درباره نیما علامه آهنگساز و تنظیم کننده موسیقی

melodymag

«نیما علامه» یکی از آهنگسازان جوان و موفق در موسیقی پاپ ایران است.

«نیما علامه دهر» عنوان کامل این خواننده ی شیرازی تبار است که این روزها نامی آشنا در صنعت موسیقی پاپ محسوب میشود. وی که فرزند وسط یک خانواده ی پنج نفره ست؛ متولد سوم اردیبهشت ماه هزار و سیصد و شصت و چهار می باشد و تحصیلات آکادمیک را در رشته ی معماری به پایان رسانده است. استعداد نیما علامه در موسیقی خیلی زود هویدا شد؛وی در هفت سالگی به صورت خودجوش نواختن کیبورد را آغاز کرد و در ده سالگی عنان پیانو-یکی از زنده ترین سازهای موسیقی-را در دست گرفت. اما توانایی های نیما علامه به کیبورد و پیانو محدود نمی شود، وی به آلات ضرب؛گیتار کلاسیک و گیتار لید(Guitar lead) نیز تسلط و شناخت کافی دارد.

  • نیما علامه و حضور در وادی خوانندگی:

اولین اثری که از نیما علامه در کسوت خواننده منتشر شد؛ “خواب و خیال” نام داشت که برداشتی آزاد از یکی از آثار خواننده ی فقید پاپ-مایکل جکسون- بود. آهنگ دوم نیما علامه “دلخور” نام گرفت که اثری ترنس با صدای مشترک وی و امیرحسین بود و از طریق کمپانی برمودا موزیک در فضای مجازی انتشار یافت؛ که بعدها نیما علامه این کار را مجددا به تنهایی خواند و عنوان “صفحه آخر” را برایش برگزید. اما سرآغاز ظهور نیما علامه و قدرت نمایی وی در پاپ ایران پدیده ای با نام “سخته” یا “سخته بی تو” بود که به جرئت؛ از بهترین های زمان خود بود. این آهنگ که مسئولیت تمام بخش هایش را؛ چه ترانه و چه آهنگسازی و تنظیم؛ نیما علامه بر عهده گرفته بود؛ نوید بخش یک حرکت تازه را در پاپ ایران می داد. ریتمی نو و جدید با صدای مواج نیما علامه، به سرعت فراگیر و عام پذیر شد. نیما علامه خود در یکی از مصاحبه هایش بیان کرده است که “سخته” حسی ست که خودش به سراغ وی رفته و اثری نیست که سفارشی باشد.مطمئنا جهشی که”سخته” در آشفته بازار آن روزهای پاپ ایران طی کرد؛جهشی بدون زحمت و پشتکار نبود؛ شاید اگر نیما علامه با بی دقتی هایش در آهنگ های بعدی،تمام این زحمت را به یغما نمی سپرد می توانست به خوبی جایگاهی مستکم در بازار هزار و یک صاحب آن روزهای پاپ برای خودش بسازد.به شنوندگان “سخته” هر روز اضافه می شد تا اینکه پس از مدتی “سخته” با همکاری یاس (یاسر بختیاری) دوباره متولد شد. قرار گیری یاس در کنار پاپ خوانی به غیر از آمین(آرش ملک) و بازخوانی یک مثنوی عاشقانه و نه سیاسی-اجتماعی؛و تلفیق دو صدای متفاوت از نکات قابل توجه این آهنگ بود. مدتی پس از نشر این آهنگ؛نیما علامه از موزیک ویدیوی آن رونمایی کرد تا از خیل خوانندگان حاضر در خط قرمز ارشاد عقب نماند.موزیک ویدیویی خواننده محور که تا نیمه های کار ریزش برگ های پاییزی و وجهه های متفاوت از نیما علامه؛ماحصل زحمت “فرید غفوریان” است. اما زمانیکه نیما علامه پشت پیانو می نشیند،تمام معادلات سادگی به هم می ریزد! ضرباهنگ تند کلیدهای پیانو و حرکات نیما علامه که نشان از تسلط وی دارد؛ به ببیننده این حس را القا میکند که وی،یک پیانیست تمام عیار است. آهنگ های بعدی نیما علامه را می توان فقط برای باقی ماندن اسم وی در جرگه ی خوانندگان به شمار آورد. آثاری که هجو زبانی و بی محتوایی و نیز ظهور خوانندگان رپ! که مشخص بود حضورشان همیشگی نیست؛ارزش وی را رو تزلزل برد.آهنگ هایی چون:”ژیان قراضه،دروغ(به همراهیMti)،با تو (با همراهی امیررضایا) بوس و فِیر فِیس”.که در بین این آثار شاید با تو و بوس به جهت جیغ های منحصر بفرد نیما علامه کمی شاخص باشند.

  • لیست آهنگ های اجرا شده توسط نیما علامه:

آثار فردی: خواب و خیال-سخته-تنها-دروغ-میخوامت-آهنگی برایM-صفحه ی آخر-به من بگو-دلم تنگ تو میشه-آخرین دیدار-دعوت هشتم-مرز محکم-حالا.
آثار مشترک: دلخور-سخته بی تو-بوس-forgive me-با تو-fair face-عشق من-عشق بی گناه-کودکانه-دلم خواست- یه جای دور- روز جدایی-به تو دلخوشم-مطمئنم.
melodymag

  • نقدی کوتاه بر دو اثر

«روز جدایی»: این که بگوییم چطور «روز جدایی» در خروجی سایت های موسیقی قرار گرفت،خود قصه بلندی ست که شرح آن از ما نیاید کار! اما این که چطور نیما علامه و تامین(۲۵باند)در کنار هم قرار گرفتند مسئله ی مهمی ست که به آن می پردازیم.

سالها پیش زمانی که (A-del,Tamin.Fchen) در کنار هم قرار گرفتند،کسی فکر نمی کرد در نهایت (A-del,Tamin) بتوانند فراتر از تصور ظاهر شوند. ۲۵ باند با کمک نیما علامه اولین آهنگ خود را با نام وقت پرواز که اثری ترنس بود منتشر کردند. این همکاری جسته و گریخته ادامه داشت تا اینکه «از من نگذر» که با آهنگسازی و تنظیم خوب نیما علامه خلق شده بود گوشه ای از توانایی های این جوانان جویای نام را بر سر زبان ها انداخت. صدای نیما علامه به همراه A-del ,3zg band در آهنگ عشق من نشر یافت که بعدها وی هر دو کار-روز جدایی و عشق من-را ماکتی بیش نخواند.
«اما چرا؟»: نیما علامه تنها خواننده ی مردی نیست که در یکی از کارهایش از یک هم آوای زن بهره می برد.
تامین هم که این روزها به همراه دیگر عضو گروهش خود را در حزب رپ وR&B جا انداخته اند. گروهی که از زمان تولدشان مسیر پرفراز و نشیبی را طی کرده اند و انحطاط دینی و ابتذال، جزء لاینفک کارهای اخیرشان شده است.همه چیز از آغاز مهم است؛هر چند زمان به درازا بکشد.۲۵ باند نیز بدین وجه است؛زمان می گذرد، به اعتبارش افزوده می شود، اما استارت کار مهم است که نیما علامه؛ نقطه ی آغاز ۲۵باند به حساب می آید. بهرحال روز جدایی برخلاف عشق من از نگاه هوادران هر دو جناح نمره ی قبولی داشت. اگرچه باز هم این احتمال می رود که نیما علامه برای این قطعه از طرف عزیزان ارشاد مواخذه شود.

  • «آخرین دیدار»

انقلاب گر احساس که در مهرماه ۹۱ منتشر شد از کارهای فاخر کارنامه ی نیما علامه است. وی در که در سال۹۱ کارهای خوبی با محوریت مناسبت های ملی-مذهبی در فضای مجازی نشر داد؛مقدمه ای خارق العاده با نام “آخرین دیدار” را ضمیمه ی کارهای خوبش کرد. ترانه های مونا برزویی که همواره با استقبال روبه رو می شوند؛این بار به دست نیما علامه رسید تا وی با استادی تمام آن را به اجرا درآورد. صدای رعد و برق و طنین انداز شدن نام نیما علامه،فریاد وی که در نفیر باد و باران گم میشود،۳۵-۳۳ ثانیه ای از وقت آهنگ را به خود اختصاص می دهد. نیما علامه با طمأنینه و آرامش کار را شروع می کند و بعد با صدایی بلندتر ادامه می دهد.روند سینوسی کار به اوج می رسد؛ نیما علامه با فریادی که در پس آن غمی نهفته،نوایی رساتر سر می دهد.در نیمه های دقیقه ی دوم،کلام قطع می شود و صدای حرکت کلیدهای پیانو به همراه باران می آید.سپس نیما علامه کمی آرام تر کار را به پیش می راند؛گویا گله ای ست که آرام بیان میشود،مانند مرور یک خاطره ی نه چندان دور. و بعد مجددا کار به اوج خود می رسد. کلیت این کار که زمانش چهار دقیقه و سی و پنج ثانیه است،ریتمی کند با استفاده ی حداقل از آلات موسیقی دارد.نیما علامه،پیانووصدای رعد و برق و باران؛حاضرین در این اثر اند. خلاصه ترین آهنگی که بدون دردسر شما را به سکوت وامی دارد. برای آن هایی که قلبشان شیشه ای ست،شاید آخرین دیدار بتواند مرهمی برای گریه هایشان باشد.

  • نیما علامه و دیگران!

اما شاید بتوان نقطه قوت این روزهای نیما علامه و اعتبار وی را در آهنگسازی و تنظیم کنندگی دانست. وی در سبک های متفاوت موسیقی دانش خویش را به رخ رقیبان خود کشیده است و یکی از این نقاط قوت ایده پردازی خلاقانه و ظرافت وی در پرداخت نهایی اوست.وی که در معرفی استعدادهای موسیقی تا کنون نمره ی قابل قبولی کسب کرده،امضای کارش را برای شنونده و یا هوادارانش اینگونه به ثبت می رساند:«ساز پیانوی من»
۲۵باند،احمد سعیدی، پوریا عرفانی، محمد هاجری، پویا سالکی، حسین معصومی، رامین خزایی، حامد محمود زاده، سعید علیشاهی و محسن عباسی از نام هایی هستند که با وی همکاری مشترک داشته اند.

  • روپیتا بصیر/ مجله موسیقی ملودی

گفت‌وگو با مسیح محقق (شیدی): از راک اند رول تا تلفیق

melodymag

آلبوم موسیقی «سلامی دوباره» از «مسیح محقق» (شیدی) منتشر شده است. به همین مناسبت با این هنرمند گفت‌وگویی را انجام داده‌ایم که  آن‌را در ادامه می‌خوانید.

شروین کوهساری/مجله موسیقی ملودی:
مسیح محقق موسیقی را از ۱۲ سالگی با آموختن گیتار به صورت خود آموز آغاز کرد و به دلیل علاقه ی بسیار به الویس پریسلی، موسیقی راک اند رول آن دوران را الگوی خود قرار داد و پس از تشکیل گروهی به نام “مومیایی ها” به همراه دو برادر دیگرش ، شروع به باز خوانی و اجرای قطعات معروف راک آن دوره کرد به طوری که گاه بیش از ۱۰ ساعت از روز را مشغول تمرین و اجرای موسیقی بر روی صحنه بود ..
زندگی این هنرمند به دو دوره ی موسیقایی تقسیم می شود . زیرا وی پس از سال ها نواختن گیتار الکتریک و خواندن آثار گروه ها و خوانندگانی همچون کینگ کریمسون ، باب دیلان و …. پس از انقلاب ، شروع به آموختن تار و موسیقی اصیل ایرانی نمود و اکنون با بیش از نیم قرن تجربه حرفه ای در عرصه ی موسیقی به سبکی دست پیدا کرده که امروزه به عنوان موسیقی تلفیقی در جهان شناخته می شود.
اولین آلبوم وی با نام” دو پیکر” از قطعات بدون کلام با درون مایه ای از موسیقی جهانی و ایرانی تولید و در سال ۱۳۷۹ منتشر شد و پس از آن اولین آلبوم با کلام او به نام “عاشقی پیداست” با استفاده از اشعار بزرگان شعر معاصر همچون سهراب سپهری ، فرخی یزدی و البته قطعاتی از مولانا با سبک و سیاقی که خاص موسیقی مسیح محقق است به صورت رسمی انتشار یافت .
حال با وقفه ای ۱۱ ساله آلبوم جدید این موسیقیدان با تجربه با نام “سلامی دوباره” توسط” نشر ارغنون” روانه ی بازار موسیقی شده است که به همین مناسبت با وی به گفت‌وگو می نشینیم.

  • با درود خدمت شما ، با توجه به پیشینه ی حرفه ای خود در سبک راک چطور شد که با موسیقی ایرانی و ساز تار ارتباط برقرار کردید؟

من هم به شما و همه ی اهالی موسیقی درود می فرستم . پیش از انقلاب من با دو گروه “مومیایی ها” و “اسکورپیو” همکاری داشته و به اجرای قطعات موسیقی در تالارها و کلوپ های مشهور آن زمان مشغول بودیم که پس از قریب به ۱۴ سال و در اواخر این دوره از زندگی موسیقایی ام , از کپی کردن کارهای دیگران خسته شدم زیرا ما آن زمان آهنگ های معروف و به زبان انگلیسی را کاور می کردیم و با وجود کیفیت بالا ، استمرار این قضیه مرا دیگر قانع نمی کرد و به نوعی از این کار زده شده بودم . به همین دلیل در اوایل سال ۵۷ به کمک تنی چند از دوستان و نوازنده گان برجسته آن زمان با تشکیل گروهی جدید و با هدف ارائه کارهایی از خودم به گونه ای تلفیقی با موسیقی ایرانی مشغول به تمرین شدیم که به دلیل پیش آمدن انقلاب بهمن ۵۷ و تحولات اجتماعی , ادامه کار میسر نشد.
در اوایل سال ۱۳۶۰ بود که از طریق پدرم و آهنگ هایی که گوش می کرد با نوای تار زنده یاد استاد محمد رضا لطفی آشنا شدم و احساس قرابت خاصی با این ساز و فضای موسیقایی آن در من ایجاد شد و از آنجا بود که یادگیری موسیقی ملی را آغاز نمودم و به نوعی آغاز دوباره ی من در زمینه ی موسیقی بود که تا به امروز هم تار ساز اصلی من است و تاثیر آن در قطعات من هویدا است.

  • از چه زمانی به آهنگسازی روی آوردید و چطور سبک موسیقی تلفیقی را برگزیدید؟

تجربه ی دوگانه در موسیقی و علاقه ای که از کودکی به موسیقی راک و جز داشتم و پس از آن موسیقی ملی این میل را در من ایجاد کرد ، زیرا به عقیده ی من به نوعی , نزدیکی بین این سبک ها وجود دارد که با تفکری درست و اصولی می توان از آن ها در کنار هم استفاده کرد.
melodymag

  • اولین آلبوم رسمی شما به صورت موسیقی بدون کلام است. چطور شد که به خواندن آواز روی آوردید ؟

من در گذشته آهنگ های انگلیسی را باز خوانی می کردم و این پیشینه به من کمک کرد تا به خواندن اشعار فارسی روی بیاورم و از آنجا که صدای خواننده ی خاصی در ایران نمی توانست توجه مرا جلب کند ، شرو ع به ساختن و اجرای قطعاتی نمودم که اکنون سالها است که به سبکی خاص تبدیل شده و با توجه به سابقه ی من در موسیقی این چهار چوب را برای خواندن قطعاتم برگزیدم و امضایی بر روی آثار ساخته شده توسط من است .

  • شما با موسیقیدان های زیادی چه در آثار خودتان و همچنین در آثار دیگر هنرمندان همکاری داشته اید چقدر این کار را در پیشبرد و بهبود کیفیت موسیقی موثر می دانید ؟

همیشه به همکاری اعتقاد زیادی داشته ام زیرا شروع کار من با گروه های موسیقی بود که هر فرد نقش خاص خود را در آن ایفا می کرد . اما متا سفانه پس از انقلاب کار گروهی بسیار کمرنگ شد به طوریکه در حال حاضر در اکثر کنسرت ها و ضبط ها یک تعداد نوازنده و موسیقیدان مشخص دست اندرکار هستند که این امر یکی از عوامل موثر در از بین رفتن حس واقعی اثر می تواند باشد . اما من هم به عنوان خواننده ,تنظیم کننده و نوازنده از یک طرف و به مناسبت صدا برداری و مهندسی صدا از طرف دیگر, با بسیاری از هنرمندان حرفه ای موسیقی همکاری داشته ام و در آلبوم های من نیز اسامی بسیاری از آنها به چشم می خورد زیرا به نظر من استفاده ی درست از تفکرات و ایده های مختلف , منجر به پیشرفت کار شده و تاثیر بسیار مثبتی در پی دارد .

  • با توجه به شوق و فعالیت زیاد شما در حرفه ی موسیقی دلیل این فاصله ی تقریبا ۱۱ ساله در انتشار آلبوم جدیدتان چه بود ؟

بسیار سوال جالبیست زیرا اکنون که با شما صحبت می کنم آلبوم بعدی من نیز آماده ی انتشار است !
از ۸ سال پیش کار میکس و مسترینگ آلبوم” سلامی دوباره” به پایان رسیده و آماده ی عرضه بود اما شرایط بسیار غیر حرفه ای و نا بسامانی که بر حوزه ی نشر حکم فرما بود دلیل این وقفه ی چند ساله شد. زیرا موسیقی پاپ بازاری بیشتر فضا را در بر گرفته بود و تهیه کنندگان نیز همه ی آثار را اعم از هنری و … با یک نگاه قیاس می کردند که بالطبع من جایی برای حضور خود احساس نمی کردم .

  • حال برسیم به آلبوم جدیدتان ، چرا این مجموعه ” سلامی دوباره” نام گرفت؟

جدا از اینکه قطعه ای به همین نام بر روی شعر زیبای فروغ فرخزاد ساخته شده و در این آلبوم هست، عنوان این مجموعه نیز به نوعی می تواند مربوط به این وقفه باشد که گویی پس از ۱۱ سال به مخاطبانم سلامی دوباره گفته باشم . البته تعدادی از قطعات این آلبوم در طی چند سال گذشته در اینترنت در دسترس عموم بوده و در کنار هم قرار گرفتن دوباره ی آنها نیز به نظرم با عنوان کار همخوانی دارد.

  • استفاده از شعر نو فارسی در آثار با کلام شما به یکی از نشانه ها بدل شده ، دلیل نزدیکی شما با این نوع از شعر را در چه می بینید ؟

علاقه ی اصلی من از ابتدا موسیقیِ سازی و بدون کلام بوده است و در این میان شعر بود که مرا با موسیقی با کلام پیوند داد چون بر این باور بوده و هستم که شعر نو , موسیقی نو می طلبد.
من آهنگ های خود را بر روی اشعار می نویسم و ابتدا شعر است که این حس را در من ایجاد می کند تا ملودی آن را بسازم و حتی فضای آهنگین شعر بر روی تنظیم آثار من نقش مستقیم دارد و در این میان آثار بزرگان شعر نو است که به دلیل محتوای آن , بیشتر این حس را در من بر می انگیزد و معمولا علاقه چندانی به آن نوع از اشعار که امروزه به نام” ترانه” شناخته شده ،ندارم.

  • و در میان شعرای فاخر پارسی چطور مولانا را برگزیدید ؟

در هر دو آلبوم از اشعار مولانا، هم به فارسی و هم برگردان انگلیسی آن استفاده کرده ام و اولین تجربه ی من با ” رومی” توسط بخشی از برگردان یکی از قطعات مثنوی اتفاق افتاد و تاثیر بسیار زیادی بر من نهاد و به این ترتیب بود که ورژن انگلیسی “عاشقی پیداست” که توسط یک شاعر انگلیسی زبان و با ساختاری متفاوت از شعر کهن و مثنوی سروده شده بود ساختم و در بین وقفه ای که در تنظیم این اثر رخ داد نگاهی جدی تر به اصل فارسی این شعر داشتم و اینچنین بود که بر روی همان آهنگ ورژن فارسی آن نیز اجرا شد که در نوع خود تجربه ای منحصر به فرد در آهنگسازی و موسیقی است.

    melodymag

  • با توجه به اشاره‌ی خودتان بر فضای مجازی و انتشار آثار در اینترنت دلیل تلاش چند ساله برای انتشار رسمی آلبوم “سلامی دوباره” چه بود ؟

درست است که اینترنت مکان مناسبی برای عرضه ی آثار در بُعد گسترده و جهانیست اما به عقیده ی من انتشار رسمی اثر در همه ی جای دنیا , همان گونه که از نامش پیداست , به کار رسمیت می بخشد و البته اینترنت مکان خوبی برای ارائه ی تک آهنگ هاست اما آلبوم موسیقی باید دارای شناسنامه ای از نوازندگان ، شعرا و همه ی عوامل دست اندر کار باشد که به صورت پکیج رسمی این هدف به درستی انجام می پذیرد.

  • در” سلامی دوباره” نیز همچون “عاشقی پیداست” یکی از قطعات، بدون کلام است لطفاً در مورد ربط آن با سایر قطعات بیشتر توضیح دهید.

همان‌طور که گفتم علاقه و نگرش اصلی من موسیقی اینسترومنتال (بدون کلام) است اما یکی دیگر از دلایل استفاده ی من از این ژانر در کنار موسیقی وکال(آوازی) استفاده از تکنیک است . زیرا موسیقی که من برای شعر می سازم چه در آواز و چه در تنظیم از ساختاری ساده تر نسبت به آهنگ های بدون کلام برخوردار است چون هدف , شنیده شدن مفهوم و آوای کلام( شعر) در کنار موسیقی است اما موسیقی اینسترومنتال بیشتر تکنیکال است و نقطه ی مشترک این دو در یک مجموعه همان تلفیقی است که در موسیقی به کار رفته است.

  • شما از بداهه نوازی تار بر روی پرلود شماره یک یوهان سباستیان باخ استفاده کرده اید . چه چیز باعث به وجود آمدن این اثر شد ؟

پرلود شماره ۱ باخ ، یکی از معروف ترین قطعات در موسیقی کلاسیک مخصوصا برای علاقمندان و نوازندگان پیانو است و من وقتی این اثر را گوش می کردم در ذهنم نوای موسیقی ایرانی تداعی می شد و همانطور که از نام آن پیداست، شروع کردم به بداهه نوازی تار با آن که در نتیجه، قطعه ای به وجود آمد که اکنون در آلبوم قرار گرفته است.

  • در آهنگسازی چه چیز برای شما الهام بخش است ؟

در انتخاب کلام، معمولاً دوستان و نزدیکان، به نوعی شعر ها را معرفی می کنند و در اکثر مواقع پس از خواندن و حس ارتباط، تصمیم به کار بر روی این آثار در من ایجاد می شود و البته مسائل اجتماعی، اتفاقات روزمره و احساس و عواطف شخصی در ایجاد این آثار بسیار دخیل هستند.
من هیچگاه به این موضوع اعتقاد نداشته ام که اگر اتفاق غم انگیزی در من رخ داد پس می بایست که چیزی بسازم؛ و در واقع با این موضوع موافقم که اگر قرار است غم و یا شادی در یک اثر وجود داشته باشد، نباید صرفاً از روی احساس باشد بلکه متفکرانه بودن آن حس بسیار مهم است.

  • در باره ی آلبوم بعدی و زمان انتشار آن چه برنامه ریزی ای کرده اید ؟

همانطور که گفتم آلبوم بعدی من آماده ی انتشار است اما فعلا به همراه موسسه ” نشر ارغنون” ،قصد داریم تا نگاهی به بازخورد هنری آلبوم فعلی در جامعه داشته و پس از آن نیز قرار است “عاشقی پیداست” را باز نشر کنیم زیرا این آلبوم در زمان انتشارش با مشکلات پخش توسط شرکت مورد قرار داد روبرو شد و پس از آن در مورد آلبوم جدید تصمیم خواهیم گرفت.

  • به عنوان سوال آخر نوع چیدمان و دلیل انتخاب ترتیب قطعات آلبوم بر چه مبنایی است ؟

با شناختی که من از مخاطب خود دارم و با توجه به گام و ساختار آهنگ ها ، این چیدمان شکل گرفت که البته سلیقه ی شخصی نیز در آن دخیل بوده است . بر همین مبنا قطعه ی” سلامی دوباره” که نام مجموعه نیز می باشد به عنوان ترک دوم آلبوم انتخاب شده است. و” با توام ای” که اولین ساخته ی من برای این آلبوم بوده، به عنوان قطعه ی چهارم در نظر گرفته شده.

  • و در آخر سخنی با مخاطبان خود داشته باشید …

با سپاس از همه ی هنرمندانی که در آفرینش این آلبوم یاری رساندند و درود به روان شعرای بزرگ این مرز و بوم که اشعارشان مایه ی اصلی شکل گیری این اثر بود . از مخاطبان و هنر دوستان عزیز تقاضا دارم که آلبوم های موسیقی را به صورت اورجینال تهیه کنند و با این کار حمایت خود را از موسیقی مستقل و هنری نشان دهند . زیرا ما موسیقیدان ها عمر خود را در این راه نهاده ایم و شنیدن درست آثارمان با کیفیتی مطلوب و اصولی , بهترین پاداش برای این تلاش است.در پایان امیدوارم که آلبوم “سلامی دوباره” مورد پسند علاقه‌مندانِ موسیقی قرار بگیرد.

  • شروین کوهساری/مجله موسیقی ملودی
  • آهنگساز برنده اسکار برای فیلم محمد(ص) موسیقی می‌سازد

    melodymag

    آهنگساز اسکاری – میلیونر زاغه نشین – ،ساخت موسیقی – محمد(ص) – را شروع کرده است.

    مراحل فنی بزرگترین فیلم تاریخ سینمای ایران همچنان ادامه دارد. تدوین اولیه فیلم پایان پذیرفته است و موسیقی و صداگذاری با نظارت شخص مجیدی همچنان در کشور آلمان آغاز شده است.

    به گزارش تسنیم، مجید مجیدی که تدوین فیلم «محمد (ص)» خود را به تازگی به پایان رسانیده است، وارد انجام مراحل فنی فیلم از جمله موسیقی و صداگذاری شده است.
    موسیقی این فیلم را «اِی.آر. رحمان» از کشور هند برعهده دارد که به خاطر ساخت موسیقی «میلیونر زاغه نشین» برنده اسکار شده بود، رحمان موسیقی فیلم مجیدی را شروع کرده است و طبق برخی اخبار به زودی ساخت موسیقی آن به پایان می‌رسد.«ای. آر. رحمان» آهنگساز سرشناس هندی که برای موسیقی «میلیونر زاغه نشین» است که برنده دو جایزه اسکار (ترانه و موسیقی) شده است. تم شرقی ساخته‌های رحمان ظاهرا مجیدی را به سپردن کار عظیم ساخت موسیقی فیلم محمد(ص) راضی کرده است.
    صداگذاری فیلم «محمد (ص)» مجیدی نیز به تازگی آغاز شده است و با نظارت مجیدی این کار نیز در حال سپری شدن است.
    مجیدی قرار است قسمت دوم و سه‌گانه زندگی پیامبر(ص) را نیز خودش بسازد. این قسمت از سه‌گانه محمد(ص) از پیش از تولد تا دوران کودکی پیامبر اسلام را روایت می‌کند.
    مجیدی ۷ سال پیش، بنای ساخت فیلم محمد(ص) را گذاشت. پس از نگارش فیلم‌نامه‌ای در ۲۰۰ سکانس به کمک کامبوزیا پرتوی و با همکاری حمید امجد، مراحل پیش‌تولید انجام شد و فیلم در خرداد ۱۳۹۰ پروانه ساخت گرفت.
    سرانجام آبان همان سال مجیدی از ساخت فیلمی خبر داد که وقتی به پایان برسد، نام ایران و ایرانی را تا مدت‌ها بر سر زبان‌ها خواهد انداخت. «محمد(ص)» عنوان آخرین اثر کارگردان «رنگ خدا»ست که قرار است به سینما رنگ و بویی خدایی بدهد. ساخت این فیلم، بدون حاشیه و در سکوت کامل خبری آغاز شد و تا امروز کمتر گزارشی از مراحل ساخت آن به بیرون درز کرده است، تا جایی که خبر بازدید رهبر انقلاب هم از لوکیشن این فیلم در آبان سال گذشته توسط روابط عمومی فیلم محمد منتشر شد.
    لوکیشن اصلی فیلم «محمد(ص)» شهرک سینمایی نور در حوالی شهر قم است که ۱۰۰ هکتار مساحت دارد و به گفته وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، با ساخت شهرک سینمایی مدینه و مکه، گام‌های بزرگی جهت ساخت فیلم‌هایی با موضوع پیامبر(ص) برداشته شده است.
    این فیلم در کرمان و عسلویه هم فیلمبرداری شد و در آخرین گام ـ پس از عدم موافقت هندی‌ها ـ این فیلم در آفریقا جلوی دوربین رفت. این سکانس به تعداد زیادی فیل نیاز داشت، چرا که بیانگر ماجرای لشکرکشی ابرهه به مکه و حمله پرندگان به سپاه اوست.
    فیلم محمد از محاصره‌ مسلمانان در شعب ابی‌طالب آغاز می‌شود و به پیش از تولد پیامبر اسلام(ص) باز می‌گردد. در این فیلم مخاطب شاهد وقایعی است که پیش از تولد پیامبر اسلام(ص) تا ۱۲ سالگی ایشان را در بر می‌گیرد. صحنه‌های وفات مادر رسول اکرم(ص) در روستای ابواء و صحنه‌های مربوط به دوران شیرخوارگی و خردسالی پیامبر در روستای سعدیه هم از دیگر بخش‌های فیلم است. فیلم محمد(ص) با اولین سفر پیامبر(ص) به شام و رسیدن به صومعه بحیرا به پایان می‌رسد. «بحیرا» راهبی مسیحی است که درباره ظهور آخرین پیامبر(ص) به ابوطالب بشارت می‌دهد.
    علیرضا شجاع‌نوری در نقش «عبدالمطلب» پدربزرگ پیامبر(ص)، مهدی پاکدل در نقش «ابوطالب» عموی پیامبر(ص)، پانته‌آ مهدی‌نیا در نقش «فاطمه بنت اسد» همسر ابوطالب، مینا ساداتی در نقش آمنه مادر پیامبر(ص)، ساره بیات در نقش «حلیمه» دایه پیامبر(ص) و محسن تنابنده در نقش «ساموئل» تاجر یهودی، از جمله بازیگران این فیلم سینمایی هستند.
    فیلم محمد(ص) فیلمی عظیم با لوکیشنی بزرگ و عواملی مطرح، به نوعی پروژه ای ملی است. «میلژن کرکا» که دو اسکار در کارنامه خود دارد، طراح لوکیشن، «اسکات اندرسون» که یک بار برنده اسکار شده و جلوه های ویژه ترمیناتور، کینگ کونگ و جان سخت را بر عهده داشته، مسئول تدوین و جلوه های ویژه فیلم است و در نهایت «استرارو» که سه جایزه اسکار را در کارنامه خود دارد، فیلمبردار این فیلم است. همچنین به جز مجید مجیدی که کارگردان اصلی این فیلم است، بسیاری از کارگردانان مطرح سینمای ایران نیز در ساخت این پروژه عظیم مشارکت دارند.

    چگونه مدرنیسم در موسیقی به تأویل اصوات آیینی رسید؟

    melodymag

    چندی پیش چهار موسیقیدان متفکر اتریشی یعنی رنالد دپه، پترآبلینگر، گئورگ نوس بامر و کلاوس لانگ در خانه هنرمندان ایران حضور پیدا کردند و در زمینه موسیقی مدرن کارگاه و نشست برگزار کردند.این نشست نه تنها استقبال رسانه‌ها را در پی نداشت بلکه در بعضی موارد با انتقاد شدید آنها هم روبرو شد.
    اما از آنجا که این هنرمندان از موسیقیدانان تاثیرگذار این حوزه مطرح می‌شوند، بد نیست که از زبان یک کارشناس موسیقی مدرن، این هنرمندان را بهتر بشناسیم.
    «هنگامی که هنر مدرن و به ویژه موسیقی مدرن ظهور پیدا کرد از صفات آن، ایجاد فاصله از موسیقی قدیم و روش انتزاع در ترکیب و تصنیف اصوات بود. موسیقیدانان مدرنیست در اجزاء موسیقی ورود یافتند و قواعد نهاده شده را شکستند و جنسی از موسیقی که یادآور صداهای تکنولوژیک، استنباط‌های غیرمتعارف از صدا و جستجوی زاویه‌های سوبژکتیو بود، را پدید آوردند که روش آنان اغلب مبتنی بر خودبنیادی صرف بود.
    موسیقیدانان پست مدرن این رویکرد موسیقیدانان مدرن را مورد پرسش قرار دادند و با گوشه چشمی به موسیقی قدیم، تلفیقی از موسیقی مدرن با بی‌تعصبی به «الزام مدرن بودن» صرف را به وجود آوردند. همچنین تصادف در جهت وقوع موسیقی آنان مورد توجه قرار گرفت و وهم موسیقی مدرن با طنزی خاص آمیخت اما تکیه بر امر تصادف در آهنگسازی به شیوه پست مدرن از وجهه نظر فلسفی قرابت با یکی از پرسش‌های مهم چگونگی تکوین هستی داشت که از ادوار قدیم در اذهان فلاسفه بطور مدام مطرح بود.
    از سال‌های ۱۹۵۰ میلادی به مرور زمان موسیقیدانان مدرنی پیدا شدند که با نگاه انسان‌دوستانه و طبیعت‌گرا به روش تکوین آیین‌های موسیقی بازجست نمودند. آنان آگاهانه پس از اخذ مدارک آکادمیک و درک قواعد موسیقی مدرن شیوه پرسشگری را در تصنیف آثار خود پیش گرفتند و شاید نام «آهنگسازان ترانس مدرن» برای آنان مناسب‌تر باشد.
    «جان کیج» در قطعه «چهاردقیقه و سی و سه ثانیه سکوت» ساحت زمان را در جوهره خود بدون هیچ تعلق شنیداری، به نمایش می‌گذارد و می‌خواهد حقیقت سکوت را که امری باطنی است، در برابر کثرت اصوات قرار دهد.
    ما در چهار دقیقه و سی و سه ثانیه سکوت، زمان را به اعتبار زمان ادارک می‌کنیم. جان کیج با پرسش از ماهیت سکوت و نسبت آن با زمان از قواعد موسیقی مدرن عبور کرد.
    وی هم چنین مکان‌مندی اصوات و نارسا بودن تعریف سنتی از زمان را نشان داد. گویی زمان حقیقی در ساحت تهی‌بودگی مستور است و الحان آیینی به طرزی رمز آمیز نفوذ در مستوری زمان دارند و حضور نسبت ذکر و مانترا در آنها از همین روی است.
    این زمان یا در سخن درست‌تر این «بی زمانی» همان است که موسیقی مدرن نفی‌اش می‌کند و آهنگسازان ترانس مدرن از کشف آن ذوق زده‌اند.
    «اشتوکهاوزن» آهنگساز برجسته آلمانی به مانتراها و ذکرهای ادیان رجوع کرد. او پنجاه و دو اسم مقدس را با اجرای شش خواننده به گونه ذکر و تکرار با نام «اشتمونگ» تصنیف کرد. بسیاری از آهنگسازان بعد از مدرن این نحو توجه به اصوات را پیش گرفتند.

    در میان آنها چهار موسیقیدان دعوت شده به خانه هنرمندان ایران از جهت نگاه شهودی به موسیقی بعد از مدرن حائز اهمیت‌اند. گاه به درستی نمی‌توان میان روش آنها و روش آیینی مرزی قائل شد اگرچه گرایش‌های سوبژکتیو در آثار آنان هنوز به گوش می‌رسد و این طبیعت بشر ساکن دوره معاصر است. نکته اساسی جهت‌گیری شهودی این دسته از موسیقی‌دانان است.
    «پترآبلینگر» یک قدم جلوتر از گذشتگان خود سعی دارد، گوش مردم معاصر جهان را به شنیدن صداهای طبیعت مانند درختان، باران، خاک، باد و انسان متذکر سازد.
    او با حذف تمام پیشداوری‌ها خود، از نو دست به تجربه شنیداری می‌زند و از این جهت تجربه‌ای نوین را در حوزه شنیدار پیشروی مخاطبان می‌گذارد.
    پترآبلینگر با رجوع به معرفت شنیداری اصیل آدمی و اصواتی که در آیین‌های گذشتگان وجود داشت و بازسازی آنها و حتی رجوع به نحو شنیدار اصیل «انسان اول» نوعی از روش شنیداری متکی به آیین‌مداری را معرفی می‌کند.
    melodymag

    یکی از قطعات که در کارگاه او در ایران و در خانه هنرمندان به نمایش درآمد، اپرا برای درختان است. وی طی چندین سال به کاشتن چند درخت مبادرت می‌ورزد، بعد از گذر زمان اقدام به ضبط صداهای آنها در جریان وزش باد و دیگر تحولات طبیعی می‌کند.
    این موسیقی عاری از سازهای کلاسیک یا شناخته شده است؛ وی موسیقی خود را به طور مستقیم و در نسبتی حضوری از محضر طبیعت اخذ می‌کند.
    «گئورگ نوس بامر» نیز با ترک صحنه و رپرتوارهای معین و با نگاه عمیق به طبیعت صداهای خود را می‌آراید.
    قطعه معروف او با اقتباس از سلسله جبال آلپ مجموعه‌ای از دیاپازون‌هاست که هر دیاپازون به تمثیل صدای یکی از کوه‌های این سلسله جبال طراحی می‌شود.
    این چیدمان اصوات با نگاهی دقیق به موقعیت جغرافیایی هر یک از کوه‌ها و تطبیق آن با جایگاه دیاپازون‌ها صورت می‌پذیرد.
    مردم می‌توانند هر یک از دیاپازون‌ها را که نام کوه‌ها بر آن حک شده ببیند و آن را در صورت تمایل به صدا درآورند. اثر تمثیلی از موسیقی مدرن با ویژگی گذر از مدرنیسم است.
    کار دیگر او تمثیل و تشبیه صفحه پیانو به نقشه افریقاست. او اشیایی هم چون خاک ، شن، صدف و … را بر روی پیانو می‌ریزد تا از لابه لای سیم‌ها و کلاویه‌ها بار دیگر نقشه قاره افریقا بر زمین نقش بندد. صدای برخورد خاک و شن و صدف به پیانو تشابهی از حرکت و صیرورت مواد طبیعی جهان است که یک قاره را می‌سازد.
    این قطعه ادای احترام به میراث بشری در قاره افریقاست و نیز تعصب به حقیقت اصوات در ادوار باستان را با رویکرد گذر از مدرنیسم نشان می دهد.
    «کلاوس لانگ» با طرح پرسش‌های متعدد سمت و سوی آهنگسازی خود را با معارف مشرق‌زمینی پیوند می‌دهد.
    او صدا در موسیقی را یک کالا نمی‌داند که باید مصرف شود. رجوع او به امر صدا با تعریف زمان به مثابه مبدأ صیرورت همان استنباطی است که انسان آیینی از وقوع صدا دارد.
    کلاوس لانگ با دانش کافی از مشخصات فیزیک صدا صورت اصوات را با دلیل حضور اصوات در جان آدمی جمع می‌زند. مثال او در باب تقلید قبیله‌ای آیینی از رفتارهای آدم‌های ساکن یک ارتش مدرن که هلیکوپترها برای آنها آذوقه می‌آورند، زمینه‌های توجه او به اصوات آیینی را هویدا می‌سازد.
    بومیان ساکن جزیره در ازای تقلید از هم نوعان مدرن خود توقع دارند، هلیکوپترها برای آنان نیز ره آوردی بیاورند… اما چنین نمی شود.
    تأویل کلاوس لانگ از این رفتار بومیان وضعیت بشر را در دو دوره متباین قدیم و جدید مورد پرسش قرار می‌دهد. توجه به منش آیینی که به اعتبار نسبت انسان با طبیعت است و طبیعت همواره رهاوردهای خود را در درون خود به بخشی از خود در کسوت انسان یا دیگر موجودات عطا می‌کرد.
    بومیان پروسه قطع نسبت انسان با طبیعت را طی نکرده‌اند و هنوز چشم به جادوی طبیعت دارند. کلاوس لانگ با رخنه به معنی تفکر آیینی و نشان دادن آن در وضعیتی متناقض در تباین با مفهوم مدرنیته، مبادی تفکر خود نسبت به اصوات را با نگاهی تأویلی ارائه می‌دهد.
    «رنالد دپه» دیگر موسیقیدان معاصر اروپایی در باب نسبت میان معرفت دیداری و شنیداری طرح مسئله می‌کند. وی مکان موسیقی را باز می‌کند تا زمان و موضوع نیز وسعت یابد.
    انتقال ذهن آهنگساز و تسلط رهبر ارکستر متواضعانه به نوازندگان اهدا می‌شود و نیز نسبت میان دیدار و شنیدار فرای از نگارش موسیقایی در جستجوی نوعی بی‌واسطگی است.
    وی «جزء بینی» در تألیف موسیقی را کنار می‌گذارد و «کُلّیِ معماگونه» را جایگزین می‌کند.
    رنالد دپه در جستجوی کشف اصواتی است که در جان نوازندگان حیات پنهان دارد. لحظه وقوع موسیقی وی با واسطه جمعی از نوازندگان، قیام ظهوری اصوات است. اگر قیام ظهوری را اگزیستنس بدانیم، رنالد دپه می‌گوید: موسیقی من اگزیستنس اصوات است.»

    • خانه هنرمندان ایران

    درگذشت موسیقیدان برنده جوایز اسکار،امی، گرمی، تونی و گلدن گلوب

    melodymag

    «ماروین هملیش» آهنگساز مطرح و برنده جوایز اسکار و تونی درگذشت.

    به گزارش مجله موسیقی ملودی از ایسنا، «ماروین هملیش» آهنگ‌ساز معروف آمریکایی که در طول عمر حرفه‌ای خود جوایز متعددی از جمله سه جایزه اسکار، چهار جایزه امی، چهار جایزه گرمی، یک جایزه تونی و سه جایزه گلدن گلوب را کسب کرده بود، در سن ۶۸ سالگی درگذشت.

    مرگ این هنرمند مطرح به صورت بسیار ناگهانی در لس آنجلس اتفاق افتاد و همه علاقمندانش را بهت‌زده کرد.

    هملیش که تا واپسین روزهای عمرش مشغول فعالیت‌های هنری از جمله ساخت موسیقی فیلم، رهبری ارکستر، تنظیم موسیقی از برادوی تا هالیوود و ساخت سمفونی و ترانه‌های موفق «آر اند بی» بود، بیشتر برای ساخت موسیقی فیلم‌های معروفی چون «آن طور که بودیم»، «انتخاب سوفی» و «نیش» شهرت داشت.

    وی در سال ۱۹۷۴ موفق شد برای فیلم «آن طور که بودیم» برنده جوایز اسکار بخش بهترین موسیقی شود. «آن طور که بودیم» فیلمی بود که جوایز گرمی بهترین هنرمند جدید و بهترین ترانه را برای هملیش به ارمغان آورد.

    این موسیقی‌دان زاده نیویورک کار حرفه‌ای خود را به عنوان پیانیست گروه ساخت موسیقی فیلمی سینمایی آغاز کرد. وی برای کارگردانی هنری و مسئول برگزاری کنسرت موفق به کسب دو جایزه امی شد. هملیش همچنین برای ساخت موسیقی یک فیلم در سال ۱۹۹۶ نامزد دریافت جایزه آکادمی اسکار شد. او در طول عمر ۶۸ ساله خود برای بیش از ۴۰ فیلم سینمایی موسیقی متن نوشت.

    «انتخاب سوفی» و «مردم معمولی» از دیگر پروژه‌هایی بودند که این موسیقی‌دان مشهور در آن‌ها به عنوان آهنگساز همکاری داشت. هملیش در کار نوشتن ترانه فیلم سال ۱۹۷۷ جیمز باند با عنوان «جاسوسی که مرا دوست داشت» نیز نقش داشت.

    این آهنگساز آمریکایی برای فیلم‌های کارگردانان بزرگی چون «وودی آلن» و «استیون اسپیلبرگ» موسیقی متن نوشت. از میان این آثار می‌توان به «پول را بردار و فرار کن»، «ببر را نجات بده»، «قصرهای یخی» و «خبرچین» اشاره کرد.

    به گزارش رویترز، وی اخیرا در حال کار بر روی موسیقی متن جدیدترین پروژه‌ی «استیون سودربرگ» بود.

    هملیش در دنیای تئاتر نیز جوایز معتبر بسیاری را به دست آورد که از آن جمله می‌توان به جایزه پولیتزر سال ۱۹۷۵ و جایزه تونی برای نمایش موزیکال «گروه خوانندگان» اشاره کرد.

    وی طی چهار دهه گذشته موسیقی نمایش‌های موزیکال فراوانی را در تئاتر برادوی تنظیم کرد. هملیش موفق شد برای نگارش موسیقی «آن طور که بودیم» چهار جایزه گرمی را به خود اختصاص می‌دهد.

    ماروین هملیش هنگام مرگ رهبر ارکستر سمفونیک در پیتزبورگ، میلواکی، دالاس، پاسادنا، سیاتل و سن‌دیگو بود و قرار بود همین سمت را در ارکستر فیلادلفیا به عهده بگیرد.

    بسیاری از هنرمندان عرصه سینما، ‌تئاتر و موسیقی درگذشت این هنرمند بزرگ را تسلیت گفتند.

    آهنگ‌ساز مختارنامه: استفاده از خواننده خانم ریسک بزرگی بود

    melodymag

    «امیر توسلی» سازنده موسیقی متن سریال مختارنامه در خصوص استفاده از خواننده زن برای قسمتی از موسیقی این سریال گفت: استفاده از خوانند خانم ريسکي بود که در اين سريال انجام شد.
    به گزارش مجله موسیقی ملودی وی که در نشست نقد و بررسی موسیقی متن این سریال که در فرهنگ‌سرای شفق تهران برگزار شد سخن می‌گفت اظهار داشت: مرثيه‌ علي‌اکبر توسط شبنم مرضيه در اين سريال خوانده شد و آقاي ميرباقري همکاري و حمايت زيادي براي اين ريسک و استفاده از خواننده خانم انجام دادند.

    وي در ادامه يادآور شد:‌ لالايي تنها يک نغمه است که نغمه اصلي نيست و بدون صدا و با برش‌هاي مختلف در اين سريال مورد استفاده قرار گرفت و با واکنش‌هاي زيادي هم روبرو شد، اما تلاش کردم با فاصله‌گرفتن از مسائل حاشيه‌اي موسيقي خوبي براي اين سريال توليد کنم.

    توسلي هم‌چنین با بيان اينکه سي‌دي کامل موسيقي سريال مختارنامه تا چند وقت ديگر به بازار عرضه خواهد شد، گفت:‌ قطعات اصلي موسيقي اين سريال به همراه ارکستر و پشت صحنه که با بودجه اندکي همراه بوده است تا چند وقت ديگر به بازار عرضه خواهد شد.

    مستر کلاس آهنگ‌سازی دکتر شریفیان برگزار می‌شود

    melodymag

    مسترکلاس آهنگسازی با حضور دکتر سعید شریفیان، روز سه شنبه،۲۲ آذرماه ساعت ۱۵، در سالن اجتماعات خانه موسیقی برگزار می شود.
    مستر کلاس آهنگسازی دکتر شریفیان برگزار می شود

    به گزارش مجله موسیقی ملودی مسترکلاس آهنگسازی با حضور دکتر سعید شریفیان، آهنگساز، ۲۲ آذر ماه ساعت ۱۵، در سالن اجتماعات ساختمان فاطمی برگزار می شود و در آن مبانی آهنگسازی تدریس خواهد شد. همچنین دکتر شریفیان در این مستر کلاس به پرسش حضار در خصوص آهنگسازی پاسخ خواهد داد.

    هزینه این کلاس ها مبلغ ۲۰ هزار تومان است و اعضای خانه موسیقی می توانند با ارائه کارت معتبر عضویت از تخفیف ۲۵ درصدی استفاده نمایند.

    به نقل از سایت خانه موسیقی، دكتر سعيد شريفيان متولد۱۳۳۳ در تهران است. او دوره های لیسانس و فوق لیسانس موسیقی خود را در مراکز علمی کشور انگلستان گذراند. همچنین درجه دكترا در فيزيک صوت و موسيقي الكتروآكوستيک را از دانشگاه پادواي ايتاليا اخذ كرد.

    دكتر شريفيان در كنار فعاليت هاي آموزشي در كنسرواتوارهاي ايتاليا و كالج هاي موسيقي در انگليس، چند سال مديريت هنري و اجرايي گروه ها و اركسترهاي مجلسي و كر را تجربه كرده است. شريفيان آثار متعددی در انواع بافت هاي صوتي و گروه هاي مختلف موسيقي اعم از اركسترال، كرال، مجلسي، موسيقي الكتروآكوستيک، موسيقي فيلم و سريال هاي تلويزيوني و قطعاتی بر روي تم هاي فولكلور ايراني ساخته است.

    از آثار وی می توان به پوئم سمفونيک آرش كمانگير، پوئم سمفونيک بر روي اشعار سعدي (با اجراي اركستر سمفونيك نيويورک ۱۹۹۸)،مجموعه الكتروآكوستيک كوير، مجموعه ليدر بر روي اشعار حافظ، سمفوني سرداران، سمفونی خسوف و سمفوني طلوع اشاره کرد. شریفیان همچنین دومین مدیر عامل خانه موسیقی در سال ۷۹ بود.

    لازم به ذکر است، علاقمندان می توانند برای کسب اطلاعات بیشتر از روز شنبه(۱۹آذرماه) با خانه موسیقی به شماره ۶۶۹۱۷۷۱۱ تماس حاصل نمایند. و یا به نشانی: خیابان فاطمی غربی، نرسیده به جمالزاده، پلاک ۲۷۰، خانه موسیقی ایران مراجعه کنند.

    بررسی موسیقی در صنعت سینمای ایران در شهر کتاب


    نشست بررسی موسیقی در صنعت سینمای ایران، هفته آینده در شهر کتاب برگزار می شود.

    به گزارش مجله موسیقی ملودی به نقل از روابط عمومی شهر کتاب، به بهانه‌ انتشار موسیقی متن فیلم کنعان و نشستی با عنوان «نگاه به وضعیت موسیقی در صنعت سینما»، با حضور کریستف رضاعی (آهنگسار فیلم کنعان) و مانی حقیقی (کارگردان همین اثر) برگزار می شود.

    فیلم «کنعان» که در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر موفق به دریافت دیپلم افتخار فیلم برگزیده تماشاگران شد، دومین همکاری مانی حقیقی و کریستف رضاعی در عرصه‌ سینما محسوب می‌شود.

    مانی حقیقی فارغ ‌التحصیل رشته‌های فلسفه و مطالعات فرهنگی از کانادا است و تا کنون فیلم هایی همچون «آبادان»، «کارگران مشغول کارند»، «هامون ‌باز‌ها» و «کنعان» را در کارنامه خود ثبت کرده است.

    کریستف رضاعی نیز سرپرستی گروه نور، آهنگسازی برای فیلم‌های بلند، کوتاه و مستند ایرانی و فرانسوی و همچنین تئاتر را در کارنامه دارد.

    مرکز فرهنگی شهرکتاب به نشانی خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر(بخارست)، نبش کوچه‌ سوم شنبه هفته آینده، میزبان علاقه مندان به موسیقی فیلم خواهد بود.

    حراج نت‌های دست‌نویس موسیقی فیلم «روانی» اثر آلفرد هیچکاک

    bernard-herrmann

    نت‌های دست‌نویس موسیقی‌ متن فیلم «روانی» آلفرد هیچکاک چکش حراج می‌خورد.

    به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی «نورمن هرمن» همسر «برنارد هرمن»، آهنگ‌ساز در‌گذشته‌ی فیلم «روانی» ساخته‌ی «آلفرد هیچکاک»، ۲۰ صفحه از نت‌های دست‌نویس مربوط به موسیقی متن این اثر ماندگار سینمایی را به قیمت ۷۵ هزار دلار به حراج می‌گذارد.

    «نورمن هرمن» در این باره گفت: این موسیقیِ بسیار مشهوری است و برای من نیز خیلی ارزشمند است. این آخرین چیزی است که از کارهای «برنارد» به عنوان یادگاری برای خودم نگه داشته‌ام.

    وی قصد دارد با پول فروش این اثر موسیقایی دی‌وی‌دی از مجموعه آثار همسر در گذشته‌اش منتشر کند. برنارد هرمن آهنگ‌ساز فیلم در سال ۱۹۷۵ از دنیا رفته بود.

    براساس این گزارش «روانی» یکی از ترسناک‌ترین فیلم های تاریخ سینماست که حتی بسیاری را از حمام رفتن وحشت‌زده ساخت. این فیلم در سال ۱۹۹۲ در فهرست میراث فرهنگی آمریکا و در گنجینه شاهکارهای سینمایی هالیوود قرار گرفت.

    این فیلم محصول سال ۱۹۶۰ نامزد چهار جایزه اسکار از جمله بهترین کارگردانی بود که در جوایز سینمایی «ادگار آلن پو» بهترین فیلم جنایی شناخته شد و در جوایز گلدن گلوب جایزه بهترین بازیگر زن را برای «جانت لی» به همراه آورد.

    • ایسنا/دیلی ایندیا

    هنریک گورتسکی آهنگساز لهستانی درگذشت

    henryk-gorecki

    «هنريک گورتسکی»، آهنگساز لهستاني که از بزرگترين هنرمندان معاصر موسيقي کلاسيک نیز بود در ۷۶ سالگي به دلیل بیماری مزمن درگذشت.

    به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی، اين آهنگساز نوگرا در پی تلفیق موسیقی آوانگارد با موسیقی محلی کشورش به سبکی مختص خود دست پیدا کرد که به عنوان ویژگی اصلی کارهای وی شناخته می‌شد.

    گورتسکی عمده شهرت خود را با خلق سمفونی شماره سه تحت عنوان «آهنگ سوگواري» يا «ترانه‌های غمگین» به دست آورده بود.

    این سمفونی با همکاری «داون آپشاو»، خواننده سوپرانو آمریکایی در سال ۱۹۷۶ تصنيف شد، اما به ويژه پس از اجرايي در لندن به سال ۱۹۹۲ با استقبالي کمرنگي روبرو شد.
    با این حال سمفوني «آهنگ سوگواري» پس از بازنشر در اوایل دهه‌ی ۹۰ از استقبال و با فروش بيش از يک ميليون نسخه، موفق‌ترين اثر موسيقي کلاسيک مدرن شناخته مي‌شود. اين اثر با لحني کشدار و دلگير و حزين، فضاي خفه و اندوه بار اردوگاه‌هاي مرگ آلمان نازي را مجسم مي‌کند، گفتنی است که هنریک گورتسکی بخشی از این سمفونی را بر روی دیوار زندان نازی‌ها نوشته بود.
    هنريک ميکولاي گورتسکي در سال ۱۹۳۳ در نزديکي شهر صنعتي کاتوويتس در جنوب لهستان به دنيا آمد. او در همين شهر به کنسرواتوار رفت و سپس به تدريس موسيقي پرداخت. سمفوني اول گورتسکي که در سال ۱۹۵۹ اجرا شد او را به عنوان چهره راديکال موسيقي مدرن لهستان معرفي کرد. وی سپس با قطعه سکونتري که در سال ۱۹۶۰ عرضه کرد، به عنوان پرچمدار موسيقي آوانگارد لهستان شناخته شد.
    گورتسکي با وجود این‌که در ابتدای فعالیت حرفه‌ای موسیقی خود به عنوان آهنگ‌سازی نوگرا و آوانگارد شناخته می‌شود اما به ملودي‌هاي مردمي و موسيقي کليسايي لهستان نیز توجه داشت. او با گذشت زمان در موسيقي خود از عناصر سنتي بیشتر استفاده کرد و به یک ترکیب موسیقایی همگن دست پیدا کرد.
    از آثار گورتسکي سه کوارتت براي سازهاي زهي نيز از معروفيت برخوردار هستند. دومين سمفوني گورتسکي به نام «کوپرنيکوس» لحني ارام و محتاطانه داشت.
    گورتسکي در دهه ۱۹۸۰ کمتر در زندگي اجتماعي شرکت مي‌کرد و در انزوا به خلق آثار موسيقي ادامه مي‌داد.

    این هنرمند ساخت سمفونی چهارم خود را نیز به پایان رسانده بود، اما رونمایی از آن به دلیل بیماری این هنرمند به تعویق افتاد.

    گفتنی است که گورتسکی یک ماه پیش نشان «عقاب سفید»، بالاترین افتخار لهستان را دریافت کرد.

    آثار نوگراي گورتسکي بي‌ درنگ در غرب ستايشگران فراوان يافت، اما در داخل لهستان با ناخرسندي مقامات کمونيست روبرو شد.
    این آهنگ‌ساز موسیقی کلاسیک شامگاه جمعه در بيمارستاني در زادگاه خود در سن ۷۶ سالگي دار فاني را وداع گفت.