدیون اوست.

  • صبا و فراگیری موسیقی:

ابوالحسن صبا در سال ۱۲۸۱ در خاندانی اهل دانش و هنر، در تهران متولد شد. از ۶ سالگی نزد اساتید وقت، آموزش موسیقی را آغاز کرد. سه تار را نزد میرزا عبدالله و درویش خان، سنتور را در محضر علی اکبر شاهی، تمبک را از حاجی خان، کمانچه را از حسین خان اسماعیل زاده، فلوت را از اکبرخان هنگ آفرین و ویلن را از حسین خان هنگ آفرین فرا گرفت.

  • صبا و ساز ویلن:

در آن زمان ساز ویلن که بعدها سرنوشت ایرانیش، با همت و تجربه ی آینده صبا روشن شد، همچنان در خدمت نواهای اروپایی بود و یا زیر پنجه ی کمانچه نوازان به کمانچه ای دیگر تبدیل شده بود.
گویی ساز ویلن در انتظار ظهور ابوالحسن صبا بود تا موسیقی ملی ما را بپذیرد.

  • صبا و مکتب وزیری:

در سال ۱۳۰۲ که صبا ۲۱ سال بیشتر نداشت، استاد کلنل علینقی وزیری به ایران بازگشت و مدرسه عالی موسیقی را بنیان نهاد. کلنل الفبای موسیقی را به ارمغان آورده بود. صبا به مکتب او راه یافت و وزیری با اعجاب و تحسین از اینکه صبا در این سن و سال، با سازهای گوناگون آشنایی داشت وی را پذیرفت و نامش را در دفتر مدرسه ثبت کرد. از آن پس، صبا نواختن ویلن را به شیوه ی خود ویلن و نه کمانچه که رسم زمان بود، نزد استاد وزیری فرا گرفت. صبا در مکتب وزیری از یک سو با شیوه ی صحیح ویلن نوازی آشنا شد و از سویی دیگر روش نوشتن آهنگها و ردیف موسقی ملی را نیز آموخت.
ابوالحسن به زودی بهترین نوازنده مدرسه به شمار آمد و پس از مدتی، تلفیق مهارتهای فنی و ظرافت عاطفی در کار صبا به اوج رسید. استاد وزیری که مجذوب مهارت و ظرافت صبا شده بود؛ اداره برخی از کلاسهای مدرسه را به او واگذاشت. اینک صبا در حین فراگیری بیشتر از مکتب وزیری ، در نقش همکار او نیز ظاهر شد.

  • صبا و سفر به شمال:

۴ سال بعد، بخشی از موسیقی ایران در خطه ای سرشار از رنگ و آهنگ در انتظار شکوفایی بود. فروردین ماه سال ۱۳۰۶ بود که صبا به همراه وزیری و ارکستر مدرسه رهسپار گیلان شدند. در آن جا صبا به ریاست مدرسه صنایع ظریفه رشت منصوب گشت.
سفر به سواحل دریای مازندران، نقطه ی عطفی در زندگی هنری صبا به وجود آورد. او در طی دو سال زندگی در شمال ایران با شنیدن نی شبانان و ترانه های روستایی گیلان ، توشه ای ارزشمند از نواهای محلی این خطه به دست آورد که برای اولین بار در تاریخ موسیقی ایران به گرد آوردن این ترانه ها (ترانه های بومی و فولکلوریک) و نواختن آنها به سبکی بسیار دلپذیر پرداخت. دیلمان، امیری مازندران، زرد ملیجه، در قفس و رقص چوبی قاسم آباد از همان آهنگهاست که می نواخت و آنها را در کتابهای ماندگار برای آیندگان به یادگار گذاشت.
به این ترتیب این سفر ابوالحسن صبا را از پوسته نوازندگی خارج کرد و او را به پروانه ای مبتکر و راهنما در موسیقی ایران بدل ساخت.

  • صبا و بازگشت به تهران:

در سال ۱۳۱۰ استاد صبا به تهران بازگشت و نخستین کلاس موسیقی خود را بنیاد کرد. صبا در روش آموزش بسیار بخشنده بود و هر چه که می دانست به هر که خواستار بود می آموخت از این روی کلاس موسیقی صبا، دستاوردهای فراوان در پی داشت و بسیاری از نوازندگان برجسته و مشهور همه از شاگردان مکتب صبا به شمار
می آیند.
استاد ابوالحسن صبا ردیفهای موسیقی را به تدریج در سه جلد کتاب چاپ و منتشر کرد. پس از آن صبا دو بار به خارج از ایران یعنی به بیروت و شام سفر کرد، و صفحاتی از خود به یادگار گذاشت.
از اولین روز تأسیس رادیو در اردیبهشت سال ۱۳۱۹ با رادیو همکاری داشت، گاه، نوازنده وگاه، سرپرست ارکستر بود. نغمه های دل انگیز ویلن صبا در نوارهای بسیار گرد آمده که یادگاری ارزشمند از آن هنرمند گرامی است.
در سال ۱۳۲۰، استاد ویلن کلاسهای شبانه روز هنرستان عالی موسیقی، و در سال ۱۳۲۸ استاد ویلن دبیرستان موسیقی ملی شد، که در آنجا نیز شاگردان هنرمندی تربیت کرد.

  • صبا و موسیقی ایرانی:

صبا عاشق همه سازها بود. یک موسیقی دان ایتالیایی که در زمان حیات صبا با او ملاقات کرده است درباره اش میگوید: “این مرد به تنهایی یک ارکستر کامل است”.
صبا یکی از کامل ترین شیوه ها را در نواختن سه تار داشت. مضرابهایش پرداخته ، دقیق و بی تکلف بود.
یکی از دستاوردهای بزرگ صبا ابداع شیوه نو، در نوازندگی ویلن بود که خود او تواناترین مجری این شیوه ی نوازندگی بوده است. این همان شیوه ای است که توسط شاگردانش، مهدی خالدی، علی تجویدی و … پیروی می شد.

  • صبا و آثار او:

آثار صبا را می توان به ۲ دسته تقسیم کرد. دسته اول شامل اجراهای ویلن، سه تار و تار اوست که اغلب به صورت نوار یا صفحه در دست است. دسته دوم تصنیف ها، آهنگ های گردآوری شده محلی و آثار تئوریک می باشد که در زیر به طور خلاصه آورده شده است:

دوره سه جلدی ویلن و (برای دوره های مختلف نوازندگی)
دوره ۴ جلدی سنتور (برای دوره های مختلف نوازندگی)
دوره ۱ جلدی سه تار (برای دوره های مختلف نوازندگی)

صبا آثار غیرمستقلی هم دارد که در مجموعه های دیگران به چاپ رسیده است. از آن جمله اند: سلو صفحه “ای وطن” و چهار مضراب سه گاه که در کتاب ویلن وزیری چاپ شده است.
رنگ بیات ترک که در کتاب ۲۵ قطعه ی ضربی چاپ شده و نوید بهار که در کتاب ویلن هنرستان موسیقی ملی چاپ شده است و ….
صبا در زمینه ی چهار مضراب قطعات بسیار زیبا و پرارزشی ساخته که مشهورترین آنها زنگ شتر است.

  • صبا و شب یلدا:

شیشه ی می در شب یلدا شکست از غم هجرت دل شیدا شکست
این بیتی بود که استاد صبا همواره زیر لب زمزمه می کرد و عجیب اینکه سرانجام در شب یلدا چشم از جهان فرو بست.
این موسیقی دان بزرگ ساعت ۴ صبح روز جمعه ۲۹ آذرماه ۱۳۳۶ پس از ۵ روز بیماری (درد سینه و ناراحتی قلبی) دار فانی را وداع گفت.

  • شهرزاد شاه کرمی/ مجله موسیقی ملودی

استاد همایون خرم: بداهه نوازی کار جوانان نیست

ostad-homayoun-khoram

هنر بداهه نوازی نمایش معرفت موسیقی با حفظ اصالت های موسیقی ایرانی است از همین رو یک نوازنده جوان باید به این معرفت رسیده باشد و آنگاه ساز خود را برای اجرای یک اثر بداهه نوازی کوک کند.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی، همایون خرم استاد موسیقی ایرانی ضمن بیان این مطلب در خصوص کم و کیف مراحل بداهه نوازی به خبرنگار مهر، گفت : یادگیری هنر موسیقی و اجرای قطعات در دستگاه های موسیقی ایرانی دشوار است و کسی که این مراحل را می آموزد باید با تمرین های بسیار این نوع موسیقی را مدام بازآموزی کند تا به یک هنرمند و موسیقی شناس تبدیل شود ؛ در واقع آموختن این هنر زمان می برد و صبوری بسیاری می طلبد از همین رو یک جوان تازه کار نمی تواند ساز خود را برای بداهه نوازی بردارد و به گمان خود هنر بداهه نوازی را به نمایش بگذارد.

وی در ادامه افزود : هنر بداهه نوازی با ارزش است و به نوعی درس پس دادن است درواقع هنرمندی که بداهه نوازی می کند نسبت به آنچه آموخته، شناخت و معرفت پیدا کرده است و با بداهه نوازی دین خود را به این نوع موسیقی ادا می کند از همین رو یک جوان تازه کار باید پیچ و خم ها و فراز و فرودهای موسیقی ایرانی را با تمام وجود درک کند و بعد وارد حیطه بداهه نوازی شود.

ostad-homayoun-khoram

این آهنگساز در ادامه با اشاره به شناخت در هنر موسیقی گفت : زمانی که یک فرد جویای علم موسیقی ایرانی نسبت به این هنر شناخت پیدا کرد عشق را هم تجربه می کند و در سایه این دو عنصر یعنی شناخت و عشق است که بارقه هایی از بداهه نوازی برمبنای اصالت شکل می گیرد.

خرم در ادامه صحبت های خود انتشار کتاب دوم نوای مهر را در راستای پرورش هنر بداهه نوازی دانست و گفت : یکی از دغدغه های من پرورش هنر بداهه نوازی در جوانانی است که با شور و حرارت موسیقی ایرانی را آموخته اند از همین رو کتاب نوای یک به چاپ رسیده و کتاب نوای دو را نوشته ام و تا یک ماه آینده منتشر می شود؛ این کتاب سه رساله شور ، آواز ابوعطا و آواز دشتی را دربرمی گیرد که در هریک از آنها مقام های مربوط به همراه قطعاتی از ساخته های خودم منتشر شده است و در آخر هم یکی از نت های آهنگ‌های خودم را برای پرورش بداهه نواز گذاشته‌ام.

وی در پایان در خصوص چگونگی واگذاری سازهای خود به موزه صبا گفت : در این مورد با من صحبتی نشده است و اطلاعی ندارم اما استاد صبا حق بزرگی به گردن من دارد و هرآنچه که مربوط به این استاد بزرگوار باشد با جان و دل انجام می دهم.

به مناسبت سال‌روز درگذشت استاد ابوالحسن صبا

abolhasan-saba

استاد ابوالحسن صبا، آهنگ‌ساز و موسیقی‌دان برجسته‌ی موسیقی ایرانی ۵۳ سال پیش در این تاریخ دیده بر جهان فروبست.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی ابوالحسن صبا از برجسته‌ترین چهره‌های موسیقی ایران در هفتاد سال گذشته است.

وی پس از سال‌ها کوشش و پرورش شاگردان فراوان در شب جمعه ۲۹ آذر سال ۱۳۳۶ دیده از جهان فروبست و در قبرستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.

ابوالحسن صبا فرزند کمال‌السلطنه به سال ۱۲۸۱ خورشیدی در خانواده‌ای آشنا به موسیقی و اهل ادب دیده به جهان گشود. نخستین آموزش‌های موسیقی را از پدرش فرا گرفت. او نزد «میرزا عبدالله فراهانی» و «درویش خان» تار ، نزد «حسین اسماعیل‌زاده» کمانچه ، نزد «حسین هنگ‌آفرین» ویولن ، نزد «علی اکبر شاهی» سنتور و نزد «حاجی خان» ضرب را آموخت.

صبا به نواختن همه سازهای موسیقی ردیف چیرگی پیدا کرد و تمام سازهای ایرانی را در حد استادی می‌نواخت و ویولن و سه‌تار را به عنوان سازهای تخصصی خود برگزید. سپس در مدرسه عالی موسیقی به شاگردی «علی‌نقی وزیری» درآمد و تکنواز ارکستر او شد.

ابوالحسن صبا، چهل سال تمام ساز نواخت، تعلیم داد، در ارکسترها شرکت کرد، کتاب نوشت و درتمام جریان‌های موسیقی ایران تاثیر مستقیم و مثبت داشت. وی در تمام رشته‌های موسیقی ایران و حتی سایر هنرها همچون ساختن ساز و نقاشی و ادبیات مهارت داشت و دانشنامه‌ای جامع از علم و عمل موسیقی ایرانی بود.

مکتب نوین موسیقی ایرانی که از «درویش‌خان» آغاز شده بود با صبا به اوج رسید وشاگردان صبا نیز پیرو راه او شدند.
حسین تهرانی، حسن کسایی، داریوش صفوت، فرامرز پایور، غلامحسین بنان، لطف‌الله مفخم پایان، علی تجویدی، جهانگیر کامیان، همایون خرم، رحمت‌الله بدیعی، ساسان سپنتا، ابراهیم قنبری مهر، مهدی خالدی، عباس شاهپوری، مهدی مفتاح، محمدعلی بهارلو، حبیب‌الله بدیعی، محمد طغانیان دهکردی، سعید قراچورلو، و شهریار و بابک رادمنش حسین خواجه امیری(ایرج) و ایرج کیایی از شاگردان صبا بودند.
از صبا صفحات بسیاری حاوی تکنوازی‌ها و همنوازی‌های او منتشر شده‌است که مهارت فوق‌العاده او را در نواختن ویولن نشان می‌دهد. همچینین نوارهای خصوصی بسیاری پر کرده که مرجع هنرجویان و گویای تسلط فوق‌العاده او در نواختن سه‌تار است.

از استاد صبا، سه دوره آموزش ویولن، چهار دوره تعلیم سنتور، یک دوره تعلیم تار و سه‌تار منتشرشده و باقی آثار او هنوز منتشر نشده‌اند.

صبا نخستین موسیقی‌دان ایرانی است که موزه‌ای ویژه از او (منزل شخصی صبا) تاسیس شده و به نام خود او در خیابان ظهیرالسلام تهران واقع است.

  • ویکی‌پدیای فارسی

آلبوم آثاری از استاد ابوالحسن صبا

abolhasan-saba

آلبوم موسیقی «آثاری از استاد ابوالحسن صبا» با نوزاندگی نی و آواز «حسین عمومی» از سوی موسسه فرهنگی ماهور منتشر شده است.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی به نقل از مهر ،این آلبوم شامل ۲۳ قطعه است و بخش نخست آن با قطعه «درآمد سه گاه» آغاز می شود. این آلبوم سپس با قطعات «سامانی»، «زابل»، «بهارمست»، «کرشمه و مویه»، «مخالف»، «مثنوی سه گاه» ، «پرده گردانی به جای فرود»، «شش ضربی نهت»، «چهارمضراب نوا»، «دوضربی بیات ترک»، «درآمد بیات ترک» و«چهارمضراب بیات ترک» ادامه پیدا می کند و با قطعه «فیلی» به پایان می رسد.
بخش دوم این آلبوم با قطعه «شکسته»، «پرده گردانی به افشاری» آغاز می شود و با قطعات «رقص چوپی»، «قرایی»، «درآمد دشتی»، «زرد ملیجه»، «گیلکی»، «کاروان»، «دیلمان» و «پاچه لیلی» ادامه می کند.
قطعه پایانی این آلبوم موسیقی به اجرای قطعه «رنگ دشتی ساخته سماعی» اختصاص دارد.
«حسین عمومی» نوازنده نی به همراه «ضیا» و «کیا طبسیان» نوازندگان تنبک و سه تار در این آلبوم از «نی شش دانگ» که ساز ابداعی ایشان است و همچنین تنبک قابل کوک استفاده کرده است.
این نوازنده درخصوص چرایی ابداع این نی در دفترچه معرفی این آلبوم چنین آورده است: «به طور مسلم تمام سازهای دنیا به شکلی که امروزه دراختیار بشر قرار دارد نبوده و به مرور زمان تکمیل شده اند. در کلاس آشنایی با سازهای ایرانی، همیشه موضوع سیم چهارم سه تار و سیم ششم تار برای دانشجویان جالب و آموزنده است. امروزه در ایران تمام سه تارها چهار سیم دارند و هیچ کس به کار مشتاق علی که سیم چهارم را اضافه کرد ایرادی نمی گیرد و یا تمام تارها دارای شش سیم هستند . کسی عمل «آقا حسینقلی» را که برشاگردش «درویش خان» پرخاش کرد و او را از اضافه کردن سیم ششم به تار منع کرد تایید نمی کند.»
عمومی در بخش دیگر به گستره صوتی نی ایرانی اشاره کرد و گفت: «گستره صوتی ساز نی ایرانی شش دانگ است که در محدوده چهار منطقه صوتی به دست می آید این چهار منطقه صوتی در نی دیاپازون یا کوک استاندارد به این ترتیب است: صدای اول در محدوده ۶ نغمه بم نامیده می شود.صدای دوم، که هنگام صدای اول است، مجددا در محدوده ۶ نغمه ، زیرنامیده می شود، صدای سوم، که غیث نام دارد، فاصله پنجم صدای سوم و بالاخره صدای چهارم ، به نام پس غیث، به فاصله چهارم از صدای سوم است.»

درگذشت ۱۸ هنرمند موسیقی در سال ۸۸

امسال عرصه‌ی موسیقی جمعی از بزرگانش را از دست داد. پرویز مشكاتیان، فرامرز پایور، شهریار فریوسفی، فرمان بهبود و …. جمعی از اهالی موسیقی بودند كه در خاك آرمیدند.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی در آغاز سالی که پشت سر گذاشتیم در ۲۸ فروردین «استاد محمد حسین كیانی»، شاهنامه‌خوان شاخص و پیش‌كسوت منطقه‌ی قشقایی در ۱۰۸ سالگی درگذشت. در خرداد ماه «قادر عبداله زاده» معروف به «قال مه‌ره» از نوازندگان چیره‌دست شمشال کردستان از دنیا رفت.

در ۱۵تیر ماه درگذشت «شهریار فریوسفی» نوازنده‌ی‌ تار و سه‌تار، جامعه‌ی هنری کشور را داغ‌دار كرد. فریوسفی متولد ۱۳۳۵بود و در طول زندگی هنری‌اش از حضور استادانی چون علی اكبر شهنازی، هوشنگ ظریف و جلیل شهناز بهره‌های فراوان برد.

بر اساس این گزارش در تاریخ ۳۰ شهریور خبر درگذشت «پرویز مشكاتیان» نوازنده‌ی مطرح سنتور جامعه‌ی هنری را بهت‌زده كرد. او بر اثر ایست قلبی در منزل‌اش از دنیا رفت. «پرویز مشکاتیان» متولد ۲۴ اردیبهشت ۱۳۳۴ در نیشابور بود. او به عنوان یك آهنگ‌ساز، نوازنده‌ی سنتور، استاد دانشگاه و پژوهش‌گر فعالیت بسیار موفقی در عرصه‌ی هنر كشور داشت.

تصنیف «دشتی»، «غم انگیز»، «آستان جانان»، «شیدایی»، «سرانداز»، «سرو ناز»، «بیداد»، «كرد بیات»، «رزم مشترك»، «وطن»، «ایرانی»، «چوپانی پیروزی»، «طلوع»،‌ «جان جهان»، «سركش»،«دل انگیزان»، «گل‌نوش»، «صبح است ساقیا»، «چكاد»، «افسرده حال»، «شكر و شكایت»، از جمله آثار ماندگار اوست كه با صدای شهرام ناظری، محمدرضا شجریان و… ثبت شده‌اند.

هم‌چنین «محمدرضا كاكاوندی» یكی از اعضای كانون سازندگان ساز در سانحه‌ی هوایی هواپیمایی كاسپین جان باخت. كاكاوندی سازنده‌ی ساز كمانچه در سال ۱۳۶۷ فعالیت هنری خود را در زمینه‌ی ساخت آلات موسیقی در رشته كمانچه‌سازی آغاز كرد. وی توانست در سال ۱۳۸۲ در هجدهمین جشنواره‌ی موسیقی فجر در بین نوازندگان و سازندگان كمانچه، ساز خود را به عنوان یك كمانچه‌ی برگزیده مطرح كند و لوح افتخار را به كار خود اختصاص دهد. «حسن یوسف زمانی» آهنگ‌ساز برجسته كه حدود ۱۲ سال پیش به کانادا عزیمت کرده بود نیز در مرداد ۱۳۸۸ از دنیا رفت.

به گزارش ایسنا مرحوم یوسف زمانی بیش از ۴۰۰اثر با کلام و بی‌کلام و با همکاری نوازندگان و خوانندگان مختلف (از جمله محمدرضا شجریان و نادر گلچین) ساخته است که بسیاری از آنها جزو آثار ماندگار موسیقی ایرانی به شمار می‌روند.

شهریورماه هم «سید غلامرضا دبیری» ـ نوازنده‌ی ترومبون و پیانوـ و «فرخ حدادی» ـ نوازنده‌ی تارـ را از جامعه‌ی موسیقی ایران گرفت. سید غلامرضا دبیری متولد اردیبهشت ۱۳۱۱ از فارغ التحصیلان هنرستان عالی موسیقی و نوازنده سازهای بادی بود كه سال‌ها در اركستر سمفونیك تهران عضویت داشت.

فرخ حدادی متولد ۱۳۱۷ شهرستان كرمانشاه از ۱۶ سالگی در رادیو ایران به تك‌نوازی تار پرداخت. وی هم‌چنین مقامات تنبور را نزد استادانی همچون «نور علی الهی» و «درویش امیر حیاتی» فراگرفته ودر نوازندگی تنبور صاحب سبك بود.

«مصطفی گرگین‌زاده» موسیقی‌دان پیش‌کسوت روز ۱۴ مهر در بیمارستانی در تهران از دنیا رفت. گرگین زاده متولد سال ۱۳۰۱ در یکی از محله‌های قدیمی تهران و کارمند بازنشسته راه آهن بود که آموزش‌موسیقی را در «مدرسه‌ی موزیک نظام» نزد استادانی چون «غلام‌حسین مین‌باشیان»، «سروان داود نجمی» و «ایروانی اعظم» شروع کرد.

آذر ماه با درگذشت «فرامرز پایور» آهنگ‌ساز و نوازنده‌ی برجسته سنتور ایرانی در سن ۷۷ سالگی همراه شد.

این هنرمند موسیقی متولد ۱۳۱۱ در تهران است و از سال ۱۳۲۸ تحت تعلیم «ابوالحسن صبا» قرار گرفت و پس از شش سال، موفق به فراگیری دوره‌ی كامل ردیف موسیقی ایرانی (روی سنتور) و دریافت تقدیرنامه‌ای از صبا شد.

گردآوری، تنظیم و ارائه‌ی آثار هنرمندان قدیمی موسیقی ایران مانند: «درویش‌خان»، «عارف قزوینی»، «مرتضی ‌نی‌داوود»، «عبدالله دوامی»، «علی‌اكبر شیدا» و … بخشی از فعالیت‌های گسترده‌ی پایور هستند.

«شیخ‌محمد بیابان‌گرد» پیش‌کسوت موسیقی مقامی خراسان شمالی نیز در آذر ۸۸ از دنیا رفت. شیخ‌محمد از زمان کودکی هنر نواختن موسیقی مقامی را از پدرش آموخت و در مجالس متعدد به اجرای موسیقی می‌پرداخت، وی در اکثر سازها مهارت کافی داشت و در نواختن سازهایی مانند سورنا، دهل، کمانچه، دوتار و به‌خصوص «قوشمه» از تسلط كافی برخوردار بود. وی دارای مقامهای زیادی در جشنواره‌های شهرستانی، استانی و کشوری بود و در سن ۸۳ سالگی بر اثر بیماری از دنیا رفت.

ایسنا گزارش داد: دوشنبه ۲۱ دی ماه «سیمین آقا رضی» نوازنده‌ی پیش‌کسوت ساز قانون پس از یک دوره بیماری درگذشت. این نوازنده‌ی قدیمی قانون متولد سال ۱۳۱۷ در تهران بود و سهم به‌سزایی در نشر و گسترش این ساز مهجور داشت. وی با ارکسترهای مختلف از جمله ارکستر مرحوم خالقی همکاری داشت و در تهیه‌ی آلبوم‌های متعدد با صدای خوانندگان مختلفی همکاری کرده بود. یکی از آخرین کارهای آقارضی همکاری در ساخت موسیقی فیلم روز واقعه اثر مجید انتظامی بود.

در بهمن ماه «علی اكبر مهدی‌پور دهكردی» نوازنده‌ی برجسته‌ی سرنا از دنیا رفت. استاد علی اکبرمهدی‌پور سال ۱۳۱۴ در خانواده‌ای از ایل بختیاری به دنیا آمد و نواختن سرنا، کرنا و کمانچه را در میان خانواده خود فراگرفت. او درکنار سرنانوازی گاهی نیز بنا به ضرورت دهل می‌نواخت و به تکنیک‌های موسیقی آوازی ایل بختیاری آشنایی داشت. به واسطه‌ی همین آشنایی بود که در موسیقی تیتراژ سریال «روزی روزگاری» به آهنگ‌سازی «فرهاد فخرالدینی» و به کارگردانی «امرالله احمدجو» سرنا نواخته است.

در اسفند ۸۸ «ملا کمال‌خان هوت» خواننده و موسیقی‌شناس بزرگ سیستان‌وبلوچستان در سن ۶۸ سالگی به دلیل ضعف جسمی در شهرستان «چابهار» از دنیا رفت.

ملا کمال‌خان به سبك پهلوانی می‌خواند و آثار او از اصیل‏ترین و قدیمی‏ترین گونه‏های موسیقی بلوچی محسوب می‌شود و اعتبار و ارزش بسیاری نزد بلوچ‏ها دارد. دوران كودكی او در روستا و آزادانه در دل طبیعت به مكاشفه‌ی محیط و بازی گذشت. او در نوجوانی متوجه علاقه و گرایش خود به موسیقی وشعر شد. شعرها وملودی‌ها را به خاطر می‌سپرد و می‌خواند.

گفته می‌شود كمال خان از محبوبیت و معروفیت زیادی در بلوچستان برخوردار است، تا ‌آنجا كه برخی از موسیقی‌دوستان خود را مرید كمال خان می‌دانند و در بیشتر خانه‌ها آثاری ازاجراهای استاد وجود دارد.

«تهمورث کشکولی» خواننده‌ی برجسته موسیقی محلی قشقایی نیز در اسفند ۸۸ بر اثر ایست قلبی در شیراز درگذشت. کشکولی وسعت صدایی منحصر به فردی داشت و تنها کسی بود که همراه با ساز سرنا و در گام‌های بالای این ساز توانایی اجرای آواز داشت که در نوع خود بسیار عجیب بود. او همچنین در خوانندگی لری نیز از توانایی ویژه ای برخوردار بود.

«فرمان بهبود» نوازنده و مدرس پیشكسوت پیانو نیز اسفند ماه از دنیا رفت. او از موسیقی‌دانان فارغ التحصیل از هنرستان عالی موسیقی بود که سال‌ها در محضر «امانوئل ملیک اصلانیان» و خانم «اقلیا کمباجیان» آموزش دیده بود.

«استاد حسان اگزار چنانی‌زاده» نوازنده‌ی چیره‌دست و حماسه‌خوان پرآوازه دو روز پس از نواختن در بیست‌وپنجمین جشنواره‌ی موسیقی فجر درگذشت. استاد چنانی زاده از ۱۲ سالگی به خوانندگی و نوازندگی روی آورد که در واژگان بومی به آن «شاعری» می‌گویند. او بیت‌خوان حماسی خوی و بیت خوان آل‌الله است و هنر شاعری در خانواده آنان موروثی است.

چنانی‌زاده نزد بزرگانی نظیر «اکران شروبه» که سبک خواندن در خوزستان را تغییر داد آموزش دید. و هم به «بیت‌ها» و هم به «سطور» آشنایی کامل داشت.

و بالاخره در سال ۸۸ «حجت‌الله البرزی» عضو پیوسته‌ی كانون نوازندگان سنتی خانه‌ی موسیقی و نوازنده‌ی تمبك هم درگذشت.