مهریه زنان در دوره قاجار چه بود؟

فکر می‌کنید مهریه یک عروس خانم کم سن و سال از طبقه معمولی و متوسط شهری حدود ۱۰۰ سال پیش چه قدر بوده؟ چشم‌ها را ببندید و خودتان را در یک خانه با نرده‌های چوبی تصور کنید؛ خانه‌ای که دیوارهای حیاطش هم کاهگلی است و داخل خانه پر از مهمان است. امروز بله‌بران دارند.
مهریه زنان در دوره قاجار چه بود-مجله ملودی

حرف‌ها تمام شده و سر همه چیز به توافق رسیده‌اند. حالا وقت نوشتن قرارداد مهریه است. خانواده عروس فرستاده‌اند تا حاج آقا محمدعلی آقای اصفهانی بیاید که هم عروس و داماد را به هم محرم کند و هم چون تنها سواددار محله است، متن قرارداد را بنویسد.

بخوانید: ازدواج و طلاق این دهه هفتادی‌های عجول

بخوانید: این‌ دامادها عروس را شب عروسی کتک می‌زنند!

بخوانید: ۱۰ کشور با بیش‌ترین آمار خیانت همسران

آقا محمدعلی می‌نویسد: «بسمه تعالی/ با یاد خدا و صلوات بر پیغمبر خاتم (صلی‌الله) و خاندان گرامی او و با تاییدات ولی‌عصر (عجل‌الله تعالی فرجه) این کاغذ قراردادی است که میان طرفین جناب کربلایی رضاقلی گیوه‌دوز، پدر عروس محترم مکرمه -آن موقع رسم نبود اسم عروس را در قرارداد بنویسند- از یک طرف و جناب حاج رضا بزازباشی، پدر داماد آقا جعفرعلی بزازباشی منعقد شده. مهریه قبول شده از این قرار است که: یک جلد کلام‌الله مجید، آینه یک جام، لاله یک زوج، لباس سه دست، یک عقیق پنج تن، یک شمایل مرتضی علی (علیه‌السلام) و ۱۰۰ تومان پول بر ذمه می‌باشد. خدا مبارک فرماید ان‌شاءالله؛ شوال ۱۳۲۹ قمری»

البته این مهریه یک عروس از طبقه متوسط جامعه در عهد قاجار است که هم خانواده خودش و هم خانواده آقای داماد دستشان به دهنشان می‌رسیده است.

وگرنه مهریه یک عروس خانم که مثلا پدر کارگر یا باربر داشت، خیلی کمتر از این چیزی می‌شد که در این قرارداد‌ها می‌نوشتند. حالا اینکه چه طور روزگار چرخیده و فرهنگ و تعاریف چرا این‌قدر عوض شده که این روز‌ها گاهی مهریه دختر یک کارمند ساده از مهریه یک دختر کارخانه‌دار بیشتر می‌شود، از آن چیزهایی است که جامعه‌شناسان باید جوابشان را پیدا کنند.

مهریه زنان در دوره قاجار چه بود-مجله ملودی۲

در زمان قدیم مهریه دختران طبقه ثروتمند چه بود؟

سه پارچه آبادی در یزد، یک کمربند طلا که با سکه‌های اشرفی تزئین شده بود، یک نیم‌تاج مرصع و غرق در جواهر و ده دست لباس فرنگی (این آخری خیلی مورد توجه عروس‌خانم قرار گرفته بوده). در ضمن آقای داماد قبول کرده بود که ۶هزار تومان هم شیربها بدهد.

لازم به یادآوری است که در جامعه عهد قاجار، فاصله چندانی بین کودکی و ازدواج دختران وجود نداشت و دختران اغلب از هفت تا سیزده سالگی ازدواج می‌کردند. این ضرب المثل قدیمی در آن زمان کاربرد داشت که : دختر که رسید به بیست – باید به حالش گریست!
حال آن که در جامعه امروز ما اگر دختری در بیست سالگی ازدواج کند مایه تعجب دیگران می شود که چرا اینقدر زود و بی تجربه. بله در آن دوران ۳۰ سالگی شروع میانسالی بود و در جامعه امروز خانم‌های ۵۰ ساله ای را می بینیم که نصف سن خود به نظر می رسند.

ازدواج و طلاق این دهه هفتادی‌های عجول!

دهه هفتادی‌ها برخلاف شصتی‌ها وقتی با هم آشنا می‌شوند دیگر زیاد موضوع را کش نمی‌دهند، بلکه خیلی زود بساط عروسی را برپا می‌کنند. بویژه آنها که دانشگاهی هستند، همان ترم اول یا نهایتاً ترم دوم!

روزنامه ایران در این باره نوشت: داستان ازدواج در جامعه ایرانی که روزگاری جزو ساده‌ترین اتفاقات زندگی یک جوان بود این روزها آنقدر پیچیده شده که خیلی از خانواده‌ها از آن می‌ترسند. حالا دیگر گویا با لباس سفید رفتن و با لباس سفید بازگشتن هم به سرآمده است. این موضوع البته برای دهه شصتی‌ها بیشتر صادق است. فکر شیرینی لحظه‌های مشترک هم نمی‌تواند خیلی از دهه شصتی‌ها را پای سفره عقد بنشاند. چرا که آنها با سرعت نور از کنار ازدواج فرار می‌کنند. اما در سوی مقابل این روزها دهه هفتادی‌ها هستند که کولاک کرده‌اند، طوری که در همان سنین پایین ازدواج می‌کنند. دهه هفتادی‌ها برخلاف شصتی‌ها وقتی با هم آشنا می‌شوند دیگر زیاد موضوع را کش نمی‌دهند، بلکه خیلی زود بساط عروسی را برپا می‌کنند. بویژه آنها که دانشگاهی هستند، همان ترم اول یا نهایتاً ترم دوم! بعضی از دهه هفتادی‌هایی هم که درس نمی‌خوانند چه خدمت بروند و چه نروند، برای ازدواج اعلام آمادگی می‌کنند. البته به خرج جیب پدر!
در این بین همان قدر که ترفندهای دهه شصتی‌ها برای شانه خالی کردن از بار ازدواج نگران‌کننده است، راه حل‌های دهه هفتادی‌ها هم برای مجاب کردن والدین به ازدواجشان عجیب به نظر می‌رسد. از سوی دیگر وقتی سری به دادگاه می‌زنیم متوجه می‌شویم که همین دهه هفتادی‌ها برای گرفتن طلاق صف کشیده‌اند. خیلی هایشان از این می‌گویند که آتش گرم عشق به دلایلی به سردی نشسته و حالا آمده‌اند تا به زندگی کوتاه یکی دو ساله پایان دهند.

از طغیان سنی غرایز تا دوراهی والدین
بهرام سازگار، جامعه شناس و استاد دانشگاه درباره موج ازدواج‌های دهه هفتادی می‌گوید: «این مسأله از چند باب قابل بررسی است. اول اینکه باید دید که به طور عرفی و علمی سن بلوغ فکری یک پسر و دختر در شرایط امروز جامعه ایران چند است؟ چرا که با‌وجود گسترش رسانه‌ها و منابع اطلاعاتی به دلیل وابستگی شدید بچه‌ها به والدین خود، رشد فکری باید به شکل دیگری ترجمه شود. نباید فراموش کرد که در سنین ۱۸ تا ۲۴ سالگی درگیری‌های غریزی در وجود یک پسر غوغا می‌کند. به شکلی که بخش قابل توجهی از ظرفیت ذهنی وی در اختیار مسائل غریزی و انتخاب‌های منطبق با این معیار است. به این ترتیب این پسر دچار تناقض‌های عجیبی می‌شود، از یک سو به هزار و یک دلیل نمی‌تواند مشکلات فکری پیش آمده را با والدین مطرح کند و از سوی دیگر طغیان عاطفی و جنسی در وجودش بیداد می‌کند، به این ترتیب تنها راه را در ازدواج می‌بیند.»
این استاد دانشگاه می‌افزاید: «وقتی هم که با والدین خود این مسأله را مطرح می‌سازد، والدین در خلوت خود بر سر دوراهی قرار می‌گیرند. یا باید جوان بی‌تجربه‌ای را که خیلی از امور مهم زندگی‌اش روی زمین مانده روانه دریای زندگی مشترک کنند یا از او بخواهند که غرایزش را سرکوب کند.»

وابستگی شدید مالی، پاشنه آشیل ازدواج
در این بین مسأله دیگری که خیلی از خانواده‌های دهه هفتادی را با مشکل روبه رو کرده، عدم استقلال مالی آنهاست. به این شکل که این نسل علی رغم اینکه تمایل به ازدواج دارد، بشدت به والدین خود وابسته است از همین رو خیلی از والدین هم توانایی تأمین مالی هزینه زندگی مشترک فرزندان خود را ندارند.
بهرام سازگار، در این باره معتقد است: <وقتی یک پسر دانشجوی کم سن و سال زندگی تشکیل می‌دهد وشخصاً درآمدی ندارد در واقع بار زندگی‌اش را به دوش والدینش می‌اندازد. به این ترتیب اولاً هزینه‌های زندگی برای پدر خانواده دوبرابر می‌شود که این منشأ تنش است. دوم اینکه همسر این جوان که معمولاً کوچکتر و بی‌تجربه‌تر از اوست نسبت به این وابستگی واکنش منفی دارد. بویژه اینکه هر روز این همسر از این جوان بی‌پول خواسته‌های جدیدتری دارد. این منشأ تنش‌های فراوان و طلاق‌های زودهنگام است.> این استاد دانشگاه درباره تبعات این مسأله در ازدواج دهه هفتادی‌ها عنوان می‌کند: پسری که به دلیل نداشتن بضاعت مالی تصمیم به جدایی از همسرش می گیرد پس از طلاق بشدت سرخورده است. چرا که وی احساس حقارت اجتماعی می‌کند و این یعنی شکل‌گیری یک شخصیت جدید در وی با گره‌های روانی پیچیده‌تر!


روزنه‌ای برای گریز از اختلاف سلیقه با والدین
سارا فرجام، روانشناس و استاد دانشگاه نیز بر این باور است که ازدواج زودهنگام دختران می‌تواند درنهایت به طلاق منجر شود. این استاد دانشگاه عنوان می‌کند: <دختران از لحاظ روانشناسی در سنین پایین بشدت تحت تأثیر محرک های احساسی بسیار قوی هستند. به این ترتیب آنها بشدت به یک تکیه گاه عاطفی نیاز دارند. به همین دلیل هم بدون توجه به هیچ مسأله دیگری چشم‌های خود را می‌بندند و در سن پایین تصمیم به ازدواج می‌گیرند.
بویژه اینکه در این سنین به طور معمول به دلیل تغییرات فرهنگی نسل‌ها در خانواده ایرانی معمولاً تنش‌هایی میان والدین و دختران وجود دارد که این مسأله دختران را به این گونه ازدواج‌ها که معمولاً بدون شناخت هم صورت می‌گیرد بیشتر تشویق می‌کند.
چرا که آنها احساس می‌کنند باید از روزنه‌ای که برایشان به وجود آمده استفاده کرده و از خانه پدری خارج شوند. غافل از اینکه پسر طرف مقابل هم به دلیل سن پایین، تجربه کم و البته وابستگی شدید به والدین خود نمی‌تواند تکیه گاه مناسبی برای همسرش باشد.> این استاد دانشگاه می‌افزاید: اتفاقاتی که در ذهن دو طرف به دلیل ترشح هورمون‌های خاص رخ می‌دهد سبب می‌شود تا این دو احساس کنند که حتماً در این سن به یک فرد از جنس مخالف نیاز دارند. به این ترتیب خانواده‌های خود را برای ازدواج زود هنگام تحت فشار قرار می‌دهند.
این نسل را با نسل قبل مقایسه نکنید
در این بین اما برخی معتقدند که ازدواج زودهنگام چندان هم بد نیست و البته نسل گذشته هم در همین سنین پایین ازدواج می‌کردند و خیلی از آنها زندگیشان تا به امروز دوام آورده است. سارافرجام درباره این موضوع می‌گوید:< اولاً مقایسه بلوغ فکری این نسل با نسل گذشته کاملاً اشتباه است. چرا که به هر صورت این نسل سبک زندگی متفاوتی دارد که سبب می‌شود آمادگی برای تعهد‌پذیری در اغلب پسران تا سنین ۲۵ یا ۲۶ سالگی ایجاد نشود. ثانیاً اینکه به هر صورت بلوغ اقتصادی روی تصمیمات یک پسر در زندگی مشترک اثر‌گذار است. به این صورت که پسران در صورت داشتن استقلال اقتصادی در رفتارهایشان نسبتاً با ثبات‌تر برخورد می‌کنند.
موضوعی که در اکثریت پسران جامعه ایرانی با این تب مدرک‌گرایی و علاقه همه به درس خواندن تا سنین بالای ۲۵ سال معمولاً ایجاد نمی‌شود.
یعنی استقلال اقتصادی برای پسران تا چنین سنینی بسیار دشوار خواهد بود.> به عقیده این روانشناس نکته سومی که باید در جواب این افراد که معتقد به ازدواج زودهنگام دهه هفتادی هستند بیان کرد، این است که غرایز آنها در مرحله‌ای از زندگی مشترک فروکش می‌کند و سپس چشم‌های آنان به واقعیت‌های زندگی مشترک باز می‌شود و این آغاز یک بن‌بست است.

ذهــن صفـــر و صـــد و پیش به سوی طلاق
سـارا فرجــــام، پژوهشگر روانشناسی براین باور است که باید جوانان را از سنین ۱۸ و ۱۹ سالگی در مورد چگونگی برخورد با این غلیان احساسات آموزش داد و این مسأله را منتقل کرد که ازدواج باید در سن مشخصی صورت گیرد. چرا که تا پیش از این معمولاً پسر و دختر آمادگی روانی پذیرفتن مسئولیت را ندارند.
این استاد دانشگاه می‌افزاید: در این سنین ذهن پسران و دختران صفر و صد است و زمانی که با مشکلات چندگانه زندگی مشترک از اقتصادی گرفته تا اجتماعی و فرهنگی و مسئولیتی روبه‌رو می‌شوند نمی‌توانند از لحاظ روانی آن را مدیریت یا حل کنند
به این ترتیب بدون توجه به تبعات یک مسأله تصمیم به طلاق می‌گیرند. حال با این حرف‌ها و نگاههای کارشناسان باید زودتر فکری به حال این ازدواج‌ها کرد. مسأله‌ای که نمای کلی‌اش شگفت‌انگیز به نظر می‌رسد، دهه شصتی‌ها می‌گریزند و دهه هفتادی‌ها بی‌امان به ازدواج یورش می‌برند!

این‌ دامادها عروس را شب عروسی کتک می‌زنند!

اینکه یک دختر جوان در لباس سپید عروسی مورد خشونت فیزیکی قرار بگیرد بسیار عجیب است. اصلا مگر چه اختلافی پیش آمده که داماد به خود اجازه می‌دهد در مراسم عروسی همسرش را کتک بزند؟ نه، خبری از اختلاف نیست. این اتفاق از یک خرافه قدیمی نشأت می‌گیرد، یک خرافه پوسیده و غیرمحترمانه.

 

به گزارش مجله ملودی بر اساس یک خرافات قدیمی و یک رسم ناپسند و خلاف شئونات، داماد در شب عروسی با لگد یا یک سیلی به عروس ضربه‌ای می‌زند تا به اصطلاح گربه را دم حجله بکشد و برای همیشه همسر را تحت فرمان خود دربیاورد. شگفت آنکه عروس نیز از چنین رسمی آگاهی دارد و اجازه می‌دهد تا در نخستین شب زندگی مشترک اینچنین به او خشونت روا شود. اما این رسم ناپسند که از سال‌های بسیار دور جریان داشته چه تأثیری بر رواج خشونت و زیر سؤال بردن مقام زن داشته و دارد؟

یک ناهنجاری بزرگ!

این رسم ناپسند نه تنها در نقاطی از ایران که در بسیاری دیگر از نقاط دنیا نیز رواج دارد. از جمله در آلبانی. در آلبانی رسم عجیب و خشنی وجود دارد که عروس باید سه شبانه‌روز پس از ازدواج کتک‌های داماد را برای یادآوری وظایف خانواده تحمل کند. در حالی که این رسم با شدت کمتری نسبت به گذشته در برخی از نقاط ایران ادامه دارد به نظر می‌رسد باید با فرهنگ‌سازی در این زمینه این رسم کهنه و زشت را از بین برد.

شهرزاد جانملکی استاد دانشگاه و کارشناس امور فرهنگی در این رابطه به جام‌جم گفت: برخی از رسوم جاری ما ریشه‌هایی بسیار قدیمی دارند این در حالی است که برخی از این رسوم متأسفانه حاوی نکات مثبتی نیستند و به هیچ عنوان نباید بخشی از فرهنگ غنی ما شمرده شوند در غیر اینصورت فرهنگ ما خدشه‌دار می‌شود.

وی افزود: از سال‌های دور رسم اعمال خشونت فیزیکی علیه همسر در شب عروسی آن هم برای یادآوری اقتدار مرد و اینکه همسر باید گوش به فرمان او باشد وجود داشته است. این مسأله از جهات مختلف ایرادهای بسیار زیاد و نامطلوبی دارد از جمله بعد روانشناسانه.

این کارشناس امور فرهنگی در ادامه گفت: ما همیشه ملزم به رعایت رسوم پیشینیان نیستیم به خصوص اگر قرار باشد آن رسم به ما موضوعی منفی را القا کند. البته به معنای واقعی نمی‌توان نام رسم را بر روی این حرکات گذاشت و بهتر است آن را خرافه بنامیم. رسم و رسوم از رفتار و گفتارهایی عموماً مثبت برمی‌انگیزد.

جانملکی ادامه داد: ناهنجاری‌های اجتماعی همچون خشونت فیزیکی همیشه مورد بحث بوده و راهکارهای فراوانی برای جلوگیری از آن ارائه شده اما در این میان خرافه‌هایی ناپسند از این قبیل بیشتر به این ناهنجاری‌ها دامن می‌زند.

روش‌های مختلف برای اجرای یک خرافه قدیمی

این رسم چگونه اجرا می‌شود؟ داماد خرافه‌پرست سیلی می‌زند و عروس هم که دست کمی از او ندارد با خوشایند این موضوع را می‌پذیرد! گاهی اوقات یک لگد هم چاشنی نمایش خرافه ما می‌شود. در این میان پیش از هر چیزی ارزش و مقام یک زن به عنوان همسر زیر سوال رفته است، همسری که باید زندگی خود را با یک خرافه آغاز کند و مشخص نیست در ادامه آن چه اتفاقات دیگری مشابه همین خرافات برای او رخ می‌دهد.

جانملکی اظهار کرد: می‌توان فرهنگ را جایگزین خرافه کرد. این کار شدنی است و در گذشته هم در زمینه‌های مختلف این کار انجام شده و نتایج مثبتی هم حاصل شده است. لازمه کار آموزش‌های لازم و تقویت کردن ارزش‌های اخلاقی و دینی نزد رده سنی نوجوان است. اگر خرافه‌هایی ناپسند از این دست به نسل بعدی ما برسد مشخص است که در این میان کوتاهی زیادی شده است. مطمئن باشد خرافه را می‌توان با فرهنگ از بین برد.