آفتاب که غروب میکرد کابوی تنها، ساز دهنی را از جیباش بیرون میآورد و مینواخت. این ساز همدم تنهایی او بود و سکوت بیابان را میشکست. صحنههایی از این دست را در فیلمها زیاد دیده ایم، زمانی که یک ساز کوچک و ساده، احساساتی مانند غم، شادی، آرامش یا اضطراب را منتقل میکند.
سازدهنی همهجا حضور دارد، در یک ظهر تابستانی در زمان استراحت کارگران، بین متقاضیان نواختن دست به دست میشود و یا دلتنگیهای ملوانانی را که هفتهها از خشکی دور بودهاند، روی عرشهی کشتی به آوا تبدیل میکند.
در سال ۱۸۱۸ یک نوجوان ۱۶ ساله در آلمان، وسیلهی کوچکی را ساخت که در حقیقت، همان سازدهنی امروزی بود. چند سال بعد این وسیله به عنوان ساز به ثبت رسید و تولید انبوه شد. در اوایل دهه ۱۸۶۰ میلادی اولین محمولهی سازدهنی که ساخت یک کارخانهی آلمانی بود از طریق کشتی به بندرهای آمریکا رسید و به سرعت جای خود را در بین مردم عادی پیدا کرد. چون علاوه بر این که کوچک، ارزان و قابل حمل بود، قابلیت نواختن آهنگهای شاد و ریتمیک و ترانههای غمگین را به صورت همزمان به نوازنده میداد، از این رو سازدهنی با اقبال گستردهای از جانب مردم آمریکا روبرو شد.
سیاهپوستان آمریکایی از جمله طرفداران پروپاقرص سازدهنی بودند چرا که قیمت بسیار ناچیزی داشت. علاوه بر آن، ورود سازدهنی به آمریکا همزمان شدهبود با صدور اعلامیهی آزادی بردگان، بنابراین سیاهپوستان که از کار اجباری فراغت یافتهبودند، وقت بیشتری برای پرداختن به موسیقی پیدا کردند. آنها سازدهنی را به تدریج در موسیقیهای جَز و بلوز وارد کردند و اینگونه بود که این ساز کوچک و اعجابانگیز، بیش از پیش شکوفا شد.
ثمر سعیدی/ رادیو کوچه
عکسهای سوزان بویل
[imagebrowser id=4]
«سوزان بویل» خواننده ۵۰ ساله اسکاتلندی صدایی رسا و قدرتمند دارد و با چهره، فیزیک و اندامی که قوانین همیشگی دنیای موسیقی را زیر سوال برده، خود را در حد یک چهرهی مشهور، مطرح کرده است. سوزان از طریق مسابقه کشف استعداد آواز بریتانیا خود را مطرح کرد و به آرزوی دیرینهاش که خواننده شدن بود جامه عمل پوشاند.
[nggallery id=4]
عکسهای آندره بوچلی
[imagebrowser id=6]
«آندره بوچلی» نزد ایرانیان محبوبیت زیادی دارد.وی خواننده تِنور اپراست و صدایی قوی و بم دارد. آندره بوچلی از ریتم آرامش بخش و ملودی هایی که به گوش شنونده آشنا هستند استفاده می کند و از آنجا که خود وی خواننده ای انگلیسی زبان نیست متن آهنگ های انگلیسی اش را بهتر از سایر ترانه ها می توان درک و زمزمه کرد و از همخوانی لذت برد.
[nggallery id=6]
عکسهای مایکل بوبله
[imagebrowser id=7]
«مایکل بوبله» (Michael Bublé) یک هنرمند کانادایی است که هماکنون ۳۷ سال سن دارد. او ترانهسرا و بازیگر نیز بوده و در سبکهای جز و پاپ به فعالیت موسیقایی مشغول است. بزرگترین شانس زندگی هنری مایکل، جلب موافقت یک تهیهکنندهی پرنفوذ به اسم «دیوید فاستر» بود که از چند سال قبل، تهیهکنندگی آلبومهای بوبله را برعهده دارد.
[nggallery id=7]
عکسهای جان مایر
[imagebrowser id=5]
«جان مایر»، خواننده، آهنگساز و نوازنده در سبکهای بلوز راک و بلوز فعالیت دارد.
او با شنیدن آثار گیتاریست پرآوازه سبک بلوز مدرن، «استیوی ری وان» به نواختن گیتار و سبک بلوز علاقمند شد.
[nggallery id=5]
ورود سازدهنی به موسیقی سیاهان
سازدهنی نزدیک به دو قرن است که اعلام حضور کرده و جای خود را در گونه های مختلف موسیقی معاصر، پیدا کرده است. اقبال این ساز در همه گیر شدن، با اندازهی کوچک و قابل حمل، سادگی نواختن نسبت به سایر سازها و حتی قیمت مناسب آن در ارتباط است.
نخستینبار صدایی شبیه صدای سازدهنی، در چین باستان شنیده شد. چینیها، سازی در اندازهی بزرگ داشتند که از زبانههای چوبی درست شده بود و موسیقیشناسان، آن را پدر سازدهنی و آکاردئون دانستهاند.
در اروپای قرن هفدهم وسیلهای برای کوک کردن ارگ کلیساها مورد استفاده قرار میگرفت که شباهت بیشتری به سازدهنی های امروزی داشت چرا که زبانههای آن فلزی بود. البته این وسیله اندازهی بسیار بزرگی داشت و مهمترین شباهت آن با سازدهنی امروزی، قابلیتِ نگه داشتنِ ارزشِ زمانیِ نُتها بود چون میتوانست صدای یک نُت را تا هر زمان که به نحوی در آن میدمیدند، تولید کند.
سرانجام در سال ۱۸۱۸ نوجوانی ۱۶ ساله در آلمان، وسیلهی کوچکی را ساخت و آن چیزی نبود جزسازدهنی امروزی. وسیلهی مورد نظر مدتی بعد به عنوان ساز به ثبت رسید و تولید انبوه شد. سپس اولین محمولهی سازدهنی در اوایل دههی ۱۸۶۰ میلادی با کشتی به بندرهای آمریکا سفر کرد. این سازدهنیها ساخت یک کارخانهی آلمانی بود که هنوز هم فعالیت دارد.
طولی نکشید که ساز کوچک جای خود را در بین مردم عادی آمریکا پیدا کرد. چون نه تنها ارزان و قابل حمل بود، بلکه این قابلیت را داشت که همزمان آهنگ های شاد و غمگین را با آن بنوازند. سیاهپوستان آمریکایی از سازدهنی استقبال خوبی بهعمل آوردند چون قیمت ناچیزی داشت. اینگونه شد که سازدهنی جای خود را در موسیقیهای جَز و بلوز که در آن بُرههی زمانی، بیشتر مخصوص سیاهپوستان بودند بهخوبی باز کرد.
لویی آرمسترانگ به دالی سلام میکند

مجله موسیقی ملودی: وقتی از موسیقی «جَز» (Jazz) حرفی بهمیان آورده میشود، باید تصدیق کنیم که « لویی آرمسترانگ» (Louis Armstrong) به یکی از نمادهای این ژانر تبدیل شده است.
لویی آرمسترانگ در سال ۱۹۰۱ متولد شد و زمانیکه در سن ۷۰ سالگی چشم از جهان فرو میبست به یکی از مشهورترین موسیقیدانان و نوازندگان تاریخ جَز تبدیل شده بود.
لویی در ابتدا بهعنوان نوازندهی ساز «کورنت» که نوعی شیپور کلیددار با صدای بم است، فعالیت حرفهایاش را آغاز کرد اما بعد از مدتی به نوازندگی «ترومپت» روی آورد. وی در سالهای پایانی فعالیت هنری خود به خوانندگی نیز اشتغال داشت و بهعنوان یک آوازهخوان جَز مشهور بود. او برترین نوازندهی ترومپت است زیرا تکنوازیهای حرفهای و بهخصوص نوآوری وی دراجرا، موجب تغییراتی بنیادی را در موسیقی جَز بهوجود آورده است. همچنین، لویی آرمسترانگ تاثیر زیادی را بر روی نوازندگانی که بعد از وی آمدند گذاشت.
برخی از منتقدین موسیقی، لویی آرمسترانگ را بزرگترین شخصیت موسیقی غرب در صدسال اخیر دانستهاند و این بهدلیل قدرت و تاثیرگزاری سبک لویی بر موسیقی جَز قرن بیستم است.
دو آهنگ از آرمسترانگ شهرت بسیاری پیدا کردهاند: «چه دنیای شگفتانگیزی!» “what a wonderful world” و «سلام دالی» “Hello, Dolly”. لویی آرمسترانگ در جایی گفته بود: « هـمهی مـا هـفت نـُت معــروف مـوسیقی را میشنـاسیم٬ امـا خـوب است کـه شما نتهای دیگـری را بـرای خـودتـان پیــدا کـنید.» عدهای به آهنگ «چه دنیای شگفتانگیزی!» از لویی آرمسترانگ این لقب را دادهاند: «سرود ملی انسانهای خوشبین»
موسیقی نواحی در جشنوارهی فجر امسال

در بيست و پنجمين جشنوارهی بينالمللی موسيقی فجر، بخش مسابقه و يك سالن مستقل برای موسيقی نواحی ايران اختصاص پیدا میکند.
به گزارش ايرنا از كميتهی روابط عمومی جشنواره، با هدف توجه ويژه دست اندركاران جشنوارهی بينالمللی موسيقی فجر به موسيقی نواحی و ارج نهادن به هنرمندان آن، در جشنوارهی امسال به همراه برگزاری بخش مسابقه در اين ژانر موسيقی، يك سالن نیز به صورت اختصاصی به برگزاری برنامهی اين گروه اختصاص خواهد يافت. در اين سالن همچنين بزرگان و اساتيد موسيقی نواحي نيز به اجرای برنامه خواهند پرداخت.
همچنين سلسله نشستهايی با محوريت موسيقی نواحی با حضور كارشناسان و پژوهشگران حوزهی موسيقی و موسيقی نواحي در كنار اين برنامهها در بيست و پنجمين جشنوارهی بينالمللی موسيقی فجر برگزار خواهد شد.
سیوچهار سال از مرگ هاولین ولف گذشت
امروز ۱۰ ژانویه، سی و چهارمین سال روز درگذشت «هاولین ولف» “Howlin’ Wolf” خواننده و نوازندهی موسیقی بلوز است.
وی در سال ۱۹۱۰ در آمریکا بهدنیا آمد و نام اصلیاش «چستر آرتور برنت» بود. هاولین ولف علاوه بر خوانندگی، نوازندهی موسیقی بلوز نیز بود و سازهایی مانند گیتار و هارمونیکا (سازدهنی) را مینواخت. مشهور است که هاولین ولف نواختن هارمونیکا را از سانی بوی ویلیامسون _ نوازندهی اسطورهای سازدهنی بلوز _ آموخت.
با وجود اینکه اکثر خوانندههای بلوز، در فقر زندگی میکردند هاولین ولف جزو معدود هنرمندان بلوز کلاسیک بود که در سالهای پایانی عمر خود به درآمد مناسبی از راه خوانندگی رسیده بود. در جایی به نقل از او آورده شده: «من بلوز را فقط برای پول میخوانم.»
اجرای گروه چهلدف در جشنوارهی موسیقی فجر

گروه موسیقی چهلدف به سرپرستی فرشید غریب نژاد قطعاتی از موسیقی کردی و فارسی را در جشنوارهی موسیقی فجر اجرا خواهد کرد.
سرپرست گروه چهلدف با اعلام این خبر به مهر گفت: «ما برای حضور در جشنوارهی بین المللی موسیقی فجر ۶ قطعهی فارسی و ۶ قطعهی کردی را اجرا خواهیم کرد که قالب اکثر این آثار بر اساس مضامین عرفانی قرار داده شده است.
فرشید غریب نژاد در ادامه افزود: «از جمله برنامههای گروه چهلدف برای اجرا در جشنوارهی موسیقی فجر میتوان به قطعات «بیا بیا»، «خواب آشفته» و «معنی عشق» اشاره کرد. ما در قطعات کردی نیز از لهجهی اورامیِ زبان کردی که کمتر در قطعات گذشتهمان استفاده شده بهره میبریم.»
وی همچنین تصریح کرد: «یکی از قطعات منحصر به فرد که در این اجرا به روی صحنه خواهیم برد مربوط به آهنگ «بشنو جهان بشنو، از ایران بشنو» است که در آن از اشعار ۶ شاعر بزرگ ایرانی مانند حافظ، مولانا، سعدی و سهراب سپهری استفاده شدهاست.»
غریب نژاد دربارهی قطعهی «بشنو جهان بشنو، از ایران بشنو» گفت: «در این قطعه از ریتمهای مختلفی استفاده شده است و برای اجرای هر کدام از اشعار داخل این قطعه از دستگاه و یا آواز خاصی استفاده کردهایم که به صورت مرکب خوانی اجرا خواهد شد.»



