چگونه در مهمانی ها مورد توجه و مجلس گرم کن باشیم؟

برای این که در مهمانی ها به اصطلاح نقل محافل، مجلس گرم کن و مورد توجه باشیم باید نکاتی را رعایت کنیم که در زیر به مرور آن ها می پردازیم.


۱- مینی مال یا ماکزی مال، مساله این است

سبکتان را انتخاب کنید. مخاطب باید بداند که وقتی شما شروع به خاطره تعریف کردن می کنید، با چه چیزی مواجه خواهید بود. اگر آدم خاطره های بلند «کلیدر» وار هستید که از دم در خانه تان در تهران شروع می کنید تا ماجرای پول دزدیدن از صندوق صدقات شهرک ساحلی نوشهر را تعریف می کنید، انتظار نداشته باشید بقیه با خاطره دو جمله ای مینی مال بعدیتان بخندند، مگر اینکه این دو جمله، خود بخشی از یک خاطره بلند قبلا تکرار شده باشد. اگر هم آدمِ «پرویز شاپور» طوری هستید که با ماهی ها و گربه ها و شیرهای باغ وحش که چکه می کردند خاطره تعریف می کنید، باید منتظر باشید موقع گفتن خاطره بلند، حوصله بقیه سر برود. تصمیم با خودتان. فقط زودتر سبکتان را انتخاب کنید تا وسط خاطره بلاتکلیف نمانید.

۲- من بودم، رضا فرصت، علی پونصد

خاطره را از جای درستی شروع کنید. فضا و آدم ها را همان اول و خلاصه توضیح دهید، آنونس کوچکی که مخاطب بفهمد ماجرا از چه قرار است و خاطره از کجا شروع می شود. لازم نیست در این مرحله زیاد وارد جزئیات شوید. همینقدر که بفهمند داستان از کجا شروع می شود کافی است. بهتر است داستان از جای جذابی شروع شود و به جای جذابتری هم ختم شود اما حواستان به مراحل بعدی ماجرا هم باشد.

۳ -یعنی بعدش چی پیش می آد؟

کمی تعلیق ملایم برای خاطره خوب است. سعی کنید بهترین قسمت خنده را برای آخرش نگه دارید اما کاری نکنید که مثل بال جوجه کباب که می گذارید برای لقمه آخر، داستان هم سرد شود، هم ماسیده و هم تازه همه سیر شده باشند. خنده های ماجرا و اوج و فرودها را تنظیم کنید.ط وری ماجرا را تعریف کنید که حداقل مخاطب همزمان با تعریف کردن شما بتواند جمله بعدی را حدس بزند. اینطوری حتی از هیجان مخاطب در حدس زدن ماجرا هم می توانید استفاده کنید.

۴- تئوری مرگ مخاطب خاص

شما متعلق به همه اید. اگر مخاطب خاص می خواهید، بروید وبلاگ بزنید؛ کامنت بگذارید، حرف های قشنگ قشنگ بزنید، تو صفحه سایت مجازیتان نقد فیلم کنید (ما چه می دانیم؛ شاید هم آنجا بهتان حق التحریر می دهند)، «برف نو برف نو/ سلام سلام» کنید … اما خاطره تعریف کردن جای این بازی هات نیست. این کارها برای خودش شأن و منزلتی دارد. جمع اگر بفهمد معرکه گیریتان مخاطب خاص دارد، در نهایت مثل مهران مدیری رو به دوربین نگاه تان می کنند. موقع تعریف کردن به صورت همه نگاه کنید. حالا نه اینکه مثل پنکه دوار، هی سر بگردانید از این سر تا آن سر جمع، نه. اما مثل این معلم علوم های نامردی باشید که یکهو مچ کسی را که دست در دماغش کرده است را می گیرند، بعد رو برمی گردانند و پشت سری ها را هم نگاه می کنند.

۵- اگه مخاطب خاص داشتیم چی؟

آقا اصلا گیرم که مخاطب خاص دارید. اشکالی ندارد. اما باز هم به همه نگاه کنید و به یک نفر خاص گیر ندهید. کل جماعت را توی بازی بیاورید. اصلا اگر می خواهید توجه کسی را جلب کنید، «رونالدینیو»وار عمل کنید. یک طرف دیگر را نگاه کنید و پاس را به سمت دیگری بدهید. اگر دیوار را دوست دارید، با در حرف بزنید اما بلند بلند.

۶- خیلی شور، خیلی شیرین

اغراق نکنید، جو نگیردتان. حواستان باشد که دارید خاطره تعریف می کنید. روی سن تئاتر شهر که نیستید. حتی اگر می خواهید داستانتان را بازی کنید، مثل هنرپیشه های برنامه خانواده یا تبلیغات فرهنگی صدا و سیما نباشید. شبیه کارهای سهراب شهید ثالث در جمع حاضر شوید یا نهایتا «محمدرضا نعمت زاده» کیارستمی خودتان باتید. در چشم مخاطب فرو نکنید که دارید تلاش می کنید تا از او توجه بگیرید. به جای این ویترین های شلوغ هفت حوض نارمک، ویترین با نور کم موضعی و تک جنس مسافرآورده یک بوتیک تنها در یک پاساژ اداری باشید. نه «حامد بهداد» وار کله معلق بزنید روی میز، نه «مهدی پاکدل» طور ملایم و رادیو هفتی و دو نقطه خطی تعریف۶ کنید. یک جورهایی «محمدرضا فروتن» وار باشید که هم برف شادی زدن هایتان به دل بنشیند، هم «بِقُرصی می قُرصم» هایتان.

۷- آقا ما یه همشهری داشتیم …

بهتر است قهرمان خاطره تان نباشید. ملت ما ضد علی دایی ها و پرویز مظلومی ها هستند. قهرمان ها را دوست ندارند؛ برعکس هر چه بدبخت تر و فلاکت زده تر باشید، بیشتر احتمال دارد که یک میلیون لایک بگیرید و سرطانتان خوب شود. در واقع شما از همین اول تصمیمتان را گرفته اید. قرار نیست «جوون اول» باشید، قرار است باحال باشید.

به جای سلطان مرکبات بودن، قرار شده آجیل باشید (حالا گیرم نه پف فیل وسط ظرف آجیل). در بهترین حالت بهتر است یا ناظر باشید یا لوزِر. حال خودتان را بگیرید. اینقدری از خودتان تعریف نکنید. از اینها نباشید که «خودت می دونی که، من ۵۰ درصد پنج سال گذشته رو خارج از کشور بودم»، یا از اینها که «با معاون وزیر تو جلسه بودیم»، یا از اینها که «یه مهمونی رفتم ترکوندما!»، یا اینها که «همه رو زدم، مساوی هم ندارم، داور رو هم ماچ کردم»، یا اینها که با رئیس وستینگ هاوس شام خوردند و «من بودم و جناب حافظ و استاد سعدی و … خدا رحمت شون کنه، جناب مولوی هم بود.» توقع نداشته باشید ملت برای قهرمان بازی شما ذوق کنند.

۸- چشمات مثل مثلث

تشبیه کنید؛ همه چیز را به همه چیز تشبیه کنید. قدیمی ترین و بامزه ترین و کلاسیک ترین تشبیه در مورد شباهت ها، توصیف رد شدن درشکه از وسط دو نفر دوقلوی همسان است. تشبیه یا باید به ارجاعات آشنا باشد، یا به چیزهای کاملا غیرمنتظره. تشبیهی که واقعا شباهت باشد، چندان بامزه نیست. اینکه یکی شبیه بهرام رادان باشد خیلی خنده دار نیست اما اگر شبیه بهرام رادانی باشد که زنبور نیشش زده، شاید کمی مانجرا تغییر کند. سایه چشم و عینک دور کائوچویی طرف را به زن روباهه توی «موش کوهستان» تشبیه کنید. به چیزهای آشنا ارجاع بدهید؛ مثلا «شبیه قبض تلفن شده بود»، یعنی شلوار سفید و پیراهن آبی پوشیده بود. در حالی که شلوار سرمه ای و پیراهن آبی روشن می تواند انتظامات بانک باشد.

۹- خرمگس آتن باش

به آدم های شکست خورده حمله نکنید. در اول ماجرا ممکن است بقیه با شما همراهی کنند اما سمپاتی بعدی با مظلوم مورد نظر شما را در موقعیت ضربه پذیری قرار می دهد. مثل اینکه می خواهند گروهی دعواغ کنند، یکراست بروید سراغ گنده جمع. چک اول را بزنید تا بقیه خیالشان راحت شود که ضعیف کش نیستید. به آدم های روی اعصاب تکه بیندازید. اینها که «پائولو کوئیلو» خوان ها برایشان کامنت «وای چقدر عالی! با اجازه می دزدمش» می گذارند، یا اینها که تیریپ روشنفکری و «بر ما خوب باشید» دارند. شوخی و تکه انداختن به اینها، شما را تبدیل به قهرمان جمع می کند.

۱۰- هواگیری کنید

قرار نیست که شما «یک تِک» حرف بزنید. ملت تئاتر رو حوضی سینما گلریز هم بروند، وسطش یک آنتراکتی دارند. پشت سر هم خاطره تعریف نکنید. اگر تحمل حرف نزدن ندارید، به طور فیزیکی مدتی محل را ترک کنید؛ دست به آب بروید، یا سری به تراس بزنید و از هوای آلوده لذت ببرید، بروید چک کنید ببینید ماشینتان هنوز هست یا نه … اما در عین حال توجه داشته باشید که مجلس سرد نشود، یا رقیب دیگری جای شما را نگیرد وگرنه مثل این خواننده های مجلسی که با حرص می نشینند کنار تا دَم گرفتن حریف را تماشا کنند، شما هم باید برای ضایع نشدن همراه بقیه بخندید که خب کار راحتی نیست اما اگر خاطره گوی بعدی از دوستانتان است و خودی است، می توانید باز به سبک همان خواننده ها که با میکروفن دوم کُری می خوانند تا نوبت به خودشان برسد، شما هم دور و بر خاطره حضور داشته باشید تا در بین دم گرفتن سبک و سنگین بعدی، میکروفن را خیلی ملو پس بگیرید.

۱۱- شهریور ۲۰ من بودم، تیمسار بود، بابای نیمانی هم بود

اینجا ماجرا کمی حساس تر می شود. ممکن است مجبور شوید خاطره سازی کنید، اشکالی هم ندارد. تاریخ که نمی نویسید، دارید تولید سرگرمی می کنید. حالا ممکن است مجبور شوید کمی هم تولید محتوا کنید؛ اما خب هر چیزی اصولی دارد. مهمترین اصل این چشمه این است که نباید لو بروید؛ یعنی آنقدر تابلو خاطره دزدی نکنید که خود صاحاب (!) خاطره هم توی جمع نشسته باشد و بگوید: «آه! اینکه منم که!». اگر کسی رفته مهمانی و برگشته دیده کفش هایش نیست، شما نمی توانید در حضور خود او بگویید: «پس من کی رفتم؟» سعی کنید حداقل کمی هم حضور کمرنگی در خاطره داشتهباشید. یکهو برندارید از عروسی بابایتان خاطره بگویید مگر اینکه ابوی تجدید فراش کرده باشند و شما هم خیلی روشنفکرطور، در مراسمعروسی دومشان واقعا حضور به هم رسانیده باشید اما به خاطره های بی صاحب رحم نکنید. خاطره هایی که کسی قدرشان را نمی داند از شیر مادر هم حلال ترند. یکسری خاطره هم هستند که هنوز به ثبت نرسیده اند؛ یعنی مال یک نفر دیگرند اما طرف هنوز فرصت تعریف کردنش را پیدا نکرده. شما خیلی «ادیسون»وار می توانید این خاطره ها را در بین خاطره های دیگرتان جا دهید اما اگر یکی از این خاطره های ساختگی لو برود، آن وقت باید کلی زحمت بکشید تا دوباره اعتبار سابقتان را به دست بیاورید.

۱۲- دوازدهم، خاطره باید در نگاه تو باشد

هر چیزی را می شود تعریف کرد. یعنی اگر مهارتش را داشته باشید، عبور جوجه از خیابان هم می تواند تبدیل به یک خاطره جذاب شود که قابلیت برداشت های سیاسی – فلسفی مختلفی داشته باشداما در شروع کار بهتر است برای خودتان خاطره بسازید. تهدیدها را به فرصت تبدیل کنید؛ مشابه همان کاری که پسرها در دوران آموزش سربازی می کنند و مثل مهران باقی، از دو ماه آموزشی، ۲۱ ماه خاطره با تصویر و سند تعریف می کنند. اینقدر تابلو نباشید که با موبایل از صحنه تصادف اتوبوس بی آر تی با عابر پیاده فیلم بگیرید اما مکان های حادثه خیر را فراموش نکنید. استادیوم، جلوی در سینماها، مهمانی های شلوغ، گالری ها، جشنواره … اینجاها را می توانید با کمی شانس تبدیل به خاطره کنید و باز بسته به سبکتان برای ایجاد خاطره، موقعیت سازی کنید. در عمق حرکت کنید. کسی با روی خط نیمه ایستادن آقای گل نمی شود؛ نهایتش این است که توپ را به آسمان می کوبید اما حداقل می توانید مثل میثم بائو داد بکشید، پنجه در موهایتان فرو کنید و ژست موقعیت خطرناک بگیرید.

چطور انرژی مثبت ها را دور خود جمع کنیم؟

آدم های اطراف تان را به خاطر بیاورید. غیر از این است که می توانید آنها را به ۳ گروه تقسیم کنید؟!

اول؛ کسانی که وقتی هستند، هستند و وقتی نیستند هم که نیستند. دوم؛ آدم هایی که وقتی هستند هم نیستند و سوم؛ آدم هایی که وقتی نیستند هم هستند!

یک بار دیگر این گروه ها را از اول بخوانید و روی هر کدام جداگانه چند دقیقه ای فکر کنید، البته زیاد درباره دو گروه اول به ذهن تان فشار نیاورید چون فعلا با آنها کاری نداریم و بحث مان درباره آن آدم های فوق العاده ای است که وقتی نیستند هم هستند! انرژی مثبت ها! آدم هایی که آنقدر انرژی آن هم از نوع مثبت دارند که حتی اگر آنها را نبینیم، انرژی شان را حس می کنیم.

 انرژی مثبت ها چه شکلی هستند

دنبال تصویر مشخصی از آدم های انرژی مثبت می گردید؟ اشتباه می کنید! درست مثل انرژی که از شکلی به شکل دیگر درمی آید، انرژی مثبت ها هم قیافه و شکل خاصی ندارند. در واقع این رفتار و نگاه آنها به زندگی و مسائل است که آنها را متمایز می کند. این آدم های انرژی مثبت همیشه آرامش خاصی دارند که این آرامش به طرز عجیبی روی دیگران تاثیرگذار است. آنها حتی در شلوغ ترین و پرتنش ترین جمع ها هم با روشی خاص موفق به مدیریت خود و دیگران می شوند.

آنها بهترین مصداق برای مثال «نیمه پر لیوان را دیدن» هستند. آنها همیشه تلاش می کنند خوبی ها و مسائل خوب یک ماجرا را ببینند و آن را به دیگران نشان دهند. انرژی مثبت ها گاهی فقط با گفتن یک کلمه چنان آرامشی به طرف مقابل می دهند که شاید روزها صحبت کردن نتواند آن شخص را این گونه آرام کند. وقتی کسی که روبه روی تان نشسته با گفتن تنها یک کلمه، حسی مثل ریختن آب روی آتش را در شما ایجاد کرد … تردید نکنید با یکی از آن انرژی مثبت ها رودررو شده اید و قدر موقعیت را بدانید!

من از تو بدبخت تر نیستم

هیچ دقت کرده اید؟! آدم های معمولی وقتی با شما وارد گفت وگو می شوند، همین که از مشکلات خود بگویید… آنها حرف تان را قطع می کنند تا به شما ثابت نکنند که از شما بدبخت تر هستند (!) بی خیال ماجرا نمی شوند! انرژی مثبت ها اما اینگونه نیستند. آنها سعی می کنند با گفتن جمله های آرام کننده، اول طرف مقابل را به سمت آرامش پیش ببرند. از این عجیب تر! گاهی حتی اصلا لازم نیست با این افراد وارد گفت وگو شوید! فقط با دیدن این افراد و روند زندگی و آرامش آنها در تمام لحظه هایی که کنارتان هستند، حتی با سکوت شان! می توانند آبی بر آتش سوزان غصه های شما بریزند. حضور آدم های انرژی مثبت کنارمان، در لحظه های بحرانی، باعث می شود باور کنیم، هنوز به آخر خط نرسیده ایم؛ راهی باید باشد! این را آنها در وجودمان جاری می کنند!

جمله هایی مثبت از آدم هایی مثبت!

ماهاتما گاندی (رهبر سیاسی و معنوی هندی ها) :

-خشم اسیدی است که به ظرف خود بیشتر از سمتی که به آن پاشیده می شود ضرر می زند.

-محبت نیرومندترین قدرتی است که جهان در اختیار خود دارد و در عین حال ساده ترین نیرویی است که بتوان تصور کرد. وظیفه ما نیست که خطای دیگران را جست وجو کنیم و به قضاوت درباره دیگران بنشینیم.ما باید تمام نیروی خویش را برای قضاوت در کار خودمان صرف کنیم و تا وقتی که حتی یک خطا در خود می بینیم حق نداریم که در کار مردم دیگر دخالت کنیم.

نلسون ماندلا (مخالف آپارتاید و اولین رئیس جمهور آفریقای جنوبی) :

-ما هم به ذهن سلیم و هم قلب نیازمندیم. شکوه زندگی این نیست که هرگز به زانو در نیاییم، در این است که هر بار افتادیم دوباره برخیزیم .

-زندگی شگفت انگیز است فقط اگر بدانید چطور زندگی کنید.

-شک هایت را باور نکن و هیچ گاه به باورهایت شک نکن.

اپرا وینفری (تهیه کننده و مجری معروف تلویزیون):

-شما به آن چیزی می رسید که به آن باور دارید. جایگاهی که امروز دارید، ریشه در باوری دارد که داشته اید. اگر احساس می کنید که شغل شما مثل یک گودال گرد و شما شبیه به یک میله چوبی مربع شکل هستید، وقت آن است که تغییری در زندگی خود بدهید. به جای اینکه منتظر بمانید تا شانس در خانه شما را بزند، به فرصت هایی فکر کنید که ممکن است برای شما پیش بیاید. آیا آماده هستید که با آنها روبه رو شوید؟

چطور انرژی مثبت ها را دور خود جمع کنیم؟

برای اینکه اطراف مان پر باشد از آدم هایی با انرژی مثبت باید ما هم کمی مثبت نگر باشیم، افراد انرژی مثبت ناخودآگاه به سمت افراد مثبت کشیده می شوند و سعی می کنند از افراد با انرژی منفی دوری کنند. پس اولین راه برای جذب افراد مثبت، مثبت اندیشی است. آنها نگاه هایی نافذ و تاثیرگذار دارند. معمولا لبخند می زنند و آرام و شمرده صحبت می کنند.

 معمولا در کارها عجله ندارند و هر کاری را در بهترین فرصت انجام می دهند، صبور هستند و افراد با همنشینی با آنها آرام می شوند. آنها بلدند چگونه و چه وقت کلمات را ادا کنند؛ در بهترین زمان ممکن بهترین حرف را می گویند. وقتی با کسی صحبت می کنند تماس چشمی برقرار کرده و سعی می کنند بیش از صحبت کردن، با نگاه خود روی دیگران تاثیر بگذارند.

 ارتباط با این افراد اصلا سخت نیست فقط کافی​ است ما هم بتوانیم آنها را از دیگر افراد تشخیص دهیم و انرژی های نجات دهنده شان را هدر ندهیم! افراد انرژی مثبت همیشه حضور دارند، حتی وقتی نیستند!این ما هستیم که بعد از گرفتن انرژی مثبت از آنها همیشه این افراد را در زندگی خود حس می کنیم.

 اصلا لازم نیست آنها حرف خاصی بزنند یا کار خارق العاده ای انجام دهند آنها فقط انرژی مثبت دارند و این انرژی را هر جا که باشند پخش می کنند و این فقط هنر ماست که چگونه این انرژی را از آنها بگیریم و بعد از آن این انرژی همیشه و همه جا همراه ما خواهد بود. بودن آنها در کنار ما تا حدی تاثیرگذار است که حتی اگر تا ابد آن شخص را دیگر نبینیم همیشه او در ذهن ما خواهد ماند و فقط با فکر کردن به آن شخص برای مدت ها حال​مان خوب است. آنها مثل یک خاطره خوب در ذهن ما می مانند.

منبع: مجله زندگی ایده آل

مهم ترین دلیل کوتاهی قد چیست؟

بیشتر افرادی که با مشکل کوتاهی قد به پزشک مراجعه می‌کنند، دوست دارند قد بلند شوند اما باید گفت درمان کوتاهی قد بستگی به علت کوتاهی قد دارد. به عبارت دیگر در مواردی که کوتاهی قد ناشی از بیماری‌هایی مانند نارسایی کلیه، کم‌خونی، کم‌کاری تیروئید و کمبود هورمون رشد باشد با درمان و برطرف کردن علت‌ها البته به شرطی که سن رشد به پایان نرسیده باشد، امکان بلند شدن قد وجود دارد.

در برخی موارد علت کوتاهی قد به اختلالات کروموزومی و سندرم ترنر و یک نقص ژنتیکی در استخوان بازمی‌گردد که راه درمانی هم برای آن وجود ندارد.

متوسط قد در پایان سن رشد در زنان ۱۶۲ و در مردان نیز ۱۷۲ تا ۱۷۵ سانتی‌متر و حداقل قد در زنان و مردان به ترتیب ۱۵۲ و ۱۶۲ است و اگر پایین‌تر از معیار گفته باشد کوتاهی قد به فرد نسبت داده می‌شود.

رشد قد از تولد تا ۱۶ سالگی در دختران و تا ۱۸ سالگی در پسران آهنگ رشد منظمی دارد و برای هر فرد مختص خودش است که به عنوان یک الگوی رشد به کار برده می‌شود؛ به‌طوریکه اگر آهنگ رشد یک کودک از حد طبیعی کمتر باشد و سیر بالا رونده نداشته باشد، باید علت آن بررسی شود.

بیشترین علت کوتاهی قد، خانوادگی و ژنتیکی است و حتی بستگان نزدیک مانند عمو، دایی، عمه و… نیز در کوتاهی قد موثرند. همچنین سوءتغذیه در دوران کودکی، عفونت‌های مزمن و تکرار شونده، بیماری‌های دستگاه گوارش، کم‌کاری تیروئید، تاخیر بلوغ سرشتی، کم‌بودن هورمون رشد، کم‌خونی مزمن و… از علل کوتاهی قد به شمار می‌روند. در برخی موارد علت کوتاهی قد به اختلالات کروموزومی و سندرم ترنر و یک نقص ژنتیکی در استخوان بازمی‌گردد که راه درمانی هم برای آن وجود ندارد.

اگر کودک دچار بیماری باشد که موجب عدم رشد کافی قدی او شده باشد، درمان بیماری باید تا قبل از قاعدگی در دختران و قبل از ۱۴ تا ۱۶ سالگی در پسران باشد. همچنین در خصوص مصرف کلسیم، آهن و روی باید گفت که زمانی این موارد بر رشد قد تاثیرگذارند که علت کوتاهی قد ناشی از کمبود این مواد در بدن باشد.

سیگار الکتریکی در دهان این مرد منفجر شد!

یک مرد ۲۰ ساله در شهر کلن آلمان به دلیل انفجار سیگار الکترونیکی در دهانش به شدت مجروح شد. او در این حادثه چند دندان خود را از دست داد و از ناحیه صورت و سر دچار جراحات شد.

به گزارش مجله ملودی او پیش از این حادثه برای سیگار الکترونیکی خود چند قطعه جدید از جمله دستگاه جدید شارژ خریده بود. اما سیگار او پس از اولین پک در دهانش منفجر شد.

پیشتر نیز مواردی از انفجار سیگار‌های الکترونیکی در آمریکا گزارش شده بود. چهار سال پیش مردی در فلوریدا به دلیل انفجار دستگاه شارژ سیگار الکترونیکی‌اش به شدت مجروح شد و خانه‌اش آتش گرفت.

کارشناسان معتقدند مصرف این سیگارها خطر ابتلا به بیماری‌های تنفسی و سرطان را افزایش می‌دهد.

به نقل از رادیو آلمان درمورد کودکان و نوجوانان این نیکوتین اعتیاد‌آور است و سم آن بر اعصاب در حال رشد آنها تأثیری منفی می‌گذارد.

نتیجه یک تحقیق که پیش از ممنوعیت فروش سیگار و قلیان‌ الکترونیکی در آلمان انجام گرفته حاکی از آن است که در این کشور از هر پنج نوجوان در فاصله سنی ۱۲ تا ۱۷ سال یکی یک بار قلیان و از هر نوجوان در همین دوره سنی یکی یک بار سیگار الکترونیکی را امتحان کرده است.

خودکشی یک دانش آموز در سرویس بهداشتی مدرسه‌

مدیر روابط عمومی اداره کل آموزش و پرورش استان کرمانشاه، عنوان کرد: یکی از دانش آموزان پایه اول متوسطه این استان به دلیل اختلافات خانوادگی خود را در سرویس بهداشتی مدرسه حلق آویز کرد.

به نقل از خبرآنلاین، حسین پارساپور، مدیر روابط عمومی اداره کل آموزش و پرورش استان کرمانشاه در سرویس بهداشتی مدرسه، خبر داد و گفت: این دانش آموزان که در پایه متوسطه اول (هشتم ابتدایی) مشغول به تحصیل بوده رابطه بسیار خوبی با معلمان، مدیر و ناظم مدرسه داشته و جزو شاگردان اول مدرسه محسوب می‌شد بنابراین نمی‌توان گفت اختلاف با مسئولان مدرسه و یا سختی در درس خواندن از دلایل خودکشی او بوده است.

وی درباره جزییات این حادثه، عنوان کرد: دانش آموز قبل از آغاز زنگ تفریح اول از معلم برای استفاده از سرویس بهداشتی اجازه می‌گیرد و قبل از ورود سایر دانش آموزان به محوطه مدرسه خود را در سرویس بهداشتی حلق آویز می‌کند.

مدیر روابط عمومی اداره کل آموزش و پرورش استان کرمانشاه، یادآور شد: در زمان حادثه مادر دانش آموز برای پیگیری درس و نمرات فرزندش در مدرسه حضور داشته و بلافاصله متوجه اقدام فرزندش می‌شود که گمان می‌رود اختلافات خانوادگی انگیزه خودکشی برای این دانش آموز بوده است.

یک ایرانی داماد جان کری وزیر امور خارجه آمریکاست

کوچکترین دختر جان کری، وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا دارای همسری ایرانی است.

dr-nahid

دکتر بهروز والا ناهید و ونسا کری دختر جان کری در سال ۲۰۰۵ در بیمارستان با یکدیگر آشنا شده‌اند و پس از چهار سال در سال ۲۰۰۹ با یکیدگر ازدواج کردند.

شرح آشنایی این زوج را می توانید در روزنامه نیویورک تایمز بخوانید. بهروز والا ناهید یک ایرانی الاصل و پزشک جراح و عصب شناس است که داماد وزیر خارجه آمریکاست.

dr-nahid-02

دکتر والاناهید و ونسا کری پیش از این با اطلاع حکومت حمهوری اسلامی، به این کشور سفر داشته اند.

بهروز والا ناهید فرزند دکتر نوشین پورحسن و دکتر رضا ناهید است که آن‌ها نیز سا‌ل‌هاست در آمریکا و در شهر لس‌آنجلس ساکن هستند.

برای تماشای عکس‌های خصوصی دیگران وسوسه نشوید

گاهی با ورود به حریم خصوصی دیگران در فضای مجازی، در یک جنایت یا خشونت گروهی شرکت می‌کنیم بدون اینکه اصلا متوجه باشیم وارد یک بازی خشونت آمیز شده‌ایم و اثری در این خشونت‌ها داشته‌ایم. جالب اینجاست که در زندگی روزمره با هر نوع خشونتی مخالفیم.

melodymag-privacy

تماشای عکس‌های خصوصی افراد مشهور دنیا همیشه وسوسه انگیز و جذاب است. ممکن است برایتان جالب باشد که بفهمید در زندگی خصوصی آنها چه می‌گذرد یا آنها با بدن عریان چه شکلی هستند. این احساسات قابل درک است؛ بیشتر آدم‌ها چنین کنجکاوی‌هایی دارند اما یک نکته مهم در مواجهه با این عکس‌ها وجود دارد؛ آنها دزدی هستند و صاحبان این عکس‌ها نمی‌خواهند در وضعیتی که شما آن را جالب، جذاب یا خنده دار می‌دانید دیده شوند. این عکس‌ها یا فیلم‌ها عمومی نیستند و فقط برای افراد خاصی گرفته شده‌اند.

شما با دیدن عکس این افراد در واقع  تاکید می‌کنید که ارضای حس کنجکاوی و شهوت شما برای جست‌وجوی دیگران بر حق محافظت از حریم خصوصی و حق آنها بر بدن خودشان ارجحیت دارد.

«آنها مشهورند! این هم نتیجه شهرت است!»

این مغلطه است. بازیگر، ورزشکار یا سیاست‌مدار بخشی از دارایی‌های عمومی جامعه نیستند حتی اگر شهرت‌شان تابع اقبال عمومی باشد. هر آدمی چه مشهور یا از توده‌های مردم حق دارد در زندگی‌اش از لذت‌های شخصی‌اش  بهره‌مند باشد. او می‌تواند عریان در کنار ساحلی دراز بکشد، در مهمانی مست کند، چت‌های خصوصی داشته باشد، عکس‌هایش را در هر وضعیتی که می‌خواهد برای دوست یا شریک زندگی اش بفرستد، از خصوصی‌ترین لحظات زندگی‌اش فیلم بگیرد، با دوستانش برقصد و زندگی کند.

اینکه آدم مشهور همیشه در معرض دید است و چه بخواهد یا نخواهد زندگی خصوصی‌اش تهدید می‌شود بهانه خوبی برای وارد شدن به این حریم نیست.  گروهی را تصور کنید که به طور معمول به چهره این آدم‌ها اسید می‌پاشند. از نظر شما اسید پاشی چه رفتاری است؟ آیا این خشونت است یا بخشی از سرنوشت آدم‌های مشهور است؟ رعایت حریم خصوصی حق طبیعی و اساسی هر انسانی است. ما نمی‌توانیم شانه بالا بیندازیم و بگوییم این هزینه‌ای است که  افراد مشهور باید بپردازند.

«چه انتظاری دارد؟ مجبور نبود عکس لخت بگیرد»

وقتی آدم‌ها چنین اظهار نظری می‌کنند به زعم خودشان به نکته مهم و خیلی دقیقی اشاره می‌کنند! آیا واقعا فکر می‌کنید آنها این عکس‌ها را گرفته‌اند که این تصاویر روزی به دست من و شما بیفتد؟ شاید این هرگز برای شما اتفاق نیفتاده باشد اما این اصلا پیدیده‌ای عجیب و دور از ذهن، غیر منطقی یا غیر اخلاقی نیست. هر کسی ممکن است از ظاهر عریان خودش عکس بگیرد یا بخواهد چنین عکسی را برای دوست نزدیکش بفرستد. میلیون‌ها آدم این کار را می‌کنند و از هیچ کس اجازه نمی‌گیرند و اصلا دلیلی نمی‌بینند که به دیگران توضیح بدهند که چرا چنین کاری می‌کنند.

melodymag.com-privacy

واقعیت این است که فضای مجازی جای امنی نیست. من و شما تمایل داریم که سراز کار آدم‌های مورد علاقه‌مان در بیاوریم و هکرها خیلی خوب این مساله را می‌دانند. آنها این خوراک را برای ما فراهم می‌کنند. از قضا در این روند کسی که این عکس یا فیلم را گرفته کمترین  اشتباه را کرده است اما همه بار مسئولیت چنین حادثه‌ای فقط بر دوش صاحب آن است آن هم با این توجیه بددلانه که «مجبور نبود عکس لخت بگیرد». در این قضاوت ما هیچ وقت به خودمان نگاهی نمی‌اندازیم و اصلا متوجه نیستیم چطور سرنوشت یک آدم را تغییر می‌دهیم. می‌گویم سرنوشت، چون افشای حتی یک عکس ساده اما خصوصی در ایران از فردی شناخته شده به کلی زندگی او را تغییر می‌دهد. در ایران این فقط محدود به تماشای یک عکس یا بحثی برای شوخی و خنده نمی‌ماند، این فرد باید پاسخگوی نیروهای امنیتی باشد و در بهترین حالت باید برای همیشه با حرفه‌اش خداحافظی کند. به حاشیه برود، دیده نشود و تا جایی که می‌تواند دور باشد.

خوب است به جای چنین اظهار نظرهایی به خودمان یادآوری کنیم که آنچه آدم‌ها در زندگی خصوصی واقعی یا مجازی‌شان انجام می‌دهند به خودشان ربط دارد درست همانطور که زندگی خصوصی ما فقط به خودمان ربط دارد. اینکه در زندگی خصوصی هر کسی چه می‌گذرد به خودش مربوط است. آدم‌ها حق دارند هر طور که دل‌شان می‌خواهد در خلوت خودشان رفتار کنند؛ بدون اینکه مجبور باشند  به کسی توضیح بدهند چرا چنین یا چنان کرده‌اند.

مساله خیلی ساده است. تماشای آنچه از دیگران افشا شده است، مثل این است که هر روز در خیابان راه بروید و خانه‌های مردم را دید بزنید.

«این عکس را همه دیده‌اند. آب از سر گذشته است بگذار من هم نگاهی بیندازم»

درست است. شما وقتی خبر دار شده‌اید که این عکس را همه دیده‌اند. چیزی را که بتوان آن را در گوگل پیدا کرد، شما نمی‌توانید متوقف کنید. همه می‌روند و آن را تماشا می‌کنند و من نمی‌توانم شما را از تماشای آن منصرف کنم؛ هیچ کس دیگری هم نمی‌تواند جز خودتان.

مهم نیست که همه دنیا به تماشای چنین تصاویری نشسته‌اند و موقعیت یک نفر به خطر افتاده است اما کلیک شما روی این لینک‌ها  یک رفتار غیر اخلاقی است. مثل این است که بفهمید جماعتی در حال کتک کاری هستند، آیا شما هم وارد معرکه می‌شوید تا یک نفر را بزنید؟ خوب که دقت کنید می‌بینید این یکی از ابتدایی‌ترین اصول اخلاقی‌ای است که در کودکی آن را آموخته‌اید و در رفتارهای اجتماعی همیشه از آن استفاده می‌کنید: «بی اجازه خانه مردم را نگاه نکن.»

در نهایت، من پیشنهاد می‌کنم در برابر وسوسه دیدن چنین تصاویری یک لحظه متوقف شوید و تصور کنید که خودتان در چنین موقعیتی قرار دارید. چه احساسی پیدا می‌کنید اگر دیگران به تماشای شما نشسته باشند، عکس‌ها را منتشر کنند و درباره‌اش حرف بزنند؟ واقعیت این است که قربانیان چنین خشونتی مردم عادی هم هستند و شما هم اگر فرد شناخته شده و مطرحی در جامعه نباشید، یک فرد عادی حساب می‌شوید که در هر صورت در معرض چنین تهدیدی قرار دارید.

امیدوارم هرگز در این موقعیت قرار نگیرید اما یادتان باشد بسیاری از بحث‌ها و قوانین اخلاقی حول این فرضیه بسیار ساده شکل می‌گیرند:«اگر من جای او بودم.» اگر شما جای این آدم‌های آسیب دیده بودید چه می‌خواستید؟

همان کار را انجام بدهید حتی اگر در این میان کنجکاوی‌هایتان را بی‌پاسخ بگذارید.

منبع: نیلوفر جعفری، رادیو زمانه

عکس جالب و قدیمی این دو بازیگر سریال شهرزاد

در سریال شهرزاد این دو بازیگر در دو نقش با تفاوت سنی زیاد بازی می کنند اما حالا انتشار این عکس باعث شد متوجه شویم که هر دوی آنها هم سن و سال هستند!

مهدی سلطانی سروستانی عکسی مربوط به دوران دانشجویی خود را در اینستاگرام منتشر کرد. در این عکس که سال ۱۳۷۴ گرفته شده است بازیگران مطرح دیگری نیز حضور دارند.

 

سلطانی در توضیح عکس نوشت : «انتراكت تمرین نمایش «افسانه» به كارگردانى مینا ابراهیم زاده. كارگاه شماره یك دپارتمان تئاتر دانشكده هنرهاى نمایشى و موسیقى پردیس هنرهاى زیباى دانشگاه تهران، همراه با دوستان خوب مینا ابراهیم زاده، مرضیه سرمشقى، ستاره اسكندرى، نیما رئیسى، شهاب حسینى، امیر سرانجام و … سال هزار و سیصد و هفتاد و چهار»
بازیگران شهرزاد

 

چالش های دختر تازه مسلمان نروژی

انتشار خبر اسلام آوردن دختر جوان نروژی واکنش‌های مختلفی را در رسانه‌های این کشور به دنبال داشت.

 مسلمان شدن دختر مسیحی نروژی و پنهان کردن طولانی‌مدت آن از ترس واکنش و برخورد جامعه، به بحث روز رسانه‌های خبری این کشور تبدیل شده است.

سایت خبری “دنیا الوطن” فلسطین در این‌باره نوشت: “مارتا یونسون” دختر ۲۱ ساله نروژی، یکسال و نیم پیش به دین اسلام گرویده اما این تصمیم خود را طی این مدت عمومی نکرده بود.

وی به تازگی تصمیم گرفته است که مسلمان شدن خود را به مردم اعلام کند که این امر واکنش‌های مختلفی را در پی داشته است.

 

 

مارتا که نام خود را به مریم تغییر داده است، در صفحه فیس‌بوک خود نوشت: من به دینم افتخار می‌کنم.

وی در این‌باره گفت: با جوانی مسلمان آشنا شدم و او در مورد اسلام و تعالیم والایش برای من سخن گفت؛ من به تحقیق در مورد شنیده‌ها و تعالیم این دین پرداخته و در نهایت تصمیم گرفتم که مسلمان شوم.

 

 

مطبوعات نروژ ضمن انتشار این خبر، کار وی را شجاعانه توصیف کردند؛ زیرا اعلام تغییر دین توسط یک دختر در جامعه‌ تندرو مسیحی نروژ کار بسیار سختی است.

کارهایی که در زندگی زناشویی نباید انجام دهید

حتی اگر سالهاست که با همسر خود ازدواج کرده اید باز هم باید نیازهای او را جدی بگیرید . باید تاثیر کلماتی را که بی مهابا به زبان می آورید را به خوبی  بدانید. برخی از اوقات رفتارهای شما می تواند تاثیر بسیار زیادی بر روی زندگی زناشویی تان داشته باشد . در این مقاله قصد داریم در مورد کارهایی صحبت کنیم که نباید در زندگی زناشویی اتفاق بیفتد . پس همراه دکوریکور باشید .

۱٫  فکر نکنید راهی که شما پیش گرفته اید همیشه درست و بی عیب و نقص است : اگر همسرتان کاری را انجام می دهد که همانند کارهای شما نیست، دلیل بر این نخواهد بود که او کار اشتباهی انجام می دهد. زمانی که یکی از طرفین بر روی روش خود پافشاری می کند می تواند زندگی خود را نابود نماید.

۲٫ دیگران را بر همسر خود ارجح ندانید : زن و شوهر باید همیشه کنار یکدیگر باشند. ارجح دانستن سایر افراد نسبت به همسرتان می تواند عواقب بدی به همراه داشته باشد. در اینگونه موارد طرف مقابل ترجیح می دهد تنها باشد و رفته رفته کانون زندگی سردتر خواهد شد. پس انجام اینکار را هرچه سریعتر متوقف کنید.

۳٫ به همسرتان بی حترامی نکنید : سعی کنید غر زدن های بی مورد را ترک کنید . هرگز از همسر خود در جلوی جمع شکایت نکنید . اینکار غرور او را لطمه دار می کند و باعث می شود کانون خانواده از بین برود. از جملاتی استفاده کنید که حس احترام شما را به او منتقل کند.

۴٫  از همسر خود انتظار نداشته باشید که همانند پدر شما باشد: برخی از اوقات افراد با ذهنیتی که از منزل پدری خود دارند ، ازدواج می کنند. آنها دوست دارند همسرشان به گونه ای با او رفتار کند که پدرش با مادر داشته است. این موضوع کاملا غیر ممکن است زیرا همسر شما فرد دیگری است و شخصیت متمایزی دارد.

۵٫همسر خود را در موضع دفاعی قرار ندهید : مثلا اگر به دنبال رستورانی در شهر هستید و دارید رانندگی می کنید ، بهتر است از او نخواهید یک منطقه را ۱۰ بار بگردد. اینکار باعث عصبانیت او خواهد شد . افراد باهوش در چنین مواقعی ساکت هستند و سعی می کنند اعصاب طرف مقابل را خراب نکنند.

۶٫هرگز از روابط جنسی برای چانه زدن استفاده نکنید :برخی از افراد روابط جنسی را به عنوان سلاحی برای بدست آوردن خواسته های خود قرار می دهند . اینکار باعث می شود همسرتان از شما دلسرد شود . پس انجام اینگونه حرکات را هرچه سریعتر متوقف کنید.

۷٫سعی نکنید مساله ای را به صورت مکرر یادآوری کنید:سعی نکنید همیشه و در همه ی مواقع او را مقصر جلوه دهید . زمانی که شما به صورت مکرر در مورد کارهایی همچون رژیم، وزن، دارو و یا سایر موارد  هشدار می دهید ، بیشتر نقش یک مادر را خواهید داشت.

۸٫ همیشه احترام همسر خود را نگه دارید: بیشتر افراد معتقدند اگر همسرشان به آنها بی اعتنایی کند می توانند با بی احترامی انتقام بگیرند .اینکار به هیچ عنوان جایز نیست.

۹٫ از درخواست های طولانی و زیاد خودداری کنید :   گفتن همه  موارد همیشه هم ضروری نیست. سعی نکنید مرتب چیزی را به او یاد آوری کنید . اینکار باعث ایجاد حس شکست در طرف مقابل می شود.

۱۰٫انتظار نداشته باشید که همسرتان ذهن شما را بخواند: بیشتر افراد ناراحتی های خود را در درون پنهان می کنند و انتظار دارند همسرشان غیب گویی کند و بتواند ذهن آنها را بخواند . اینکار ممکن  نیست. او نیز همانند شما یک انسان است . پس زمانی که مشکلی دارید با آرامش با او صحبت کنید .

۱۱٫ همسرتان را به کارهای خانه ترجیح دهید : برخی از افراد پاکیزگی و تمیزی منزل خود را به همسرشان ترجیح میدهند. ولی اینکار به هیچ عنوان صحیح نیست.

۱۲٫اجازه دهید همسرتان راهنما و رهبر باشد : در برخی از موارد بهتر است کارها را به مرد منزل بسپارید آنها ذات رهبری بهتری دارند. بهتر است به این موضوع ایمان داشته باشید.

۱۳٫انتظار نداشته باشید همسرتان فرشته باشد : یک همسر ایده آل و بی عیب تنها در قصه های افسانه ای یافت می شود. هیچ کسی نمی تواند بی عیب باشد . بنابراین همسرتان را همانگونه که هست بپذیرید. به جای اینکه بر روی کمبودهای او تمرکز کنید ، بهتر است روی نقاط قوت او توجه داشته باشید .

۱۴٫هرگز به دنبال افراد، کتاب ها و یا طرح های مختلف برای حل مشکلات زندگی زناشویی نباشید:  به جای اینکه از افراد غیر متخصص کمک بگیرید ، بهتر است  خودتان مشکل را حل کنید . اگر مشکل جدی بود از یک فرد متخصص بهره مند شوید .

منبع: ترجمه اختصاصی دکوریکور