محمد اصفهانی: هنوز خودم را خواننده نمی‌دانم!

melodymag

محمد اصفهانی گفت: واقعیتش را بخواهید من خودم را خواننده نمی‌دانم و هنوز شک دارم که خواننده باشم.

به گزارش مجله موسیقی ملودی به نقل از مهر،‌ محمد اصفهانی خواننده پاپ شب گذشته مهمان برنامه “یک سبد ترانه” رادیو جوان بود. او در ارتباط با شعرهایی که برای موسیقی‌هایش انتخاب می‌کند، گفت: بعضی از شعرها انتخاب خودم است و برخی را نیز از بین پیشنهاداتی که به من می‌شود گزینش می‌کنم.

وی ادامه داد: مسلما آنچه که باعث ماندگاری کار می‌شود استفاده از شعر یا ترانه خوب در موسیقی است. شعر و ترانه مهم‌ترین کمک را به موسیقی می‌کند و من همیشه سعی دارم شعرهای ماندگار را انتخاب کنم. البته اگر اقبالی برای کارهای من وجود دارد آن را از لطف خدا می‌دانم.

اصفهانی در ادامه با بیان اینکه وسواس خاصی روی کارهایش دارد، گفت: همه کسانی که با من کار می‌کنند به این موضوع واقف هستند که من وسواس بسیار زیادی برای کارهایم دارم البته فضایی که در آن کار می‌کنیم فضای مشورتی و دوستانه‌ای است و اعتماد کاملی به هم داریم.

این خواننده در پاسخ به این سوال که خودش را خواننده پاپ می‌داند یا سنتی گفت: واقعیتش را بخواهید من خودم را خواننده نمی‌دانم و هنوز شک دارم که خواننده باشم. اما در ارتباط با تلفیقی که از کارهای پاپ و سنتی در موسیقی‌های من وجود دارد می‌توانم بگویم این به دلیل سابقه تلاوت قرآن است. تحریرهای عربی به پاپ نزدیک هستند و من با توجه به سابقه قرائت قرآن با آنها آشنا بودم بعد از آشنایی با موسیقی، مخارج سنتی هم به آنها اضافه و حاصل کار این شد.

وی در پایان گفت: کاملا به طور اتفاقی وارد دنیای موسیقی شدم و استاد فریدون شهبازیان اولین کسی بود که از صدای من خوشش آمد و پیشنهاد خوانندگی را به من داد. همین سابقه قرائت قرآن باعث شد که برای اجرای اولین کارم استرس نداشته باشم چرا که سابقه ذهنی از اجرا در جمع را داشتم.

گفت‌‌و‌گو با محمد اصفهانی: شجریان استاد تکرارناپذیر ماست

esfehani

محمد اصفهانی در موسیقی پاپ فعالیت می‌كند ولی خواننده و آهنگساز موردعلاقه‌اش «محمدرضا شجریان» و «پرویز مشكاتیان» هستند. اصفهانی قبل از خوانندگی، تحصیل در رشته پزشكی را شروع كرده بود. در سال ۱۳۷۶در رشته دكترای پزشكی (طب عمومی) فارغ‌التحصیل شد و تصمیم به طبابت گرفت اما به گفته خودش از آنجا كه خوانندگی را هم شروع كرده بود، مردم بیشتر برای دیدن محمد اصفهانی خواننده به او مراجعه می‌كردند تا محمد اصفهانی پزشك. صدای او را در این سال‌ها روی تیتراژ برخی مجموعه‌های تلویزیونی شنیده‌ایم؛ «آوای فاخته»، «ولایت عشق»، «معصومیت از دست رفته» و… آلبوم‌های «حسرت»، «فاصله»، «تنها ماندم»، «ماه غریبستان»، «نون و دلقك»، «هفت‌سین» و «بركت» نیز از محبوب‌ترین آثار او بوده‌اند. به تازگی و بعد از پنج سال، آلبوم جدیدی از وی با نام «بی‌واژه» منتشر شده كه مورد استقبال قرار گرفته و اصفهانی از اقبال مردم خوشنود است. او در این اثر از روش‌ها و نوازندگان جدیدی استفاده كرده كه لحن‌ ترانه‌هایش را از كارهای پیشین متمایز می‌كند. «جواد ماه‌زاده» از هفته‌نامه‌ی سلامت با این پزشک خواننده، گفت‌وگویی را انجام داده که با هم آن‌را در مجله‌ی موسیقی ملودی می‌خوانیم.

  • اول خوانندگی را شروع كردید یا پزشكی را؟

پزشكی، در سال ۶۶.

  • ولی قبلش كار صدا می‌كردید.

من از پنج سالگی می‌خواندم. در دبستان و دبیرستان هم قرائت قرآن می‌كردم. یك سری برنامه تلاوت نیز برای صدا و سیمای آن زمان خواندم كه قرار بود از شبكه‌ای عربی زبان در تلویزیون پخش شود. بعدها مشغول تحصیل شدم و به دانشكده پزشكی رفتم و با توجه به قابلیت‌هایی كه در حنجره‌ام احساس می‌كردم، نگرشم نسبت به مقوله خوانندگی تغییر كرد. كم‌كم باوجود علاقه‌ای كه به موسیقی پاپ داشتم، شروع به تمرین آواز و ردیف‌ها كردم. به تدریج این سبك در صدایم شكل گرفت تا اینكه آقای فریدون شهبازیان امكانی فراهم كردند تا به همراهی یكی از اركستراسیون‌هایشان آهنگی را كه خودم ساخته بودم، اجرا كنم. این قضیه شروع ماجرا و یك دلمشغولی ذوقی بود ولی به تدریج‌ شد كار اصلی‌ام.

  • بیشتر به پزشكی علاقه‌ دارید یا خوانندگی؟

خوانندگی، با وجود اینكه خیلی سخت است.

  • اولین اجرای زنده‌تان یادتان است؟

اصفهان بود، اگر اشتباه نكنم برای انجمن هموفیلی.

  • موقع اجرا استرس نداشتید؟

خیر. چون قبلا تجربه قرائت قرآن را در حضور جمعیت چندهزار نفری داشتم و با صحنه بیگانه نبودم.

  • اولین‌كار پزشكی‌تان چطور؟

بیشتر كارهای پزشكی‌ام كه به صورت متمركز انجام دادم، مربوط به دوران انترنی می‌شود. بعد از آن فعالیت محدودی داشتم كه چون اوایل كار خوانندگی‌ام بود، بیشتر مراجعات مردم برای دیدن محمد اصفهانی خواننده بود تا محمد اصفهانی پزشك. همین موضوع نظم كار را به هم می‌ریخت و دیدم امكانش وجود ندارد و همان جا تعطیلش كردم.

  • آیا وجوه مشتركی بین این دو رشته می‌بینید؟

این دو رشته نمی‌توانند نقاط مشترك نداشته باشند. هر دو درمانگری می‌كنند ولی یكی متمركز بر درمان جسم است و دیگری با روح و روان فرد سروكار دارد. كسی كه موسیقی كار می‌كند و صاحب نفوذ و‌ تریبون است، اگر صالح نباشد، همان قدر می‌تواند ایجاد خطر كند كه یك پزشك ناصالح در حرفه خودش. من پزشكی را یك جور هنر می‌دانم. اصلا اگر هر حرفه‌ای را با هنر بیامیزید، رنگ و بوی دیگری می‌گیرد. مثلا اگر یك پزشك با‌ تركیبی خلاقانه از داروهای معمول و روان درمانی و گیاه درمانی و… بتواند یك بیماری صعب‌العلاج را درمان كند یا بهبودی بخشد، هنر كرده است در حالی كه فقط با یك نگرش علمی تخصصی مبتنی بر تجویز داروهای شیمیایی شاید هرگز چنین نتیجه‌ای حاصل نشود. هنر، صرفا «آرشه» و «مضراب» دست گرفتن نیست. هر كس بتواند از خلاقیتش استفاده كند و ابداع‌گر باشد، كار هنری كرده است؛ پزشك در شفای بیمار، مهندس در برافراشتن قامت یك ساختمان و موسیقیدان در خلق اثر موسیقی. مهم این است كه خلاقیتی نشات گرفته از مقولاتی همچون زیبایی و استحكام و ظرافت و … به مدد آن كار بیاید.

  • شما با درنظر گرفتن این وجه درمانی به سمت موسیقی رفتید؟

خیر. ناخودآگاه بود، ولی همیشه اعتقاد دارم كه موسیقی باید حال شنونده‌اش را بهتر كند. موسیقی باید تاثیر خوبی روی انسان بگذارد. اجازه دهید كمی بیشتر توضیح بدهم، ما در زندگی غم و شادی داریم، برخی شادی‌ها و غم‌ها مخرب هستند ولی انواع‌ سازنده‌اش هم وجود دارد، مثلا موسیقی غمگین داریم كه فقط ناامیدی را در ما تقویت می‌كند. این حس و عامل به وجودآورنده‌اش یعنی آن موسیقی، مخرب هستند اما اگر به هر واسطه‌ای مثلا با شنیدن یك قطعه موسیقی از كار اشتباهمان غمگین شویم، چنین غمی مثبت است، چون عملا به ما می‌آموزد كه دیگر نباید آن كار اشتباه را تكرار كنیم. گاهی موسیقی با شادی خودش به ما امید زندگی می‌دهد. این شادی نیز‌ سازنده است همانگونه كه شادی‌های مخرب هم داریم. به نظر من موسیقی به خودی خود یك وسیله است نه هدف.

  • شما چه موسیقی‌ای را بیشتر دوست دارید؟

هیچ تعصبی ندارم. به هر موسیقی‌ای كه بر من تاثیر خوبی بگذارد، گوش می‌‌دهم. در ایران جز صدای «ایرج» و «بنان»، كارهای استاد «شجریان» را خیلی دوست دارم. البته بیشتر شجریان «گل‌ها»، تا «بیداد» و «دستان» را. كارهای ایشان با مرحوم «مشكاتیان» بی‌نظیر است. راستش را بخواهید با آلبوم‌های اخیر ایشان زیاد ارتباط برقرار نكردم.

    esfehani_slideshow

  • با آهنگسازی‌اش یا صدایش؟

ایشان استاد منحصر به فرد و تكرارناپذیر ماست، ولی شخصا به عنوان یك مخاطب با شجریان در قالب «سیاوش» تا انتهای آلبوم «دستان» رفیق‌ترم. اوج كار استاد شجریان به نظر من «نوا مركب خوانی» است كه قله‌ای است سر به فلك كشیده در آواز ایرانی. استاد «جلیل شهناز» یكبار درباره آواز دشتی ایشان كه در شهر اصفهان با همراهی تار استاد و ‌ساز تعداد دیگری از هنرمندان خوانده بودند، گفتند: «حد آواز همین است.» هنر استاد «محمدرضا لطفی» را هم خیلی دوست دارم. از كارهای جناب «علیزاده» «نینوا» و «سواران دشت امید» را می‌پسندم. بیشتر كارهای مرحوم مشكاتیان را كه با استاد شجریان انجام داده دوست دارم، نوازندگی سنتور و قطعات دونوازی مرحوم مشكاتیان كه با مرحوم استاد «فرهنگ‌فر» اجرا كردند، بسیار عالی است. به نظرم پرویز مشكاتیان پدیده عجیب و غریبی بود؛ هم در آهنگسازی مقید به كلام و هم در شكستن ریتم و تلفیق و تقطیع اوزان در اشعار نو و غزل‌های كلاسیك فارسی. او واقعا مطابق با معنی، آهنگ می‌گذاشت. یعنی وقتی اجرای نهایی مثلا «دستان» را در بخش تصنیف‌هایش گوش می‌كنیم، می‌فهمیم آهنگساز چقدر حساب شده كار كرده است. استاد «لطفی» هم یك موزیسین معناگرای واقعی و رها از قیدوبندهای مادی است. من وقتی با زندگی خصوصی‌اش آشنا شدم، فهمیدم این رهایی در هنر از خلق و خوی او در زندگی‌اش نشات می‌گیرد. در كارهای خارجی هم بیشتر از ژانر موسیقی الكترونیك لذت می‌برم. «ژان میشل ژار»، «ونجلیز» و آوازهای «بوچلی» و «پاواروتی» را واقعا دوست دارم.

  • شما اصطلاح موسیقی ناهنجار را می‌پذیرید؟

خیر. چرا باید موسیقی ناهنجار داشته باشیم؟ بعضی مواقع این شعر است كه ممكن است موسیقی را ناهنجار كند. مثلا در مورد موسیقی‌هایی كه حتی می‌گویند مربوط به شیطان‌پرست‌هاست، اگر شما ندانید كه شعرشان چه معنی و عقبه‌ای دارد و فقط موسیقی‌اش را گوش كنید، شاید حكم ندهید كه این موسیقی منفی است ولی اگر با پیش‌فرض منفی سراغ موسیقی بروید، ممكن است آن را بد گوش كنید. دركل به نظرم موسیقی‌های معدودی وجود دارد كه شاید بگوییم احساس خوبی نسبت به آنها نداریم. من می‌گویم موسیقی ناهنجار نداریم یا خیلی به ندرت داریم.

  • موسیقی زیرزمینی چطور؟

موسیقی زیرزمینی متاثر از شرایط اجتماعی است و به نظر من مشكل خاصی ندارد. یك نفر روی زمین اجازه ندارد كارش را بسازد و عرضه كند، می‌رود زیرزمین كارش را تولید می‌كند (باخنده) حتی ممكن است كارش از قطعات روی زمینی هم بهتر باشد ولی چون بدون مجوز پخش شده، به آن می‌گویند زیرزمینی. البته چون این موسیقی ممیزی نمی‌شود و كارشناسان، نظارتی از نظر فنی بر آن اعمال نمی‌كنند و اصولا آهنگساز با احتمال بیشتری كارش را به آدم‌های حرفه‌ای نشان نمی‌دهد تا رفع ایراد كنند و هر چه بخواهد می‌سازد، ممكن است موسیقی‌اش پراشتباه‌تر باشد، ولی به صرف زیرزمینی بودن یك موسیقی، نباید به بد یا نازل بودن آن حكم داد ولی اگر این نوع موسیقی پارامترهای مربوط به تولید یك اثر خوب را طی كند، قطعا بهتر می‌شود.

بعضی از كسانی كه كارشان را بلدند و بااستعدادند، یا خودشان دوست دارند زیرزمینی كار كنند یا به دلیل سیاست‌های غلط فرهنگی مجبور می‌شوند كارشان را غیرمجاز شروع كنند. معمولا اینها بعد از اینكه كار زیرزمینی‌شان مورد استقبال قرار گرفت، با مجوز آلبوم منتشر می‌كنند و موفق هم می‌شوند. به هرحال برخی كسانی كه فكر می‌كنند ممكن است موسیقی‌شان مجوز نگیرد، اولین كار خود را به شكل زیرزمینی انجام می‌دهند. فكر می‌كنم مسوولان موسیقی باید در شناسایی استعدادها و برقراری ارتباط فرهنگی و عاطفی با آنها بیشتر تلاش كنند و ورود به این سن و صحنه را دست نیافتنی و سخت نكنند. باید جایی باشد و آدم‌های بی‌حب و بغضی باشند كه بی‌طرفانه با جوان‌های مستعد صحبت و كمكشان كنند. اینكه بخواهیم همه را طرد یا محدود كنیم، نمی‌شود. استعدادها از خزانه الهی مرتب در حال جوشش هستند؛ مثلا اگر از استاد شجریان به عنوان یك استعداد و پدیده تكرارناپذیر یاد می‌كنیم، می‌دانیم كه ایشان در سال ۱۳۰۰ نبوده‌اند و بعد این مراحل را طی كرده و شكوفا شده‌اند. صد سال دیگر هم استاد شجریان را نداریم ولی احتمالا كسان دیگری در ژانرهای دیگری خواهند بود. پس این چرخه بدون وقفه مرتب تكرار می‌شود و ما هم نمی‌توانیم حركت آن را متوقف یا حتی كنترل كنیم. مهم، استحصال و استخراج استعدادها از این گردش الهی است. مسوولان ما برای امكانات و بودجه‌ای كه در اختیار دارند، مسوولند. باید بیندیشیم كه اگر استعدادها را پرورش دهیم و بارورشان كنیم، بهتر است یا اینكه هرز بروند؟ این نقطه ضعف اصلی سیستم فرهنگی ماست كه در موسیقی و سایر حوزه‌ها وجود دارد.

  • آقای اصفهانی تولید یك آلبوم موسیقی چقدر طول می‌كشد؟

به‌طور معمول بین شش ماه تا یك سال، ولی كار من حساب و كتاب برنمی‌دارد. یك قطعه‌ام از زمان سروده شدن تا آماده‌سازی نهایی فقط سه روز طول كشید و یك قطعه دو سال.

  • آیا تا حالا‌ ترانه‌ای داشته‌اید كه گرفتار سانسور شود؟

داشته‌ام، ولی با صحبت رفع مشكل كرده‌ایم. اشكالاتی وارد كردند و گفتند فلان‌ ترانه قابل عرضه نیست ولی با منطق صحبت كردیم و توانستیم مشكل را حل كنیم.

  • خواننده‌ها برای حفظ صدایشان چه تمرین‌ها و مراقبت‌هایی انجام می‌دهند؟

هر حنجره‌ای رژیم خاص خودش را دارد و هر خواننده‌ای رژیمش را به صورت تجربی پیدا می‌كند بنابراین یك نسخه عمومی نمی‌توان تجویز كرد. البته دستورهای كلی وجود دارد؛ مثلا خواننده باید بیش از دیگران مراقب باشد كه سرما نخورد و دچار بیماری ریوی نشود، بی‌جهت و به دلیل اینكه فلان خواننده فلان آواز را در فلان پرده اوج می‌خواند، نباید صدایش را بیش از حد بالا ببرد و بیازارد، باید محدوده صدایش را تشخیص بدهد، صدایش را گرم كند، سعی كند بین اجراهایش كمتر صحبت كند، زیاد به حنجره‌اش فشار نیاورد. درمجموع نه زیاد به آن استراحت بدهد و نه در حقش ظلم كند. كسی كه خوب تمرین كند وسعت صدایش به تدریج یك پرده بیشتر می‌شود. شنا كردن و كوه رفتن هم خیلی خوب است؛ البته نه شنا در استخر پر از كلر و اسید كه هرچه بیشتر تنفس می‌كنی، حنجره و ریه‌ات را ملتهب‌تر خواهد كرد.

  • شما چقدر تمرین می‌كنید؟

من همیشه در حال خواندنم. هر فرصتی پیدا می‌كنم می‌خوانم. توی ماشین، یك گوشه خلوت، هرجای مناسب.

  • ساز هم می‌زنید؟

بلد نیستم. پیانو و سه تار را خیلی دوست دارم ولی متاسفانه وقتی برای یادگیری نگذاشتم.

  • شعر هم نمی‌گویید؟

فقط می‌خوانم.

آلبوم بی واژه از محمد اصفهانی

bi-vazheh-album

«بی‌واژه» آخرین آلبوم محمد اصفهانی در فضایی کاملا جدید منتشر شد. شاید آخرین تصوری که می‌شد دربارهء قطعات اجرایی توسط اصفهانی داشت اجرای قطعاتی روی ریتم‌ها و ملودی‌های ترکی استانبولی بود. کاری که این خواننده در آخرین آلبومش انجام داده است.

سمیه قاضی‌زاده: آهنگسازی‌ها در «بی‌واژه» چند دسته‌اند. دستهء اول قطعاتی هستند که سبک و سیاق همیشگی محمد اصفهانی در آنها دیده می‌شود. قطعاتی که اکثرا از ساخته‌های پدرام کشتکار هستند. پویا نیکپور و پوریا حیدری هم در همین دسته‌بندی ملودی‌سازی کرده‌اند.

دستهء دوم قطعات ترکی استانبولی است که همه‌شان ساخته تویجان نیازی آهنگساز با ذوق ترک است که به همراه تیمش قطعاتی چون «غم دوری»، «اگه باشی» و «فردای پنهانی» را آهنگسازی کرده است. قطعات باطراواتی که شادابی را همراه با خودشان هم به آلبوم «بی‌واژه» آورده‌اند و هم به سبک اصفهانی، اما دستهء سوم ترانه‌ تیتراژهایی است که اصفهانی طی سال‌های اخیر برای رسیال‌های مختلف اجرا کرده و حالا آنها در این آلبوم آمده‌اند. ترانه‌هایی که ناخودآگاه زمان شنیدنشان تصاویر را با خود همراه می‌کنند و خاطرات است که تازه می‌شود. قطعاتی چون «باور نکن» ساخته علیرضا کهن‌دیری که از زیباترین و ماندگارترین قطعاتی است که اصفهانی طی این سال‌ها اجرا کرده است. قطعه «رستگاران» ساخته آریا عظیمی‌نژاد هم از همین دسته است. قطعه‌ای ماندگار که با آواهای لطیف آیدا نصرت آغاز می‌شود و با مطلع «چه آرام در خود شکستم/ چه دلتنگ تنها نشستم» مجموعه موفق رستگاران را تداعی می‌کند و در عین حال هویت مستقل خودش را هم داراست.

esfehani_slideshow

اصفهانی با انتشار «بی‌واژه» بار دیگر هوشمندی خودش را در جلب سلیقه‌های مختلف و البته مخاطبین در سنین مختلف نشان داده است. گنجاندن قطعات شادتر با ریتم تندتر در کنار قطعات آرام و غمگین یکی از بارزترین ویژگی‌های این هوشمندی است. در عین حال کیفیت کار هم پائین نیامده و قطعات شاد نازل نیستند. همچنین اصفهانی عطر و بوی تازه‌ای را با گنجاندن قطعاتی ترکی استانبولی به آلبوم جدیدش بخشیده است. اتفاقی صد در صد غیر قابل پیش‌بینی که در همراهی با سی نوازندهء ترک و آهنگسازی تویجان نیازی اتفاق افتاده است. جالب اینجاست که این قطعات شبیه هیچ خواننده‌ء ترکی را تداعی نمی‌کند و اصفهانی توانسته ریتم و ملودی ترکی استانبولی را از فیلتر سبک خودش رد کند.

ترانه‌های آلبوم که بیشترشان توسط اهورا ایمان در سال‌های مختلف سروده شده است، بسیار زیبا هستند و ترانه‌ء قطعات محوری آلبوم را همچون «بی‌واژه» و «باور نکن» تشکیل می‌دهند. هرچند به سادگی نمی‌شود از کنار ترانه زیبا و خاطره‌انگیز «غم دوری» مرجان محمدی گذشت که خیلی خوب روی ملودی ترکی تویجان نشسته است. در کنار اینها عبدالجبار کاکایی، علی معلم، ترانه مکرم و رویا میرفخرایی دیگر ترانه‌سرایان این آلبوم بوده‌اند که همگی از تراز اول‌های ترانه‌سرایی این روزهای ایران محسوب می‌شوند. اصفهانی در آخرین آلبومش هم نشان داده است که تا چه میزان برای شعر اهمیت قائل است و حاضر نیست به قیمت اینکه هر شش ماه یک‌بار آلبوم منتشر کند سراغ ترانه‌ها و ملودی‌های نازل برود و جالب اینجاست که بعد از گذشت نزدیک به ۱۳ سال از ورودش به عرصه موسیقی او همچنان کلاس کاری خودش را حفظ کرده است.

esfehani

از ویژگی‌های موسیقایی کار که بگذریم «بی‌واژه» چند ویژگی بسیار خوب دارد. اول از همه دفترچه ترانه‌های آن که به صورت مجزا منتشر شده و به شنونده اجازه می‌دهد با خیال راحت و بدون اینکه نگران خراب شدن کاور سی‌دی باشد آنها را بخواند یا احتمالا از روی آنها با سی‌دی همراهی کند. دفترچه کوچکی که این روزها همراه با اکثر سی‌دی‌های خارجی باکیفیت منتشر می‌شود و خوشبختانه اصفهانی هم از این امکان استفاده کرده است.

نکته دیگر دی‌وی‌دی تصویری است که همراه با آلبوم صوتی منتشر شده و در آن کلیپ قطعه «غزال» به کارگردانی یکی از بهترین تیتراژسازان ایرانی یعنی ساسان توکلی فارسانی گنجانده شده است. کلیپی متفاوت و به دور از کلیشه‌های مرسوم در ساخت کلیپ‌های موسیقی این روزها که بعضا از شبکه‌های ماهواره‌ای پخش می‌شود. بجز این با دست‌اندرکاران ساخت این آلبوم گفت‌وگوهایی انجام شده است که در همین دی‌وی‌دی آمده و حسابی تماشای آن را بعد از شنیدن آلبوم هیجان‌انگیز می‌کند. آن هم برای ما ایرانی‌ها که امکان تماشای کلیپ‌های خواننده‌های مجاز داخلی را از هیچ جا نداریم. یادم می‌آید تنها کلیپ‌هایی که پیش از این منتشر شده بودند کلیپ‌های آلبوم‌های مختلف گروه آریان بود که توسط اسپانسر مالی‌شان ساخته شده بود. ایران گام که ناشر این سی‌دی موسیقی است به سبک اکثر ناشران این روزها از مردم درخواست کرده‌ کپی رایت را رعایت کنند و نسخه‌ء اصلی را بخرند.

  • سمیه قاضی‌زاده/ خبرآنلاین

نقدی بر جدیدترین آلبوم محمد اصفهانی؛ بی واژه

esfehani

محمد اصفهانی از آن‌دست خوانندگانی‌ست که در طول سالهای متمادی حضور در صحنه موسیقی ایران فراز و فرود های زیادی داشته است.

مکنونه صافی: برخی معتقدند که اصفهانی را فقط می شود در تیتراژ فیلم ها و سریال های تلویزیونی درک کرد. البته حرف نادرستی هم نیست. او در این آلبوم نیز ثابت کرد که برای جذب مخاطب از قرار دادن آهنگ سریال های پر طرفدار ولو قدیمی در آلبوم ابایی ندارد.

البته فضای نوی آلبوم بی واژه حتی سر سخت ترین منتقدانش را هم متعجب کرده است اما در تعدادی از آهنگ ها ناهماهنگی سبک اصلی خواننده و تنظیم آهنگ که تلاش می‌کند فضای آهنگ را ریتمیک و جوان پسند کند تا اندازه ای مشهود است.

برخی صاحب نظران معتقدند که تغییر سبک لازمه حیات یک خواننده است و اگر ریتمِ یکنواخت و تکراری خود را ادامه دهد ممکن است برای مخاطبان تکراری و کسل کننده شود اما توجه به این نکته لازم است که هر خواننده ای سبک صدایی متفاوت و خاص خودش را دارد و این تعییر به طور بنیادی نباید زیر بنای صدایی خواننده را هدف قرار دهد مثلا خواننده ای که در حوزه موسیقی سنتی فعالیت میکند برای نو گرایی در یک آلبوم قطعاتی در سبک  ترانس اجرا کند.

طرح جلد روی آلبوم مثل همیشه به سبک خود محمد اصفهانی ساده اما پر مفهوم است و به نظر بنده تا حدودی توانسته فضای آلبوم را قالب تصویر توصیف کند. چهره محمد اصفهانی با آن حالت ایستادن و نگریستن کمی تکراری است در این حالت عکاس می توانست با یک عکس بسته صورت محمد اصفهانی تصویری زیباتر خلق کند.

اگر نگاهی به درون خود آلبوم بیندازیم طرح ساده اما تا حدودی نخ نما شده و تکراری تمام آلبوم ها را میبینیم. قرار دادن عکس خواننده و یک بیت از یکی از اشعار آلبوم با دیت خط و امضای خود خواننده ! و ۲ عدد سی دی : یکی آلبوم صوتی با ۱۱ ترک و دیگری سی دی تصویری که شامل ۲ قطعه تصویری از این آلبوم و ۱ ترک که مصاحبه با دست اندر کاران آلبوم است. و البته به سبک تمامی آلبوم ها قرار دادن نام آهنگ، شاعر ، آهنگساز و تنظیم کننده در کاور آلبوم.

اصفهانی در این آلبوم از سرایندگانی چون : اهورا ایمان، ترانه مکرم، عبدالجبار کاکایی ، علی معلم و … بهره برده است . الان فضای موسیقی کشور ما به نحوی است که ما کمتر ترانه درجه ۱ می شنویم و خوانندگان ترجیح میدهند که با تنظیم های جوان پسند آلبوم را بالا بیاورند اما انصافاً آلبوم محمد اصفهانی از لحاظ شعر در سطح بالایی قرار دارد و این یک نکته قوت ارزشمند برای آقای اصفهانی به شمار میرود.

نکته جالب دیگر این است که در این آلبوم آهنگ‌سازی و تنظیم هر ترانه به عهده یک شخص بوده که باعث بالا رفتن سطح کیفی آلبوم شده است . پدرام کشتکار و آریا عظیمی نژاد و … کار تنظیم و آهنگ سازی آلبوم را به عهده داشته اند.

اما با تمام حواشی آلبوم بی واژه از محمد اصفهانی توانسته جای خوبی در دل مخاطبان باز کند و ریسک کار در فضای جدید برای محمد اصفهانی جواب داده است. شرکت پخش کننده آلبوم اعلام کرده است که در ۲ هفته اول انتشار این اثر ۲۰۰۰۰۰ هزار نسخه از آن فروش رفته و آلبوم در بازار نایاب شده است . اگر این طور باشد این برای آقای اصفهانی یک رکورد محسوب میشود و البته موفقیتی بزرگ برای ایشان . و شاید درسی برای خوانندگان جوان کشور که با متانت و وقار هم می‌شود آلبومی جوان پسند ارائه کرد.

  • مکنونه صافی/ مجله موسیقی ملودی

محمد اصفهانی از آلبوم بی‌واژه صحبت می‌کند

mohammad-isfahani01

محمد اصفهانی بعد از سال‌ها سکوت با «بی‌‌واژه» برگشته است؛ آلبومی که با استقبال بسیار خوبی رو‌به‌رو شده است. به مناسبت انتشار این آلبوم با تاخیری زیاد، همشهری جوان با این هنرمند موسیقی پاپ گفت‌وگویی را انجام داده است که آن‌را با هم می‌خوانیم:

  • حالا چرا «بی‌واژه»؟ چرا این همه وقفه؟

چون خیلی از حرف‌هایی را که باید می‌زدیم، بی‌واژه گفته‌ایم دیگر! این وقفه عوامل زیادی داشت که خیلی‌هایش دست من نبود. واقعا قصد نداشتم فاصله‌ام با مخاطب تا این حد زیاد بشود ولی شد. اگر از من بپرسید که پنج سال دیر نیست؟ جواب می‌دهم چرا. واقعاً دیر است.

  • خب چرا این اتفاق افتاد؟

یک سری عوامل این وسط وجود دارد. اتفاقاتی که در برهه‌های زمانی مختلف در مملکت‌مان افتاد، انگیزه را از ما گرفت. مقداری‌اش هم به خاطر این بود که من بیمار شدم و سینوس‌هایم خیلی ناراحت و ملتهب شد و مدتی طول کشید تا خوب شدم. این عوامل دست‌به دست هم داد تا این اتفاق بیفتد. همین فاصله آفت‌هایی هم داشت. یک سری کارهایی را تولید کردم که زمانشان گذشت. یعنی به خاطر وقفه‌هایی که می‌افتاد، آن کارها طراوت و جاذبه خودشان را از دست می‌دادند، آن هم به خاطر گذشت زمان. تا اینکه بالاخره تصمیم گرفتیم و مسبب خیرش هم علیرضا کهن‌دیری شد که یک بار انتقاد تندی کرد و گفت چرا کاری برای انتشار آلبوم نمی‌کنم. حرف‌های آن شب علیرضا خیلی روی من تأثیر گذاشت و من تصمیم گرفتم که یخ داستان را بشکنم و همین جا اعلام می کنم استارت آلبوم «بی‌واژه» را مدیون علیرضا کهن‌دیری هستم.

  • خب در این دو سال ذائقه مخاطب را چطور پیدا کردید؟

کلاً‌در جریان ذاتقه مخاطب هستم. با همان اجرای کنسرت‌ها، باخودم مردم در ارتباطم، ایمیل زیادی دریافت می‌کنم و بالاخره در کنسرت‌ها و حتی در خیابان مردم را می‌بینم و با آنها ارتباط دارم. کارهایی را که از دوستان جوان بیرون می‌آید – ریز تا درشت- گوش می‌دهم و در جریان تحولات موسیقی جامعه هستم. از این لحاظ به روز هستیم.

  • خودتان از آلبوم «بی‌واژه» راضی هستید؟

فوق‌العاده زیاد. به خاطر استقبال مردم این را می‌گویم. استقبالی که مردم از این آلبوم داشتند، مثل استقبالشان از «نون و دلقک» است؛ منتها در شرایط فعلی. حساسیت‌ها در برابر انتشار آلبوم زیاد بود.

  • خیلی‌ها در مورد این آلبوم می‌گویند که این کار سبک، کار اصفهانی نیست، برای مخاطب محمد اصفهانی آشنا نمی‌زند یا حتی انتظار از اصفهانی خواندن این کارها نبود.

همیشه کسی که بخواهد کار جدید انجام دهد، یک‌سری انتقادات را برمی‌انگیزاند. یعنی یک عده شروع می‌کنند به اعتراض کردن. من همیشه پذیرای این انتقادات بوده‌ام. اگر که کار زیاد هنجارشکنی نداشته، کمتر انتقاد شده. اگر زیاد هنجارشکن باشد، انتقادات هم زیاد می‌شود. این چیز طبیعی است که عموماً با آن مواجه می‌شویم؛‌ چرا که اغلب ما تابع قانون اینرسی هستیم. یعنی اگر در حالت سکونی، به سکونت ادامه بده و اگر در حال حرکتی به حرکتت ادامه بده. شتاب همیشه با تغییر در اینرسی بوده. یعنی حاصل یک متغیری به نام اینرسی می‌شود شتاب. حالا اگر اگر کسی بخواهد اینرسی حرکتی رابه سکون تبدیل کند، من با او مخالفم. به نظر من باید این علاقه‌منی به حفظ حالت گذشته را کنار بگذاریم. می‌دانید چرا؟ چون این تغییر در حالت، مشکل ایجاد می کند. برخی شاید از ترسشان تغییر نمی کنند و بر یک روش ادامه می‌دهند، برخی از کم‌تحرکی‌شان. در حالی که باید قبول کنیم، گاهی تغییرات خوب است.

  • در «بی‌واژه» اصطلاحاً در حوزه ترنس بیشتر کار داشتید تا رمانس نترسیدید که مخاطب را پس بزند؟

این به ضرورت زمان است. وقتی این آلبوم را تولید می‌کردم حس کردم که جوانان و فضای اجتماعی ما خیلی افسرده‌ای است. من دوست داشتم کمکی باشم به شکستن این فضا تا حالت ناامیدی و یأس کمتر بشود.

  • ایده اینکه با تویجان کار کنید و وارد سبک موسیقی استانبولی بشوید، از کجا شک گرفت؟

مدت‌ها بود که دوست داشتم این اتفاق بیفتد. خودم آثار ترکی را دوست دارم و گوش می‌کنم. به ذائقه ما ایرانی‌ها بسیار نزدیک است. ودر واقع موسیقی ما و ترکیه با هم عجین است. حتی خیلی از دورهای (مقامات) ما در دانشگاه‌های آنجا تدریس می شود؛ منتها به نام دورهای ترکیه. همیشه جای این کار را میان کارهای دیگر خالی می‌دیدم و همیشه دوست داشتم که این فرصت پیش بیاید. وقتی با آرقای تویجان آشنا شدم، متوجه شدم که ۱۲ سال در استودیوهای ترکیه فعالیت داشته و با خیلی از خواننده‌های معروف آنجا کار کرده و آهنگسازی کرده. خوب هم موزیسین‌های آنجا را می‌شناخت.

  • به نظر خود شما، راز ماندگاری اصفهانی از نظر خودش چیست؟

مگر ماندگار شده؟

  • بالاخره از نسل اولی‌ها تنها کسی است که همچنان کارهایش پرطرفدارند هنوز.

نه علیرضا عصار هم همچنان پرمخاطب است. او با فواد حجازی مشغول تهیه آلبومی هستند که به شدت خوب است. مطمئن باشید!

آلبوم بی واژه از محمد اصفهانی منتشر می‌شود

mohammad-isfahani01

جدیدترین آلبوم موسیقی «محمد اصفهانی» با نام «بی‌ واژه» اجرای دوباره آهنگ تیتراژ سریال «رستگاران» و پایان مراحل ضبط و مسترینگ در آینده‌ای نزدیک منتشر می‌شود.
به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی به نقل از پایگاه اطلاع رسانی موسیقی «محمد اصفهانی» ضمن بیان این خبر گفت: این آلبوم، شامل جدیدترین و جذاب‌ترین قطعات موسیقی‌ام است که به‌زودی منتشر می‌شود.
وی افزود: در آلبوم «بی واژه» آهنگ‌سازان جوان و خلاقی هم‌چون «پویا نیک‌پور»، «توهی جان آتابای»، «پدرام کشت‌کار» و… حضور دارند.
این هنرمند با بیان اینکه دراین آلبوم تیتراژ سریال «رستگاران» به آهنگسازی «آریا عظیمی نژاد» و ترانه سرایی «جبار کاکاوند» بار دیگراجرا شده است نام دیگر قطعات اجرا شده درآلبوم بی واژه را چنین معرفی کرد: «بی واژه خورشید فردا» اثر مشهور «پدرام کشت‌کار» با ترانه‌سرایی «اهورا ایمان»، «ناجی» به آهنگ‌سازی «پویا نیک‌پور» و ترانه‌سرایی  «رویا میرفخرایی»، «باور نکن» به آهنگ‌سازی «علیرضا کهن‌دلی» و ترانه‌سرایی «اهورا ایمان»، «اگه باشی» به آهنگ‌سازی «توهی جان اتابای» و ترانه‌سرایی «اهورا ایمان»، «زخم پنهان» که همان  آهنگ تیتراژ سریال «ارمغان تاریکی» است و به اضافه‌ی چندین قطعه‌ی دیگر در این آلبوم اجرا شده‌اند.
اصفهانی اظهارداشت: آخرین مراحل ضبط و مسترینگ این آلبوم انجام شده و قراراست به‌زودی از سوی نشر«آوای هنر» منتشرشده و روانه بازارشود.
گفتنی است پیش از این وعده شده بود که این آلبوم تا پایان سال ۸۹ به انتشار درخواهد آمد، این در حالی‌ست که شرکت پخش‌کننده، طی اطلاعیه‌ای رسمی، تعویق انتشار آلبوم «بی واژه» را اعلام کرده بود.